نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ستایش_قاسمی (۱۱۴ تصویر)

من تورا مینویسم.بنشین؛ پایان همین خط تا ابد گریه کنیم... #ستایش_قاسمی

من تورا مینویسم.بنشین؛ پایان همین خط تا ابد گریه کنیم... #ستایش_قاسمی

۲ روز پیش
2K
میگم دنیا رسیده به اینجام میگه : به کجا دلبر میگم به اینجا به خرخرم میگم میخوام عق بزنمش میخنده میگه شاد باش دلبر ، بخند بخند ... نگاش میکنم میخندم بلند میخندم یجوری که ...

میگم دنیا رسیده به اینجام میگه : به کجا دلبر میگم به اینجا به خرخرم میگم میخوام عق بزنمش میخنده میگه شاد باش دلبر ، بخند بخند ... نگاش میکنم میخندم بلند میخندم یجوری که گوشاشو بگیره بگه خفه شو که بگه ببند دهنتو من میخندم یروز ، دو روز ...

۵ روز پیش
13K
با مردها مدارا کنید مردها حتی به چهارخانه ی پیراهنشان هم امنیت میدهند. هیچ روزی بخیر نمیشود اگر صدایی بم هر روز نگوید دوستت دارم... #ستایش_قاسمی

با مردها مدارا کنید مردها حتی به چهارخانه ی پیراهنشان هم امنیت میدهند. هیچ روزی بخیر نمیشود اگر صدایی بم هر روز نگوید دوستت دارم... #ستایش_قاسمی

۳ هفته پیش
5K
میخواستم ازت گله کنم که یار بی وفا نمیشه ... خواستم گله کنم که یار بدقول نمیشه که یار از عاشقش رو نمیگیره خواستم گله کنم که ما دوست داشتیم چرا دوسمون نداشتی خواستم بگم ...

میخواستم ازت گله کنم که یار بی وفا نمیشه ... خواستم گله کنم که یار بدقول نمیشه که یار از عاشقش رو نمیگیره خواستم گله کنم که ما دوست داشتیم چرا دوسمون نداشتی خواستم بگم ما تو رو انتخاب کردیم همه دنیا ببینن عشق خوشگله ... اما تا عکستو گوشه ...

۴ هفته پیش
17K
هیچ راهی دور نیست، وقتی جهانم آغوشِ توست..! #ستایش_قاسمی

هیچ راهی دور نیست، وقتی جهانم آغوشِ توست..! #ستایش_قاسمی

۴ هفته پیش
3K
دعوا کردیم ، خودش هم میدانست مقصر است ، اما چه کنم؟ همیشه حق با آغوشِ مردانه ی

دعوا کردیم ، خودش هم میدانست مقصر است ، اما چه کنم؟ همیشه حق با آغوشِ مردانه ی "او" ست... #ستایش_قاسمی

۱۲ آبان 1398
5K
هرچه زندگی پیش میرود من میلم به زندگی کردن کمتر میشود .... و هرچقدر به نیمه ی پر لیوان مینگرم امیدی درون سینه ام جریان پیدا نمیکند نیاز دارم که سالهای طولانی زندگیم را تا ...

هرچه زندگی پیش میرود من میلم به زندگی کردن کمتر میشود .... و هرچقدر به نیمه ی پر لیوان مینگرم امیدی درون سینه ام جریان پیدا نمیکند نیاز دارم که سالهای طولانی زندگیم را تا ۸۰ سالگیم بخوابم و بعد از بیدار شدن سر بگذارم و بمیرم حال خستگی فقط ...

۱۱ آبان 1398
10K
بڪـرترین حیاط خلوت دنیـا را «تو» داری در آغوش مردانه‌ات #ستایش_قاسمی

بڪـرترین حیاط خلوت دنیـا را «تو» داری در آغوش مردانه‌ات #ستایش_قاسمی

۱۰ آبان 1398
3K
نظرتون؟ برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس. عزیز دور، عزیز دست نیافته، عزیز بوسیدنی، عزیز قلبم، برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛ ولی دستانم کوتاه ...

نظرتون؟ برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس. عزیز دور، عزیز دست نیافته، عزیز بوسیدنی، عزیز قلبم، برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛ ولی دستانم کوتاه بود. برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود. برای تو مینویسم که یک جهانی. مینویسم ...

۹ آبان 1398
8K
با مردها مدارا کنید مردها حتی به چهارخانه ی پیراهنشان هم امنیت میدهند. هیچ روزی بخیر نمیشود اگر صدایی بم هر روز نگوید دوستت دارم... #ستایش_قاسمی #عاشقانه

با مردها مدارا کنید مردها حتی به چهارخانه ی پیراهنشان هم امنیت میدهند. هیچ روزی بخیر نمیشود اگر صدایی بم هر روز نگوید دوستت دارم... #ستایش_قاسمی #عاشقانه

۳ آبان 1398
6K
هیچ راهی دور نیست، وقتی جهانم آغوشِ توست..!💕 #ستایش_قاسمی

هیچ راهی دور نیست، وقتی جهانم آغوشِ توست..!💕 #ستایش_قاسمی

۲۸ مهر 1398
3K
🍁🍃جایت در عکس هایم خالیست ، ناسلامتی این فصل ، فصلِ دونفره ها بود ... #ستایش_قاسمی

🍁🍃جایت در عکس هایم خالیست ، ناسلامتی این فصل ، فصلِ دونفره ها بود ... #ستایش_قاسمی

۲۲ مهر 1398
3K
میترسم از روزی که ، اسمِ دخترم را صدا بزنم ... و همسرم چشم های پر اشکش را ببندد ، و لبش را به دندان بگیرد ... لطفا به نیمه ی گمشده ی خودتان برسید، ...

