ویژه کنید
عکس و تصویر و تازه اینکه اخلاص مورد نظر است چنین است دراخلاص مخفیانه ذکر و دعا را ...

و تازه اینکه اخلاص مورد نظر است چنین است دراخلاص مخفیانه ذکر و دعا را خواندن بهتر از این است که تجاوز حدود کرد و عامل آزار و اذیت در دعا خوانی و ذکر خوانی شد می باشد. و بسیار علم گوهر بار است چنین که علم با عشق و عشق با علم باید باشد به طوری که با پشتوانه ی ملاک و امتدادش باشد و چنین که همانا علم تکثری می تواند الهی باشد اگر عقل معرفت و درحساب ملاک مبنا آن باشد می باشد و تازه اینکه علم و ادب و اخلاق و عشق همانا اینان انسانی می باشند چنین است که دو شخصیت باید داشت هم خود مسلط برخود هم شخصیتی درمقابل دشمنان معدود لله خشن مقدس و بقیه دشمنان مدارا و شخصیتی دیگر درمقابل دوستان مروت باشد و محبین لله عشق مقدس باشد می باشد اما آن دوشخصیت روانی بیمارگونه که یک لحظه فلان یک لحظه آن فلان که توهم زده است نباشد چنین که همانا شما باید این مسئله را جدی بگیرید و علم گرانبها است حتی اگر عالم از آن دست کشید شما دست نکشید یک قطره از علم آموختن برابر است با نجات همه ی انسانها است چنین است که علم بسیار گرانبها است نه طلا بلکه (تمثیلا) خدای ارزش است چنین است که علم بیاموزید و علم بیاموزانید چنین است بین علوم فیزیک و نجوم را تقویت کنید چون بخش بیشتر وسیع عالم علم از این بهره می برد چنین است که تازه از نور و زمان بهره بگیرید برای سفر به آسمان بالاتر میباشد تا بتوانید اکسیر عمر بیاورید چنین است که از آسمان ششم نمی توان بالاتر رفت می باشد چنین است که علم و دانش را تاکید فراوان می کنم چنین است که علم درراه الهی و انسانی باید باشد نه درراه شرارت مگر برای جنگ چنین است که آنجا مجبور می باشد "و تازه چنین است که این کتاب را تاکید می کنم راز اختلاف نیفتادن درآن جریانی گرفتن این کتاب است" چنین که می توانید که جامع و جریانی بگیرید تا که بتوانید پیش بروید می باشد.که‌ اسلام بسیط نام دیگر این کتاب است می باشد.
آسمان اول از جنس دایره ها جسمی متراکم داغ پخش است که ۰۱% عالم را گرفته اند که ستاره می باشند و آسمان دوم دایره ها موازی است که ۰۵% عالم را گرفته و جسمی رشته ای است که هرکدام کیهان است ما داخل یک بدن انسان قرار داریم و خود انسانیم و خداوند ما را به خوشترین حساب و اشرف مخلوقات خلق کرد و آسمان سوم چون بین حق و باطل است دچار دگرگونی و انفجار های متعدد است و ۲۵% عالم را فراگرفته است و حالتش تعدد فروان است و چسبان و جدا است و زنجیر و منفصل است نیروی زمان و نور اینان را بین هم نگه داشته است که هر زنجیر و منفصل خود حتی میلیاردها جهان موازی است چنین است که این آسمان سوم است و آسمان چهارم ۴۶% عالم را گرفته است جامع نور مادی (که ذرات عظیم نورانی) است چون آنقدر جامع آسمان سوم است که هرکدام یک ذرات شده و حرکتی ازخود معمولا  دارد و نورانی می شود اما زمان هرچه بالاتر می روید تند تر و گذر طی بیشتر برای ما می شود و دراینجا روح مسیحیای (در دی ن آ) قرار دارد چنین است که آسمان پنجم همانا آنقدر جامع ذرات عظیم است که مایع ای شده و خیس و آب است و مکان سلولی عظیم است چنین است که ما دردنیا داخل یک بدن انسان قرار داریم و خود انسانیم می باشد و آسمان پنجم ۵۴% عالم را گرفته است و دست آخر آسمان ششم یک انسان و کالبد انسان است که نمی تواند از آن دیگر خارج شد شاید داخل اتم ها چنین باشد می باشد هرکدام را طی کردن طی کردن عالمی از خود باشد شاید که خودمان را دیدار کنیم ! اما همه اینان دنیا است و آخرت از هیچ کدام از اینان نیست و برسر آن قرار دارد می باشد همانا آنجا که دسترسی دنیا نباشد می باشد و هم این هم آسمان اول و دوم وسوم وچهارم و پنجم وششم که همگی مال دنیا می باشند پس ازآن در آخرت شش جثه انسان محاکمه باید بشوند که یکی ازجثه ها ما هستیم می باشد پس ما مرکز عالم هم نیستیم هم هستیم و نیستیم از آن جهت که جثه های دیگر موجود است و هم موجودات دیگر همسان خود موجود است و هستیم ازاین جهت که انسانیم پس خداگونه فطرت ما است واشرف مخلوقاتیم می باشد پس خود را مرکز عالم هم بگیرید هم نگیرید ازآن جهت بگیرید که اشرف مخلوقاتید و همه ی دنیا به انسان برمی گردد از این جهت نگیرید که مثل شما پر جثه تر از شما نیز است می باشد پس هم مرکز عالم می باشید درکل هم درجزئیات نه شما مثل بقیه میباشید چنین بگیرید که هدایت می شوید ای انسان تو هم مرکز جهانی هم مرکز جهان نیستی میباشد‌ پس خودت را همه چیز بگیر برای صعود و خودت را همه چیز نگیر برای بی تکبری باشد چنین است که دنیا است که توایی چنین است که همانا این است که تو از یک کوه هم کمتری که درهمان حال عالم برای تو انسان خلق شد باشد‌. چنین است که هدایت الهی ودین اسلام چنین باشد فقط که تفکیک پذیری باید داشت می باشد تا بتوان منظور شناس از دوحالت متضاد به ظاهر بود چنین است که همانا که این کتاب اختلاف ندارد مگر آنان که مربع"جریانی"وتکفیک پذیری ومنظور شناسی و درامتدادپیوسته ندارند.و تازه اینکه سخن رهبری حجت سخن معصومین نیست اما جایگزین آن است می باشد و تازه اینکه سخن رهبر باید زد به دیوار حتی فتوایش اگر مغایر با شرح این کتاب باشد که همینکه این کتاب مطرح است پس دشمن ما باید بداند که همانا این کتاب معصوم است امتدادش این عصمت را نگه می دارد و پس آنکه می گوید این کتاب معصوم نیست همانا ذهنیت امام عصر (عج) را انکار کرده است چون ذهنیت امام عصر (عج) با این کتاب است و این کتاب مهم تر از قرآنی که با تعریف این کتاب نباشد است اما قرآنی که با تعریف این کتاب باشد مهم تر ازاین کتاب است می باشد پس چه خوش آید و نباید این کتاب معصوم روی ثابت است اما طبیعی از معصوم است نه ماوراطبیعی از معصوم تفاوت اینجاست که قرآن را با روند اثباتی اثبات کرده همتا درملاک انسانی ندارد و کسی که روند اثبات ملاک با درحساب ملاک ندارد همانا دشمن ما است و می تواند اندکی از دشمنان معدود لله نیز شوند چون بشود نترسی چیزی نیست حقوق انسانی آنجا درروال تکلیف جایش است پایمال کرد و خورد کرد تا همانا توانست از معدود لله ها کُشت تا دنیا دین درامان باشد با سلاح های متمدن اندکی بی تمدن وحکومت بسازند حکومت آنان را ساقط کرد با هروسیله شد و درجنگ پی درپی به درون رفت و بعد خارج شد یعنی بزن و دررو پی درپی کرد
