romina_kh

romika

کلیک کن 😻 ❤

#یه_آبانی🔥
#سینگل 😻
#تهرانی 😻
#پرسپولیسی 😻
#آرمی 😻
#اکسوال 😻

not everyone will like you 💔 😿
but not everyone matters ✌ 🔥

#نظرسنجی 💗 کدوم ؟ ۱_دینا ✌ ۲_مریم ❤ کدوم ؟ ۱_سورن ✌ ۲_متین ❤ حتما نظر بدید ❤

#نظرسنجی 💗 کدوم ؟ ۱_دینا ✌ ۲_مریم ❤ کدوم ؟ ۱_سورن ✌ ۲_متین ❤ حتما نظر بدید ❤

۲۳ شهریور 1398
6K
#دخترای_لجباز 😣 پسرای_مغرور 😥 پارت سی و چهارم 😓💘 اه..لعنتی چیکارم داری برو گمشو تو ک حرفاتو زدی . پارسا : ببین...من معذرت میخوام . هیچی نگفتم . پسره ی پررو فکر کرده با ی ...

#دخترای_لجباز 😣 پسرای_مغرور 😥 پارت سی و چهارم 😓💘 اه..لعنتی چیکارم داری برو گمشو تو ک حرفاتو زدی . پارسا : ببین...من معذرت میخوام . هیچی نگفتم . پسره ی پررو فکر کرده با ی معذرت خواهی همه کارایی ک کرده رو میبخشم . پارسا : رومینا...گفتم ببخشید . جواب ...

۲۳ شهریور 1398
62K
#دخترای_لجباز 😒 پسرای_مغرور 😓 پارت سی و سوم 💔 با عصبانیت رفتم کنار و گفتم : هووو . ب تو چ . تو بابامی ؟ مامانمی ؟ داداشمی ؟ شوورمی ؟ دوس پسرمی ؟ تورو ...

#دخترای_لجباز 😒 پسرای_مغرور 😓 پارت سی و سوم 💔 با عصبانیت رفتم کنار و گفتم : هووو . ب تو چ . تو بابامی ؟ مامانمی ؟ داداشمی ؟ شوورمی ؟ دوس پسرمی ؟ تورو صه ننه . با عصبانیت گفت : بگو اون کی بود . دوس پسرت بود ...

۲۲ شهریور 1398
52K
#دخترای_لجباز 😒 پسرای_مغرور 😡 پارت سی و دوم 😡👊😳 رومینا : کی ؟ مریم : اهههههه ! داداش متین ! چ..چی ؟ این الان چی گفت ؟ یعنی این سه تا چلغوزم میان عروسی ؟ ...

#دخترای_لجباز 😒 پسرای_مغرور 😡 پارت سی و دوم 😡👊😳 رومینا : کی ؟ مریم : اهههههه ! داداش متین ! چ..چی ؟ این الان چی گفت ؟ یعنی این سه تا چلغوزم میان عروسی ؟ رومینا : خ..خب حالا عروسی کِیه ؟ مریم : چهار روز دیگه . ولی چون ...

۲۱ شهریور 1398
72K
#دخترای_لجباز 😻 پسرای_مغرور 😻 پارت سی و یکم 👫 ب اون چهارتا چلغوز نگا کردم . ایش چقد اینا چندشن ! از اینجور پسرا متنفرم ! رومینا:آقایون اگ کارم داشتین میتونستید صدام کنید . فرمایش؟ ...

#دخترای_لجباز 😻 پسرای_مغرور 😻 پارت سی و یکم 👫 ب اون چهارتا چلغوز نگا کردم . ایش چقد اینا چندشن ! از اینجور پسرا متنفرم ! رومینا:آقایون اگ کارم داشتین میتونستید صدام کنید . فرمایش؟ یکی ع پسرا :تو مال ما میشی یا نه؟ پوزخند زدم . خواستم بلند شم ...

۲۱ شهریور 1398
48K
#دخترای_لجباز 💕 پسرای_مغرور 💕 پارت سی ام :| از زبون رومینا : اون اینکارو نکرد...اون اینکارو نکرد....اون اینکارو نکرد... وجی : اه خفه شو رومین مخم رفت ! تو چی میگی ؟ الان اعصابم خورده ...

#دخترای_لجباز 💕 پسرای_مغرور 💕 پارت سی ام :| از زبون رومینا : اون اینکارو نکرد...اون اینکارو نکرد....اون اینکارو نکرد... وجی : اه خفه شو رومین مخم رفت ! تو چی میگی ؟ الان اعصابم خورده هاا . میزنم لهت میکنم ...وایسا ببینم اصن من چرا هیچی ب این یابو نگفتم؟ ...

۲۱ شهریور 1398
50K
#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 💥 پارت بیست و نهم 😸 رومینا : جون خودت...فعلا جنازشو جمع کن حالا . دینا جنازه گوشیشو جمع کرد و بعد برگشت ک بره . رومینا : کجا ؟ دینا : ...

#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 💥 پارت بیست و نهم 😸 رومینا : جون خودت...فعلا جنازشو جمع کن حالا . دینا جنازه گوشیشو جمع کرد و بعد برگشت ک بره . رومینا : کجا ؟ دینا : دل و دماغ کوهنوردی رو ندارم . بر میگردم پیش بچه ها . رومینا : ...

۲۱ شهریور 1398
79K
#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 💥 پارت بیست و هشتم . آخ...چقد درد داشت ! این چی بود ؟؟ اینور اونورو نگاه کردم . سورن رو مبل نشسته بود و با تعجب نگاه میکرد. متین اونور درحال ...

