خودمان را مسخره کرده ایم!؟؟

خودمان را مسخره کرده ایم!؟؟

۷ فروردین 1396
22K
دلنوشته های یک طلبه: 🌿 درباره حجره پریا الحمدلله وضعیت امنیت ایران، در مقایسه با همسایه هایمان بسیار عالی و غیر قابل مقایسه است. بخاطر همین نباید سیاه نمایی کرد و به اسم داستان و ...

دلنوشته های یک طلبه: 🌿 درباره حجره پریا الحمدلله وضعیت امنیت ایران، در مقایسه با همسایه هایمان بسیار عالی و غیر قابل مقایسه است. بخاطر همین نباید سیاه نمایی کرد و به اسم داستان و مستند داستانی، جوری وانمود بشه که انگار داریم تو تگزاس زندگی میکنیم. 🌿 حجره پریا ...

۷ فروردین 1396
37K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 معاون وزیر از کارهای آماری حرف زد و معمولا این تیپ آدمها یا خیلی سیاه صحبت میکنند یا خیلی گل و بلبل! اینقدر کارهای فرهنگی انجام شده توسط وزارت ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 معاون وزیر از کارهای آماری حرف زد و معمولا این تیپ آدمها یا خیلی سیاه صحبت میکنند یا خیلی گل و بلبل! اینقدر کارهای فرهنگی انجام شده توسط وزارت خونه مطبوعشون را قشنگ جلوه داد و آمارش را زیر و بالا کرد که مونده ...

۸ اسفند 1395
35K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 رفتم زیارت ضریح... چند قدمی ضریح ایستادم... رو به قبله... اینبار بخشی از زیارت جامعه را خوندم... بعدش رفتم به طرف ضریح... خلوت بود... ده پونزده نفر شاید... بوسیدمش... ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 رفتم زیارت ضریح... چند قدمی ضریح ایستادم... رو به قبله... اینبار بخشی از زیارت جامعه را خوندم... بعدش رفتم به طرف ضریح... خلوت بود... ده پونزده نفر شاید... بوسیدمش... محکم ضریحشو بوسیدم و نوک زبونمو زدم به ضریح... گفتم: «یه کاری کنید رابطم با ...

۸ اسفند 1395
33K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 رفتم زیارت ضریح... چند قدمی ضریح ایستادم... رو به قبله... اینبار بخشی از زیارت جامعه را خوندم... بعدش رفتم به طرف ضریح... خلوت بود... ده پونزده نفر شاید... بوسیدمش... ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 رفتم زیارت ضریح... چند قدمی ضریح ایستادم... رو به قبله... اینبار بخشی از زیارت جامعه را خوندم... بعدش رفتم به طرف ضریح... خلوت بود... ده پونزده نفر شاید... بوسیدمش... محکم ضریحشو بوسیدم و نوک زبونمو زدم به ضریح... گفتم: «یه کاری کنید رابطم با ...

۸ اسفند 1395
34K
دلنوشته های یک طلبه: 💠 شروع فصل دوم💠 نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی #حجره_پریا 1 هنوز قم فرودگاهش راه نیفتاده بود... هنوز فارس زندگی میکردم... از فرودگاه شیراز رفتم فردوگاه تهران... از اونجا هم ماشین ...

دلنوشته های یک طلبه: 💠 شروع فصل دوم💠 نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی #حجره_پریا 1 هنوز قم فرودگاهش راه نیفتاده بود... هنوز فارس زندگی میکردم... از فرودگاه شیراز رفتم فردوگاه تهران... از اونجا هم ماشین اداره اومد دنبالم و به طرف قم حرکت کردیم. من خیلی به اتوبان قم-تهران علاقه ...

۸ اسفند 1395
33K
دلنوشته های یک طلبه: 💠 شروع فصل دوم💠 نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی #حجره_پریا 1 هنوز قم فرودگاهش راه نیفتاده بود... هنوز فارس زندگی میکردم... از فرودگاه شیراز رفتم فردوگاه تهران... از اونجا هم ماشین ...

دلنوشته های یک طلبه: 💠 شروع فصل دوم💠 نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی #حجره_پریا 1 هنوز قم فرودگاهش راه نیفتاده بود... هنوز فارس زندگی میکردم... از فرودگاه شیراز رفتم فردوگاه تهران... از اونجا هم ماشین اداره اومد دنبالم و به طرف قم حرکت کردیم. من خیلی به اتوبان قم-تهران علاقه ...

