پارت ۳۹ : من : مرسی . رفتم تو اتاق جیمین . درو باز کردم . جیمین رو تخت دراز کشیده بود و وی هم کنار تخت نشسته بود . یک چند ثانیه موندم ‌. ...

پارت ۳۹ : من : مرسی . رفتم تو اتاق جیمین . درو باز کردم . جیمین رو تخت دراز کشیده بود و وی هم کنار تخت نشسته بود . یک چند ثانیه موندم ‌. با صدای گرفته گفتم : ب ببخشید مزاحم شدم . جیمین از رو تخت بلند ...

۷ روز پیش
45K
پارت ۳۸ : تعجب کرده بودم .دهنم باز مونده بود . گفت : حالا فهمیدی چرا اینکار رو کردم ؟؟؟؟ من : نه درست ولی من برم تا سرما نخوردم . از ماشین پیاده شدم ...

پارت ۳۸ : تعجب کرده بودم .دهنم باز مونده بود . گفت : حالا فهمیدی چرا اینکار رو کردم ؟؟؟؟ من : نه درست ولی من برم تا سرما نخوردم . از ماشین پیاده شدم . داشتم به ماشین نگا میکردم یکم رفت جلو و وایستاد از ماشین پیاده شد ...

۱ هفته پیش
35K
به مناسبت روز تولد جیمین کار هایی که میکنم 💙 💚 💛

به مناسبت روز تولد جیمین کار هایی که میکنم 💙 💚 💛

۱ هفته پیش
17K
تولد این عشق نزدیکه و من دارم لحظه شماری میکنم 😁 😁 😁 😁 😁 😁 😁 😁

تولد این عشق نزدیکه و من دارم لحظه شماری میکنم 😁 😁 😁 😁 😁 😁 😁 😁

۱ هفته پیش
5K
پارت ۳۷ : سرشو یکم عقب برد ولی هنوز خیلی نزدیکم بود. سرشو پایین انداخت و بعد چند ثانیه سرشو بالا آورد و تو چشمام زل زده بود . دو تا دستاش رو پایین آورد ...

پارت ۳۷ : سرشو یکم عقب برد ولی هنوز خیلی نزدیکم بود. سرشو پایین انداخت و بعد چند ثانیه سرشو بالا آورد و تو چشمام زل زده بود . دو تا دستاش رو پایین آورد و رفت عقب . بدون اینکه حرفی بزنم رفتم . ساقه ی دست راستمو گرفت ...

۱ هفته پیش
43K
پارت ۳۶ : خیلی آروم گفت : ت تو میخوای که پیشت باشم من : آره میخوام پیشم باشی جونگ کوک : آخه چرا من نمیفهمم تو چطوری قبول میکنی پیش من باشی ها . ...

پارت ۳۶ : خیلی آروم گفت : ت تو میخوای که پیشت باشم من : آره میخوام پیشم باشی جونگ کوک : آخه چرا من نمیفهمم تو چطوری قبول میکنی پیش من باشی ها . یک لبخند کجی زدم و گفتم : همون طوری که تو بوسم کردی . سرشو ...

۲ هفته پیش
39K
پارت ۳۵ : لباشو چسباند رو گردنم . ولم نمی کرد . یک غلتی خوردم. روبه روش بودم . دستاش و دور کمرم حلقه کرد و من و روی خودش انداخت . اوففف کتفم خیلی ...

پارت ۳۵ : لباشو چسباند رو گردنم . ولم نمی کرد . یک غلتی خوردم. روبه روش بودم . دستاش و دور کمرم حلقه کرد و من و روی خودش انداخت . اوففف کتفم خیلی درد داشت دست راستمو روی شانه ام گذاشتم . سریع از رو تخت بلند شد ...

۳ هفته پیش
25K
پارت ۳۴ : تو گوشیم پیام اومده بود رفتم پیام و خوندم جیمین نوشته بود : سلام چرا رفتی می موندی همین جا نوشتم : سلام نه نمیخواستم بیشتر اذیت کنم شما رو بعد چند ...

