minaZ

asalegola

سرگذشت زندگیمو نوشتم اسم داستان عشق ویسگونی ❤
پیج دیگم @minaz.story ️

دوست داشتنی من🙄 ❤ ️😟

دوست داشتنی من🙄 ❤ ️😟

۳ روز پیش
5K
یاسمین 💛 قسمت آخر _رضا _بله _بخاطر اینک رفتم سر قرار میخای طلاقم بدی یا حرفای افشین باور کردی _اولا اینو بدون ک من حرفای افشین باور نکردم چون تو رو میشناسم از زمان بچگیت ...

یاسمین 💛 قسمت آخر _رضا _بله _بخاطر اینک رفتم سر قرار میخای طلاقم بدی یا حرفای افشین باور کردی _اولا اینو بدون ک من حرفای افشین باور نکردم چون تو رو میشناسم از زمان بچگیت من دومادتون بودم ثانیا درسته غیرتیم و خیلی بهم برخورده ک رفتی سر قرار چون ...

۴ روز پیش
47K
یاسمین 💙 _هیچی بیا بریم دستشو کشیدم اما دوباره افشین شروع کرد _دوست دخترته اره _بیا بریم رضا _دوست دخترت خرابه ها حواستو جم کن ب همه پا میده فک نمیکردم تو رابطه باشه زبونم ...

یاسمین 💙 _هیچی بیا بریم دستشو کشیدم اما دوباره افشین شروع کرد _دوست دخترته اره _بیا بریم رضا _دوست دخترت خرابه ها حواستو جم کن ب همه پا میده فک نمیکردم تو رابطه باشه زبونم بند اومد و رضا نگاهی بهم کرد و به سمت افشین حمله کرد گلوشو فشار ...

۵ روز پیش
34K
یاسمین💚 فردا رفتم دانشگاه همکلاسیام ی جوری نگام میکردن و چشمم به افشین زد پوزخندی زد اسما کنارم نشست _خاک تو سرت یاسی فقط بلد بودی ادا تنگا رو در بیاری واسه من _چی میگی ...

یاسمین💚 فردا رفتم دانشگاه همکلاسیام ی جوری نگام میکردن و چشمم به افشین زد پوزخندی زد اسما کنارم نشست _خاک تو سرت یاسی فقط بلد بودی ادا تنگا رو در بیاری واسه من _چی میگی تو _دیروز رفتی خونه افشین اخه تو قرار اول _نخیرم این چرندیات چیه من فقط ...

۵ روز پیش
37K
سلامممم حتی تو اتوبوسم در حال تایپ کردن داستانامم (عکسی ک گذاشتم) یاسمین💜 دانشگاه ثبت نام کردم و سرم حسابی گرم بچه ها و درسم شده بود البته رضا هم خیلی کمکم میکرد همیشه با ...

سلامممم حتی تو اتوبوسم در حال تایپ کردن داستانامم (عکسی ک گذاشتم) یاسمین💜 دانشگاه ثبت نام کردم و سرم حسابی گرم بچه ها و درسم شده بود البته رضا هم خیلی کمکم میکرد همیشه با خودم فکر میکردم اگ من جای رضا بودم این وضع تحمل میکردم توی دانشگاه با ...

۶ روز پیش
51K
یاسمین💙 اخر هفته رسید رضا با دسته گل اومد خونمون من تو اتاقم بودم و حرفاشونو گوش میکردم _نه پسرم نیازی ب حرف زدن تو نیس من با یاسی صحبت کردم راضیه از خداشم باشه ...

یاسمین💙 اخر هفته رسید رضا با دسته گل اومد خونمون من تو اتاقم بودم و حرفاشونو گوش میکردم _نه پسرم نیازی ب حرف زدن تو نیس من با یاسی صحبت کردم راضیه از خداشم باشه ک بخاد مادر بچه های خواهرش و زن تو بشه _اخه دلم نمیخاد اجباری در ...

۶ روز پیش
45K
سلام خوبین این روزا اصلا حوصله نوشتن نداشتم حتی حوصله خودمم نداشتم همیشه نزدیکای بهار میشه حس بدی بهم دست میده نمیدونم چرا از بچگیم اینجوری بودم کلا از تغیر فصل تغیر سال بدم میاد..... ...