میترسم از روزی که ، اسمِ دخترم را صدا بزنم ... و همسرم چشم های پر اشکش را ببندد ، و لبش را به دندان بگیرد ... لطفا به نیمه ی گمشده ی خودتان برسید، عاشقِ سهم دیگران نشوید ... #ستایش_قاسمی

۳۱ شهریور 1398
6K
...🗣 - نخند جانم... نخند... آدم دست و پایِ دلش میانِ چالِ گونه ات میشکند... تو نخند... میترسم نقاش ها لبخندت را نقاشی کنند... عکاس ها لبخندت را ثبت کنند... شاعرها از لبخندت غزل بگویند... ...

...🗣 - نخند جانم... نخند... آدم دست و پایِ دلش میانِ چالِ گونه ات میشکند... تو نخند... میترسم نقاش ها لبخندت را نقاشی کنند... عکاس ها لبخندت را ثبت کنند... شاعرها از لبخندت غزل بگویند... نویسنده ها کتابت کنند... بعد منِ دست و پا شکسته چطور با یک شهر رو ...

۲۳ شهریور 1398
5K
... کاش می‌آمدی ... تا برایت بگویم روزهای نبودنت را دراز میکشم به سمت دیوار تا اشک باران صورتم را مردم نبینند ... تا دشمنانمان نفهمند که تو هنوز نیامده‌ای که بویی نبرند که قرار ...

... کاش می‌آمدی ... تا برایت بگویم روزهای نبودنت را دراز میکشم به سمت دیوار تا اشک باران صورتم را مردم نبینند ... تا دشمنانمان نفهمند که تو هنوز نیامده‌ای که بویی نبرند که قرار نیست بیایی کاش می‌آمدی تا نشانت بدهم موهایم را از فکرت سفید کردم ... کاش ...

۴ شهریور 1398
12K
همسرت را گاهی همچون دخترکِ کوچــکِ خانه ی پِدریش دوست بدار... گاهی دَستان پوسته پوسته شده از مایع ظرفشویی اش را در دستانت بگیر و به او بگو برای همیشه سُکان دارِ قلبــت باقی خواهند ...

همسرت را گاهی همچون دخترکِ کوچــکِ خانه ی پِدریش دوست بدار... گاهی دَستان پوسته پوسته شده از مایع ظرفشویی اش را در دستانت بگیر و به او بگو برای همیشه سُکان دارِ قلبــت باقی خواهند ماند. گاهی به او بگو هر چینِ صورتش راکه از زندگیِ مشترکتان به ارث برده ...

۱۵ مرداد 1398
10K
آدم ها همیشه صبر نمیکنند تا به شما ثابت شوند تا شما تصمیم ماندن بگیرید همیشه تحمل نمیکنند شما نادیده بگیریدشان یک روز بدون خبر یک روز بدون خداحافظی یک روز بدون دیدارِ دوباره ی ...

آدم ها همیشه صبر نمیکنند تا به شما ثابت شوند تا شما تصمیم ماندن بگیرید همیشه تحمل نمیکنند شما نادیده بگیریدشان یک روز بدون خبر یک روز بدون خداحافظی یک روز بدون دیدارِ دوباره ی شما میروند و شما وقتی برمیگردید که مدتهاست آدم های ماندنیِ زندگیتان رفته اند ...

۱۴ مرداد 1398
9K
دوست داشتنت رفع تمامِ خستگی‌های روزانه یِ من است ... لطفاً هر روز بارها برایم تکرارش کن ... #ستایش_قاسمی

دوست داشتنت رفع تمامِ خستگی‌های روزانه یِ من است ... لطفاً هر روز بارها برایم تکرارش کن ... #ستایش_قاسمی

۱۰ مرداد 1398
4K
✔-اگر میگفتی دوستم داری، من از همین پیراهن چارخانه ی آبی‌ات پروازِ یک آدم را نشانت میدادم! 💙 | #ستایش_قاسمی

✔-اگر میگفتی دوستم داری، من از همین پیراهن چارخانه ی آبی‌ات پروازِ یک آدم را نشانت میدادم! 💙 | #ستایش_قاسمی

۷ مرداد 1398
4K
مردم شهرم همیشه عجول بوده اند همیشه همه ی کارهایشان را با عجله انجام داده اند، چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک بوق را یکسره کردند، شب را با استرس خوابیدند و صبح را ...

مردم شهرم همیشه عجول بوده اند همیشه همه ی کارهایشان را با عجله انجام داده اند، چای را داغ سر کشیدند، پشت ترافیک بوق را یکسره کردند، شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه ...

۲۴ تیر 1398
23K