چنان که با هوابرد ها چنین کرد و مداوم مراکز اصلی را زد می باشد و آنقدر اینکار را کرد که باقی نمانند و تازه دشمن بداند تعاریف اولیه پایه او را قبول نیست همانطور که مال ما اولیه پایه قبول است می باشد پس نمی تواند سادهترین چیز ها را برایمان استنتاج بکند می باشد پس هرچه دشمن ما می گوید نظرش است اما مال ما درروال تکلیف است نمی گویم از خاص ، شایسته شدیم بلکه از شایسته ، خاص شده ایم با اینکه درروال تکلیف داریم می باشد. و تازه اینکه جبهه ی اعتدال پدید می آید جبهه ی غرب و شرق را درهم نوردید اما جبهه اعتدال خود باوری شرق میانه است که درعمل و باور درعمل اعتدال است و دشمنش اعتدال درباور نیز است که پشت او مهدی کاذب قرار داشته بعد پشت او قرار داشته بعد کُشته توسط او می شود می باشد دشمن ما کسی است که خود باور او شرقی میانه نیست و وسط است  و عمل و باور درعملش به جای اینکه وسط مایل به مصلح باشد مصلح خالی است درحالی که باید خود باور شرقی مایل به میانه و باور درعمل وسط مایل به مصلح باشد که خود باور درروال تکلیف است جزء درحساب ملاک و امتداد آن نباشد چنین که دشمن ما معمولا بیشتر درکمیت شود به خاطر کیفیت ظاهری اما این مایم که با کیفیت تر می باشیم   چنین دراصالت مطرح است نه درظاهر روی ثابت می باشد.
و تازه هم سرزمین کوچک مادرزادی و خطوطی قابل افتخار است هم کره ی زمین که سرزمین مادرزادی است می باشد که درشان انسانی می باشد چنین اگر پشتوانه ی ملاک و امتدادش را داشته باشد دررروال تکلیف است می باشد.
فراتر از حق درملاک انسانی دراصالت خود را ازدست می دهد و ظاهری بهتر پیدا می کند به قولی تخلفش شدنی است تخلف هزار هزار... است و حق یکی راه است می باشد
تو موظف فقط لسانی می باشی و دنبال ایمان آوردن این و آن نباش چنین است که دجال خوشتان هم نیاید همین است وسط باوری با مصلح خالی عملی است که ابلیس و دجال وسط باوری با مصلح خالی عملی است که کاری به سفیانی نداریم که مصلح باوری با فساد عملی است که همانا دجال و ابلیس ریشه ای باطل و بدتر (سفیانی) است و امام عصر (ع) خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی است که جنگ آخرترین بین خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی با وسط باوری با مصلح خالی عملی است که حضرت مهدی (عج) در ایمان درون قوی است و آنان دردموکراسی و جمع آوری قوی می باشند پس خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری با وسط(مایل به مصلح)عملی را پیرویی کنید و از وسط باوری با مصلح خالی عملی ها بپرهیزید می باشد چون ابلیس و دجال وسط باوری با مصلح خالی عملی می باشد و امام عصر (عج) و سفیانی درباور مصلح مشترک می باشند اما درعمل و باور درعمل سفیانی فاسد است پس بین دجال و سفیانی همانا سفیانی مورد انتخاب است و دجال یک منفور تمام عیار است و همین است که سفیانی بهتر ار دجال است اما سفیانی هم خود منفور است می باشد‌ چنین که دجال و سفیانی یا عقاب خصلت وعقرب خصلت همانا عقاب بدتر است چون پُر ازتکبر است واین مبنا بطلان است ودجال کشورش شامل آمریکا واسرائیل وانگلیس و...است و سفیانی شامات و(ناحیه)ایران وعرب و...را دارا است که ایران وعربش مدتی است وشامات آن تاظهور است میباشد و تکبر وغرور بسیار زیاد ازحد خصلت دجال است که همانطور درخصلتها آمریکا می توان به وفور مشاهده کرد که چنین است تکبر بعد ازفتنه اندازی بسیار کهیر و زشت است  این تکبر دربقیه است حتی درسفیانی خشونت آمیز است اما در دجال به وفور پیدا شود که(تمثیلا)خدای تکبر دجال است که چنین است جنگ دجال و سفیانی جنگ تکبر و خشونت میباشد.و تازه اینکه امام عصر (عج) با جنگ انرژی ظهور می کند چون انرژی منبع آخرالزمان که نقیض غیراصیل است می باشد چنین است که آنگاه که ابتدایی ترین اما بزرگ جنگ انرژی آغاز شود ظهور صورت می گیرید چون آغاز شد تا جنگ انرژی آخر ادامه دارد که اولین جنگ انرژی سرمخزن  ماده سیاه سودمند به نام نفت است و آخر آن نور و زمان است می باشد چنین که همانا این جنگ ادامه دارد می باشد چون جنگ انرژی شد اولین اقدام ظهور صورت می گیرد این  ادامه دارد تا منبع آب نیز کمبود یابد آنگاه حرکت به سیاره ی دیگر باسرعت نور و زمان آغاز می شود چنین است که همانا خطر انسان را تهدید می کند اما جنگ انرژی ادامه دارد و ظهور صورت می گیرد باید گروهی هم اقدامی برای انرژی بکنند تا ظهور منجر شود وگرنه فقط با جنگ انرژی نمی شود بلکه جنگ انرژی مجبورا اتفاق می افتد مهم آن است گروهی  قیام همه جانبه کنند تا ظهور صورت بگیرد چنین است که انرژی را باید ۷۵% را نگه داشت و ۲۵% را استفاده کرد و دوما انرژی را باید تولید کرد اگر طول می کشد تا تولید شود از انرژی خورشیدی جایگزین استفاده کرد تا بهره برده شود چون این اقدام صورت گرفت انرژی پاک باقی می ماند و قدرت حیات برزمین باقی است می باشد. و تازه جنگ بین امام عصر (عج) و ابلیس و دجال جنگ دو مصلح است که مصلح درنما ابلیس و دجال نیز بیشتر است چنین است که از این الفبا برنیاید که باطل تزویر هماتا اوجش مصلح تر از حق نیز دررفتار است چون رفتار اصول نسبت به باور باطل و رفتار فروع نسبت به باور حق است می باشد و چنین که باطل روی ثابت می تواند حق تام درنما باشد اما چون درنزد خداوند میوه ممنوعه حکم تخلف دارد که نمی تواند خود شخص ابلیس شکل موجود انسان باشد و شکل بزنما آدم نما می شود اما از ظاهر قضاوت نکن را برای شکل بدن ابلیس می گوید و برای رفتار امام عصر (عج) می گوید چنین که تازه باید گفت امام عصر (عج) رفتارش وسط مایل به نیکو است اما بدین منظورش سفیانی ها و سلفی ها را می گوید به خاطر رفتار غلطش محکوم باورش را نکنیم می باشد که چنین که وسط محض رد است و وسط باوری ابلیس است باید وسط عملی و وسط باور درعمل باشد وسط باوری تفکر ابلیس است که با دجال که مصلح خالص دررفتار است شکل  نیکو می گیرد همانهایی که می گویند باوری جزء انسانی و انسانیت نداریم و ماتریالیست و مانندش می باشند و دین خصوصا دین اسلام ندارند نه آنان که انسانی دارند با این حال باور به دین مبین اسلام ناب محمدی نیز دارند دجال و ابلیس می باشند که معمولا دلیل براینکه سازمان ملل جزء این دسته است عجیب نیست که نه حقوق بشر اسلامی که اصلا حمایت می خواهد می باشد چنین که حقوق بشر اسلامی اگر فقط حکم معدود لله و خادم و حجاب را اضاف بکند کنار بقیه حکم ها و حقوق ها قابل مقبول است و اصلا آنچه مورد حمایت است قبل از اسلام حقوق بشر اسلام و علوی است می باشد سه چیز دراسلام گرانبها در تکامل می باشد حقوق بشر اسلامی و علم تکثری و عشق چنین که این سه چیز باید