سلام خوبین این روزا اصلا حوصله نوشتن نداشتم حتی حوصله خودمم نداشتم همیشه نزدیکای بهار میشه حس بدی بهم دست میده نمیدونم چرا از بچگیم اینجوری بودم کلا از تغیر فصل تغیر سال بدم میاد..... امشب قسمت اول سرگذشت میزارم و فردا شب ادامش یاسمین💙 من یاسمینم 23 ساله از ...

۷ روز پیش
38K
بماند ب یادگار از روزهایی ک شاید خودش بعدا سرگذشتی شود توی این پیج..... ولنتاین 98

بماند ب یادگار از روزهایی ک شاید خودش بعدا سرگذشتی شود توی این پیج..... ولنتاین 98

۱ هفته پیش
9K
بماند ب یادگار از ولنتاین 98...... دلم میخاد سال دگ خدا خودتو برای همیشه بهم کادو داده باشه❤ ️

بماند ب یادگار از ولنتاین 98...... دلم میخاد سال دگ خدا خودتو برای همیشه بهم کادو داده باشه❤ ️

۱ هفته پیش
12K
این عکس همون ایستگاه جای دانشگامونه ک دفعه اول ک برف میومد مهدی اومد سوارم کنه و ایمان رسید و برای اولین بار سوار ماشین ایمان شدم این عکسم دقیقا یه چند روز قبلش بود

این عکس همون ایستگاه جای دانشگامونه ک دفعه اول ک برف میومد مهدی اومد سوارم کنه و ایمان رسید و برای اولین بار سوار ماشین ایمان شدم این عکسم دقیقا یه چند روز قبلش بود

۲ هفته پیش
13K
میناز❤️قسمت اخر _تو باهوش ترین و پر جسارت ترین دانشجوی منی نمره نه حقت نبود دوباره پیام بازی های ما شروع شد و دائم باهاش در ارتباط بودم و شب اخری ک توی جاده بودم ...

میناز❤️قسمت اخر _تو باهوش ترین و پر جسارت ترین دانشجوی منی نمره نه حقت نبود دوباره پیام بازی های ما شروع شد و دائم باهاش در ارتباط بودم و شب اخری ک توی جاده بودم بهش زنگ زدم _سلام ایمان من تو راهم تا فردا اینا میرسم _خیلی خوشحالم _ایمان ...

۲ هفته پیش
56K
میناز💙 _میناز من دیگ نمیتونم بهت پیام بدم یا ببینمت _خب واسه همین موضوع زانو غم بغل گرفتی من ک ناراحت نمیشم من دختر قویم و با دو تا پیام و دیدن اینا عاشق نمیشم ...

میناز💙 _میناز من دیگ نمیتونم بهت پیام بدم یا ببینمت _خب واسه همین موضوع زانو غم بغل گرفتی من ک ناراحت نمیشم من دختر قویم و با دو تا پیام و دیدن اینا عاشق نمیشم _خب مشکل همینه دگ چون نمیبینی من دارم نابود میشم من عاشقت شدم من دیوونت ...

۲ هفته پیش
88K
میناز💜 به خابگاه رسیدم و دیدم ساعتای 12 شب بود ک حتی پیام شب بخیر هم نداد توی دلم ی به جهنمی گفتم و خابیدم عصر روز بعد با ایمان کلاس داشتم یه تیپ کاملا ...

میناز💜 به خابگاه رسیدم و دیدم ساعتای 12 شب بود ک حتی پیام شب بخیر هم نداد توی دلم ی به جهنمی گفتم و خابیدم عصر روز بعد با ایمان کلاس داشتم یه تیپ کاملا مشکی زدم با کیف و کفش قرمز ارایش غلیظی کردم میدونستم ایمان بدش میاد عطر ...

۲ هفته پیش
60K
میناز💚 قبول کردم و باهاش ب سمت ی پورشه مشکی رفتیم کلی توی راه با هم حرف زدیم و کلی برام شام و خوراکی خرید ک ببرم خابگاه هر چی میگفتم نمیخام قبول نمی‌کرد واقعا ...

میناز💚 قبول کردم و باهاش ب سمت ی پورشه مشکی رفتیم کلی توی راه با هم حرف زدیم و کلی برام شام و خوراکی خرید ک ببرم خابگاه هر چی میگفتم نمیخام قبول نمی‌کرد واقعا مرد مهربون و جنتلمنی بود رفتاراش خاص بود حد خودوشو رعایت می‌کرد حس میکردم خیلی ...

