ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه اینکه توسعه و پیشرفت را فزونی بخشید و استقلال و خودکفایی را بیشتر ...

و تازه اینکه توسعه و پیشرفت را فزونی بخشید و استقلال و خودکفایی را بیشتر کنید و آن را بیشتر لطیف با پشتکاری و پویا بودن قرار دهید تا یک اجتماع موفق داشته باشید می باشد و شروع کار با صداقت است و پایان کار با وفاداری می باشد و شهدا و جانبازان را گرامی بدارید چون عامل نفس کشیدن ما اینان می باشد. و تازه اینکه بی طرفی اعلام شود تمدن ایران بعد از تمدن چین بزرگترین تمدن تاریخ را دارد اما ایران چون اسلامی آنهم حقیقی (دین مبین اسلام ناب محمدی و خدا) دیده است یا زودتر دیده است اما چین ندیده است (یا دیرتر می بیند) تمدن درنزد خدا مورد پسند تمدن ایران است چنین که تمدن ایران جهانی یک تمدن برتر است به قولی تمدن ایران برتری تمدن او ربطی به مرزهای ایران ندارد یک مسئله جهانی است چنین است ‌که این تمدن الهی است(اما ایران هم منقرض می شود چون تمدن خدا (زیر حکومت مهدوی عراق) است که فقط باقی است)که پس اینکه تمدن ایران ربطی به حدود ایران ندارد تماما این مسئله جهانی است یعنی از دانشمندان و فیلسوفان و ادیبان و عارفان و شاهان و وزرا و . . . گرفته تا مسئله هایی درباره ی کتب آنان باشد می باشد چنین است که هدایت الهی از ایران می آید و انقلاب اسلامی از ایران است و این تمدن برترین تمدن درنزد خدا است (هرچند چین برترین تمدن انسانی باشد) می باشد چنین است که درنزد خدا که انسان به آن مربوط است فرق دارد با درنزد بشر که فقط انسانی می باشد چون درنزد بشر مسیحیت مصلح تر و چین برترین تمدن اما درنزد خدا اسلام مصلح تر (دراصالت اما درصورت اعتدال) و ایران برترین تمدن می باشد که همانا مستحق است که انقلاب اسلامی را داشته باشد که همیشه ایران چینی گونه و اسلام مسیحی گونه با اندکی یهودی گونه داشت تا بتوان هم رشد پیشرفت متعالی کرد و هم رشد هدایت کمال کرد می باشد. و تازه مهدی کذاب هرگز به حکومت نمی رسد همانا آنکه به حکومت می رسد حضرت مهدی ما است همان که نشانی از یوسف (چهره مرواید) و موسی (گذر از مقطع) دارد می باشد و چون درنماز شبی به سجده رفت و وفات یافتند قیامت برپا می شود می باشد
اللهم صل علی محمد و آل و عجل الفرجهم
و تازه من می توانم همچون حضرت مهدی (عج) خطرناک برای دشمنان باشم و تازه اینکه دانسته شود حضرت مهدی (عج) تنها خشن با دشمن خدا نیست بلکه او کودکان و یتیمان و بینوایان را رسیدگی می کند حتی شده خودش لقمه بردهانشان با آن همه فرامانروایی می گذارد و چهره ی ایشان معصوم است همین ممکن است دشمنش را به خطا بیندازد و غلط انداز باشد که انگار دشمن ندارد (اما دارد) چنین است که می تواند معدود لله و مجریمین از او می ترسند می باشد و تازه اینکه رحمت چنان زیاد است که تبسم مداوم برلبانشان است و خشمشان به جدی می ماند چنین است که او آنقدر رحمت دارند که حاضر نیست حتی به مگسی و کودکی و پیری و هرکسی برخوردی از ناحق بکند اما هزاران هزار مرد کارآزموده جنگی دشمن را ازپا درمی آورد چنین که همانا این که دشمن او معدود لله و مجرمین است و تازه اینکه مجرم دشمن مشترک بین دجال و امام عصر (عج) است و سفیانی و تروریست از مجرمین می باشند اما امام عصر (عج) دشمنی او با دجال و معدود لله بیشتر از مجرم است اما از دشمنی او با مجرم نمی کاهد معدود لله اگر دقیق و ظریف نباشد آنهم ممکن است مجرم ساز باشد چنین است لازمه آن تخصص دینی درتشخیص معدود لله است پس لازمه ی آن تشخیص ولی فقیه است مثل سلمان رشدی ها را محکوم بکند می باشد و تازه اینکه اینهم رحمت است و تازه من اینجا من نوعی است می باشد
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

پیامبر اکرم

لا تقوم الساعة حتی یلی رجل من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی .

رستاخیز به پا نمی شود، تا هنگامی که مردی از اهل بیت من که هم نام با من است، فرمانروا شود .

مسند احمد حنبل/ ج3/ ص376
و تازه اینکه دانسته جنگ نکنید مگر برای مدافع صلح باشد که خداوند تجاوزکاران دوست ندارد و جنگ ممنوع مگر برای دفاع از الهی وانسانی وخاکی هرکدام یا باهم باشد می باشد و تازه درمقابل استکبار ها بایستید آنها که اسرائیل و آمریکا است چنین است که استکبار ها باطل می باشند آنها دجال پیرویی می کنند می باشد و تازه اینکه استکبار فقط اینان نیست بلکه حکومت ایرانی نیز می باشد چنین است که همانا تجاوز کردن خود از نیاز حدود شکستن است که این باطل است می باشد. و تازه اینکه همانا فهم درست با قرآن این کتاب دارد حتی چنان که این کتاب روند اثبات ملاک سخن گفته و نگفته ها ارجعیت دارد می باشد و تازه تفریطگرایی روی ثابت بدتر از افراطگرایی است و تازه به زودی نیاز علم و ندانسته های آینده مانع دین شده و ماتریالیست را درمقابل اسلام که آنهم رشد داشته قرار می دهد وبدانید شما به روز شوید منافعی دین دارید باید دین را طوری پاسخگو دهید که هرزمانی باشد اما منافعی آن را ازدست ندهد همانا که چنین که همانا به این کتاب نیز نیاز تشخیص حقیقت با مدار فقیه باشد.و تازه با انقلاب اسلامی با پشتوانه ی ولایت انسجام داشته باشید با هررنگی باشید می باشد و تازه امتدادپیوسته از معنایی حقیقت درملاک انسانی خود یافتن درنزد خدا آنچه بشر به آن مربوط است می باشد و تازه خیر متخلف که درخطوط درملاک انسانی نیست مغلوب دراصالت یا عیان مغلوب پس از ظهور است اما برای مخلوقش است اما غالب برای خدا است و درنزد خدا به خدا فرق دارد با درنزد خدا آنچه انتظار از بشر که بشر به آن مربوط است دارد که کسی کتاب خوانده می داند این نیاز نیست پس خدا آن الهی که الهی به آن مربوط باشد به خودی خود از ما خواستار نیست و ازآن هم منع هم دراندیشیدن و فکر می کند که آن خیر متخلف است که نباید سمت آن گرفت و صلحش همینطور است و چنین که شرک است درآن و باور به آن داشت پس فقط خدایی که درگرویش تا جای ممکن نداشته باشد فقط خدا آن ذات خدا باشد شرک خود فرد با خدا است وگرنه الهی که الهی به آن مربوط است درحساب صفات باشد و به خودی خود نباشد مورد مقبول است می باشد چنین که همانا آبی یخی رد است و آبی آسمانی فرق دارد با آبی یخی که آبی آسمانی می تواند الهی که الهی به آن مربوط است به طوری که به خودی خود نیست باشد آن آبی مقدس است که نماد الله است می باشد می باشد اما این نمادین است نه سلیقه است می باشد و تازه اینکه چرا آبی آسمان ؟ چون میان فضا و زمین است و همان منطقه ی مقدس است و پاکی و صلح بسیار و آنجا هدایت است و الهی است نه فقط آن بلکه می توان درموقع تسخیر از میان آن تسخیر کرد می باشد چنین است که این هدایت الهی می باشد زیباترین آن هوای سفید مایل به خاکستری یعنی ابری و بارانی می باشد که دارای نعمت و برکت بسیار است فروان می باشد. و تازه اینکه دانسته دشمن ما از روی ثابت بدانند دست آخر آن مهدی (عج) پیروز است که مهدی منافق و فتنه خدا می نامند (که روحگرایی را بیشتر شرح می کند تا خاکی و جسم کوچک بودن است می باشد) که همانا چون پیروز شود می پندارند رستاخیز شده است این روی ثابت حق با ما است می باشد و تازه تفاوت مومن با نفاق دار دراین است هردو با عشق دین مینمایند اما روند اثبات ملاک و مبنا عقل را مومن دارد می باشد و بددین نیز نمی باشند می باشد. و تازه اینکه دانسته کسی که از ما فراری است شیطان خصلت است که بداند که ما خدا را می پرستیم نه تجسم داران بلکه خدا خالق جسم اما خدا حکومت ایرانی خدا نیست بلکه او ساخته ذهن از دیده ها می پرسند و تازه اینکه شیطان متعدد است و تازه شیطان نفوذی هایی است که ما را شیطان معرفی کرده اند که اینان نفوذی ها خودشیطان می باشند که اینان دشمن جنگ نرم بوده و درفضای مجازی مطلب علیه همولوژیک دین می گذارند می باشد اما وسط محض داریم تا وسط محض و تخلف به جا و خود خیر مصلح درملاک انسانی داریم تا خیر متخلف می باشد چنین فرق این آبی و زرد تا این آبی و زرد از زمین تا آسمان است  چون نماد آبی آسمان مصلح اما آبی یخی خیر از تزویر است و زرد کمرنگ و طلایی مایل به سرخ مصلح اما زرد خطرناک است این هم با دوبودن جزئیات(جزء ازخیر باجزء)مطابقت دارد (که جزء تمام شر است) چنین است که خود جزء دوتا است که حضرت عیسی (ع) با دجال و ابلیس (جزء تمام دو تر می شود) است چنین که حضرت مهدی (عج) فرد متعلق کل است پس حسابش کل است چنین که طلایی مایل به سرخ و زرد کمرنگ درمقابل زرد است و آبی آسمانی درمقابل آبی یخی است و تازه سبز انتزاعی را بسیار گرامی بدارید این دیگر نمادین نیست این خود رنگ اسلام و شیعه است می باشد و تازه اینکه سبز روشن هدایت و آنهم نماد اسلام و شیعه است می باشد و تازه اینکه باید تسلیم خدا و اوامر او باشیم و تسلیم غیرخدا نباشیم می باشد و تازه اینکه قلب آرامش و مطمئن درروال تکلیف باید باشد کاملا صحیح می باشد‌. و تازه وحدت باید با انقلاب و ولایت باید باشد می باشد و تازه با افراطگرایی و تفریطگرایی جلویش را بگیرید آنان دشمن انسانی و الهی می باشند به جدیت بایستید یک مو نباید نه از بی گناه کم شود اما فتنه گران بیشتر مفتون ها محکوم باید شوند چنین است که همانا داعش و آمریکا و سفیانی و دجال یک مد است و تازه همانا فضای مجازی را حفاظت بگذارید و تازه اینکه کالای داخلی بخرید و از کالای خارجی خریدن تا جای ممکن بپرهیزید و تازه ایران علم درستاره ثریا باشد آن را بیابد آن ثریا چین است که بیابد و بیابید این اصالت ترکیب حدیث مطابق با امتدادپیوسته از معنایی حقیقت است می باشد و تازه ما الگوریتم چین را می گیریم نه خودچین مثلا چین درختکاری دارد آن را می بینیم و آن را ما هم می کنیم و چین برای کشورش کالای داخلی می گذارد ایران هم کالای داخلی می گذارد (نه چینی آنهم نه ایرانی)اما تمدن ایران برتری تمدنی درنزدخدا که بشر به آن مربوط است دارد می باشد و تازه اینکه دانسته شود پس آنچه باید پیش رود بومی سازی جهانی است و بدانید که همانا فدال اصلی امام عصر(عج)فدالی که خاک این ایران زیر عضو است می باشند.و تازه اینکه هم وسط محض درمعنا باطل اصیل جامع رفتن بین نه حق و نه باطل و مانند آن است که باطلترین می باشد اما وسط محض ازعین درحساب عین با پشتوانه ی ملاک و امتدادش مقبول درروال تکلیف می باشد پس زرد کمرنگ تخلف به جا و زرد تخلف بی جا و طلایی مایل به سرخ وسط محض ازعین درحساب عین با پشتوانه ی ملاک و امتدادش یا عملگرایی اسلامی است وتازه اینکه عملگرایی غیراسلامی قهوه ای پررنگ است یا همانا عقل معاش بدون پشتوانه ی عقل معرفت یا عقل غربی و سکولار است می باشد "که طلایی مایل به سرخ" هدف درروال تکلیف است پس کسی به خدا نزدیکتر می شود به طور نفوذی که همانا پشتوانه ی ملاک و امتدادش داشته و لااقل همانا مبنا عقلی اسلامی بوده بعدش عملگرایی اسلامی که اعتدال است دارد می باشد که فیروزه ای درکل جمع است و طلایی مایل به سرخ به بخشی است که به آن بیشتر به توجه خاطر همانا اصلاحش می پردازیم چنین که اعتدال است می باشد که این مورد مقبول است اگر از اهل حقیقت بپرسند چه هستید میگویند درکل جمع(اسلامی ناب محمدی ملاک)و اگر بگوید به چه می پردازید سطحی اما از مومن و اهل نظر بپرسند چه هستید می گویند درکل جمع(اسلامی ناب محمدی ملاک) و اگر بگوید چه می پردازند می گویند عملگرایی اسلامی و اهل مهدی همینطور می باشد و تازه عملگرایی اسلامی شان آن برترین است اگر مطابق درروال تکلیف باشد می باشد که چنین است عملگرای اسلامی مورد پسند است اما ما اهل این کتاب اکثرا اهل حقیقت می باشیم لیکن باید اهل نظر و اهل مهدی بشویم می باشد. امام عصر (عج) پرچمی دارد که فیروزه ای است و ستاره هشت پر که یک پر زیتون به شکل هلال زیر آن گذاشته شده دارد که ستاد مرکزی ملاک میباشد چنین ستاد همه چیز درعهده دارد اما پرچم اصلی او سفید البیعت لله و پرچم الله است چون به پا خیرد نام مبارک الله را بر پرچم بگذارد و پرچمی سفید که عاری از هرگونه غیر سفید است جزء نامی که سبز رنگ به نام الله برآن حک شده است این پرچم اول توسط یمانی برفراشته شده بعدا پرچم تمام حکومت امام عصر (عج) می شوند چنین پرچم کره زمین نیز است چنین پرچم برقرار بوده اما یمانی و خود سیدخراسانی همچون امام حسین (ع) شهید می شود می باشد و تازه امام عصر(عج) با این وضعیت قبل ازظهور و ظهور دچار طرد شدن می شود چونکه ایشان از شیعیانش عملگرایی خواستار است و همانا از غیرشیعیان شیعه شدن خواستار است چنین وضعی است که عملگرایی او مصلح نما نیست و شر هم نیست و اعتدال است همین قابل بی توجه ای می شود و درباور مصلح است و این درعملی اعتدال نیکو می باشد چنین است که امام عصر (عج) قواعدی میخواهد زنده کند که متروک مانده اند و دراسلام موجود است و چون برقرارشودجامعه جهانی برگشت جهالت(دوشخصیت) مطرح می کند نه بازگشت به فطرت چنین وضعی است که همانا امام عصر (عج) آن نیست که از بس شر بودن طرد می شود بلکه از بس خیر بودن عادی می باشد و چون دشمنی بشود آن گرفته شده و خوبی ها فراموش می شود و تازه اینکه امام عصر (عج) مجبور است دوچیز