نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

حمید_مصدق (۳۲۲ تصویر)

✔شیشه پنجره را باران شُست از من امّا چه کسی نقش تو را خواهد شست #حمید_مصدق

✔شیشه پنجره را باران شُست از من امّا چه کسی نقش تو را خواهد شست #حمید_مصدق

۲ روز پیش
3K
✔در دلم آرزوی آمدنت میمیرد… رفته ای اینک، اما آیا باز میگردی؟ چه تمنای محالی دارم؛ خنده ام میگیرد… #حمید_مصدق

✔در دلم آرزوی آمدنت میمیرد… رفته ای اینک، اما آیا باز میگردی؟ چه تمنای محالی دارم؛ خنده ام میگیرد… #حمید_مصدق

۲ روز پیش
2K
ای آیه‌ی مکرر آرامش! می‌خواهمت هنوز آری هنوز هم، دریای آرزوی #تو در این دل شکسته‌ی من موج می‌زند راهی به دل بجو.. #حمید_مصدق

ای آیه‌ی مکرر آرامش! می‌خواهمت هنوز آری هنوز هم، دریای آرزوی #تو در این دل شکسته‌ی من موج می‌زند راهی به دل بجو.. #حمید_مصدق

۵ روز پیش
4K
مگر آن خوشه گندم مگر سنبل مگر نسرین تو را دیدند ! که سر خم کرده خندیدند ... مگر بستان شمیم گیسوانت را چو آب چشمه ساران روان نوشید ! مگر گلهای سرخ باغ ریگ ...

مگر آن خوشه گندم مگر سنبل مگر نسرین تو را دیدند ! که سر خم کرده خندیدند ... مگر بستان شمیم گیسوانت را چو آب چشمه ساران روان نوشید ! مگر گلهای سرخ باغ ریگ آباد در عطر تن تو غوطه ور گشتند که سرنشناس و پانشناس ! از خود ...

۱ هفته پیش
6K
«تو» در ضمیــر منــی، چگونه از تو گریزم که ناگزیر منی😍 #حمید_مصدق

«تو» در ضمیــر منــی، چگونه از تو گریزم که ناگزیر منی😍 #حمید_مصدق

۴ هفته پیش
3K
🔖 در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی ...

🔖 در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شورِ عشق و مستی و تو چون ...

۲۷ مرداد 1398
12K
ای آیه‌ی مکرر آرامش! می خواهمت هنوز... آری هنوز هم دریای آرزوی تو در این دل شکسته‌ی من موج می زند راهی به دل بجو... #حمید_مصدق

ای آیه‌ی مکرر آرامش! می خواهمت هنوز... آری هنوز هم دریای آرزوی تو در این دل شکسته‌ی من موج می زند راهی به دل بجو... #حمید_مصدق

۲۷ مرداد 1398
7K
‌ جای تو خالی‌ست! در تنهایی‌هایی که مرا تا عمیق‌ترین دره‌های بی‌قراری می‌کشانند.. جای تو خالی‌ست! در سردترین شب‌هایی که لبخندهای مهربانی را به تبعید می‌برند.. جای تو خالی‌ست! در دریغ نا مکرری که به ...

‌ جای تو خالی‌ست! در تنهایی‌هایی که مرا تا عمیق‌ترین دره‌های بی‌قراری می‌کشانند.. جای تو خالی‌ست! در سردترین شب‌هایی که لبخندهای مهربانی را به تبعید می‌برند.. جای تو خالی‌ست! در دریغ نا مکرری که به پایان رسیدن را فریاد می‌کنند.. جای تو خالی‌ست در هر آن نا کجایی که منم! ...

