❌‌mobin❌

mobin008


بخون👇

رمان دلبر بلا.......ژانر:طنز و کلکلی
❌ کپی نکنین❌
**************************
اگه میخوای آن فالو کنی غلط میکنی فالو میکنی تکلیف خودتو مشخص کن
***************************
تبلیغ = بلاک
***************************
هرکئ بآ من مشگل دارع
مشگل گشآ ابلفضل
**************************
اسمم مبیناس😉
همه مبین صدام میکنن🔊
17 سالمع🎂
عاشق رنگ طوسیم🌚
معتاد به فضای مجازی📱
سینگلم👑
رفیق فابم اسمش مریمع👭
هردومون خردادییم📆
عشق موسیقیم🎵
***************************


#پارت72 #دلبربلا غذامونو که خوردیم از هم جدا شدیم با دخترا سوار ماشینم شدیم ساعت نه بود چقدر زود شام خورده بودیم همگی ساکت بودیم و به صدای آهنگ گوش میدادیم و من آروم به ...

#پارت72 #دلبربلا غذامونو که خوردیم از هم جدا شدیم با دخترا سوار ماشینم شدیم ساعت نه بود چقدر زود شام خورده بودیم همگی ساکت بودیم و به صدای آهنگ گوش میدادیم و من آروم به سمت خونه میروندم دوست نداشتم برم خونه اما خب جای دیگه ای هم نبود که ...

۱۷ ساعت پیش
6K
#پارت71 #دلبربلا سونیا همانند خاک انداز خودشو انداخت وسط و گفت _آره راست میگه بریم بگردیم _من میگم بریم تونل وحشت مهام پوزخندی زدو گفت _نمیترسین یهو سه تامون گارد گرفتیمو گفتیم _برو بابا خوراکمونه ...

#پارت71 #دلبربلا سونیا همانند خاک انداز خودشو انداخت وسط و گفت _آره راست میگه بریم بگردیم _من میگم بریم تونل وحشت مهام پوزخندی زدو گفت _نمیترسین یهو سه تامون گارد گرفتیمو گفتیم _برو بابا خوراکمونه شونه ای انداخت بالا و گفت _باشه پس بریم همینطوری که به سمت تونل میرفتیم ...

۲ روز پیش
5K
#پارت70 #دلبربلا سریع بهش مسیج دادم و گفتم میریم شهربازی و آدرسو براش فرستادم بچه ها اومدن سوییچ و دادم به سونیا و ثنارو هم باهاش فرستادم جلو منو دنیا هم عقب نشستیم گوشیم لرزید ...

#پارت70 #دلبربلا سریع بهش مسیج دادم و گفتم میریم شهربازی و آدرسو براش فرستادم بچه ها اومدن سوییچ و دادم به سونیا و ثنارو هم باهاش فرستادم جلو منو دنیا هم عقب نشستیم گوشیم لرزید روشنش کردم دیدم مهام نوشته _اوکی راس ساعت پنج جلوی دکه بستنی باشین گوشیمو خاموش ...

۳ روز پیش
5K
#پارت69 #دلبربلا درو با لگد باز کردمو داد زدم _دنیا جونم الهی ثنا فدات بشه م... _من ظرف نمیشورم _کی گفت ظرف بشور داری چیکار میکنی _میخوام لباسمو اتو کنم _خب قربونت بشه سونیا من ...

#پارت69 #دلبربلا درو با لگد باز کردمو داد زدم _دنیا جونم الهی ثنا فدات بشه م... _من ظرف نمیشورم _کی گفت ظرف بشور داری چیکار میکنی _میخوام لباسمو اتو کنم _خب قربونت بشه سونیا من لباستو اتو میکنم توبرو ظرفارو بشور _نوچ راه نداره _برو دیگه _صاف اتو کنیا _چشم ...

۴ روز پیش
3K
#پارت68 #دلبربلا یهو دیدم مهام و راشا و سامان دارن میان سمت سلف به بچه ها گفتم _به جان جدم اگه بهشون محل بزارین من میدونم و شماها فهمیدین؟ سرشونو مثه بز تکون دادن وارد ...