را حیات بخشد خشونت های طرد شده و اخلاقیات لطیف طرد شده هردو را می خواهد احیاء بکند هم ببخشید بخشید بخشید می گویم هم چندزنی و خادم و تسلیم بودن (از خدا و اوامرش) بودن را احیاء دربین مسلمین می کند هم کمک به بینوایان و علم دوستی و استقلال طلبی می باشد چنین وضعیتی است که جهالت دوشخصیتی به او زده می شود و طرد می شود می باشد ^آفرین و احسنت برشما کسانی که می فهمید^ می باشد البته می توان اینان را زودتر احیاء کرد اما هرگز آن احیاء که امام عصر (عج) می کند نمی شود می باشد چنین وضعیت است که امام عصر (عج) همانا می آید که همین باعث می شود رخنه ای بگیرید می باشد چنین است که همانا ایشان موعود شده و برتمام عالم هستی و دنیا همانا حکمرانی می کند می باشد. و تازه اینکه ایشان همانا رحمت العالمین است چنین است که ایشان هدایت الهی به عیان دارند چنین است که او با آن همه فرامانروایی حاضر می شود که باری از غذا بر دوش و سبدی بگیرد و به فقرا و یتیمان و بینوایان بدهد بدون اینکه دیده شود می باشد او است که بر گلیم می نشیند درحالی که فرمانروایی عالم دست اوست او کسی است که لباس ژنده پوش دارد درحالی که چنان پولدار است که هزاران هزار فقیر را سیر می کند او کسی است که پیرمردان هم برای او فرزند می باشند که او وقتی یارانش گریه می کند او را درآغوش می گیرد چنین که او فرماندهان و یاران دشمن را وقتی پشیمان اند می بخشد  این الگویی است برای شما می باشد و تازه اینکه همانا وقتی غریب است همچون حضرت علی (ع) گریه می کند اما اندوه او مخفی است و تازه این مولای شما است من تازه قطره ای از این دریا گفته ام می باشد و تازه هم اینکه براستی ما هم اینگونه سعی کنیم باشیم. و تازه درحساب ملاک فقط ولایت نیست ولایت با روند اثبات ملاک می باشد و تازه عقل نظری باطل است مگر اینکه پشتوانه ی ملاک و امتدادش را داشته ^باشد^ولایت بدون روند اثبات ملاک با عقل نظری مسلم است اما ملاک دار و خدا دار آن است که ولایت را با روند اثبات ملاک دارد و تازه وسط درباور اصول باطل است (مبنا و شرقی (میانه) درباور صحیح است) مگر که وسط محض درعین درحساب عین صحیح می باشد و تازه درخودعمل باید تکرار از شرح سنت الهی و جدید ^از مسائل عملی^ کرد تا با جان آن سخن بنشیند پس اگر سخنی مربوط به سنت الهی بارها تکرار شود به یک شکل این میزان تاکید برای تکرار می باشد این دلیل تکرار بعضی سخن دراین کتاب آیات قرآن می باشد و تازه اینکه کسی هدایت الهی می پیماید که درراه واقعیت درگرو حقیقت قدم بگذارد یعنی واقعیت خوب دین مبین اسلام ناب محمدی ملاک می باشد که همینکه دانسته همانا انسان از طریق روند اثبات ملاک آنچیزی را می یابد که هست و هست می خواهد می باشد پس خداوند همین را خواسته است که این کتاب خواسته است می باشد حتی همین مغایر از روی ثابت ندارد می باشد و شاید هم راه ندارد و دگم تمام همین برقرار است چون حقیقت از روند اثبات ملاکش همین است مثل بودن خورشید دگم است مثل بودن خدا دگم است و عوض شدنی ندارد کسی نمی پذیرد جزء اینکه به خودش ضرر رسانده کاری نکرده است و دگم به معنای تعصب نیست به معنای تو بگو نیست با نیست تو این یافتن آنقدر مطابق است که نیست نمی شود دلیل کشتن معدود لله آن است که عوام فریبی درمقابل ما می کنند به طوری که دقیقا سلمان رشدی کرد می باشد و معدود لله غیر از سلمان رشدی ها نیست که باید کُشته شوند و رهبری که فتوا کُشتنش را نمی دهد یا ما را می دهد باید برکنار بشود فقط امام عصر (عج) گردنمان هم مال اوست که چنین که مسئله همین است هرکه غیراز معدود لله که ضرر به اصالت دین می رساند همانا بگوید سخن این کتاب حقیقت نیست با گفتن او ناحقیقت نمی شود چنین که جوری دراین کتاب راه ندارد و آنقدر ریشه ای حقیقت است که مبداترین سرآغاز است و همین که معنایی حقیقت است و نمی تواند تا کف مرز درملاک انسانی درامتداد پیوسته آن بگذارد جوری از خود گذاشت ^می باشد^ و تازه اینکه محصولش هم تا کف مرز درملاک انسانی مقبول است و بیشتر از "و..." مقبول نیست می باشد. و تازه اینکه همانا این جوری برای این کتاب معنا ندارد و تازه مکر خفیف و کذب خفیف لازم است اما صادق باید بود می باشد و تازه اینکه خیر خواهی با پشتوانه ی ملاک و امتدادش باشد که با اندکی مکر ضعیف و دروغ ضعیف همانا مقبول است حتی باید نسبت به دشمنی که معدود لله نیست خیرخواهی از نوع مدارا بود می باشد و تازه نوآوری درشان خودکاربری را زیاد بکنید می باشد که چنین درروال تکلیف است می باشد. و تازه اینکه هوابرد ها تقویت و خط مقدم بکنید همچون دفاع مقدس تا کنون که پیش رویی بکنید و هوابرد ها درسپاه نظام مقدس جمهوری اسلامی گسترش دهید چنین است که هوابرد که برای جنگ فقط نباشد بلکه بیشتر نجات باشد کمک هوایی و زمینی می باشد چنین است که کمکبردی بودن آن را بیشتر بکنید و آن را افزایش دهید و پشتوانه ی علمی تکثری و انسانی نیاز است همانطور که علم تکثری و انسانی پشتوانه ی ملاک و امتدادش نیازمند است و تازه تخصص دراین امور لازم است  و دوربرد و نقطه گیر باید هوابرد ها داشته باشند و تجربه لازم است به خصوص به قدرت داخلی باید اکتفا بود همانا که هم همانا جلوی هردشمن متعرض نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستاد اما سپاه و رسانه ی داخلی باید جبهه ی اول درمقابل نفوذی ها باشد که چون اولین امنیت کشور اینان تامین می کنند بیشتر کنترل می خواهد پس مورد توجه خاطر بیشتر می خواهد می باشد و تازه اینکه رفتار نیکو و هم دلی و وحدت نیاز ما است و تازه اینکه یاد همه شهدا را نگه دارید می باشد وتازه ماه شعبان ماه شادی است چنین ماه تولد امام عصر (عج) و امام حسین (ع) است می باشد چنین ماه آماده برای رمضان ماه خدا نیز است چنین فیض برکتی ماه را داریم که بهتر آن بعد از رمضان نداریم چنین که همانا این ماه را محفوظ دارید و یاد کنید و شیعیان دراین ماه خوش باشید و هرگونه جنگ دراین ماه نیز حرام است و تازه اینکه افتخار می کنم مسلمان بعد آن انسانی ایرانی اما چنین است که امید و عشق داشته باشید و همانا امید یعنی پایداری باوری که باید داشت می باشد. و تازه محبین لله را محفوظ دارید و آنان را هرجا یافتید یاری رسانی بکنید می باشد. 
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

امام صادق

«منا اثنا عشر مهدیا، مضی ستة و بقی ستة، یضع الله فی السادس ما احب».

12تن هدایتگر از ما هست که شش تن از آنها گذشته، و شش تن دیگر باقی است. خدای در ششمی آنها، آنچه می خواهد قرار می دهد».

