نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_هفتاد (۶ تصویر)

#پارت_هفتاد #گم_شده_ها مارلی: از اتاق رفتم بیرونو رفتم تو اشپزخونه که کسی نباشه... -الو؟... اقا محمد خودتونین؟؟ +مارلی... پس فردا میاین فرودگاه -‌چیشده؟؟ داد زد +مادر زینب مررررد خندیدم - چرا میخواین با این چیزا ...

#پارت_هفتاد #گم_شده_ها مارلی: از اتاق رفتم بیرونو رفتم تو اشپزخونه که کسی نباشه... -الو؟... اقا محمد خودتونین؟؟ +مارلی... پس فردا میاین فرودگاه -‌چیشده؟؟ داد زد +مادر زینب مررررد خندیدم - چرا میخواین با این چیزا منو بترسونین؟ بازم داد زد +احممممق دارم میگم مرد گریه میکرد... این... امکان نداره -اونکه... ...

۲۸ شهریور 1398
27K
#پارت_هفتاد #غریبه آشنا ئونسو: قراره برای اولین بار همه ی گروه های عضو کمپانی رو ببینم،کم و بیش بعضیاشون رو میشناسم...وارد سالن شدیم روی میزی ک اسم اکسو نوشته بود نشستیم،یکم استرس داشتم قرار بود ...

#پارت_هفتاد #غریبه آشنا ئونسو: قراره برای اولین بار همه ی گروه های عضو کمپانی رو ببینم،کم و بیش بعضیاشون رو میشناسم...وارد سالن شدیم روی میزی ک اسم اکسو نوشته بود نشستیم،یکم استرس داشتم قرار بود توی این جشن به همه معرفی بشم...هرچی جشن جلو تر میرفت استرسمم بیشتر میشد تانیا:ئونسو ...

۱۴ مرداد 1398
49K
#زوال_عشق💜 #پارت_هفتاد💜 #مهدیه_عسگری💜 منو نشوند رو تاب و با لحن خبیثی گفت:آماده ای؟!... لبخندی زدمو گفتم: آما... هنوز حرفم تموم نشده محکم هلم داد که بلند جیغ زدم..... صدای قهقهش تو فضای پارک پیچید و ...

#زوال_عشق💜 #پارت_هفتاد💜 #مهدیه_عسگری💜 منو نشوند رو تاب و با لحن خبیثی گفت:آماده ای؟!... لبخندی زدمو گفتم: آما... هنوز حرفم تموم نشده محکم هلم داد که بلند جیغ زدم..... صدای قهقهش تو فضای پارک پیچید و بدتر منو حرصی کرد.... محکم هلم میداد و هرچقدر من بلند جیغ میزدم و التماسش ...

۲۰ تیر 1398
91K
#پارت_هفتاد زدم زیر خنده که نگاه باباجون برگشت طرف من باباجون - به به عروس گلم سلام علیکم عروس خانم + سلام باباجون مامان جون کجاست ؟؟؟ باباجون - ای خدا این زن بلند شده ...

#پارت_هفتاد زدم زیر خنده که نگاه باباجون برگشت طرف من باباجون - به به عروس گلم سلام علیکم عروس خانم + سلام باباجون مامان جون کجاست ؟؟؟ باباجون - ای خدا این زن بلند شده رفته ارایشگاه بادکنک ها رو هم داده به منم پیر مرد ادرین رفت طرف باباجون ...

۹ تیر 1398
84K
#پارت_هفتاد _بعد از ظهر برات برنامه دارم. با قهر نه ، اما کمی سرسنگین نگاهش می کنم.. _اِ.. رها اخماتو باز کن دیگه. می خوای حالمو دپ کنی اول صبحی؟ نفس عمیقی می کشم: _روی ...

#پارت_هفتاد _بعد از ظهر برات برنامه دارم. با قهر نه ، اما کمی سرسنگین نگاهش می کنم.. _اِ.. رها اخماتو باز کن دیگه. می خوای حالمو دپ کنی اول صبحی؟ نفس عمیقی می کشم: _روی صدای بلند خیلی حساسم. _قول دادم دیگه! تکرار نمیشه خانومم! ای امیرحسین دختر باز..! خوب ...

۴ اسفند 1396
15K
سلام تکراررومان یک اشتباه عشقی ازقسمت 55الی70الان گذاشتم👑ℳissbala.ρfイ👑: #رمان #یک اشتباه عشقی #پارت_پنجاه_پنج تارا با حرص نگاش کرد وبا پوزخند گفت:پسره توهمی.. بعد سلام علیک با آرتین با یه ببخشید ازشون فاصله گرفتم,قدم زنان به ...

سلام تکراررومان یک اشتباه عشقی ازقسمت 55الی70الان گذاشتم👑ℳissbala.ρfイ👑: #رمان #یک اشتباه عشقی #پارت_پنجاه_پنج تارا با حرص نگاش کرد وبا پوزخند گفت:پسره توهمی.. بعد سلام علیک با آرتین با یه ببخشید ازشون فاصله گرفتم,قدم زنان به سمت ساحل وفرشاد میرفتم که با صدای آروین ایستادم:ساحل دوست نداره کسی خلوتشو با شوهرش ...

۹ آبان 1395
14K