ویژه کنید
عکس و تصویر درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت.. در من غزلی درد کشید و سرِ ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت...

سجاده گشودم که بخوانم غزلم را.
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت..

در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت....

بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت...
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟

من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم...
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت...

با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ...
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت...

در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند..
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت

.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...