リ乇ムム刀乇ん

yeganeh

قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبی
تا لبِ پنجره رفت و به اتاقش برگشت
گرچه استادِ هنر دست به رویش نکشید
بالِ پروانه شد و نرم و مُنقَّش برگشت
من همانم که شبی عشق، به تاراجش برد
همچو حلّاج به خاکسترِ تشویش نشست
در سرش سورهءِ تکویر مُجَسَم میشد
قبلِ هر زلزله ای در خودش آرام شکست..

اولین حربه زنهاست نفسهای عمیق بعدازآن مات شدن مثل وقارتندیس بعدش آرام شدن،حرف شدن،بغض شدن آخرین حربه زنهاست دوتا گونه خیس ..🖤

اولین حربه زنهاست نفسهای عمیق بعدازآن مات شدن مثل وقارتندیس بعدش آرام شدن،حرف شدن،بغض شدن آخرین حربه زنهاست دوتا گونه خیس ..🖤

‏حدّی‌ست هر بیداد را، ‏این حد هجران تا کجا؟ ‏⁧

‏حدّی‌ست هر بیداد را، ‏این حد هجران تا کجا؟ ‏⁧

کجا و کی در این اقلیم، بی‌معنی‌ست، این عشق است و عشق از بی زمان، از ناکجا آباد می‌آید..

کجا و کی در این اقلیم، بی‌معنی‌ست، این عشق است و عشق از بی زمان، از ناکجا آباد می‌آید..

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

به تنهایی عادت نده قلبتو نگو هرکی عاشق شده باخته… همین عشقی که توو وجودِ منه ازم آدمِ بهتری ساخته… خودم کمتر از تو نفس میکشم… که سهمِ هوامو ببخشم به تو… تو حرف زیادی ...

به تنهایی عادت نده قلبتو نگو هرکی عاشق شده باخته… همین عشقی که توو وجودِ منه ازم آدمِ بهتری ساخته… خودم کمتر از تو نفس میکشم… که سهمِ هوامو ببخشم به تو… تو حرف زیادی داری با خدا… بگو تا خدامو ببخشم به تو… #یه_مردی

این شب آویختگان را چه ثمر مژده‌ی صبح ؟ مرده را عربده‌ی خواب شکن حاجت نیست..

این شب آویختگان را چه ثمر مژده‌ی صبح ؟ مرده را عربده‌ی خواب شکن حاجت نیست..

من یک بار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود باران هم می آمد ...

من یک بار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود باران هم می آمد ...

تنم ضعیف و دلم تنگ و جان غمین باشد سزای آن‌که دهد دل به عشق، این باشد

تنم ضعیف و دلم تنگ و جان غمین باشد سزای آن‌که دهد دل به عشق، این باشد

عریان‌ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار این شهر، بی نقاب قبولم نمی‌کند ..

عریان‌ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار این شهر، بی نقاب قبولم نمی‌کند ..

تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق چاره جز آن که به آغوش تو بگریزم نیست

تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق چاره جز آن که به آغوش تو بگریزم نیست

میخوام سر بذارم رو زخم دلت، دلم انحنای صداتو میخواد ولم کن یه کم با تو آروم شم، منو با خودت خوب تنها بذار یه جوری منو با خودت دوست کن، همه دوستهامو بذارم کنار ...

میخوام سر بذارم رو زخم دلت، دلم انحنای صداتو میخواد ولم کن یه کم با تو آروم شم، منو با خودت خوب تنها بذار یه جوری منو با خودت دوست کن، همه دوستهامو بذارم کنار https://m.nex1music.ir/post...

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدار که از تو چیزی ازین بیشتر نمیخواهم اگرچه وسوسه دیدنت همیشگی است ـ که هیچ وسوسه را این قدر نمیخواهم

مرا به بوی خوشت جان ببخش و زنده بدار که از تو چیزی ازین بیشتر نمیخواهم اگرچه وسوسه دیدنت همیشگی است ـ که هیچ وسوسه را این قدر نمیخواهم

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ‌ست هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ‌ست از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا که دردم هیچ‌ست

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ‌ست هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ‌ست از درد تو هیچ روی درمانم نیست درمان که کند مرا که دردم هیچ‌ست

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردان با جان انسان میکنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم ...

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردان با جان انسان میکنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست در کویری سوت ...

به فراقم از تو زخم است و به وصلم از تو مرهم که چو دردم از تو آید، ز تو نیز چاره آید ..

به فراقم از تو زخم است و به وصلم از تو مرهم که چو دردم از تو آید، ز تو نیز چاره آید ..

در گلو می‌شِکند ناله‌ام از رِقَت دل ؛ قِصه‌ها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست ...

در گلو می‌شِکند ناله‌ام از رِقَت دل ؛ قِصه‌ها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست ...

تو از کِی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود ازمن خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ، مدت هاست ...

تو از کِی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود ازمن خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ، مدت هاست ...

‏زاد روز تولد فخر ادب پارسی..هوشنگ ابتهاج مبارک.. #سایه عشق

‏زاد روز تولد فخر ادب پارسی..هوشنگ ابتهاج مبارک.. #سایه عشق

اگر یک روز پایم به مجمعی جهانی مثل سازمان ملل برسد، تنها یک جمله خواهم گفت: تا زمانی که به هر دلیل، دو جبهه برای بر کرسی نشاندن حرف و عقیده‌شان دست به اسلحه ببرند، ...

اگر یک روز پایم به مجمعی جهانی مثل سازمان ملل برسد، تنها یک جمله خواهم گفت: تا زمانی که به هر دلیل، دو جبهه برای بر کرسی نشاندن حرف و عقیده‌شان دست به اسلحه ببرند، مدنیت و انسانیت و تمام این شعارهای دهان پر کن کشک اند. کشک!

که قول داده ای و داده ام قوی باشیم که قول داده ای و داده ام... ولی سخت است...

که قول داده ای و داده ام قوی باشیم که قول داده ای و داده ام... ولی سخت است...