تقویت شوند می باشد. و تازه نگرش کلی هم خود بی اهمیت درحساب ملاک است اما درروال تکلیف است که پس از درحساب ملاک و متعلقاتش خود نگرش کلی را هم داشت چون معنایی حقیقت به ذات درملاک انسانی است درروال تکلیف است بدون نگرش کلی و فردی هم می شود درحساب ملاک باشد می باشد. سپاه جبهه ی شرق قرمز و سپاه جبهه ی غرب آبی یخی است و سپاه جبهه ی اعتدال سبز است که جبهه ی اعتدال پیروز است که جبهه ی اعتدال باوری شرق میانه یا خیر و مصلح(مایل به میانه) دارد اما کسانی پیدا می شوند که جبهه اعتدال را اصل می دانند (نه فرع و اصل باورش را بداند) با صورت دجالی که دارند اینان جبهه بَعد سه جبهه بوده و جنگ جهانی چهارم است که دوجبهه است که این دوجبهه جنگ بین حقترین و باطلترین است و جنگ جهانی سوم و جنگ جهانی چهارم و جنگ با دله ظالم ها یا جنگ جهانی پنجم است که امام عصر (عج) حضور دارد چنین که جنگ جهانی سوم جهان دوجبهه می شود جبهه ی شرق و جبهه غرب بعد مدتی جبهه ی اعتدال می آید و جبهه ی اعتدال آمد عدل الهی به طور سطحی برپا می شود اما گروهی دیگر می مانند که جبهه ی اعتدال را اصل گرفته و صورت مصلح متخلف با موجود بودن مخلوق بودنشان دارند و کسانی دیگر جبهه ی اعتدال را فرع گرفته اصل باور درحساب ملاک می دانند چنین است که آنان پیروز می شوند که جبهه ی اعتدال را فرع گرفته و اصل باور دین اسلام ناب محمدی ملاک را گرفته اند و این دو جبهه ی جنگ جهانی چهارم است که جنگ جهانی چهارم برخلاف جنگ جهانی سوم بیشتر جنگ نرم و تبلیغ است تا جنگ خون و جنگ جهانی پنجم نرم نیست بلکه سخت درنرم است که درمقابل دله ظالم ها می باشد البته اینکه جنگ جهانی پنجم تمام بشود درهرخانه ای هرکجای عالم صدای نماز موقع اذان می آید چنانکه جایی نیست که مسلمان نباشد چون با مردن دله ظالم ها اقلیت مذهبی و بی مذهبی حکومت امام عصر (عج) را برمی دارند می باشد‌.اسلام پیروز است.و آنگاه که جنگ جهانی چهارم آغاز شود کشتگان فقط دریار امام عصر(عج)گردن زده خواهند شد و عده ای بیش نیستند که باید گفت اینان به جای اینکه درحساب ملاک و متعلقات آن را اصل گرفته و انسانی را به عنوان تقویت و بهتر شدن داشته باشند همانا انسانی را اصل گرفته اند چنین که اینان برخورد مجازاتی امام عصر (عج) می شوند که یا ایمان می کنند یا کفر این وسط مسلمان بی ایمان نمی شناسند که اینان که این وسط مسلمان بی ایمان نشناخته و کفر و ایمان می بندند بسیار خطرناک می شوند چون لبیرالی شوند تجدد و تفریطی می شوند و چون قدیم شوند افراطی و متحجر می شوند چنین که مسلمان بی ایمان هم داریم همانا اکثر مسلمانان قرن بیست و یکم کم ایمان و بی ایمان اند وگرنه پیشرفت و توسعه داشتند چنین که برای اینکه بازگردد باید از فلسفه و تحلیل برای رشد مناسب توسعه ای کمک بگیرید و راه حل پیدا بکنید و چون پیدا کردید با شور و شوق آن را اجرا کنید چنین که رشد و توسعه صورت می گیرد می باشد و اگر شوقی نیست شوق بیندازید عادت خودش مسئله را حل می کند چنین که همانا رشد و توسعه که بدین طریق صورت می گیرد بدانید غرب بله غلط درکل می رود اما درعقل معاش و دل روال ازصحیح رفته است چنین که شما از دل و عقل معاش آنان بهره بگیرید می باشد چنین که همانا این باعث نشود شما تعصب به خرج دهید بلکه شما بدانید که تعصب بر روی پیشرفت داشت و برای غرب زده نشدن اگر شما غربالی بگذارید نمی شوید و چنین که غربال کردن لازم است فقط به طوری که اصول دین را نگه دارد و صورت و پیشرفت و توسعه و دل و میلی ها را عوض کند می باشد چنین که دگرگونی حاصل شده و راهنمود علم باشد ^و علم ترک نشود کاملا مورد توجه باشد^. و تازه اینکه دانسته از ما قومی قبل از ظهور پدید می آید که پرچم سبز دارند که نمادشان ستاره ی هشت پر با یک هلال ماه زیر آن است که برای اینکه چنین هلال با سه ستاره ی هشت پر دیگر شکسته تشکیل شود تا ضدشیطانی دراصالت باشد تا خداپرستی اصیل شود چنین شد که اینان خود خود خود خود خود خودخود خود خود . . . آنکسانی "که ما می گویم ما می باشیم" بعد آن قوم سفید یمانی پیدا می شود می باشد و تازه حکومت ایران دست نفوذی ها است و نفوذی ها بعضی ارتش و رسانه اند می باشد و خود دشمن جنگ نرم خود پلیس جنگ نرم ایران می باشد ! اما واقعیت دارد می باشد چنین که این پرچم ستاره هشت پر که سه تا ستاره هشت پر کوچک تشکیل هلال با سه ستاره داده زیر آن ستاره هشت پر بزرگ باشد که این کتاب مکنون دردست آنان است ازآن ما است می باشد وتازه این حزب ما حزب الله است و هیچ حزبی بالاتر از این حزب نیست که تنها حزب خدا است که حزب الله اخلاص همان که فقط خدا (با درگرو آن تا جای ممکن دسترسی) است که جامع این دین مبین اسلام ناب محمدی است می باشد و ای بددین و مسلم بدان فرق می کند روند اثبات ملاک با درحساب ملاک اهمیت دارد می باشد و تازه جنگ بین وسط باوری با مصلح خالی عملی که ابلیس و دجال است با خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی که امام عصر (عج) است صورت می گیرد و پیروز این میدان امام عصر (عج) روی ثابت عملا است و دجال و ابلیس با این خصلت وسط باوری با مصلح خالی عملی می میرند و وسط باوری با مصلح خالی عملی روی ثابت نابودی پس از ظهور دارد چنین که ابلیس از قدس ظهور می کند و دجال اصلا درعمر خود مکه را ندیده روی ثابت است و امام عصر (عج) از مکه ظهور می کند و مهدی کذاب ها از مکه ظهور می کنند و تازه ابلیس و دجال قبل از حضرت مهدی (عج) ظهور می کنند و ذهنیتشان وسط باوری با مصلح خالی عملی است و مهدی دروغین دجال نیست ماشیح دروغین دجال است و جنگ سفیانی و امام عصر (عج) جنگ بین وهابیت و شیعه نیز است جنگ فاسد و مصلح نیز است اما جنگ بین دجال و حضرت مهدی (عج) جنگ بین دو مصلح خواه است که اشتراک انسانی دارند اما امام عصر (عج) هرگز پیمان به خاطر اشتراک نمی بندد هرچند که آنان بفرستند چنین که دجالیان و ابلیسیان هرهری باشند چه نفاق بین انقلابیان چه یهود صهیون به اسلام باشد وسط باوری با مصلح خالی عملی دارند می باشد اما دانست که دجال و ابلیس امام عصر (عج) به خاطر باور او جنگ نمی کنند به خاطر دشمنی خاکی جنگ می کنند تازه درباور می خواهد توافق نظر هم بکند اما به نام به خاطر سادگی شکست تام می خورد اما امام عصر (عج) به خاطر باورش با او جنگ می کند و همانا توافقی با او نمی کند می باشد و تازه امتداد پیوسته از معنایی حقیقت روی ثابت را اعلام می کند که غیر ندارد چه برسد وارونگی که باشد ^می باشد^.
 #حدیث_مهدوی