۲۴ مرداد 1398
4K
در ﮐﻮﭼﻪﻫﺎﯼ ﯾﺦزدهء ﺷﻬﺮِ ﺑﯽ‌فرﻭﻍ ﮔﺮﻣﯽِ ﭼﺸﻤ‌ﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺮﮔﺮفتنی‌ست ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺑﻮﺩﻧﯽ، اﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺳﺮﻭﺩﻧﯽ‌ﺳﺖ #حمید_مصدق @dastkhatcafe

در ﮐﻮﭼﻪﻫﺎﯼ ﯾﺦزدهء ﺷﻬﺮِ ﺑﯽ‌فرﻭﻍ ﮔﺮﻣﯽِ ﭼﺸﻤ‌ﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺮﮔﺮفتنی‌ست ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺑﻮﺩﻧﯽ، اﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺳﺮﻭﺩﻧﯽ‌ﺳﺖ #حمید_مصدق @dastkhatcafe

۱۶ مرداد 1398
2K
ای آیه‌ی مکرر آرامش! می خواهمت هنوز ... آری هنوز هم دریای آرزوی تو در این دل شکسته‌ی من موج می زند راهی به دل بجو .. .. #حمید_مصدق 🌿💐🌿

ای آیه‌ی مکرر آرامش! می خواهمت هنوز ... آری هنوز هم دریای آرزوی تو در این دل شکسته‌ی من موج می زند راهی به دل بجو .. .. #حمید_مصدق 🌿💐🌿

۱۶ مرداد 1398
3K
تــُــ❤️ در ضمیر منی ‏چگونه از تو گریزم؟! ‏که ناگزیر منی... #حمید_مصدق •✨🍃😌•

تــُــ❤️ در ضمیر منی ‏چگونه از تو گریزم؟! ‏که ناگزیر منی... #حمید_مصدق •✨🍃😌•

۱۵ مرداد 1398
3K
-تو به اندازه‌ی تنهایی من ، خوش‌بختی !. من به اندازه‌ی زیبایی تو ؛ غمگینم… #حمید_مصدق

-تو به اندازه‌ی تنهایی من ، خوش‌بختی !. من به اندازه‌ی زیبایی تو ؛ غمگینم… #حمید_مصدق

۱۴ مرداد 1398
3K
چشم های تو به من می بخشد

چشم های تو به من می بخشد "شور عشق و مستی" و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی #حمید_مصدق

۱۳ مرداد 1398
4K
تو در ضمیرِ منی چگونه از تو گریزم؟!که ناگزیرِ منی ... #حمید_مصدق

تو در ضمیرِ منی چگونه از تو گریزم؟!که ناگزیرِ منی ... #حمید_مصدق

۱۷ تیر 1398
5K
‌ مرا به یاد بیاور.... مرا ز یاد مبر...! که انعکاسِ صدایم درونِ شب جاری ست...!! #حمید_مصدق

‌ مرا به یاد بیاور.... مرا ز یاد مبر...! که انعکاسِ صدایم درونِ شب جاری ست...!! #حمید_مصدق

۱۶ تیر 1398
4K
دردی عظیم، درد‌یست؛ با خویشتن نشستن در خویشتن شکستن… #حمید_مصدق

دردی عظیم، درد‌یست؛ با خویشتن نشستن در خویشتن شکستن… #حمید_مصدق

۱۵ تیر 1398
3K
تو آن … شعر محالی که هنوز ، با دو صد دلهره در ، حسرت آغاز توام ، چشم بگشای و مرا ، باز صدا کن «ای عشق» ، که من از لهجه چشمان تو ...

تو آن … شعر محالی که هنوز ، با دو صد دلهره در ، حسرت آغاز توام ، چشم بگشای و مرا ، باز صدا کن «ای عشق» ، که من از لهجه چشمان تو ، شاعر بشوم ..! #حمید_مصدق

۱۴ تیر 1398
13K
من به درماندگیِ صخره و سنگ من به آوارگی ابر و نسیم من به سرگشتگیِ آهوی دشت من به تنهایی خود میمانم ... #حمید_مصدق

من به درماندگیِ صخره و سنگ من به آوارگی ابر و نسیم من به سرگشتگیِ آهوی دشت من به تنهایی خود میمانم ... #حمید_مصدق

۱۰ تیر 1398
7K
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب ...

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز ، سالها ...

۷ تیر 1398
15K
و تو آن شعر محالی که هنوز با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام چشم بگشای و مرا باز صدا کن ای عشق که من از لهجه ی چشمان تو شاعر بشوم #حمید_مصدق

و تو آن شعر محالی که هنوز با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام چشم بگشای و مرا باز صدا کن ای عشق که من از لهجه ی چشمان تو شاعر بشوم #حمید_مصدق

۶ تیر 1398
6K