#پارت68 #دلبربلا یهو دیدم مهام و راشا و سامان دارن میان سمت سلف به بچه ها گفتم _به جان جدم اگه بهشون محل بزارین من میدونم و شماها فهمیدین؟ سرشونو مثه بز تکون دادن وارد سلف شدن و رفتن سمت میز رو به روی ما دنیا و سونیا داشتن با ...

۵ روز پیش
7K
#پارت67 #دلبربلا شماره مامانشو گرفتمو منتظر شدم تا جواب بده _الو سلام خاله خوبین؟ _سلام مرسی شما؟ _من مانیام دوست ثنا جان _آهان ببخشید شما خوبید ثنا خوبه؟ کجا هست _خاله یه چیزی میگم بهتون ...

#پارت67 #دلبربلا شماره مامانشو گرفتمو منتظر شدم تا جواب بده _الو سلام خاله خوبین؟ _سلام مرسی شما؟ _من مانیام دوست ثنا جان _آهان ببخشید شما خوبید ثنا خوبه؟ کجا هست _خاله یه چیزی میگم بهتون نگران نشید دیروز ثنا از پله های دانشگاه افتاد با صورت رفت تو زمین گونش ...

۶ روز پیش
4K
#پارت66 #دلبربلا نا امید کنج دیوار نشستیم که یهو صدای جیغ اومد شک نداشتم ثنا بود از جا پریدیم و دوییدیم سمت صدا رسیدیم به یه راه پله که به سمت پایین میرفت چند تا ...

#پارت66 #دلبربلا نا امید کنج دیوار نشستیم که یهو صدای جیغ اومد شک نداشتم ثنا بود از جا پریدیم و دوییدیم سمت صدا رسیدیم به یه راه پله که به سمت پایین میرفت چند تا پله رفتیم پایین که دیدم یکی داره به زور ثنا رو میبره پایین بچه ها ...

۱ هفته پیش
5K
#پارت65 #دلبربلا نیم ساعت بعد اومد و رفتیم خونه ما قبل از اینکه کسی بره حموم خودمو پرت کردم توش و یه دوش یه ربعه گرفتم و اومدم بیرون که دنیا کوسن مبلو پرت کرد ...

#پارت65 #دلبربلا نیم ساعت بعد اومد و رفتیم خونه ما قبل از اینکه کسی بره حموم خودمو پرت کردم توش و یه دوش یه ربعه گرفتم و اومدم بیرون که دنیا کوسن مبلو پرت کرد سمتمو گفت _به زمین گرم بخوری به حق دوازده معصوم گوساله منم میخوام برم خب ...

۲ هفته پیش
6K
#پارت64 #دلبربلا عه اینکه اون پسره همسایمونه شیشه رو کشیدم پایین _ بله؟ _علیک سلام خانوم این چه جای ایستادنه سد معبر شدین اومد و یکی خواست ماشینشو ببره بیرون تیکشو نشنیده گرفتم والا پسره ...

#پارت64 #دلبربلا عه اینکه اون پسره همسایمونه شیشه رو کشیدم پایین _ بله؟ _علیک سلام خانوم این چه جای ایستادنه سد معبر شدین اومد و یکی خواست ماشینشو ببره بیرون تیکشو نشنیده گرفتم والا پسره چلغوز انتظار داره سلامم بکنم بهش هنوز بلد نیس با یه خانوم چطور حرف بزنه ...

۲ هفته پیش
6K
#پارت63 #دلبربلا ماجرا رو براشون تعریف کردم هر دوشون رفتن تو فکر دنیا گفت _ینی جدی جدی ثنا عاشق شده _کجایی میگم عاشق شده بوووود سونیا گفت _خاک تو سرش _منو مهام تصمیم گرفتیم ازین ...

