نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

حنانه_اکرامی (۳۷ تصویر)

🐱 رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از دیدن دارکوب ها ذوق کنیم، #گربه ها را دنبال کنیم و به با ...

🐱 رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از دیدن دارکوب ها ذوق کنیم، #گربه ها را دنبال کنیم و به با هم بودنمان از ته دل بخندیم یا نه راستش من خبر ندارم قرار است دختر ...

۱ هفته پیش
16K
.. روزها کتاب می‌خوانم ، چای می‌خورم ؛ به تو فکر می‌کنم ... فیلم می‌بینم ، سینما می‌روم تلفن‌های کاری‌ام را جواب می‌دهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... قدم می‌زنم ، خرید می‌کنم برای ...

.. روزها کتاب می‌خوانم ، چای می‌خورم ؛ به تو فکر می‌کنم ... فیلم می‌بینم ، سینما می‌روم تلفن‌های کاری‌ام را جواب می‌دهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... قدم می‌زنم ، خرید می‌کنم برای دختر کوچک همسایه دست تکان میدهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... پشت ترافیک می‌مانم ...

۲۳ بهمن 1398
4K
روزها کتاب می‌خوانم ، چای می‌خورم ؛ به تو فکر می‌کنم ... فیلم می‌بینم ، سینما می‌روم تلفن‌های کاری‌ام را جواب می‌دهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... قدم می‌زنم ، خرید می‌کنم برای دختر ...

روزها کتاب می‌خوانم ، چای می‌خورم ؛ به تو فکر می‌کنم ... فیلم می‌بینم ، سینما می‌روم تلفن‌های کاری‌ام را جواب می‌دهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... قدم می‌زنم ، خرید می‌کنم برای دختر کوچک همسایه دست تکان میدهم ؛ به تو فکر می‌کنم ... پشت ترافیک می‌مانم ، ...

۲۰ بهمن 1398
10K
🔻 او برای من همه است ؛ دلم برای او که نه ! دلم برای همه ام ؛ تنگ شده است ... #حنانه_اکرامی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍🍁 🍂 ℒℴνℯ🍂 🍁

🔻 او برای من همه است ؛ دلم برای او که نه ! دلم برای همه ام ؛ تنگ شده است ... #حنانه_اکرامی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍🍁 🍂 ℒℴνℯ🍂 🍁

۲۷ آذر 1398
4K
دوستت نداشتن بهتر است شاید ! آن وقت ... هیچ عطری تو را ... به یادم نمی آورد... و دیگر خاطره ی هیچ خیابانی ... خفه ام نمیکند! . و چهار خانه ی پیراهن هیچ ...

دوستت نداشتن بهتر است شاید ! آن وقت ... هیچ عطری تو را ... به یادم نمی آورد... و دیگر خاطره ی هیچ خیابانی ... خفه ام نمیکند! . و چهار خانه ی پیراهن هیچ مردی ... در خیابان دق ام نمی دهد ! دوستت نداشتن بهتر است شاید ! ...

۳ اردیبهشت 1398
36
رفیق جانت رو تگ کن👩 ‍❤ ️‍💋 ‍👩 😍 کپشن قشنگه . رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از دیدن دارکوب ...

رفیق جانت رو تگ کن👩 ‍❤ ️‍💋 ‍👩 😍 کپشن قشنگه . رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از دیدن دارکوب ها ذوق کنیم،گربه ها را دنبال کنیم و به با هم بودنمان از ته دل ...

۱۸ بهمن 1397
192
بدش میومد بهش بگیم مامان‌بزرگ. غوغا می‌کرد اگه اینو بهش می‌گفتیم. اسمش مینا بود. می‌گفت من که اسمم گُله و خودمم مثل یه دختر شونزده ساله انرژی دارم. پس فکرشم نکنید بهم بگید مامان‌بزرگ. می‌گفت ...

بدش میومد بهش بگیم مامان‌بزرگ. غوغا می‌کرد اگه اینو بهش می‌گفتیم. اسمش مینا بود. می‌گفت من که اسمم گُله و خودمم مثل یه دختر شونزده ساله انرژی دارم. پس فکرشم نکنید بهم بگید مامان‌بزرگ. می‌گفت صدام کنین گُل دختر! راستم می‌گفت. هیچ پیر نبود به نظرم ساناز، بغل دستیمو می‌گم ...

۱۷ آذر 1397
482
. رفیقای فابتو تگ کن❤ ️ . رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از هر دری حرف بزنیم،گربه ها را دنبال ...

. رفیقای فابتو تگ کن❤ ️ . رفیق جان من از آینده خبر ندارم. نمیدانم باز هم بشود هر وقت اراده کنیم برویم روی نیمکت همیشگی مان از هر دری حرف بزنیم،گربه ها را دنبال کنیم و به با هم بودنمان از ته دل بخندیم یا نه... راستش خبر ندارم ...

۱۱ آبان 1397
81
نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم بهش گفتم : میدونی چرا یوز پلنگا گوشه ی چشمشون یه خط سیاهه که بهش میگن خط اشک؟ دستشو انداخت تو فِرِ موهاش ... پیچش داد ...

نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم بهش گفتم : میدونی چرا یوز پلنگا گوشه ی چشمشون یه خط سیاهه که بهش میگن خط اشک؟ دستشو انداخت تو فِرِ موهاش ... پیچش داد و گفت نه ! چِشَمو از موهاش سُر دادم رو چِشاش و گفتم : وقتی ...