۸ اسفند 1395
34K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 5 نمیشد همینجوری سرشو بندازه پایین و پروندش را بگیره و نامه اتمام تحصیل سطح دو و پاشه با سلامتی و میمنت بره قم واسه ثبت نام! بالاخره دنیا حساب ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 5 نمیشد همینجوری سرشو بندازه پایین و پروندش را بگیره و نامه اتمام تحصیل سطح دو و پاشه با سلامتی و میمنت بره قم واسه ثبت نام! بالاخره دنیا حساب و کتاب داره و حوزه ها آدابی دارن و علاوه بر گواهی اتمام سطح دو ...

۵ اسفند 1395
36K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 5 نمیشد همینجوری سرشو بندازه پایین و پروندش را بگیره و نامه اتمام تحصیل سطح دو و پاشه با سلامتی و میمنت بره قم واسه ثبت نام! بالاخره دنیا حساب ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 5 نمیشد همینجوری سرشو بندازه پایین و پروندش را بگیره و نامه اتمام تحصیل سطح دو و پاشه با سلامتی و میمنت بره قم واسه ثبت نام! بالاخره دنیا حساب و کتاب داره و حوزه ها آدابی دارن و علاوه بر گواهی اتمام سطح دو ...

۵ اسفند 1395
36K
دلنوشته های یک طلبه: محمد رضا حدادپور جهرمی: #حجره_پریا 4 هنوز رو صندلیش بود و از سالن دفاعیه نیومده بود بیرون که صدای پیامک گوشیش اومد... رفت سراغ گوشیش و دید داداش مرتضی است... نوشته ...

دلنوشته های یک طلبه: محمد رضا حدادپور جهرمی: #حجره_پریا 4 هنوز رو صندلیش بود و از سالن دفاعیه نیومده بود بیرون که صدای پیامک گوشیش اومد... رفت سراغ گوشیش و دید داداش مرتضی است... نوشته بود: «دم شما گرم آبجی خانم! روسفیدمون کردی. نمره بیست برای تو کم بود... آفرین!» ...

۵ اسفند 1395
34K
دلنوشته های یک طلبه: محمد رضا حدادپور جهرمی: #حجره_پریا 4 هنوز رو صندلیش بود و از سالن دفاعیه نیومده بود بیرون که صدای پیامک گوشیش اومد... رفت سراغ گوشیش و دید داداش مرتضی است... نوشته ...

دلنوشته های یک طلبه: محمد رضا حدادپور جهرمی: #حجره_پریا 4 هنوز رو صندلیش بود و از سالن دفاعیه نیومده بود بیرون که صدای پیامک گوشیش اومد... رفت سراغ گوشیش و دید داداش مرتضی است... نوشته بود: «دم شما گرم آبجی خانم! روسفیدمون کردی. نمره بیست برای تو کم بود... آفرین!» ...

۵ اسفند 1395
36K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 لحظات حساس و پر استرسی برای حضار بود... چون باید در اینگونه جلسات تا حالا نشسته باشی و تجربش کرده باشی که بدونی اون روز، پریا داشت چه میکرد ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 لحظات حساس و پر استرسی برای حضار بود... چون باید در اینگونه جلسات تا حالا نشسته باشی و تجربش کرده باشی که بدونی اون روز، پریا داشت چه میکرد و مدیر و معاونشون هم حرص میخوردن و لب پایینیشون را گاز میگرفتن! اما پریا ...

۴ اسفند 1395
33K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 لحظات حساس و پر استرسی برای حضار بود... چون باید در اینگونه جلسات تا حالا نشسته باشی و تجربش کرده باشی که بدونی اون روز، پریا داشت چه میکرد ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 3 لحظات حساس و پر استرسی برای حضار بود... چون باید در اینگونه جلسات تا حالا نشسته باشی و تجربش کرده باشی که بدونی اون روز، پریا داشت چه میکرد و مدیر و معاونشون هم حرص میخوردن و لب پایینیشون را گاز میگرفتن! اما پریا ...

۴ اسفند 1395
34K
دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 پنجشنبه... صبح... ساعت 8:30 پریا داشت برای جلسه دفاعیه آماده میشد... معمولا بعد از نماز صبح ها نمیخوابید اما اون روز، یه کم بعد از نماز صبح استراحت کرد... ...

دلنوشته های یک طلبه: #حجره_پریا 2 پنجشنبه... صبح... ساعت 8:30 پریا داشت برای جلسه دفاعیه آماده میشد... معمولا بعد از نماز صبح ها نمیخوابید اما اون روز، یه کم بعد از نماز صبح استراحت کرد... بعدش پاشد ورزش مختصری کرد... پریا چند دقیقه ورزش صبحش را با چیزی عوض نمیکرد... ...