امام محمد باقر



«فضیل می گوید: به خدمت امام باقر (علیه‌السلام) عرض کردم: آیا برای آن روز پرشکوه وقت معینی هست؟ فرمود:«کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون».«هر کس وقت تعیین کند، دروغ گفته است. هر کس وقت تعیین کند، دروغ گفته است. هر کس وقت تعیین کند، دروغ گفته است».

غیبت شیخ طوسی/ ص262جنگ امام عصر (عج) با تفریطگرایی و تجدد و وسط محض بیشتر است تا افراطگرایی اما قصد داشتید خشونت داشته باشید از این دنبال نباشید افراطگرایی خوانده دشمن می شوید چون خشونت محدود لازم برای دشمن خدا که به خصوص وسط باوری با مصلح خالی عملی است و این خیر درملاک انسانی از سمت مجازاتی است که فقط با تمدن و توسعه خشونت داشته باشید نه با بدون توسعه و تمدن تا خشونت ظریف و دقیق اما قاطع تر باشد چون تمدن و توسعه ندارید لطفا خشونت به خرج ندهید و با حکومت و توسعه و تمدن خشونت نیاز برای معدود لله ((وسط باوری با مصلح خالی عملی) یا وسط محض و تجددگرایی به علاوه فعال مشهود) است رسیدگی به معدود لله دردست حاکم و ریاست حاکم است نه دردست مردم پس مردم فقط چون با معدود لله برخورد کردند باید بایکد بکنند چون دردست حکومت و حاکم معدود لله برخورد شد کُشته می شود هرجا یافته شد تا حکومت و توسعه و تمدن نرمال نیست قابل برخورد کردن با معدود لله نیست می باشد و معدود لله مثل سلمان رشدی ها و مردمی عده که از آن حمایت می کنند و دست برنمی دارند از حمایت آن است و تازه اینکه دانسته شود ولایت مدار باشید و تابعیت از ولایت لازم است می باشد ایشان حاکم و توسعه و تمدن دهنده الهی دارند که اگر فتوا دهند خارج از شرح نباشد فقط از حق دارد می تواند معدود لله مشخص کند و دستور دهد بکُشد همانطور که امام خمینی(ره) سلمان رشدی را کرد می باشد.‌ و شعار ما درجنگ "مرگ و آزادگی" است که مرگ مطلق دنیا در ترکیب تمام اصالت آزادگی است چنین که این می تواند حتی خدا مغایر روی ثابت را از پا درآورد چنین که مرگ تماما سیاه نه مرگ سرخ مرگی که جان تماما می دهد که هیچ جان تماما می گیرد از معدود لله که دشمن خدا است که مومن نما است و منافق اصیل است که باید کُشته شود جنون وار به معدود لله حمله ور شوید چنان که او خدا هم نشناسد چنین که هم دشمن خطرناکی برای جهان موجود که آخرالزمان است می باشیم که حتی سازمان ملل یک مرکز شیطان می دانیم نه مرکز صلح دنبال جنگ نیستیم اما برای معدود لله لازم نیز باشد جنگیدن تا جنگ جهانی کردن بلدیم اگر معدود لله ها صاحب دنیا شوند که پشت پرده میباشند مرگ و آزادگی را فراموش نمی کنیم چونکه بهتر (جنون و عشق و علم تکثری) را با پشتوانه ی ملاک و امتدادش داریم با قیام ما امام عصر (عج) می آید نه خیلی دیر چون ظهور نزدیک است کمیت ظهور را مشخص نباید کرد اما کیفیت آن می شود که نزدیک است و دور نیست قیام ما عامل می شود امام عصر (عج) بیاید و با ما باشد می باشد چنین که میان عدل الهی و آخرالزمان جنگی عظیمی درراه است بین وسط باوری با مصلح خالی عملی که جبهه ی باطل روی ثابت است با خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی جبهه حق روی ثابت است که وسط باوری با مصلح خالی عملی هلاک می شود همانطور که قبل از ظهور خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی را هلاک پندار می کرد چنین که قدرت پس از ظهور ازآن ما است نه من بلکه قوم هم فکر ما است هرچند من نباشم پیروز هم فکران ما می باشند که خیر و مصلح (مایل به میانه) باوری و وسط (مایل به مصلح) عملی نیز دارند می باشد. مایم که همان قیام می کنیم و بدعت ها را جمع می کنیم و سنت را برمی گردانیم نه سید خراسانی که پرچم سیاه دارد و نباید به سمت آن رفت چون تزویر است و ما از دشمنان دست کثیفمان نمی ترسیم به قطع فساد حکومتی بدتر است و تجهیزات دشمن هیچ است و تازه توکل و توسل بعد آزادگی بعد مرگ طلبی (هم طرف مقابل)درجنگ داریم وتازه انقلاب اسلامی ایران علیه حکومت اسرائیل می ایستد و آن را نابود کند اینکه هم سازمان ملل دشمن ما است چون صلح نما است و فلسطین از اساس ما درنجات دادن است می باشد.
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

امام محمد باقر

«اذا قام القائم (عجل الله فرجه) سار الی الکوفة و هدم بها اربع مساجد و لم یبق مسجد علی وجه الأرض له شرف الا هدمه و جعلها جماو وسع الطریق الأعظم، و کسر کل جناح خارج فی الطریق، و ابطل الکنف و المیازیب، و لا یترک بدعة الا ازلها ولا سنة الا اقامها، و یفتح قسطنطینیة و الصین و جبال الدیلم و یمکث علی الأرض سبع سنین من سنینکم هذه، ثم یفعل الله ما یشأ».

-«هنگامی که قائم (عجل الله فرجه) قیام کند رهسپار کوفه می شود و چهار مسجد را در آنجا ویران می کند و هر مسجدی که محل مرتفع دارد خراب می کند و هموار می سازد. راه اصلی را توسعه می دهد و سایبان‌هایی را که وارد خیابان‌ها شده، برمی دارد و سایبان و ناودانی به کوچه ها اجازه نمی دهد. و هر بدعتی را نابود می کند، و هفت سال به این منوال می گذرد. آنگاه خداوند هر چه اراده کند، انجام دهد».