#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 💥 پارت بیست و هشتم . آخ...چقد درد داشت ! این چی بود ؟؟ اینور اونورو نگاه کردم . سورن رو مبل نشسته بود و با تعجب نگاه میکرد. متین اونور درحال آب خوردن با تعجب زل زده بود بهم . پارسا ع اونور مسواک تو دهن ...

۲۱ شهریور 1398
45K
#دخترای_لجباز 🍫 پسرای_مغرور 🍭 پارت بیست و هفتم 🍇 ع راس میگیا!چ وجدان باهوشی دارم!باید اسم تورو شعور میزاشتم وجدان:من با همون وجی راحت ترم! خب....برو ک رفتیم برای ی بیدار کردن جانانه دستگیره درو ...

#دخترای_لجباز 🍫 پسرای_مغرور 🍭 پارت بیست و هفتم 🍇 ع راس میگیا!چ وجدان باهوشی دارم!باید اسم تورو شعور میزاشتم وجدان:من با همون وجی راحت ترم! خب....برو ک رفتیم برای ی بیدار کردن جانانه دستگیره درو کشیدم و با شدت درو باز کردم جوری ک در خورد ب دیوار و چندتا ...

۲۰ شهریور 1398
63K
خب خب خب ! هر سوالی میخواین بپرسین ازم جواب میدم ! راستی اوناییم ک طرفدار داستانمن واقعا شرمندشونم امروز نت نداشتم واسه همین نتونستم بزارم .

خب خب خب ! هر سوالی میخواین بپرسین ازم جواب میدم ! راستی اوناییم ک طرفدار داستانمن واقعا شرمندشونم امروز نت نداشتم واسه همین نتونستم بزارم .

۲۰ شهریور 1398
7K
#دخترای_لجباز 😍 پسرای_مغرور 😌 پارت بیست و ششم . روبه روش رو تخت نشستم و پاهامو ع تخت انداختم پایین . گفتم : اگه مچ دستتو بگیرم ؟ قیافش خنده دار شده بود . از ...

#دخترای_لجباز 😍 پسرای_مغرور 😌 پارت بیست و ششم . روبه روش رو تخت نشستم و پاهامو ع تخت انداختم پایین . گفتم : اگه مچ دستتو بگیرم ؟ قیافش خنده دار شده بود . از تعجب ی ابروش بالا بود و داشت فکر میکرد چی تو سرمه . گفت : ...

۱۸ شهریور 1398
50K
#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 😻 پارت بیست و پنجم . رفتم سمت دستگیره در و درو با زحمت باز کردم . انگار داشت کشیده میشد ب یه چیزی . بازش ک کردم ع دنیا سیر شدم ...

#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 😻 پارت بیست و پنجم . رفتم سمت دستگیره در و درو با زحمت باز کردم . انگار داشت کشیده میشد ب یه چیزی . بازش ک کردم ع دنیا سیر شدم ! در ب یه تخت دونفره خوشگل سفید کشیده میشد ! یعنی انقدر این اتاق ...

۱۸ شهریور 1398
75K
حتما سر بزنید ب این دوستم ^^❤ @armina.a 🔥

حتما سر بزنید ب این دوستم ^^❤ @armina.a 🔥

۱۸ شهریور 1398
4K
#دخترای_لجباز 📞 پسرای_مغرور 📱 پارت بیست و چهارم . اه یعنی الان ما با این سه چلغوز هم گروه شدیم؟لعنتتتتت ب این شانس گو*هی استاد گروه های دیگه ام خوند.ما اد گروه یک شدیم و ...

#دخترای_لجباز 📞 پسرای_مغرور 📱 پارت بیست و چهارم . اه یعنی الان ما با این سه چلغوز هم گروه شدیم؟لعنتتتتت ب این شانس گو*هی استاد گروه های دیگه ام خوند.ما اد گروه یک شدیم و باید اول پروژه مونو شروع میکردیم . استاد : خب...ما برای اینکه کار شما رو ...

۱۷ شهریور 1398
82K
#دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕 پارت بیست و سوم 💗 توی دانشگاه راه میرفتیم . یه دختره اومد با دوستاش و رو ب رومینا جوری ک تقریبا همه شنیدن گفت: چطوری خانم وحشی ! رومینا با ...

#دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕 پارت بیست و سوم 💗 توی دانشگاه راه میرفتیم . یه دختره اومد با دوستاش و رو ب رومینا جوری ک تقریبا همه شنیدن گفت: چطوری خانم وحشی ! رومینا با عصبانیت سری تکون داد براش . مریم با عصبانیت سر رومینا داد زد : تویی ...

۱۵ شهریور 1398
57K
#دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕 پارت بیست و دوم . سورن:نمیشه برید! دینا دست ب سینه گفت:چرا؟ سورن:چون هنو کادو ندادیم ب رومینا رومینا:ن ممنون نمیخوام پارسا:چرا میخوای بعد سه تایی ب طرفمون یورش بردن بقلمون ...

#دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕 پارت بیست و دوم . سورن:نمیشه برید! دینا دست ب سینه گفت:چرا؟ سورن:چون هنو کادو ندادیم ب رومینا رومینا:ن ممنون نمیخوام پارسا:چرا میخوای بعد سه تایی ب طرفمون یورش بردن بقلمون کردن و مارو بردن گذاشتن تو ماشینای خودشون. به طرف پارسا داد زدم:هوییییی!من گونی برنج ...

۱۵ شهریور 1398
41K
#متین توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

#متین توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

۱۵ شهریور 1398
7K
#سورن توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

#سورن توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

۱۵ شهریور 1398
7K
#پارسا توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

#پارسا توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

۱۵ شهریور 1398
7K
#مریم توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

#مریم توی رمان #دخترای_لجباز ❤ پسرای_مغرور 💕

۱۵ شهریور 1398
7K