بحارالانوار/ ج51/ ص145و تازه اینکه عقاب نماد عرفی کبیرایی نیز است پس میتوان عقاب را اگر اسلامی باشد به کاربرد و این عقاب نماد پرنده ی آبی آسمان است چنین است که می تواند به کار برد و عقرب نیز ارجعیت دارد بر عقابی که قطبی مال آبی یخی باشد و تازه عقرب نماد عرفی جنگجو است چنین است که می تواند از همین دو استفاده کرد با نماد فرشته ی جبرئیل که شرح داده شده است که نماد عرفی آسمانی است می باشد. چنین است که همانا می توان از این نماد ها استفاده کرد می باشد. آنگاه دوقوم از کتاب من سوء بهره ببرند قوم اعتدال می آید که قوم سوم است می باشد. و تازه اینکه ... که انا یمانی را بارها بزرگ کسانی گفته اند اما همه فردی از حزب ما است می باشد حتی پیامبر اکرم (ص) گفته است و من هم گفته ام من هم خود یمانیم اما این یمانی است که موعود حزب ما است همانطور که حضرت مهدی (عج) موعود عالم است می باشد که پس سخن را محتوایی بفهمید که نه استعاری نه عینی جزء میزان نیاز که دچار تضاد و نقصان و توهم نشوید می باشد و تازه اینکه یمانی می گوید به هیچ حزبی جزء حزب الله پایبند نیست بدانید که حزبی جزء حزب الله مقبول نیست چون این حزب تنها حزب خدا می باشد. و تازه اینکه دانسته ظهور نزدیک است اما می تواند برای بشر ^هزار سال^ نزدیک باشد می باشد که همانا مرگ و رجعت نیز می باشد چنین هدایت الهی می باشد و چنین است که همانا من می میریم و ممکن است دربرزخ مجازات نیز بشوم اما رجعت می کنم و می آیم و درصف ظهور قرار می گیریم همانطور که بسیاری رجعت کرده و می شوند تا بتواند امام عصر (عج) را ببینند اما اگر زمان ما ظهور نکرد چنین است که بسیاری از این روحانیون و مومنین و اندکی مسلمین رجعت می کنند می باشد. و تازه عالم مظهر خدا است و درمظهر خدا گناه نکنید و تازه اینکه درمظهر خدا این است خدا درصفاتش است که می بینید اما خود دیده او از درک و تصور انسان خارج است چنین است که خدا شعور دارد و درک دارد اما درک و شعور ذاتیش از درک و شعور انسان خارج است اما می توان فهمید و به وجود او پی برد اما نمی تواند درک و شعور و تصور حاصل از ذاتش را فهمید چنین است همانا انسان اشرف مخلوقات است پس به صفات خدا می رسد اما به ذات خدایی که درحساب صفات نباشد نمی رسد می باشد چنین است که انسان باید بداند عالم مظهر خدا است یا همانا خدا می بیند هرجایی که باشید چنین است که گناه و خطا درهرجایی اشتباه است (و معدود لله را کشتن یک عمل صالح است که هرچند اخلاقی به ظاهر نباشد اما الهی و دینی می باشد پس خود خطا و گناه نیست مگر اینکه کسی غیر معدود لله کُشتن و غیر قاتل غیر معدود لله را کُشتن آنجا برابر کُشتن همه ی بشر است حتی اگر یک مگس کوچک باشد می باشد) و تازه اینکه اسلام همین است حتی نمی تواند به خانه ی یک عنکبوتی که گناهی ندارد آسیب برساند چه برسد آدمیزاد بی گناه که مورد هم نوع دوستی باید باشد چنین است که دین ما بقیه اش صورتش هم رحمت است و آزاده به هرکسی می گویم که نفاق و حمایت ازآن نداشته باشد اگر نفاق مبنا عشقی درشان نشانه آن است که هرگز نمی تواند آزاده باشد هرکسی که نفاق دارد به دوسته تقسیم می شود منافق و منفوق هردو معتقد به دین نیستند نه مستتر بلکه تماما فقط رو نمی کنند چنین است که هم منفوق راحت است و منافق کُشته می شود و منفوق عوام نفاق دار است و منافق (گنده لات و) قهرمان نفاق دار است چنین است که نفاق یک چیز ندارد درحساب ملاک و روند اثبات ملاک می باشد و تازه اینکه روی ثابت به این است نفاق و حتی آزاده منهای دین به دلیل دین داری نمی رسد چنین روی ثابت است که این است که نفاق و بددینی حتی راه ندارد چون سایه عقل معرفت حاکم است چنین است که همانا نمی گذارد عقل نظری و عقل عملی و عشق بدون تحت نظر عقل معرفت تصمیمی و اثباتی بگیرند می باشد چنین است که عقل معرفت است که دین را نجات می دهد و دین اسلام خواه است چنین است که از عقل معرفت گذشت می باشد. همیشه بدانید اکثر مردم نه خرابند نه سالم و خراب اقلیت و سالم نیز اقلیت جدا از خراب است می باشد. و تازه اینکه همانا این واقعیت است (که همیشه شاگرد ممتاز ها اندک و شاگرد تبل ها اندک و اکثر مردم شاگرد متوسط و همانا اندک استثناء می باشد‌.‌) چنین است صحیح قبل از ظهور است می باشد. و تازه اینکه فقط یک تفاوت است روی ثابت با ما است نیازی هم به تخصص داشتنمان و ظاهرسازی نیست چنین است که آنکه چشم باز درموردش می گوید کذب است مگر اینکه با این کتاب باشد چنین که از این به بعد هرکسی از این کتاب نمی رود از باطل است چه نیمه چه تمام باشد که فقط ما حقیم بله فقط ما حقیم اما قرار نیست به خاطر این تکفیر کسی را بخوانیم مگر معدود لله می باشد چنین که همانا که اینکه یک گوشه مجبورا می نشینیم و تبلیغمان را می کنیم چنین است زیر پایبند به رهبری و علامه نیز می باشیم اما برای اینکه از بقیه متمایز شویم حزبی به نام حزب الله (خاص) یا جنبش حقیقت تشکیل داده ایم . و تازه اینکه عقاب نماد عرفی کبیرایی نیز است پس میتوان عقاب را اگر اسلامی باشد به کاربرد و این عقاب نماد پرنده ی آبی آسمان است چنین است که می تواند به کار برد و عقرب نیز ارجعیت دارد بر عقابی که قطبی مال آبی یخی باشد و تازه عقرب نماد عرفی جنگجو است چنین است که می تواند از همین دو استفاده کرد با نماد فرشته ی جبرئیل که شرح داده شده است که نماد عرفی آسمانی است می باشد. چنین است که همانا می توان از این نماد ها استفاده کرد می باشد. آنگاه دوقوم از کتاب من سوء بهره ببرند قوم اعتدال می آید که قوم سوم است می باشد. و تازه اینکه ... که انا یمانی را بارها بزرگ کسانی گفته اند اما همه فردی از حزب ما است می باشد حتی پیامبر اکرم (ص) گفته است و من هم گفته ام من هم خود یمانیم اما این یمانی است که موعود حزب ما است همانطور که حضرت مهدی (عج) موعود عالم است می باشد که پس سخن را محتوایی بفهمید که نه استعاری نه عینی جزء میزان نیاز که دچار تضاد و نقصان و توهم نشوید می باشد و تازه اینکه یمانی می گوید به هیچ حزبی جزء حزب الله پایبند نیست بدانید که حزبی جزء حزب الله مقبول نیست چون این حزب تنها حزب خدا می باشد. و تازه اینکه دانسته ظهور نزدیک است اما می تواند برای بشر ^هزار سال^ نزدیک باشد می باشد که همانا مرگ و رجعت نیز می باشد چنین هدایت الهی می باشد و چنین است که همانا من می میریم و ممکن است دربرزخ مجازات نیز بشوم اما رجعت می کنم و می آیم و درصف ظهور قرار می گیریم همانطور که بسیاری رجعت کرده و می شوند تا بتواند امام عصر (عج) را ببینند اما اگر زمان ما ظهور نکرد چنین است که بسیاری از این روحانیون و مومنین و اندکی مسلمین رجعت می کنند می باشد. و تازه عالم مظهر خدا است و درمظهر خدا گناه نکنید و تازه اینکه درمظهر خدا این است خدا درصفاتش است که می بینید اما خود دیده او از درک و تصور انسان خارج است چنین است که خدا شعور دارد و درک دارد اما درک