اعلام الوری/ ص432
و تازه ما دوچهره داریم و چهره خشن را برای دشمنانمان نگه داشتیم و چهره ی مهربان را برای دوستانمان و آزادگان داریم اما معمولا چهره ی مهربانی ما غالب باید باشد .و تازه اینکه افراطگرایی دشمن امام عصر (عج) است اینان مغزشان دگم است و رادیکال ۱۰۰% می باشند اینان دشمن بوده و باید با افراطگرایی توسط قلم و دانش تکثری مبارزه کرد و اینکه بسیار دگم بوده و باید آنان را آزاده کرد از اینکه بداند انسانیت چقدر با ارزش است از اینکه بداند مسلمان و مسیحی و یهودی و هندو و . ‌. . پیروانشان و آدمشان نه دینشان برابراند و هیچ تفاوت انسانی ندارند از اینکه بداند هرکافری تکفیر شدنی نیست اکثر کافران مکفور و آزاده اند که بی گناه محسوب می شوند آنکه باید تکفیر شود سلمان رشدی و نتان یاهو و جرج بوش و امثالشان است نه انسان های بی گناه که آزاده اند چه بسیاری آزاده تکفیری ها کشته اند و چه ظلم و ستم ها مرتکب شده اند باید این را بداند که هیچ ملتی و پیرو دین و نژادی و رنگی و سلیقه و . . . برتری ندارد مهم اول سلامتی و آزادگی بعد دین مبین اسلام است نه پیرو آن یعنی مهم پیرو آن شدن است و پیرو شدن اسلام برتری دارد بر پیرو شدن مسئله دیگر اما اینکه مثلا خودپیرو اسلام با خود پیرومسیحی برابر است تفاوت برتری یعنی درمکتب است نه خوداشخاص می باشد می دانم افراطی گرا داری خودت می سوزی اما بدان که راه برحق همین است میباشد چنین که می گویند نه به آن شوری شور نه به آن بی نمکی باید گفت صورت چپمان به جا است و صورت راستمان به جا است و تازه اینکه شعار ما درصلح "سلامتی و زندگی" است و این مستحق هرکسی که دشمن ما نباشد می باشد پس اینکه زندگی را داریم و برای زندگی کار می کنیم در ترکیب سلامتی دراصالت داریم و چون هدایت الهی است سلامتی هدیه ای است که به همگان می دهیم و زندگی همراه آن باید بیاید که نجات یک نفرش برابر نجات همه بشریت است و چنین که هدایت الهی همین است که دانسته شود سلامتی ازبهترین هدیه که می توان تقدیم کرد چطوری ؟ حتما باید پزشک شد ؟ نه ، بلکه معلمی که فکر سالم بدهد و معماری که خانه ی سالم بدهد و حاکمی که حکومت سالم بدهد و . . . همگی سلامتی است و بزرگترین سلامتی را به معلم و روحانی مدیون می باشیم که فکر سالم می دهند دنبال رضایت مردم برای مردمداری تا جایی که مغایر با خدا و فرامین آن نباشد باش چنین که همانا این رهنمود بیداری است به خصوص همانا دانشگاه و مدارس را رسیدگی کنید و نیکویی و لطافت و نرمی و ادب را بیاموزید نه خشونت همانا خشونت آنهم بامحدودیت فقط فقط فقط مال ارتش است که هم همانا به راه مستقیم برویم چنین که همانا فناوری و اطلاعات را افزایش دهید و آن را گسترش دهید و آن اشتراک علم تکثری و علم معاش است می باشد چنین که همانا رفاه و آزادگی برای فناوری و اطلاعات است می باشد و چنین که آن را با افزایش سازه فیبری و نوری پیش ببرید و چنین که گسترش درمدارس و دانشگاه ها علم فناوری و اطلاعات را افزایش دهید این از توسعه می باشد چنین هدایت الهی است می باشد و تازه اینکه عشق خود فطری است اگر پشتوانه ی درحساب ملاک عشق بگیرد می باشد آن عشق مقدس است و آن عشق همان عشق است که تحسین شده است وهشدار وخُورد داده نشده است می باشد و عشق به هرچه باشد اما تخلف از درحساب ملاک نباشد خود خداپرستی است چه بسا عشق به هرچیزی که از یک مسلمان ناب محمدی ملاک خود خداپرستی حساب شود می باشد چنین که هدایت الهی است می باشد.و تازه انسانی و قلب و دگرگونی مطرح نیست و عقل نظری مطرح نیست اگر درروال تکلیف روی ثابت پشتوانه ی ملاک و عقل معرفت نباشد می باشد و تازه هم آن عشقی که مغایر با پشتوانه ی ملاک و امتدادش نباشد مقدس است که از عشق به خدا و معصومین گرفته تا عشق به جامعه و خانواده و اندکی عشق به خود میباشد چنین است که این عشق هدایت الهی باشد که این عشق از عقل معرفت منشاء می گیرد که گوهر باشد.
و تازه هم وای بر کشوری که خود اختلاف دارد دنبال نابودی کشور دیگر به خاطر طاغوت بودنش است باید گفته شود که اختلاف ها اصطکاک آور برای راهبرد می باشند اگر اختلاف است و نمی توان کنار گذاشت لااقل بر روی اشتراکات پایبند شد و باورهای مختلف را برای خود نگه داشت هرچند حرف حق بزند تا بتوان کشور طاغوت را نابود کرد وگرنه اصطکاک آور است بعد آن درباره ی اختلافات بتوان راحت بحث کرد می باشد چنین که نه برای نابودی طاغوت بلکه برای توسعه و پیشرفت نیز باید چنین بود تا بتوان خود را غالب کرد می باشد و (تمثیلا) خدای تکنولوژی و لطافت و خیر بودن شد می باشد ولطافت مقدس است اگر درحساب ملاک داشته لااقل آزاده باشد میباشد چنین که لطافت با خیر رحمتی است وسرسختی عادلانه با خیرمجازاتی است می باشد (چنین که خیر مجازاتی آزادهاش مثل قاضی نیکوکار آزاده است و خیر رحمتی آزاده همچون خَیر نیکوکار آزاده است می باشد)چنین که با دشمن معدود لله جنون مرگ طلبی باشید با بقیه دشمن مدارا باشید با دوستان مروت باشید و بامحبین لله جنون زندگی طلبی باشید البته بدانید معدود لله اندک است ومحبین لله اندک است و معدود لله از هرصد میلیون نفر یک نفر باشد.و تازه اینکه ضرر و زیان کردن و ضرر و زیان دادن حتی از عملا درحساب عمل درروال تکلیف موجود دراسلام نیست کشتن فکر بدتر از کشتن آدم است و همین است ضرری که معدود لله می زند به دین بدتر از ضرری است که قاتل به آدم می زند چنین است که معدود لله حکم او مرگ است و دوکس به دین ضربه می زنند معدود لله (تجدد و وسط محض) و تکفیری (تحجر) اما معدود لله ضرری که به دین می زند پنهان و اصیل است به خاطر همین حکم معدود لله مرگ است مثل سلمان رشدی می باشد اما تکفیری به کمیت دین و صورت دین ضربه می زند که این هم چون آدم بکشد حکم او مرگ است چنین که تکفیری و معدود لله هردو به دین درطول تاریخ ضرر و زیان رسانده اند همانا چنین که به ترتیب حکمشان مرگ و به شدت مرگ بوده است می باشد وگرنه حتی دراسلام آسیب زدن به مگس که معمولا ضرری نرساند حرام به جد است چنین که از حدود تجاوز نشود وگرنه شما تجاوزگر می باشید چنین که ضرر و زیان دردین جزء میزان اندکی که مجبوری است موجود نیست چونکه ضرر و تخریب و زیان و عیب اصلا به دین راه ندارد می باشد چنین که همانطور معدود لله داریم محبین لله از آن طرف داریم که باید ازآنان اطاعت کرد می باشد چنین که از خشونت جزء حدودی که معین شده بپرهیزید چون دشمن همین را می خواهد که شما را خشمگین کند و با خشمگین کردن شما را فرومایه بکند و تنزل روال به شما بدهد و شما اولش از دلسوزی و آخرش ازتعصب شما را هلاک کند اما شما بدانید که این روشی است که تکفیری می سازند از گروهی که خوشایند آنان نیست چنین که هرتکفیری اولش حرف از آزادی و دموکراسی زده است بعد آن دچار تخریبات شده است می باشد به همین دلیل از بایکد کردن نترسید چون بعضی شانشان نیست با آنان بحث بکنید چون شما را به ستوه آورده بعد آن ادامه دهید می تواند از شما تکفیری هم بسازند پس بایکد کردن و گوش نکردن به بعضی سخنان متاثرگرانه خود لازمه ی به ستوه نیامدن و تکفیری نشدن است می باشد که همین وضع است که می توان جامعه آزاد از تکفیری شدن داشت از بایکد کردن نترسید و نسبت به بایکد کردن متعصب باشید نه در برخورد کردن می باشد که چنین می توان پیشرفت قابل ملاحظه را نیز کرد می باشد.
و تازه ما لباس نپوشیدیم بلکه همین که هستیم همین است بلکه همانا نوآوری دراشکال می کنیم همان دلیل که توسعه شود و دروغ نیز این نظام می گوید وقتی می گوید دشمن چپ خود چپ شده است می باشد برای روپوشی خودچنین می کنند که این دروغ دراین کتاب راه ندارد مگر برای کُشتن معدود لله و نفوذی ها که درایران می باشند و تازه اینکه هم دانسته حجت خدا مایم یعنی امام عصر (عج) و یارانش که ما حزب ما باشیم چنین که هم حجت آشکار سیدخراسانی نیست بلکه یمانی است دانسته شود دشمن دنبال دین زدایی و ریزش است حتی با طرفتاری دین کردن چنین که روی ثابت به دشمن ما برمی گردد نه ما چنین که همانا اینان معدود لله این نفوذی ها می شوند و نفوذی ها کُشته می شوند و هیچ حجتی برای مبنا عشقی و انسانی وجود ندارد می باشد جزء ابلیس که از قدس ظهور می کند نه از مکه که حضرت مهدی (عج) با ما است و حجت روی ثابت با ما است می باشد و تازه این کتاب روی ثابت شرحش دارد روی ثابت است می باشد و این رمز پیروزی پس از ظهور است
و تازه حق و باطل فرق دارد که هیچ حق (روی ثابت) با حق (متفرق ذاتی یا باطل) می باشد و تازه اینکه فرق داشت با باطل نه فرق داشتن اصیل و ازاصیل چنین که باطل میشود که اصیل و ذاتی یکی است می باشد.
 #حدیث_مهدوی