#پارت63 #دلبربلا ماجرا رو براشون تعریف کردم هر دوشون رفتن تو فکر دنیا گفت _ینی جدی جدی ثنا عاشق شده _کجایی میگم عاشق شده بوووود سونیا گفت _خاک تو سرش _منو مهام تصمیم گرفتیم ازین به بعد من ثنا رو بکشونم بیرون اون امیرو این دوتا پلنگ عاشق بیشتر همو ...

۲ هفته پیش
6K
#پارت62 #دلبربلا _خوب بالاخره هرکسی یه اخلاقی داره منم اینطوریم دیگه میدونی بعضی اوقات به بعضی افراد رو که بدی پررو میشن و باعث میشه ازت سواستفاده کنن ولی خب آدم گاهی اوقات هم لازم ...

#پارت62 #دلبربلا _خوب بالاخره هرکسی یه اخلاقی داره منم اینطوریم دیگه میدونی بعضی اوقات به بعضی افراد رو که بدی پررو میشن و باعث میشه ازت سواستفاده کنن ولی خب آدم گاهی اوقات هم لازم داره که باکسی درد دل کنه درسته که ما مردیم و مردم گریه نمیکنه ولی ...

۲ هفته پیش
4K
#پارت61 #دلبربلا _برای اثباتش امروز وقتی تو با ثنا اومدین اینور بهش خبر دادم بیاد ببینتمون _تو از من به عنوان یه وسیله استفاده کردی تا یه دختر جلف آویزونو از خودت برونی خیلی بیشعوری ...

#پارت61 #دلبربلا _برای اثباتش امروز وقتی تو با ثنا اومدین اینور بهش خبر دادم بیاد ببینتمون _تو از من به عنوان یه وسیله استفاده کردی تا یه دختر جلف آویزونو از خودت برونی خیلی بیشعوری _آره درست میگی اولین بارمه و نمیدونم باید چی بگم فقط من یه عذر خواهی ...

۲ هفته پیش
8K
#اولین_پارت_سال_99 #پارت60 #دلبربلا دستشو گذاشت رو لبام و لباشو گذاشت رو دستش وا چرا اینطوری کرد دستامو گذاشتم رو سینش که هلش بدم که صدای پا شنیدم داشت نزدیک تر میشد یهو مهام دستشو برداشت ...

#اولین_پارت_سال_99 #پارت60 #دلبربلا دستشو گذاشت رو لبام و لباشو گذاشت رو دستش وا چرا اینطوری کرد دستامو گذاشتم رو سینش که هلش بدم که صدای پا شنیدم داشت نزدیک تر میشد یهو مهام دستشو برداشت و لباش رو لبام قرار گرفت ضربان قلبم رفت رو هزار دوست نداشتم اولین بوسم ...

۲ هفته پیش
8K
#پارت_آخر_سال_98 #پارت59 #دلبربلا تا یکم ازشون دور شدیم ثنا گفت _نه بابا توکه اهل این برنامه ها نبودی خندم گرفته بود همه عالمو آدم میدونستن من اهل این رمانتیک بازی ها و عشقولانه ها نیستم ...

#پارت_آخر_سال_98 #پارت59 #دلبربلا تا یکم ازشون دور شدیم ثنا گفت _نه بابا توکه اهل این برنامه ها نبودی خندم گرفته بود همه عالمو آدم میدونستن من اهل این رمانتیک بازی ها و عشقولانه ها نیستم _هنوزم نیستم یهو وایساد برگشتم سمتش که فکمو گرفت تو دستش و با دقت به ...

۳ هفته پیش
7K
#پارت58 #دلبربلا هرچی جلوتر میرفتیم فضا هم قشنگ تر میشد یه سکو پیدا کردیم که هم جاش خلوت بود هم آفتاب نمی افتاد هم آبخوری و سرویس نزدیک بود همون جا نشستیم چند تا از ...

#پارت58 #دلبربلا هرچی جلوتر میرفتیم فضا هم قشنگ تر میشد یه سکو پیدا کردیم که هم جاش خلوت بود هم آفتاب نمی افتاد هم آبخوری و سرویس نزدیک بود همون جا نشستیم چند تا از پسرا بساط جوجه رو راه انداختن مهام و سه تا دوستاش هم نشسته بودن که ...

