حســـــرت..! يعني رو بـه رويـــم نشسته اي و خيســــي چشمـــانم را... آن دستمال خشک بي احساس پاک کند حســـــرت..! يعني شانه هايَت دوش به دوشـم باشد اَما نتوانــَــم اَز دِلتَنگي به آن پَناه ببــرم حســـــرت..! ...

حســـــرت..! يعني رو بـه رويـــم نشسته اي و خيســــي چشمـــانم را... آن دستمال خشک بي احساس پاک کند حســـــرت..! يعني شانه هايَت دوش به دوشـم باشد اَما نتوانــَــم اَز دِلتَنگي به آن پَناه ببــرم حســـــرت..! ...يعني تــــو... که درعين بـــودنت داشتنت را آرزو ميکنم...

۱۶ مرداد 1393
16
#مینویسم.. می نویسم ازتــو برای تــو ودوراز تــو بدون هراس از خوانده شدن بگذار همه بدانند... می نویسم برای تــو برای تــوی که بودنت رانه چشمانم میبیند ونه گوش هایم می شنود و نه دستانم ...

#مینویسم.. می نویسم ازتــو برای تــو ودوراز تــو بدون هراس از خوانده شدن بگذار همه بدانند... می نویسم برای تــو برای تــوی که بودنت رانه چشمانم میبیند ونه گوش هایم می شنود و نه دستانم لمس می کند تنها با شعفی صادقانه با دلـم احساست می کنم... #حرف-دلم

۱۶ مرداد 1393
56
حالم

حالم

۱۶ مرداد 1393
8
همه....

همه....

۱۶ مرداد 1393
9
باران باش

باران باش

۱۶ مرداد 1393
10