و شعور ذاتیش از درک و شعور انسان خارج است اما می توان فهمید و به وجود او پی برد اما نمی تواند درک و شعور و تصور حاصل از ذاتش را فهمید چنین است همانا انسان اشرف مخلوقات است پس به صفات خدا می رسد اما به ذات خدایی که درحساب صفات نباشد نمی رسد می باشد چنین است که انسان باید بداند عالم مظهر خدا است یا همانا خدا می بیند هرجایی که باشید چنین است که گناه و خطا درهرجایی اشتباه است (و معدود لله را کشتن یک عمل صالح است که هرچند اخلاقی به ظاهر نباشد اما الهی و دینی می باشد پس خود خطا و گناه نیست مگر اینکه کسی غیر معدود لله کُشتن و غیر قاتل غیر معدود لله را کُشتن آنجا برابر کُشتن همه ی بشر است حتی اگر یک مگس کوچک باشد می باشد) و تازه اینکه اسلام همین است حتی نمی تواند به خانه ی یک عنکبوتی که گناهی ندارد آسیب برساند چه برسد آدمیزاد بی گناه که مورد هم نوع دوستی باید باشد چنین است که دین ما بقیه اش صورتش هم رحمت است و آزاده به هرکسی می گویم که نفاق و حمایت ازآن نداشته باشد اگر نفاق مبنا عشقی درشان نشانه آن است که هرگز نمی تواند آزاده باشد هرکسی که نفاق دارد به دوسته تقسیم می شود منافق و منفوق هردو معتقد به دین نیستند نه مستتر بلکه تماما فقط رو نمی کنند چنین است که هم منفوق راحت است و منافق کُشته می شود و منفوق عوام نفاق دار است و منافق (گنده لات و) قهرمان نفاق دار است چنین است که نفاق یک چیز ندارد درحساب ملاک و روند اثبات ملاک می باشد و تازه اینکه روی ثابت به این است نفاق و حتی آزاده منهای دین به دلیل دین داری نمی رسد چنین روی ثابت است که این است که نفاق و بددینی حتی راه ندارد چون سایه عقل معرفت حاکم است چنین است که همانا نمی گذارد عقل نظری و عقل عملی و عشق بدون تحت نظر عقل معرفت تصمیمی و اثباتی بگیرند می باشد چنین است که عقل معرفت است که دین را نجات می دهد و دین اسلام خواه است چنین است که از عقل معرفت گذشت می باشد. همیشه بدانید اکثر مردم نه خرابند نه سالم و خراب اقلیت و سالم نیز اقلیت جدا از خراب است می باشد. و تازه اینکه همانا این واقعیت است (که همیشه شاگرد ممتاز ها اندک و شاگرد تبل ها اندک و اکثر مردم شاگرد متوسط و همانا اندک استثناء می باشد‌.‌) چنین است صحیح قبل از ظهور است می باشد. و تازه اینکه فقط یک تفاوت است روی ثابت با ما است نیازی هم به تخصص داشتنمان و ظاهرسازی نیست چنین است که آنکه چشم باز درموردش می گوید کذب است مگر اینکه با این کتاب باشد چنین که از این به بعد هرکسی از این کتاب نمی رود از باطل است چه نیمه چه تمام باشد که فقط ما حقیم بله فقط ما حقیم اما قرار نیست به خاطر این تکفیر کسی را بخوانیم مگر معدود لله می باشد چنین که همانا که اینکه یک گوشه مجبورا می نشینیم و تبلیغمان را می کنیم چنین است زیر پایبند به رهبری و علامه نیز می باشیم اما برای اینکه از بقیه متمایز شویم حزبی به نام حزب الله (خاص) یا جنبش حقیقت تشکیل داده ایم .و تازه اینکه نیکوکاری با قلب نیکو و خوش بکنید می دانم رد کردم اما بدون خدا و اوامر خدا رد شده است وگرنه تا بسیار شمار قلب خوش با نیکوکاری تایید است و پس از اعتماد به خدا و اوامرش یا درحساب ملاک و اعتماد به جمع یا شورا و مردمی همانا اعتماد به نفس و توانایی شناختن احساسات و همانا درک خصوصیات انسانها غیرمعدود لله به شکل متقابل می باشد و جهان چندین دسته است یا باور به خدا و معاد دارد و نفاق ندارد و حامی نفاق هم نیست آزاده است و نفاق دارد اما عامه است راحت است تا اقدامی نکند و منافق سردسته نفاق است و دستگیر شود و کشته شود و کافر و مکفور اگر خدا و معاد را باور داشته آزاده است پس مثل مسیحیان و یهودیان و زردشتیان اکثرا آزاده می باشند  و خدا و معاد را باور نداشته باشد یا هرکدام باشد مثل ادیان دارمایی همانا اگر حامی نفاق باشد مثل میانمار همانا اینکه مکفور باشد راحت است و قصد کشتنمان را بکند فرار می کنیم ویا دفاع انسانی می کنیم و کافر باشد کشته می شود اما اگر حامی نفاق نباشد هم کافر هم مکفورش راحت است و دسته دیگر تکفیری بوده که جنگ انسانی با آنان می شود چون آنان با انسانیت می جنگند و بقیه بین دین داران اسلام سالم مسلم و بددین و ملاک داران است که بددین اهل سنت و شیعیان غیر انقلابی است و مسلم انقلابی با عقل نظری است وملاک داران با عقل معرفت است وعقل نظری تقویتی است و بددین آزاده نیز است همانا تا اینقدر آزاده منهای دین حقیقی گسترش دارد می باشد دانسته وهابیت نفاق متحجر است و تازه نجات دادن مهم است چنین است که نجات یک نفر برابر نجات همه بشریت است اما معدود لله اگر به دلیل غیربرخورد قصد نجات خواست آنهم باید نجات دهید اما اگر برخوردی با دین کرد مثل سلمان رشدی آنجا رحم نشود می باشد چنین است که حتی دشمن تا نزدیک بیخ معدود لله نجات دادن و هم غذا شدن موجود است چنین است که همانا دسته ی دیگر نیز می باشند از دین اسلام سالم اینان اهل نظر و اهل مهدی می باشند چنین است که اینان عملگرا ما می باشند و اینان که به غیر از اعتقادی بقیه سخنانشان عملشان است چنین است که همانا اینان مقبول درنزد خدا و رسیده به (عمل) ملاک از (باور) ملاک می باشند که این نفوذ است که اینان خود از اوامر خدا و متعلقاتش می شوند می باشد چنین است که صلح و امنیت و امید و تعادل شعار و عمل آنان است اینان زیر سایه الله اوامر او می باشند که فیروزه ای رنگ آنان است که آنان خود خود خود جلوه دین مبین اسلام ناب محمدی می باشند آنان مصلح فی الارض می باشند آنان بسیار مهربان و دلسوز و نوری دمیده در افق طلوع می باشند و منصور سرور آنان است وتازه همه انسانها  برابراند از هرکجایی که باشند و همه از یک مادر و پدر می باشیم این قاعده انسانی است چنین است که همانا مصلح به اصل امام عصر (عج) است می باشد و تازه اینکه همیشه مسواک بزنید می باشد و تازه اینکه رحمت داشته باشید و تا جای ممکن (غیرمعدودلله) نیکوکاری کنید می باشد و خداوند رحمت دارد و لطیف باشید و پس از این مسلط بر بی زمانی و گذشته و آینده حال را درنظر بگیرید و گذشته از این به بعد فقط برای عبرت باشد می باشد چنین که هدایت الهی می باشد . و تازه تحلیل گرایی از داده عینی ریشه ای باطل است مگر اینکه از روند اثبات همین کتاب پیش رود و پیدا بکند و مغایر به روند اثبات و محصول این کتاب برنگردد چنین که این کتاب درحساب ملاک اعتبار دارد یعنی از اوامر خدا است فقط حجت است منزله بین منزلتین منزلی بین الهام و عقل نظری که دفعتا الهام به عقل نظری نمی رسد روالی می رسد چنین که بین این روالی عقل معرفت یا روند اثبات ملاک موجود است که حاکم بر عشق و عقل نظری درروال تکلیف است پس نمی تواند عشق و عقل نظری برای این کتاب تصمیم نظر بگیرد اما این کتاب می تواند برای آنان بگیرد چون درحساب ملاک گروه خونی O است نمی تواند از عقل نظری و عشق و عقل عملی چیزی و اثباتی تصمیمی بگیرد اما میتواند تصمیم و اثبات به آنان بدهد درحالی که آزاد هم برای خودشان هم می توانند بگیرد اما این آزاد فقط نباید مغایر با درحساب ملاک بشود میباشد