کلام امام زمان

ان الأرض لا تخلو من حجة إمّا ظاهراً وأمّا مغموراً

ای شیعه ما
زمین، خالی از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

منابع:کمال الدین و تمام النعمة / ج 2 / 511 / 45 باب ذکر التوقیعات الواردة عن القائم ع ..... ص : 482بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 53 / 191 / باب 31 ما خرج من توقیعاته ع ..... ص : 150
و تازه اینکه به وفور این خود کتاب مکنون جامع اش شرح دین روی ثابت است که هیچ به تعریف حقیقی روی ثابت آن می باشد. و تازه درحال اشتراک گذاری می توان تبلیغ دین کرد چطوری "بحث آزاد" با رعایت دوطرفین گذاشت درهمان حال با اشتراکات بود و درخطوط اشتراکات بدون اصطکاک پیش رفت می باشد جزء معدود لله و منفوق که اشتراک باشد بحثی نیست و بایکد می شود می باشد اما هیچ اجبار نیست نظر را نپذیرفت درحالی که معدود لله نیست که به دین ضرر دراصالت برساند می تواند راهش را بگیرد و برود می باشد و قرآن و این کتاب به سه آیه قرآن اسناد شده است : *"همانا مبنا آن بسم الله الرحمن الرحیم بعد اشدد من کفار و رحمانهم بینهم بعد لااکراه فی دین به علاوه یک حدیث که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید"* چنین که این دین است چنین است که هدایت الهی است ^و آزاده بینهم است^ چنین است که امام حسین (ع) قلب دین است می باشد که پس ^وسط محض درعین درحساب عین درستی است^ می باشد نه وسط محض اصالتا درمعنا می باشد که باطل است می باشد که چنین است.و تازه فراموش نکردیم "همه" جامع این کتاب راست است و حقه باز تلقین انداز است چنین که ما فراموش نکردیم درامتداد ثابت پیوسته این کتاب فراموشی ندارد چون امتدادش مغایر ندارد می باشد. و امام حسین و قرآن امام حسین می تواند شیطان آن را خواستار باشد فقط باید با پشتوانه ی مبنا و اهم تر محمد و ملاک و امتدادش خواستار نباشد ^ انقلاب اسلامی منهای جمهوری اسلامی برحق است^چنین که جمهوری اسلامی باطل است و تازه از حق روی ثابت خیال دراین کتاب نیست و شیطان مبنا قلب است اما همان قلب با پشتوانه ی مبنا ملاک و امتدادش فطرت است و ازدشمنان ما جمهوری اسلامی است که منفوق است و بددین است چنین که دشمن ما است و تماما باید نابود شود و وسط محض معنایی باطل است و تازه اینکه دانسته روانشناسی باطل است و تفسیر و تعریف از روانشناسی باطل است چنین که اینگونه مثبت اندیشی محض باطل است و منفی ضعیفش نیاز است درکنار مثبت بودن و تازه دانسته شود که علم این کتاب از جهل نیست چون روی ثابت علم مبنا بودن را دارد و تازه اینکه اعتماد به نفس کاذب دراین کتاب موجود نیست حق روی ثابت مسئله برایش موجود است و اعتماد به حقیقت واقعی است و تازه همانا واقعگرایی باطل است مگر اینکه از معنایی حقیقت درملاک انسانی باشد و این کتاب خیال نیست و حقیقی روی ثابت می باشد و تازه اینکه مسائل اعتماد به حقیقی همانا همیشه به شان عمل نیست و می تواند درشان ملاک باشد و حقیقی است و شان عملی بیشتر کذب است و اعتماد به نفس که درشان عمل با تلاش است باید داشت اما بسیار قوی تر از اعتماد به حقیقی داشت می باشد و تازه عمل از مسئله پیشینه فکر بیاید از درحساب ملاک نمی آید اما درروال تکلیف است که به درحساب ملاک باور داشت می باشد و تازه اینکه دانسته شود واقعگرایی بدون درجهت از معنایی حقیقت درملاک انسانی همانا که شیطان است کاملا تصدیق است چنین که واقعگرایی مبنا شیطانی است وگرنه که واقعگرایی از درجهت از معنایی حقیقت درملاک انسانی فطرت است و ^واقعگرایی باید به شدت کنترل شود^ که مانع درجهت از معنایی حقیقت درملاک انسانی نشود چون مانع نشود مطرح است و تازه اینکه روی ثابت اثبات می کند ابلیس نیستیم تا دراین کتاب و امتداد می باشیم اما جمهور اسلامی ایران ابلیس است و نظام مهدوی عراق پس از ظهور ایران را ساقط می کند و فاتح آن است و این رخ روی ثابت می دهد و تازه اینکه همانا اینکه روی ثابت است که ایران و چین بدتر از غرب است اگر قدرت پیدا بکنند و تازه معدود لله را هرجا یافتید بکشید و رحم نکنید و چنین است که باید دانست این مبحث به طور جدی باید کُشته شوند و هیچ رحم نشوند نه از این ترساندن ها است بلکه از این برخورد شدن ها به جد است می باشد که بی شوخی بکُشید هیچ گذر نکنید که بدانید با کُشتن معدود لله بهشت روی ثابت نیز می روید چنین که همانا اینان هم دنیا را ازشان بگیرید و همانا که آخرت را خدا به حق روی ثابت می گیرد می باشد که خالدین و جاویدان اعذاب و ^بدترین نصیبشان است^ و تازه اینکه عین و واقع بینی خود درحساب واقعگرایی است پس اگر منافق و مومن هم تراز عرضی هم می باشند اما طولی متفاوت است این است که مومن واقعگرایی درجهت از معنایی حقیقت درملاک انسانی است اما منافق و کافر حامیش منبعشان واقعگرایی است چنین است که فقط منافق محصول حق را صورت خود قرار می دهد نه درجهت از معنایی حقیقت درملاک انسانی که باشد چنین که دانسته ^منافق و کافر حامیش کش می باشیم نه مومن کش^ که چنین است منفوق با منافق اشتباه نگیرید همانا منفوق ^کوچک^ منافق یا مردم نفاق دار است نه سردسته چنین است ما سردسته ها را می خواهیم برداریم نه مردم مگر مردمی که مثل سگ پایبند به آن باشد و مانع شوند چنین که  این مردم خود منافق دوست می باشند که باید گفت شود که ابلیس را بکُشید و دجال را بکُشید و سلمان رشدی ها را بکُشید و . . . می باشد که چنین است دشمن ما نابود باید بشود حکومت جمهوری ایرانی را توسط حکومت مهدوی عراق سرکوب کنید