۲ هفته پیش
95K
کسی بیدار هس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میناز💛 منم ب حرفا هیچ واکنشی نمیدادم میگفتم یک ترم چشم بهم بزنی میگذره به بچه ها محل نمیدادم چون بیشتریا شون پسر بود اگ میخاستم باهاشون کل کل کنم برای خودم ...

کسی بیدار هس؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میناز💛 منم ب حرفا هیچ واکنشی نمیدادم میگفتم یک ترم چشم بهم بزنی میگذره به بچه ها محل نمیدادم چون بیشتریا شون پسر بود اگ میخاستم باهاشون کل کل کنم برای خودم بد میشد... هفته ای سه جلسه با ایمان کلاس داشتم و هر طوری بود کلاس ...

۲ هفته پیش
85K
میناز💚 توی ایستگاه وایستادم منتظر سرویس شدیدا هوا سرد بود و یه بافت نازک هم تنم بود اصلا فکرشو نمیکردم ک بخاد برف بگیره و چون خارج شهر بود و خلوت ماشینی رد نمیشد... ماشینی ...

میناز💚 توی ایستگاه وایستادم منتظر سرویس شدیدا هوا سرد بود و یه بافت نازک هم تنم بود اصلا فکرشو نمیکردم ک بخاد برف بگیره و چون خارج شهر بود و خلوت ماشینی رد نمیشد... ماشینی جلو پام ترمز زد ی پژو البالویی شیشه رو داد پایین ک دیدم مهدی _بیا ...

۲ هفته پیش
92K
میناز💙 روز کنفرانسم رسید و رفتم سر کلاس و استادم گفت نیم ساعت اخر کلاس مال تو.... منم شروع کردم ب نقاشی کشیدن داشتم چهره استاد رو با خودکار میکشیدم و وقتی ک تموم شد ...

میناز💙 روز کنفرانسم رسید و رفتم سر کلاس و استادم گفت نیم ساعت اخر کلاس مال تو.... منم شروع کردم ب نقاشی کشیدن داشتم چهره استاد رو با خودکار میکشیدم و وقتی ک تموم شد بالاش نوشتم ایمان جوووووووووون.... کلا عادتمون بود تو جمع دوستام استادها رو با اسم و ...

۲ هفته پیش
69K
این قسمت رو دارم با خستگی شدید مینویسم فقط ب عشق شماها میناز❤️ کلاس بالاخره تموم شد و راحت شدم اما مصیبت اینجا بود ک قرار بود این کلاس هفته ای سه بار باشه کتابمو ...

این قسمت رو دارم با خستگی شدید مینویسم فقط ب عشق شماها میناز❤️ کلاس بالاخره تموم شد و راحت شدم اما مصیبت اینجا بود ک قرار بود این کلاس هفته ای سه بار باشه کتابمو زدم زیر بغلم کلامث پسرا میرفتم دانشگاه کیف نمیبردم😂 مهدی دنبالم اومد _میگم میناز داری ...

۲ هفته پیش
112K
سلام قرار بود اولین قسمت 2 شنبه بذارم اما خاستم اولین قسمت امشب باشه و بقیش هم 2 شنبه میزارم شایدم زودتر قول نمیدم چون کارام بهم ریخته اس این روزا میناز💚 شاید بیشتر منو ...

سلام قرار بود اولین قسمت 2 شنبه بذارم اما خاستم اولین قسمت امشب باشه و بقیش هم 2 شنبه میزارم شایدم زودتر قول نمیدم چون کارام بهم ریخته اس این روزا میناز💚 شاید بیشتر منو بشناسن اما بازم میگم میناز 21 ساله 18 ساله ام بود ک وارد دانشگاه شدم ...

۲ هفته پیش
73K
لطفا بخونین داستان بعدی مربوط به زندگی خودمه و خیلی هیجان دارم ک میخام واستون تعریف کنم و ایشالا از 2 شنبه شب واستون میذارم و این سر گذشت هم لایک کنین ک زودتر به ...

لطفا بخونین داستان بعدی مربوط به زندگی خودمه و خیلی هیجان دارم ک میخام واستون تعریف کنم و ایشالا از 2 شنبه شب واستون میذارم و این سر گذشت هم لایک کنین ک زودتر به 100 تا لایک برسه پستاش بهار💜قسمت آخر _چیشده ندا گفت _دیشب قرص خورده شانسمون گرفت ...

۲ هفته پیش
28K