چون مسئله به ظاهر جدیدی مطرح شده به نام عقل معرفت که حاکم بر عقل نظری دررروال تکلیف به طبقه می باشد که اینگونه عقل همانا عشق آسمانی که درحساب ملاک باشد قابل پذیر است اما عقل نظری می تواند به امانیسم کشیده شود می تواند به دین هم کشیده شود اما این عقل معرفت است که تنها دین را میکشد همانا نمی توان از آن وسیله ی متقابل استفاده کرد چنین است عقل امن دینی می گویند عقلی که حتما به دین اسلام میکشاند که نظری نیست از روند اثبات معنایی حقیقت درملاک انسانی است چنین عقل مقدس است وعقل غربی نیست که فقط عقل عملی و نظری را شناسد چنین است که این عقل وسیله معمول مثل  عقل نظری نیست که بتوان هم بد بدست آورد هم خوب بدست آورد بلکه عقل معرفت است که نتوان بد بدست آورد حتما حتما دین اسلام درروال تکلیف است . و تازه نیکوکاری بسیار مورد نظر است همانا نیکوکار باشید و با خدا و اوامرش تا جای ممکن نیکوکار باشید و این سبقت باشد و دراین از هم پیشین بگیرید که همانا نیکوکاری را پروش دهید و آن را داشته باشید اما بدانید که کسانی می توانند از این کتاب سوء استفاده بکنند و افراطی ها باشند همین است که ظریف و دقیق درمعدود لله باید حفظ شود چنین است که همانا نمی شود معدود لله نکرد از آن سمت قاطع نسبت به آن باید بود چون تفریطی ها سوء استفاده می کنند چنین است که این وسط باشد که قاطع اما ظریف و دقیق با معدود لله برخورد شود باعث می شود هم افراط سوء استفاده نکند هم تفریط سوء استفاده نکند چنین است که این جبهه ی وسط درعین درحساب عین است که پیروز است می باشد اما چون سروران معدود لله قصد کشته شدن دارند نه عوام همانا مثل سلمان رشدی ها یک (شاید نباشد) ضعیف هم اضاف شده (چونکه مربوط به مجازات است بد ضعیف هم دارد) تا بتواند از خطراتی که به ناحق را برساند مانع شود و دست آخر فقط به آنان برسد که گردن سلمان رشدی ها و ابلیس را بزند نه غیر از آن که باشد می باشد وتازه نیکوکاری بکنید و از آن به تمام قلب بهره ببرید چنین است که همانا معجزه ی بهار باشید و تازه اینکه رحمت الهی همانا شامل همگان می شود و نعمت ها می بارد اگر به آیات ما عمل می کردید و به سخن این کتاب نیز عمل می کردید چنین است که همانا این فضل است می باشد. اما بنیادگرای بودن(مایل به میانه)درباور ازاصول درروال تکلیف است و لبیرالگری بودن(مایل به میانه)درباور از عمل درروال تکلیف است چنین است که افراط و تفریط می توانند سوء استفاده بکنند چون دین همین است برای اینکه سوء استفاده نشود درروال تکلیف شان الهی بنیادگرایی میانه و شان انسانی میانگرایی بنیادی و شان عملی تجدیدگرایی مایل به میانه می باشد چنین است که اگر چنین درروال تکلیف باشد نمی گذارد که سوء استفاده بشود که هیچ معدود لله و قاطع اما دقیق و ظریف و شاید نباشد ضعیفش هم خود مانعی برای هم افراطگرایی هم تفریطگرایی است می باشد چنین است که نمی گذارد که سوء استفاده باشد چنین است که رنگ مورد نظر رنگ سفید و رنگ سبز انتزاعی است که رنگ اسلام و تشیع است چنین است که فقط افراطگرایی رنگ آن سرخ است نسبت به تفریطگرایی و وسط محض درمعنا مثل زنا به لواط است چنین است که افراطگرایی هم باطل است اما بهتر از آنان است تازه خشن مقدس باید با تمدن و توسعه و کنترل باشد چنین است که دوجبهه درآینده از ما ساخته می شود همانا متمدن اعتدالی با متمدن افراطی که اعتدالی را وسط محض درنظر است می باشد این جنگ باید رخ بدهد ^چون عامل می شود ریشه ی فساد برچیده شود با اضاف شرح ها^ پس خود جنگ برای صلح است چنین است که همانا بگذارید که رخ دهد چون سیاست است تا بتواند فساد برچیده شود معمولا هردو از ما تابعیت می کنند اما تابعیت داریم تا تابعیت بعضی وزن سخنانم سنگین است و به ظاهر سبک است به خصوص سخنانی که اعتدال درعمل درحساب عمل و بنیادگرا درباور و اعتقاد دینی می باشد چنین است که همانا این مقبول است اما وقتی جنگ بین اعتدال و افراط رخ داد بدانید که جبهه ی اعتدال بنیادگرا درخدا و اوامرش می باشند درانسانی اعتدالی بنیادی و درعمل تجدید گرا مایل به میانه شده اند واصل خدا واوامرش می دانند یا اینکه جبهه ی اعتدال را بهانه گرفته وافراط متمدن  بنیادگرایی درباور را معمولا دارد اگر بهانه نبودجبهه ی اعتدال را بگیرید اگر بود جبهه ی افراط را مجبورا بگیرید چون جبهه ی اعتدال وسط محض درمعنا است می باشد اما اگر شما را گیر انداختند شما جبهه ای خود جداگانه تشکیل دهید که این خصوصیات را به اصل داشته باشد چنین که ^نگذارید که دشمن ازشما سوء استفاده بکند^چون جبهه ی اعتدال تشکیل شد پرچم آن را عقاب بگذارید و مکان غرب باشد اما از تفکرات غربی حمایت نکند و آزادی مردمی همانا داشته باشد رنگ آن آبی آسمانی و سبز باشد و چون جبهه ی افراط تشکیل شد پرچم آن را دم عقرب بگذارید و دلسوز مردم همچون معلم املاء دیکته گو بگذارید چنین که رنگ آن سرخ باشد و مکانش شرق باشد بدانید که چنین است که یک طرف ارجعیت خود را یاران حق می دانند و طرف دیگر خود را از طی حق خود را می دانند و چنین است که جنگ بین این دو رخ می دهد و جنگ بلامنازع و نامشخص است که پیروز میدان کیست نه مکان غرب آن غرب است و اسلامی شده است نه شرق آن شرق است با تفکرات غربی ترکیب شده است چنین وضعیتی است جبهه ی شرق و غرب درمقابل هم می ایستند و نمی توان گفت که اعتدال محض درمعنا را واقعا غرب دارد نه می توان گفت افراط بی تمدن درشرق است چون برسید توجیهاتی و دلایلی هرکدام دارند این درمیان باید بدانیم که واقعه را به اختیار افراد سپرد و هرکدام درنظر آنچه می خواهند بکنند چون این وضع است که می توان گفت اختیار به افراد سپرد چون جبهه ی خشن مقدس و اعتدال شاید آنقدر جنگ ادامه میدهند که تسلیم بشود و دراین میان سپیدی آید.