پارت ۳۴ : تو گوشیم پیام اومده بود رفتم پیام و خوندم جیمین نوشته بود : سلام چرا رفتی می موندی همین جا نوشتم : سلام نه نمیخواستم بیشتر اذیت کنم شما رو بعد چند دقیقه جواب داد : خب اگر نمیای من میام من : باشه ولی باهام کار ...

۳ هفته پیش
33K
پارت ۳۳ : وسط حرفم زد توی گوشم اینقدر محکم زده بود که داغ شد‌نش رو حس کردم دست چپم و رو گوشم گذاشتم تنها فقط می دیدم چیزی نمیشنیدم دیدم جونگ کوک رفت بیرون ...

پارت ۳۳ : وسط حرفم زد توی گوشم اینقدر محکم زده بود که داغ شد‌نش رو حس کردم دست چپم و رو گوشم گذاشتم تنها فقط می دیدم چیزی نمیشنیدم دیدم جونگ کوک رفت بیرون و وی به سمت من اومد و بغلم کرد گوش چپم فقط گِز گِز میکرد ...

۳ هفته پیش
44K
پارت ۳۲ : ( خودم ) رفتم بالکن هوای خوبی بود جیهوپ و دیدم که اونجا وایستاده رفتم کنارش بهش نگا نکردم و گفتم : میدونم از دستم عصبانی هستی و حت........ حرفمو قطع کرد ...

پارت ۳۲ : ( خودم ) رفتم بالکن هوای خوبی بود جیهوپ و دیدم که اونجا وایستاده رفتم کنارش بهش نگا نکردم و گفتم : میدونم از دستم عصبانی هستی و حت........ حرفمو قطع کرد و گفت : هیچی نگو هیچی . روبه روم شد و با دوتا دستاش بازو ...

۳ هفته پیش
32K
پارت ۳۱ : سریع زنگ زدم به جونگ کوک جواب داد گفت : سلام چیه من : سریع خودتو برسون اینجا نایکا حالش خوب نیست . گوشیو قطع کردم. خیلی نگران بودم که چیزیش بشه ...

پارت ۳۱ : سریع زنگ زدم به جونگ کوک جواب داد گفت : سلام چیه من : سریع خودتو برسون اینجا نایکا حالش خوب نیست . گوشیو قطع کردم. خیلی نگران بودم که چیزیش بشه جونگ کوک اومد بالا سریع روی زمین نشست و بغلش کرد و برد تو ماشین ...

۴ هفته پیش
25K
پارت ۳۰ : ( خودم ) یک دفعه صدای زنگ در آمد به جیمین نگا کردم و گفتم : من میرم صورتم و بشورم . رفتم صورتم و شوستم یک حس بدی داشتم ولی توجه ...

پارت ۳۰ : ( خودم ) یک دفعه صدای زنگ در آمد به جیمین نگا کردم و گفتم : من میرم صورتم و بشورم . رفتم صورتم و شوستم یک حس بدی داشتم ولی توجه نکردم و رفتم بیرون و درو باز کردم آران مین تا بود آمد داخل همه ...

۴ هفته پیش
22K
پارت ۲۹ : داشتم ظرف میشستم که جیمین گوشی سمت چپم و در آورد و در گوشم گفت : قهوه میخوری من : نه ممنونم . دوباره گوشی سمت چپم و تو گوشم گذاشت ‌. ...

پارت ۲۹ : داشتم ظرف میشستم که جیمین گوشی سمت چپم و در آورد و در گوشم گفت : قهوه میخوری من : نه ممنونم . دوباره گوشی سمت چپم و تو گوشم گذاشت ‌. ظرف ها که تموم شد دیدم لباسم کامل خیسه هندز فری رو در آوردم و ...

۲۹ شهریور 1398
26K
پارت ۲۸ : فقط نگاش کردم یک چشم غره رفت و با دو تا دستاش بازو هامو و گرفت بلندم کرد و منو کوبوند تو دیوار و اخم کرد و گفت : اگه دوباره منو ...

پارت ۲۸ : فقط نگاش کردم یک چشم غره رفت و با دو تا دستاش بازو هامو و گرفت بلندم کرد و منو کوبوند تو دیوار و اخم کرد و گفت : اگه دوباره منو اون طوری نگا کنی جریمه میشی . یک لبخند کجی زدم و گفتم : اون ...