چنین است جنگ رخ بدهد و این مبدا حرکت امام عصر (عج) است که ایران را تصرف می کند و تازه دلیل انحراف دشمن ما نخواندن درامتدادپیوسته از اول تا آخر این کتاب به طور معنایی حقیقت است و تفکیک نکردن این "مطلب" از دیگر مسائل است که چنین است روی ثابت ندارد اما اینکه ما درامتدادپیوسته معنایی حقیقت درملاک انسانی رفته ایم روی ثابت ازروی ثابت دارا است همانا آنکه این را فهمید و درامتدادپیوسته از اول تا آخر خواند میتواند بفهمد این کتاب و فهمیدنش هم دم برحق گرفتن آن شود چون روی ثابت باشد این کتاب بر حق بودنش که روی ثابت فهمیدنش به درستی می باشد. و تازه روی ثابت همانا معانی دیگر دارد می باشد. و تازه اینکه درامتدادپیوسته از معنایی حقیقت خود به طور کلی ازروی ثابت است که نگذارد که مغایر باحقیقت درملاک انسانی بشود هرچند جزئیاتش قابل جا به جایی است که همان جزئیات چون ازکلیات است مفهومشان صحیح است.آنگاه جنون باطل همه جا را بگیرد و آنگاه جنگ همه جا را بگیرد آنگاه جان ها به گلوگوه برسد همانا باید پرسید بعد آن آرامشی است که خداوند وعده داده است می رسد که می رسد چنین است که برسد آن وعده الهی است که آرامشی پس از یک آتش می آید جنگ سفیانی و دجال مشهود است جنگ سیاسی سرخ پرچمان و آبی یخی پرچمان چنان که سفیانی و دجال دوجبهه است و سرما و یخی را دجال دارد و داغ و آتش را سفیانی دارد و بهار و گرمی را حضرت مهدی (عج) دارد چنین که سفیانی و دجال دوجدال درمقابل هم است که انگار بی کران ادامه دارد سفیانی مثل دو قطب تضاد است که با دجال است اما حضرت مهدی (ع) جبهه ی میانه محض درحساب عمل دارد لیکن وسط محض درمعنا باطل است اما درجبهه درحساب عمل هیچ اشکالی نیست می باشد چنین که سفیانی شرقی و دجال غربی است می باشد اما سفیانی بهتر از دجال است همانطور که زنا بهتر از لواط است درحالی که زنا هم باطل است چنین که سفیانی می تواند از گمراهی دور تر باشد تا دجال وگرنه سفیانی هم گمراهی است به خاطر اینکه درروال تکلیف شرقی (مایل به میانه) بودن مبنا و جبهه اعتدال محض (مایل به مصلح)  بودن درحساب عمل می باشد چنین که دجال تماما تفریطی است و سفیانی تماما افراطی است می باشد چنین است که (روال خیر درباور خودش ذاتی شر درعمل است اما خیر در باور با خیر درعمل درحساب عین بیشتر با اندکی مجازاتی (دوگانه معدود لله که کشتن مگر بازگردد شما هم بازگردید و مجرم بستگی آمیز است) مقبول و معنا است چنین که همانا درروال تکلیف لازم است باشد) که باید راه حضرت مهدی (عج) را رفت می باشد‌. و تازه اینکه روشنفکران را پرورش دهید و آنان را قدر بدانید و روشنفکری آن است که تجدید گرا درعمل باشد و میانه گرا درانسانی و اصول گرا درباور اسلامی باشد چنین است که روشنفکری است و تجدیدگرایان درعمل یا همانا عملگرایان اسلامی که روشنگری باشد را پرورش دهید و بدانید که ابزاری و تا حدودی انسانی و اخلاقی از کشوران به روز و بالا شکل بگیرید و نخبه ای داشته و بهتر از آنان آورید چنین که همانا چنین است که رشد اجتماعی صورت می گیرد میباشد. ^روشنفکری همین است^ و تازه اینکه جنگل و درختان را حفظ کنید چون هرثانیه درجهان جنگلی به اندازه ی یک زمین بزرگ آتش می گیرد پس آن را حفظ بکنید می باشد. و نوگرا درخودعرضی مسئله باشید و طولی را اصول را نگه دارید میباشد چنین که بتوانید روشنگری بعدش روشنفکری داشته باشید می باشد. و تازه روشنگری می تواند خوب هم باشد هم بد اما خوب آن بیشتر است چون درروال تکلیف مقبول است می باشد و امام حسین (ع) نور عین پیامبر (ص) و حسین از پیامبر (ص) است و امام حسین (ع) عشق با پشتوانه ی ملاک و‌امتدادش درهمولوژیک دارد چنین است که سفینه نجات است می باشد اما با تعاریف این کتاب امام حسین (ع) با پیامبر اکرم (ص) تمام شناخت دین است می باشد. و تازه اینکه طولی دشمنترین مشکل می گیریم ما طول ما همانطور نیست بلکه طول دشمن عرض ما است چنین که به ما بر نمی گردد و اینکه حساب کردن درباره کسی نیست و این خوشتان بیاید و نیاید برای تبلیغ اسلام حضرت مهدی(عج)ومرگ اسلام غیر از اسلام ما و غیراسلام ازآن است می باشد که غیرحقیقی "ذاتی" دشمنان است (پهن کردن سفره ی ظهور) و تازه اینکه دانسته شود اگر وحی ادامه داشت من پیامبر و این کتاب وحی بود (اما خاتمه یافت) و گزاف نیست و این روی ثابت است چنین که ما و این کتاب متصل گر به ظهور است می باشد و اینکه چنین است این هدایت الهی می باشد و پس طوری باشید که این کتاب خوشایند باشد و طوری نباشید که مغایر با این کتاب و تعاریف آن شود می باشد که آن است که با آن دوستی امام عصر (عج) و علیه آن دشمن با امام عصر حقیقی می شود و تازه کشور ایرانی و ارتش ایرانی را محو کنید چنانکه که با مذاب و آتش یکجا کنده شود می باشد. که آنها کم بیاورند نمی بینند ما را فقط کم آوردن می بینند می باشد و باطل همین است که فکر می کند ***خودت را نمی بینی درحالی که خودش را نمی بیند می باشد که همین هم دنبال خودت را نمی بینی می باشند***بله ما خود را دیدیم اما عمل مطرح نمی دانیم مگر درروال تکلیف "پس از نه با" پشتوانه ی ملاک و امتدادش می باشد.
 #حدیث_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت

کلام امام زمان

فلیعمل کلُ أمرءٍ منکم بما یقربُ به من محبتنا، ویتجنب ما یدنیه من کراهیتنا وسخطنا

ای شیعه ما
هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستی ما نزدیک می‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دوری گزیند.