۳ هفته پیش
6K
#پارت57 #دلبربلا با دردی تو تاحیه دلم از خواب بیدار شدم یکم دوروبرمو نگاه کردم تا ویندوزم بالا اومد امیروز چندم بود؟ آها خب الان که وقتش نبود رفتم دسشویی و از سلامتیم مطمئن شدم ...

#پارت57 #دلبربلا با دردی تو تاحیه دلم از خواب بیدار شدم یکم دوروبرمو نگاه کردم تا ویندوزم بالا اومد امیروز چندم بود؟ آها خب الان که وقتش نبود رفتم دسشویی و از سلامتیم مطمئن شدم یه مسواک زدمو رفتم بیرون موهامو شونه کشیدم و صندلای سفیدمو پام کردم لاک مشکی ...

۳ هفته پیش
9K
#پارت56 #دلبربلا _این چند روز رو که همه با همیم باید یه برنامه ترتیب بدیم این دوتارو چند بار با هم تنها بزاریم وقتی هم که برگشتیم اونجا هم چند بار با هم میریم بیرون ...

#پارت56 #دلبربلا _این چند روز رو که همه با همیم باید یه برنامه ترتیب بدیم این دوتارو چند بار با هم تنها بزاریم وقتی هم که برگشتیم اونجا هم چند بار با هم میریم بیرون از اینور من رو مخ امیر کار میکنم از اونور تو رو مخ ثنا _شدنیه؟ ...

۳ هفته پیش
8K
#پارت55 #دلبربلا _خب اونقدرا هم که فکر میکنی بی بندو بار نیستم منم یه چیزایی حالیمه. رفتم وضو بگیرم با دهنی باز داشتم نگاش میکردم جالب بود برام فک میکردم ازیناس که هیچی براش مهم ...

#پارت55 #دلبربلا _خب اونقدرا هم که فکر میکنی بی بندو بار نیستم منم یه چیزایی حالیمه. رفتم وضو بگیرم با دهنی باز داشتم نگاش میکردم جالب بود برام فک میکردم ازیناس که هیچی براش مهم نیس رفتم نشستم سر میزو برای خودم کشیدم و شروع کردم به خوردن مزش عالی ...

۳ هفته پیش
6K
#پارت54 #دلبربلا _ینی یه قورمه سبزی ارزششو اره؟ _میترسی اخماش رفت تو همو گفت _قبوله پولارو دادم بهش و گفتم _ مرسی بابت بستنیا پولارو داد بهمو گفت _ دوتا بستنی ورشکستم نکرد آروم خندیدمو ...

#پارت54 #دلبربلا _ینی یه قورمه سبزی ارزششو اره؟ _میترسی اخماش رفت تو همو گفت _قبوله پولارو دادم بهش و گفتم _ مرسی بابت بستنیا پولارو داد بهمو گفت _ دوتا بستنی ورشکستم نکرد آروم خندیدمو رفتم بیرون و وارد اتاقم شدم فردا روز باحالیه با سرو صدای بچه ها از ...

۳ هفته پیش
6K
#پارت53 #دلبربلا بچه ها رفتن دوش گرفتن و دوباره برگشتن فلشمو زدم به TV و فیلمو پلی کردم فیلمه ژانرش طنز بود کلی خندیدیم وسطای فیلم بود که دیدم همه زدن زیر خنده برگشتمو به ...

#پارت53 #دلبربلا بچه ها رفتن دوش گرفتن و دوباره برگشتن فلشمو زدم به TV و فیلمو پلی کردم فیلمه ژانرش طنز بود کلی خندیدیم وسطای فیلم بود که دیدم همه زدن زیر خنده برگشتمو به هم یا نگاه انداختم همه عادی بودن جز امیر که داشت به ثنا که میخندید ...

۳ هفته پیش
7K