۱۶ مهر 1397
498
نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم ... بهش گفتم : میدونی چرا یوز پلنگا گوشه ی چشمشون یه خط سیاهه که بهش میگن خط اشک ...؟ دستشو انداخت تو فِرِ موهاش ...

نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم ... بهش گفتم : میدونی چرا یوز پلنگا گوشه ی چشمشون یه خط سیاهه که بهش میگن خط اشک ...؟ دستشو انداخت تو فِرِ موهاش ... پیچش داد و گفت نه ... ! چِشَمو از موهاش سُر دادم رو چِشاش و ...

۲۵ مرداد 1397
91
@dokhtaroone_ رفیق جان ^_^ من فقط کنار تو خوده خودم هستم. و این را میدانم که ... من تا همیشه تا آخر عمرمان دیوانگی را کنار تو خوب بلدم میدانم که بدون تو می میرم ...

@dokhtaroone_ رفیق جان ^_^ من فقط کنار تو خوده خودم هستم. و این را میدانم که ... من تا همیشه تا آخر عمرمان دیوانگی را کنار تو خوب بلدم میدانم که بدون تو می میرم ...! #حنانه_اکرامی 🌾

۲۲ مرداد 1397
253
یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی... خودم را میکشم و تو را دست هم را میگیریم و میرویم برای همیشه خدا را چه دیدی... شاید این بار جواب داد نقاشی های کودکی ام! #حنانه_اکرامی ...

یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی... خودم را میکشم و تو را دست هم را میگیریم و میرویم برای همیشه خدا را چه دیدی... شاید این بار جواب داد نقاشی های کودکی ام! #حنانه_اکرامی 💞 💞 https://t.me/joinchat/AAAAA...

۲۰ مرداد 1397
111
برات بنویسم: - بیداری؟ تو بگی : + فکرت نمیذاره بخوابم ...! #حنانه_اکرامی 💞 💞 https://t.me/joinchat/AAAAAECrQHi309X0WG1yFg

برات بنویسم: - بیداری؟ تو بگی : + فکرت نمیذاره بخوابم ...! #حنانه_اکرامی 💞 💞 https://t.me/joinchat/AAAAA...

۲۰ مرداد 1397
73
از یک به صد ... از صد به یک ... تمامِ گوسفندهای مراتع تالش تک تکِ چراغ های روشنِ تهران ... در این شبِ بی پایان همه ی درخت های بی شمار جنگل های شمال ...

از یک به صد ... از صد به یک ... تمامِ گوسفندهای مراتع تالش تک تکِ چراغ های روشنِ تهران ... در این شبِ بی پایان همه ی درخت های بی شمار جنگل های شمال همه را هم که از سر به ته و از ته به سر بِشُماری دلت ...

۱۸ تیر 1397
51
یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی... خودم را میکشم و تو را دست هم را میگیریم و میرویم برای همیشه خدا را چه دیدی... شاید این بار جواب داد نقاشی های کودکی ام! #حنانه_اکرامی ...

یک دفتر نقاشی و چند مداد رنگی... خودم را میکشم و تو را دست هم را میگیریم و میرویم برای همیشه خدا را چه دیدی... شاید این بار جواب داد نقاشی های کودکی ام! #حنانه_اکرامی @del_kopo

۱۸ خرداد 1397
59
اعصابش خورده روبروم وایستاده و داره سعی میکنه خیلی خودشو کنترل کنه. نفسشو حبس میکنه تو سینه ش و میره میشینه رو مبل.میدونم که‌ نمیخواد چشمش تو چشمم بیفته که یهو یه چیز نگه که ...

اعصابش خورده روبروم وایستاده و داره سعی میکنه خیلی خودشو کنترل کنه. نفسشو حبس میکنه تو سینه ش و میره میشینه رو مبل.میدونم که‌ نمیخواد چشمش تو چشمم بیفته که یهو یه چیز نگه که بعد پشیمون بشه‌. یکم صبر میکنم و بعدِ چند دقیقه یه لیوان آب میریزم و ...

۲۱ اسفند 1396
59
میدونی من از اون دسته آدما نیستم که وقتی دلم میگیره بخوام مدام غر بزنم و تو مشکلاتم سر دیگرانو به درد بیارم. اخلاقم اینجوریه که وقتی دلم غم داره،چشام‌ نمیخنده ولی همونجور که کنارت ...

میدونی من از اون دسته آدما نیستم که وقتی دلم میگیره بخوام مدام غر بزنم و تو مشکلاتم سر دیگرانو به درد بیارم. اخلاقم اینجوریه که وقتی دلم غم داره،چشام‌ نمیخنده ولی همونجور که کنارت نشستم،پا به پات میگم و میخندم. دلم واسه شمایی که بخواین حال خوبِتون به خاطر ...

۲۱ اسفند 1396
114
-اگه بهت بگم من قبلِ خواب عطر میزنم , که اگه یه وقت خوابشو دیدم بویِ عطر مورد علاقشو بدم بهم نمیگی دیوونه ؟! +چرا میگم! -خُب پس راستش من یه دیوونه م , که ...

-اگه بهت بگم من قبلِ خواب عطر میزنم , که اگه یه وقت خوابشو دیدم بویِ عطر مورد علاقشو بدم بهم نمیگی دیوونه ؟! +چرا میگم! -خُب پس راستش من یه دیوونه م , که شب ها قبلِ خواب عطر میزنم که اگه یه وقت خوابشو دیدم ، تو بغلش ...

۲۵ بهمن 1396
35