منابع:تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) / مقدمةج 1 / 38 / 13 - التوقیعان المبارکان ..... ص : 37الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) / ج 2 / 498 / ذکر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع من المسائل الفقهیة و غیرها فی التوقیعات علی أیدی الأبواب الأربعة و غیرهم ..... ص : 479الوافی / ج 26 / 286 / بیان ..... ص : 279بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 53 / 176 / باب 31 ما خرج من توقیعاته ع ..... ص : 150
و تازه اینکه مردمداری باید درجهت خدا باشد اگر درجهت خدا و درگرو آن نباشد خدا او را به مردم وامی گذارد می باشد. و تازه اینکه کربلا و امام حسین (ع) عشق است و (تمثیلا) خدای عشق است می باشد. و تازه اینکه دانسته شفاعت نیست مگر اینکه فرد دردنیا درراه شفاعت قدم بگذارد و کسی که درراه فضل قدم نگذارد با فضل هم درآخرت رو در رو نمی شود اما با فضل قدم بگذارد با فضل رو در رو می شود یعنی وعده و وعید خدا وعده آن صادق (بهشت آن فضل) و وعید آن جواز (جهنم آن عدل) به طوری که اندکی وعده و وعید واجب است (فضل از عدل و عدل از عدل) چون فضل را هم عادلانه بدست آورد نه اینکه فضل را همینطور بدهند یعنی نه شیعه شیعه نه معتزله بلکه راهی میان این دو به طوری که شیعه اصالت را دارد مثلا شیعه آن است عمل او نیکو باشد و شیعه که عملش نیکو نباشد شیعه نفوذی نیست از آن طرف شیعه شفاعت می شود پس همانا کسانی که از حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) تا حضرت مهدی (عج) اطاعت می کنند و عمل می کنند شفاعت می شوند شیعه ای که عمل نمی کند شفاعت نمی شود چون شیعه نفوذی نیست به قولی فضل خدا دارد اما فضلش را از عدل دارد چونکه شیعه باشید و بخشش دردنیا بکنید بخشش درآخرت بینید نه آنکه بخشش نکنید شیعه باشید منتظر بخشش درآخرت باشید محال بخشش آید که به این شفاعت عدلیه می گویند و خداوند شفاعتش عدلانه است و چنین است که فضل خدا هم دو دو تا چهارتا است اما تو دردنیا دو دو تا دوستت را پنج دادی و آخرت جواب دو دو تا پنج می بینید شفاعت چنین می باشد. انا شیعی
و تازه اینکه درمورد خلفا راشیدن بگویم همگی فاسد بودند اما فوایدی نیز داشتند لیکن هیچ موقع حکومتشان پذیرفته نیست (چه برسد فقط تاسف خورد و پذیرفت) چنین است که این شرح عادلانه برای آنان است می باشد واختیار مطلق نداریم که این منع است و جبر هم منع است مابین اختیار و جبر به طوری که اختیار بیشتر باشد مورد مقبول است می باشد. و تازه دین اسلام هم سه دسته می شود اول اهل نقلی که دشمن است و مدارا می شود و دوم اهل باطنی (نما) نفاق و دشمن اصیل و جنگ و سوم اهل عقلی دوست که آنهم سه دسته می شوند بددین (مثل اهل سنت عقلی) و مسلم و ملاک داران (هردو شیعی) که رهبری دردسته ی مسلم است و این منظور دراهل سنت فقط نیست شیعه نیز است دل ربطی به اهل دل یا اهل باطنی (نما) ندارد اهل عقل می تواند دل داشته باشد و تازه اینکه فتنه حقیقی نظام جمهوری ایرانی است بدانید فرق است بین نظام ایران وایرانی و حکومت ایران و ایرانی با حکومت اسلامی ایران و نظام اسلامی ایران چون گروهی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است گروه نظام ایرانی می خواهند تشکیل دهند که باطل می باشند و تازه حاکم ظالم ویا دیکتاتور بر مردم را اول لسانی می کنید بعد برخورد عملی می کنید بعد جنگ می کنید می باشد. و بدانید نظام مهدوی عراق ازهمین  انقلاب اسلامی است می باشد. و تازه تفریطگری بدتر از افراطگرایی برای اصالت دین است چنین که تفریطگرایی و وسط محض معنایی جنگ می شود (اما بدانید شاید معدود لله نباشد چون معدود لله مانند سلمان رشدی ها است چون مثلش پیدا شد چنین می شود نه اینکه هرکسی بشود می باشد) وگرنه رحمت باید باشد حتی من اشتباه می کنم که از رحمت خارج شوم می باشد. اشدد من کفار و رحمانهم بینهم
همیشه حس خوب بد نیست بلکه حس خوب که خوب باشد نیز است که آن حس با ایمان دین مبین اسلام ناب محمدی است می باشد. و تازه اینکه وطن را باید دوست داشت اما حکومت ایرانی یک حکومت بعد از انقلاب اسلامی است که مردم ایران شورش کرده و انقلاب اسلامی را بیرون می کنند و او به عراق هجرت می کند (از آنجا اروپا را فتح اسلام می کند) اما مردم می فهمند چه اشتباه کرده و حکومت الهی فرق دارد با حکومت معمولی چنین که مردم ایران آنان را برمی گردانند می باشد وتازه اینکه همانا دانسته حکومت ایرانی سقوط می کند و حکومت اسلامی ایرانی برپا می ماند (و این یکبار قبل انقلاب اسلامی یکبار بعد آن تکرار می شود چون مهیاساز ظهور است) چنین که حکومت ایرانی دیر نمی انجامد برقرار شده و حکومت انقلاب اسلامی را به هم می زند و آن را به عراق و سیدخراسانی را به خراسان می فرستد اما طولی نمی انجامد که بازپس گیری رخ می دهد این حکومت طاغوت است می باشد که وزشی است که بر انقلاب اسلامی می دمد و می رود اما حکومت اسلامی ایرانی باقی می ماند که هم تمدن ایران دارد هم تمدن اسلامی به طوری که اسلامی آن غالب اما ایرانی بودنش به خاطرها می ماند حتی قبل از پیامبر (ص) چه پادشاهان و وزرایی و دانشمندانی و . . . مصلحی که قبل از پیامبر (ص) درایران بودند می باشد و تازه این انتخاب دقیق باشد مطرح نیست بلکه همانا فقط انتخاب درجهت دقیق مقبول درنزد خدا روی ثابت است که این یافتن دقیق روی ثابت میباشد. و تازه جنگ سفیانی شیطان سرخ است و دجال شیطان آبی یخی است چنین است که این یخ و آتش درهم می روند تا آنگاه اعتدال برسد که این دو را خاموش بکند و آتش افراط است و خون و جنگ و یخ تفریط است و صلح افراطی چنین است که این دو با هم می جنگند اما دجال از سر ناچاری می جنگد و سفیانی ازسر خشونت افراطی درحالی که فتنه سفیانی دست خود دجال است چنین وضعیتی است که دوقطب می جنگند و گلاویز می شوند تا آنکه جبهه ی اعتدال می آید و هردو را کنار می زند و شرق و غرب را نابود می کند و جبهه اعتدال صورت با اصالت خیر هم درمقابل جبهه ی اعتدال اصالت با صورت خیر می ایستد و جبهه اعتدال صورت با اصالت خیر از روی ثابت پیروز روی ثابت می شود می باشد که بعد با دله ظالم ها (قدرت و شهرت و ثروتی که درجهت الهی نیست) مبارزه می شود و چنین که پیروز حضرت مهدی (عج) است درجنگ جهانی پنجم و چهارم و سوم می باشد و تازه باطل به ترتیب مقام بنابر (بی تفاوتگرای اندیشه جزء انسانی) ابرظلم (و نفاق و کفر و) ظلم (و منکر و شهرت و قدرت و ثروتی از باطل) دله ظالم ها می باشد و دله ظلم ها مورد نفرت همه بشر یک خرده آگاه است اما بی تفاوتگرای اندیشه جزء انسانی بسیار آگاهان می فهمند ظلم است می باشد حتی ظلمش بیشتر از نفاق و کفر و منکر است می باشد چنین کسانی که ازشان بپرسید چه باوری دارید باوری جزء انسانیت و نیکوکاری ندارند درحالی که نیکوکاری و انسانی بد نیست اما اینکه باور دین اسلام نداشته بخواهد داشته باشد باطل است و آزاده لااقل به خدا و معاد باور دارد می باشد چنین که این قطعی ابلیس(منظور اینجا خصلتی هم)است که چنین باور بی تفاوتگرای اندیشه جزء انسانی دارد می باشد. الهی شکر

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...