نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_پنجاه_و_سه (۴ تصویر)

#پارت_پنجاه_و_سه #لونا #یوجین لونا: لبه ی پیرهن بافتمو توی دستم فشردم و به چهره هاشون نگاه کردم . اول از همه محکم بابا رو بغل کردم و گفتم : دلم برات تنگ میشه . از ...

#پارت_پنجاه_و_سه #لونا #یوجین لونا: لبه ی پیرهن بافتمو توی دستم فشردم و به چهره هاشون نگاه کردم . اول از همه محکم بابا رو بغل کردم و گفتم : دلم برات تنگ میشه . از بغلش بیرون اومدم میچا و میجو رو بغل کردم و گفتم : دلم برای خر ...

۵ آذر 1398
997
#پارت_پنجاه_و_سه چانیول: الان دکتر میاد...یکم تحمل کن... سرمو به نشونه مثبت تکون دادم...گریم تموم نمیشد... سهون: الان میاد... چانیول: چه زود برگشتی... سهون اومدو روی لبه تخت نشست... سهون: تازه از اتاق عمل اومده بود ...

#پارت_پنجاه_و_سه چانیول: الان دکتر میاد...یکم تحمل کن... سرمو به نشونه مثبت تکون دادم...گریم تموم نمیشد... سهون: الان میاد... چانیول: چه زود برگشتی... سهون اومدو روی لبه تخت نشست... سهون: تازه از اتاق عمل اومده بود بیرون... بهم گفته بود فقط اون از بین دکترا باید بیاد پیش زینب... ها... سهونو ...

۱۹ شهریور 1398
657
#طوفان_عشق #پارت_پنجاه_و_سه #مهدیه_عسگری بعدم در مقابل چشمای مبهوت آرمین و چشمای عصبانی آراد از پلها رفتم بالا و وارد اتاقم شدم و درو محکم بهم کوبیدم..... ******* مجددا تو آینه خودمو نگاه کردم.....اولالا چی شده ...

#طوفان_عشق #پارت_پنجاه_و_سه #مهدیه_عسگری بعدم در مقابل چشمای مبهوت آرمین و چشمای عصبانی آراد از پلها رفتم بالا و وارد اتاقم شدم و درو محکم بهم کوبیدم..... ******* مجددا تو آینه خودمو نگاه کردم.....اولالا چی شده بودم....یه مانتوی تنگ مشکی تا زیر باسن و شلوار تنگ مشکی و شال سفید و ...

۲۲ مرداد 1398
1K
#زوال_عشق #پارت_پنجاه_و_سه #مهدیه_عسگری دیگه هیچی از ادامه جشن نفهمیدم...حتی شامم نخوردم....سهیل کنار گوشم با شیطنت گفت:خانومم شام بخور که واسه آخر شب جون داشته باشی... با حرص گفتم:میشه دهنت و ببندی و غذاتو بخوری....ولی اون ...

#زوال_عشق #پارت_پنجاه_و_سه #مهدیه_عسگری دیگه هیچی از ادامه جشن نفهمیدم...حتی شامم نخوردم....سهیل کنار گوشم با شیطنت گفت:خانومم شام بخور که واسه آخر شب جون داشته باشی... با حرص گفتم:میشه دهنت و ببندی و غذاتو بخوری....ولی اون با خنده سرخوشش بدتر حرصم و درآورد.... جشن تموم شد....حالم تعریف نشدنی بود...تو بغل مامان ...

۱۲ تیر 1398
190