۲۹ شهریور 1398
23K
پارت ۲۷ : ( خودم ) رفتم بخوابم ولی نمیدونستم تو اتاق کدوم بخوابم برای همین تصمیم گرفتم که از جیمین بپرسم من : جیمینن .. جیمین : بله چیه من : من تو اتاق ...

پارت ۲۷ : ( خودم ) رفتم بخوابم ولی نمیدونستم تو اتاق کدوم بخوابم برای همین تصمیم گرفتم که از جیمین بپرسم من : جیمینن .. جیمین : بله چیه من : من تو اتاق کی بخوابم ؟؟؟ جیمین :اممم تو اتاق وی من : باشه من رفتم . رفتم ...

۲۸ شهریور 1398
17K
پارت ۲۶ : جیمین : چرا این کارو کردی ها ؟ . روی تخت نشستم من : خب خیلی فکرم درگیر بود برای همین ......حرفمو قطع کرد و گفت : هیششش آخه چرا این قدر ...

پارت ۲۶ : جیمین : چرا این کارو کردی ها ؟ . روی تخت نشستم من : خب خیلی فکرم درگیر بود برای همین ......حرفمو قطع کرد و گفت : هیششش آخه چرا این قدر به خودت آسیب میزنی من : من حواسم نبود جیمین : خب چرا حواست نبود ...

۲۸ شهریور 1398
44K
پارت ۲۵ : دیدم چشماش بسته شد یک دفعه نگران شدم سریع رفتم زیر غذا رو خاموش کردم و کیف نایکا رو برداشتم و نایکا رو بغل کردم و بردم تو ماشین رسیدیم دم خونش ...

پارت ۲۵ : دیدم چشماش بسته شد یک دفعه نگران شدم سریع رفتم زیر غذا رو خاموش کردم و کیف نایکا رو برداشتم و نایکا رو بغل کردم و بردم تو ماشین رسیدیم دم خونش پیاده شدم و رفتم زنگ درو زدم جونگ کوک اومد گفت : سلام چی شده ...

۲۶ شهریور 1398
31K
پارت ۲۴ : مچشو گرفتم و بردمش سمت دستشویی ولی وایستاد و گفت : من خوبم چیزیم نشده فقط ....... حرفش و قطع کردم و گفتم : هیشششش مچتو نگا کن ببین چقدر بد بریدی ...

پارت ۲۴ : مچشو گرفتم و بردمش سمت دستشویی ولی وایستاد و گفت : من خوبم چیزیم نشده فقط ....... حرفش و قطع کردم و گفتم : هیشششش مچتو نگا کن ببین چقدر بد بریدی تو به این میگی چیزی نشده نایکا : خب آره چون فقط یک خراش کوچیکه ...

۲۶ شهریور 1398
25K
پارت ۲۳ : نزاشت حرفمو کامل کنم و گفت : من واقعاً پشیمانم اصلاً حالم خوب نبود خسته بودم یک لبخندی زدم و بدون هیچ حرفی رفتم بیرون و تا خونه پیاده رفتم هِی با ...

پارت ۲۳ : نزاشت حرفمو کامل کنم و گفت : من واقعاً پشیمانم اصلاً حالم خوب نبود خسته بودم یک لبخندی زدم و بدون هیچ حرفی رفتم بیرون و تا خونه پیاده رفتم هِی با خودم حرف میزدم که ساعت و نگا کردم ساعت داشت نه میشد رسیدم دم در ...

۲۶ شهریور 1398
14K
پارت ۲۲ : بلند شدم و روی مبل نشستم جونگ کوک رو به روم بود یک لبخند کجی زد . خندیدم گفتم : چیه چرا لبخند کج میزنی ؟؟ جونگ کوک ساعد دستاش و روی ...

پارت ۲۲ : بلند شدم و روی مبل نشستم جونگ کوک رو به روم بود یک لبخند کجی زد . خندیدم گفتم : چیه چرا لبخند کج میزنی ؟؟ جونگ کوک ساعد دستاش و روی زانو هاش گذاشت و گفت : میخوام بهت خیره بشم من : دلیلش چیه ؟؟ ...

۲۵ شهریور 1398
29K