و تازه اینکه اگر درروال تکلیف و رابطه هایش بود و شعور تشخیص داشت می توان بسیار مسائل را پیدا کرد مثلا اینکه شان دانست و درکل نیز دانست و درکل درروال تکلیف است که درحساب ملاک داشت و شان این است که همانا درهرکدام حساب ها حساب ملاک و حساب انسانی و حساب عملی دانست چه موقعیتی براساس موقعیتی برقرار باشد مثلا ثبات از زمانی با جدایی واحد همراه است واحد واحد کردن درشان انسانیش تخلف است و دوما این کتاب کلی گو است اینکه نیکی کارش چیست و اقدامش چیست جای دارد و . . . چنین که نیکوکاری آن است که اکثرا عامه پسند و لطیف باشد اما نیک معلوم نیست عامه پسند باشد چنین است که مهم خدا و اوامر خدا بودن است می باشد و خدا هم ضرر نمی خواهد مگر ضرری ظاهری که خیرش بیشتر است حال درروال تکلیف را بشناسید سه شان است میباشد که اینان بنابر این می باشند شان الهی مشورت نیاز نیست و جمعی نیاز نیست و خود بودن اهمیت ندارد مسئله الهی فطری است یک نفر منفرد هم بیابد حجت برای همگان است اما شان انسانی مثل دراقدامات علم تکثری و نظری و عشق و تجربه و عقل نظری و . . . عقل جمعی مورد نظر است مگر متعلقه باشد و دیگری نباید هراس داشت بلکه بیشتر از خود هراس باید داشت که عیبی نداشته باشد و نگرش جزئی درنگرش کلی دوگانه است دشمن و دوست که دوست آن آزاده است و دشمن آن سردسته باطل اصیل است که دشمن قرار دارد و آزاده و محبین لله که دوست است خود درمقابل معدود لله که دشمن می شود است چنین است که همانا عملگرا آزاده خود باز دوقسمت می شود دشمن و دوست می باشد که چنین دوگانگی است که عملگرا آزاده که دشمن است همان معدود لله است که وارد شده است چنین که اینان آزاده نما بوده و جنگ با این دسته آزاده ها است که دوست آن است که مبنا عقلی دارد چنین روپوشی بعضی معدود لله ها است برای حفظ جان آزاده شده است که اینان عملگرا آزاده با تعاریف مبنا عشقی دارند اینان خود معدود لله است چون نفاق دار هرگز مسلم و ملاک دار نمی شود اینان آزاده پناه برده و چنین است که عملگرای آزاده پیدا شد که مبنا عشقی داشت این معدود لله است چنین است که اینان معدود لله سرپوش گذاشته می باشند جنگ آخرالزمان بین بی رنگی و رنگ سفید است که بی رنگی ابلیس است و رنگ سفید امام عصر (عج) است چنین است که جنگ نابرابر به ظاهر است این پس از جنگ افراطی و اعتدال می باشد که ^آن از^ جنگ خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری با اعتدال (مایل به مصلح) عملی علیه اعتدال باوری با مصلح عملی است که معمولا اعتدال برای مصلح عملی افراط است و اعتدال باوری نیز ظاهر (سیرت) را بیشتر درنظر می گیرد که چنین است می تواند این جنگ به آن متصل باشد با این است که امام عصر (عج) ظهور کرده تا بی رنگی می رود اما شما به خاطر داشته باشید که افراطی اینجا افراطی نیست نسبت به اعتدال افراطی است آن اعتدال نیز تفریط برای آن است البته این نسبت است و نسبت ظاهر مسئله است چنین که باید این را بگویم درروی ثابت یا درنزد خدا که بشر به آن مربوط باشد همانا جبهه ی افراطی قابل اعتمادتر از جبهه ی اعتدال است تا آنجا که جبهه اعتدال به معنای وسط محض باشد اما اگر جبهه ی اعتدال وسط محضش ظاهری بود و اصل آن خیر و اصول بود آنجا جبهه ی اعتدال بهتر است چنین است که انتخاب را به خودتان گذاشتم فقط بدانید که جبهه ی سفید غالب بر جبهه ی بی رنگ است و چنین است که همانا جبهه ی بی رنگ همانطور که از اسمش پیدا است تفکراتش چنین است و دنبال برابری شدید انسانی است و انسانی خواه است اما از الهی بی تفاوت است مهم داشتن انسانی برایش مهم است چنین جبهه ابلیس است که ازقدس ظهور می کند و امام عصر (عج) از مکه ظهور می کند و رنگ آن سفید با نماد الله است همانطور که پیدا است طرفتار صلح و امنیت و تعادل و امید است و اینهم درمقابل آن می ایستد معمولا اولش جبهه ی بی رنگ میل به پیروزی می رود تا آنکه جبهه ی سفید با نماد الله پیروز می شود چنین است که پیروزی صورت می گیرد وآنگاه که عدل الهی برقرار شود همانا شان انسانی نیز است اما با حاکمیت شان الهی است باشد وتازه ازدواج(وخانواده)امری مقدس است که پیوند قرار می گیرد به خصوص اگر درتابعیت ازاوامر خداوند باشد خود نیکو عامل منع فساد اجتماعی میشود و روال زندگی پیش رفتن میشود که مکملی انسان را پیدا کرده و پس دوگانگی مسئله حل شده پس درضابطه زیر سایه شان الهی با عشق ازدواج داشتن امری تماما مقدس وهمانا بسیار نیکوکاری و خانواده را تشکیل داده که منبع پدر و مادر ویا زن و مرد که عملی درروال تکلیف است می شود بوده چنین است که مقدس است تنها ازدواجی حرام است که زیر ظابطه اوامر الهی نباشد مثل ازدواج با مشرک ویا زنا ویا...می باشد که اینگونه ظابطه ها پسترین اقدامات تاریخ بشری می باشند و خداوند بین شما عطوفت برقرار کرد و شما آن را نشکانید وآن را ثبات همانا درظابطه ای که خدا و اوامرش فرموده اند بدارید که سنت و هم تقریبا نیم دین است.و تازه ما آتش برای یخ می باشیم و یخ برای آتش چنین است که همانا ما جبهه ی اعتدال می باشیم (و تازه اینکه دانسته معدود لله شهید نیست بلکه هلاک است و نفاق دارد اما اگر محبین لله را بکُشند شهید است) و تازه اینکه علم بیاموزید و آن را به دیگران بیاموزانید و عشق به علم داشته باشید و خیرخواه حتی دشمن جزء معدود لله باشید وسخت با علم هراسی مبارزه بکنید چنین است که رحمت داشته باشید (اما از علم جزء نظامی گری آنهم به طور محدود)بهره نیکوکاری ببرید چنین است که ما به یک تمدن حرف میزنیم نه به یک خواننده فقط آن تمدن حضرت مهدی (عج) است چنین است که همانا رحمت الهی ببارانید و از آن نکاهید و این را به مومنین بدهید و پیران را از تجربه آنان درشان انسانی بیاموزید و بیشتر درآموختن علم درکل جمع بیاموزید تا آموزش بدهید اما آموزش دهید یا به علم مبنا دارا می باشید یا از تخصصی دارا می باشید و بخشش بسیار بکنید و زندان را بردارید و به جای آن مامور برای گنهکاران بگذارید و آزادی فکر را بگذارید و نگذارید کسی به خاطر انتخاب هرچند باطلش تا معدود لله نشده دچار برخورد بشود و اعتماد به نفس و دیگر دوستی و عطوفت و بخشش بسیار و فرصت بسیار دادن باشید و فاصله ها را بردارید "حالا چه کنیم نداریم؟" باید پیش بروید حتی اگر بسیار بی پایان باشد چنین است که همانا هدایت الهی را درپیش بگیرید و خوش صحبت کردن را درشان انسانی بیاموزید و قدرت مذاکره را بیاموزید و بیشتر عبرت بگیرید تا عبرت بدهید و عقل نظری را به کار ببندید و بدانید دراشتباهات ۷۵% تقصیر به شما برمی گردد و ۲۵% آن مال دیگران حداکثرش است چنین است که همیشه نگوید او مقصر است بیشتر دنبال تقصیر خودمان بگردیم اما هیچ عیبی از خدا و اوامرش ندانیم بدانیم دیگران مقصر از خدا و اوامرش و ما مقصر تر از دیگران می باشد چنین است که می توانیم هدایت بشویم (اما تازه نفوذیان درایران را هیچ رحمی نکنید *"آنان ترویج دهنده ی عشق و عقل نظری می باشند"* چنین که همانا اینان را رحم نکنید آنقدر رحم نکنید چنین که نفوذیان درایران که کُشته شده اند آنان را دروسط میدان انقلاب اسلامی آویزان کنید تا عبرت باشد می باشد*) که اینان را از رسانه و ارتش جمع کنید و پیدا بکنید و به خصوص رسانه را جمع بکنید و رسانه ی جدیدی پایگذاری درایران بکنید می باشد و تازه اینکه دانسته رهبری هم دردست کنترل یکسری نفوذیان است که آنان به آن خط می دهند باید نظام ایران را طوری جمع کنید که باقی بماند اما یکسری نفوذی که کنترل می کنند که رهبر چه بگوید چه نگوید رئیس جمهور چه بگوید چه نگوید اینان را جمع کنید اینان نفوذی ها میباشند و همانا پس از آن رهبر سرتان هم خواست تحویل بدهید می باشد. و تازه اینکه خداوند بسیار مهربان و بسیار بخشنده است و چنین است که شفاعت دارد اما کسی به درگاه فضلش نه عدلش وارد می شود که جویای خدا و اوامرش و ظابطه های آن باشد می باشد و بدانید هیچ کتابی مانند قرآن کریم نه خلق شده نه خلق می شود