۳ اسفند 1395
35K
دلنوشته های یک طلبه: بسم الله الرحمن الرحیم «داستان: حجره پریا» فصل اول نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی ادمین کانال تلگرامی دلنوشته های یک طلبه @mohamadrezahadadpour #حجره_پریا 1 پریا: داداشی بیداری؟ مرتضی: سلام. جانم! پریا: ...

دلنوشته های یک طلبه: بسم الله الرحمن الرحیم «داستان: حجره پریا» فصل اول نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی ادمین کانال تلگرامی دلنوشته های یک طلبه @mohamadrezahadadpour #حجره_پریا 1 پریا: داداشی بیداری؟ مرتضی: سلام. جانم! پریا: سلام. خوبی؟ چه خبر؟ مرتضی: ممنون. بد نیستم. شما چه خبر؟ پریا: سلامتی شما. ببخشید ...

۲ اسفند 1395
32K
دلنوشته های یک طلبه: بسم الله الرحمن الرحیم «داستان: حجره پریا» فصل اول نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی ادمین کانال تلگرامی دلنوشته های یک طلبه @mohamadrezahadadpour #حجره_پریا 1 پریا: داداشی بیداری؟ مرتضی: سلام. جانم! پریا: ...

دلنوشته های یک طلبه: بسم الله الرحمن الرحیم «داستان: حجره پریا» فصل اول نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی ادمین کانال تلگرامی دلنوشته های یک طلبه @mohamadrezahadadpour #حجره_پریا 1 پریا: داداشی بیداری؟ مرتضی: سلام. جانم! پریا: سلام. خوبی؟ چه خبر؟ مرتضی: ممنون. بد نیستم. شما چه خبر؟ پریا: سلامتی شما. ببخشید ...

۲ اسفند 1395
38K
دلنوشته های یک طلبه: ‍ ⛔ ️اطلاعیه انتشارات بهین پژوهش⛔ ️ مبارزه با تروریسم تکفیری صهیونیستی آرزوی هر جوان مومن و انقلابی است. هر چند شاید خیلی ها توفیق حضور مستقیم درجبهه نبرد نظامی را ...

دلنوشته های یک طلبه: ‍ ⛔ ️اطلاعیه انتشارات بهین پژوهش⛔ ️ مبارزه با تروریسم تکفیری صهیونیستی آرزوی هر جوان مومن و انقلابی است. هر چند شاید خیلی ها توفیق حضور مستقیم درجبهه نبرد نظامی را نداشته باشند اما نبرد در جبهه فرهنگی بر علیه دشمن تکفیری و اربابان صهیونیست آنها ...

۹ بهمن 1395
25K
دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 101 دو هفته بعد... داشتم برای جلسه ستاد آماده میشدم... باید ارائه گزارش میدادم... گزارش پرونده ای که خیلی لایه های پنهان داشت و من فقط به صورت گذرا به ...

دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 101 دو هفته بعد... داشتم برای جلسه ستاد آماده میشدم... باید ارائه گزارش میدادم... گزارش پرونده ای که خیلی لایه های پنهان داشت و من فقط به صورت گذرا به بعضی از مسائلش در این چند صفحه ای که خوندید اشاره کرده بودم. ساعت 10 ...

۲۸ دی 1395
33K
دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 100 اتفاقاتی که در طول این پرونده افتاد، همه را انگشت به دهان کرد و باورمون نمیشد همه چیز به هم اینجوری خط و ربط پیدا کنه! عفت و فائزه ...

دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 100 اتفاقاتی که در طول این پرونده افتاد، همه را انگشت به دهان کرد و باورمون نمیشد همه چیز به هم اینجوری خط و ربط پیدا کنه! عفت و فائزه دستگیر شدند... خیانت های متعدد زنی موسوم به عفت، محرز بود... فائزه خیلی براش دست ...

۲۶ دی 1395
33K
دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 99 هنوز جو آروم نشده بود... هر چند بچه های امنیتی و انتظامی تونسته بودند کنترل کنند اما بازم خیلی کار ریخته بود رو سرمون... اولین کاری که کردم، این ...

دلنوشته های یک طلبه: #کف_خیابون 99 هنوز جو آروم نشده بود... هر چند بچه های امنیتی و انتظامی تونسته بودند کنترل کنند اما بازم خیلی کار ریخته بود رو سرمون... اولین کاری که کردم، این بود که با بچه هایی که از حسینیه تا کف خیابون وزارت کشور با اونایی ...

۲۶ دی 1395
32K