نه خلق خواهد شد اما چون تعریف حقیقی قرآن و حدیث و دین این کتاب شرح کرده است با نخواندن این کتاب و خواندن قرآن مثل آن است که یک مشت داستان و خط خطی خوانده می شود و متوجه حقیقت و حقانیت ها نیستیم وگرنه این کتاب فهمیده شود این کتاب دربرابر قرآن کریم سرتعظیم باید فرود بیاورد چون اصلا خادم قرآن کریم است اما خادمی که برای دیدن سرور که قرآن و حدیث و دین است از آن عبور کرد تا بتوان سرور را شناخت می باشد و تازه این خادم مقدسترین خادم نیز است چون علم آن مبنا است و عقل نظری نیست اما عقل نظری را تایید می کند به عنوان تقویت کننده می باشد چنین است که خادم مقدس است نه سرور است همچون قرآن و نهج الابلاغه و صحیفه سجادیه و . . ‌. نه خادم معمولی همچون‌ کتب متخصصین است بلکه خادم مقدس و علم مبنا است قرار نیست چیزی را بردارد قرار است بیابد و دین را ثبات بخشد چنین است که قرآن کریم سرور عالم کائنات است و دلیل حجت نبوت و خاتمیت نبوت و دردست خاتمیت اوصیاء است چنین است که قرآن کریم را درروال تکلیف یا درروال حجت نه درروال برتری ذاتی است که پس از این کتاب آن را خواند اما او از این کتاب بالاتر است مثل مهم تر برای اهم تر است می باشد  چنین است که قرآن کریم محور تمام دیانت است بیشتر هم آیات مثبتش و رحمتش و عطوفش را بگیرید و کمتر آیات جنگ و نزاعش و کشتار آن را بگیرید چنین است که همانا رحمت برای عالمیان باشد و حجت برای آنان باشد اما خود قرآن کریم آیات خشن مقدسش کمتر است چنین است که هدایت الهی بخوانید و دعا بکنید و عمل بکنید چنین است که همانا هدایت الهی شامل حال شما می شود چنین است که همانا گل در تفنگ قرار گرفته بهتر از تفنگی که درگل قرار گرفته باشد چنین است که گل درگل که دیگر بهتر است اما امنیت ندارد پس باید گل درتفنگ اندکی باشد می باشد که همانا این هدایت الهی حقیقتا باشد وتازه اینکه رشوه هم دادن هم گرفتنش باطل است.و تازه اینکه امام عصر (عج) وقتی ظهور کند سفیانی و مکان شرق جهان را در جنگ سخت برده است و دجال و غرب درصفا است چنین است که کوفه فقط ثروتمندترین شهر منطقه است و چنین است که ایشان با توکل می آیند و چون آمدند پرچم الله را بلند کرد برخوردی محکم درنرمی خود دارد چنین است که همانا او غرب فکری را ویرانه می کند هرچند اگر غرب اصلاح شود (و تازه بدانید تا رده و خدا و اوامرش و دشمن اصلی اوامرش می توان الزام و ملزومش را پیدا کرد بقیه افراد اختیاری است پس معلوم نیست چه بشوند و کلمه "اگر" می خواهند می باشد چنین است که از غیب با خبر نیستیم می باشد آنچه گفته شده فقط الزام و ملزوم ها بوده است) و اینکه عمل سکولار را غربال می کند و از درستی هایش را می گیرید و غلط هایش را رها می کند می باشد چنین است که همانا جامعه امام عصر (عج) باشد
و تازه حق با میزبان وخودی ها نیست حق با مهمان و غریبها و دیگری ها است و حق با مشتری است می باشد و زنان حق کار کردن دارند و حق وزیر و رئیس جمهور شدن نیز دارند چنین است که آزادی تا اینقدر باز است فقط زن نمی تواند سرباز جنگ بشود اما وزیر جنگ درصورت نیاز بتواند باشد چنین است که هم همانا مرد هم نمی تواند مامایی باشد این اقدام زن است و درک حال زن می کند می باشد.
و تازه عشق با خدا و اوامر خدا و روند اثبات ملاک و ولایت مقدس است چنین است که مورد مقبول می باشد حتی اگر عشق به اینان نباشد از مقبول کننده ی اینان باشد مقدس و پاک می باشد. و تازه اینکه ۴۶% الی ۵۶% جمعیت ماموران امام عصر (عج) زن است چنین است که زن اهمیت بالایی برخوردار است می باشد و تازه اینکه زنان حجاب خود درحالی دارند درخدمه های امام عصر (عج) کار می کنند چنین است که همانا این پیروزی زنان است می باشد و نه تنها اسلام مخالف زن نمی شود بلکه منظور از این اقدامات تربیت زن برای بالابردن آن بوده است می باشد چنین است که همانا این خاری درچشم مردان نیز می شود که دنبال نیستند زنان رشدی داشته باشند چنین است که همانا مردان قدرت کار مکمل دارند چنین که همانا این باعث رشد اجتماع و رقابت اجتماعی است به طوری که بعضی جاها حتی زنان از مردان جلو می زنند چنین است که این مانع نمی شود و این آزادگی موجود است و این آزادگی جنسی است و آزادگی فکری که همانا اینکه حق مذاکره است آنقدر استدلال و فلسفه ها درزمان ظهور قدرتمند شده که حتی قدرت مذاکره با منفوقین و کافران بدون برخورد عملی می شود و بحث ها   که حق دارد آنهم نظرش را بگوید و ما هم حق داریم نظرمان را بگویم چنین است که همانا این آزادی فکری موجود است که سکولار درمذهبی قائم است چنین است که همانا هدایت الهی است می باشد و تازه اینکه همانا هدایت الهی ظهور صورت می گیرد این است فرجام نیک که می باشد. و تازه ظهور قیامت مانند است و چنین است که قیامت دفعتا رخ می دهد و ظهور ^دفعتا^ رخ می دهد می باشد اما مهیاساز همچون ایران و‌ جنگ هایی که آماده برای جنگ او^میباشند^ اما چون هرگز دروضع نفوذ مثل او نمی شود می باشد و چون بیاید ما آماده هرلحظه باید باشیم چون دفعتا می آید و ما روی ثابت است نفاق حتی بددین نیستیم و چون بیاید از ما است می باشد چون حزب ما حزب موعود است همان حزب الله (خاص) می باشد که چون بیاید مهدی کاذب توسط دجال کشته شده و نتواند روی ثابت حکومت عدل الهی برپا کند می باشد و تازه اینکه حضرت مهدی (عج) کسی نیست با خنده دشمنش را شکست دهد اگر دشمنش تکفیری باشد با خنده آرامش می کند اما اگر دشمنش معدود لله باشد با خشم جدی او خفه می کند چنین که همانا چنین است که می باشد و او چون دفعتا می آید باید آمده بود می باشد که هروقت آمد لوازم ضروری جمع کرده تا بتوان که درراه او حرکت کرد و دراین سوال نماند که حاضر هستید ؟   
 #حدیث_مهدوی

امام رضا

«مثله کمثل الساعة، لا تأتیکم الا بغتة».

«مثل قائم ما (ارواحنا فداه) مثل قیامت است که به طور ناگهانی ظاهر می شود».

یوم الخلاص/ ص334
و تازه اینکه دانسته شود حضرت مهدی (عج) هدایت الهی را درعدل الهی برقرار می کند و تازه اینکه کسی که فکر کند که ما کافریم او منافق است که می خواهد منافق بودن خودش که از مبنا عشقی مشخص است بپوشاند به جای اینکه اصلاح بکند ما را کافر می کند کار او پوشال است حتی می تواند از ما برحق تر هم شود که بگوید می دانم چه فکر می کنید ؟ یا شما کافر هستید کتمان نکنید ؟ برای این بگوید دنبال این نگردیم او چه فکر می کند یا بگوید نه مسلمان می باشیم این خودشماید که منافقید چنین که همانا روی ثابت را بدانید این است که روی ثابت همین از معنایی حقیقت درامتداد پیوسته از آن است که منافق و منفوق و مومن هرسه عشق دارند اما منافق و منفوق مبنای عشق به جای عقل معرفت ولااقل عقل نظری همان عشق است چنین است که این تشخیص را داد که چنین دین دارند البته هرکسی عشق بزرگ را دارد نیست مومن عشق بزرگی دارد اما با پشتوانه ی عقل معرفت می باشد.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...