ویژه کنید
عکس و تصویر #دلنوشته✅ میخوام بچگیهامو به تصویر بکشم .همونقدر کودکانه، ، همونقدر صادقانه... میخوام امانت دار ثانیه ...

#دلنوشته
میخوام بچگیهامو به تصویر بکشم .همونقدر کودکانه، ، همونقدر صادقانه...
میخوام امانت دار ثانیه های سفر کرده باشم.
بچه که بودم وقتی کفشامو از پام در میاوردم حتما باید مرتب کنار هم میذاشتمش.میگفتم نباید کفشام از هم جدا باشن.فکر میکردم اونطوری دلشون واسه هم تنگ میشه...
اما حالا که بزرگ شدم فهمیدم گاهی از با هم بودن هم آدم دلش میگیره.یوقتایی هم آدم ها باید از هم جدا شن تا دلتنگ نشن...
بچه که بودم وقتی کنار مامانم وامیسادم و به قد مادرم نگاه میکردم باورم نمیشد که مادرم یه روزی مثل من کوچیک بوده و حالا بزرگ شده. فکر میکردم مادرا همیشه همین قدی بودن...
اما حالا فهمیدم کسیکه بزرگه حتما یه روزی بچه بوده. اما گاهی بچه ها تو همون بچگیشون بزرگ میشن.مثل خودم...
بچه که بودم دوست نداشتم وقتی همه خوابن من بیدار باشم .میترسیدم.شاید از شب،شاید از تاریکی، شاید از تنهایی، شایدم از...
اما الان وقتی همه خوابن دوست دارم بیدار باشم .از سکوت شب لذت میبرم و یه آرامش خاصی پیدا میکنم.شاید از شب، شاید از تاریکی،شاید از تنهایی، شاید از...
بچه که بودم . . . نه دیگه از بچگیهام گذشته بود.آره دیگه مردی شده بودم واسه خودم . فکر میکردم یه روزی با اونی که قراره یه عمر همسفرم شه یه کوله میندازیم پشتمونو میریم سفر. میریم تا آخر دنیا رو ببینیم. تو یه جاده ای که پایانی نداره . توذهنم یه جاده ای رو تصور میکردم که آخر جاده یه خورشید نصفه روی زمین قرارداره. سرخ و آتشین .و ما دو تا سایه رو خورشیدیم تو یه جاده بی انتها،  مسافر میشیم و میریم و میریم....
اما هنوز کوله هامون رو زمینه . شاید نمیشه پیاده سفر کرد.اما من یه روزی با کوله پشتی میرم سفر .باهام میای همسفر؟؟
بچه که بودم سر ساعت انشا از اینکه نوشته های من درخواستی بود حس خوبی داشتم . از اینکه ازم میخواستن دوباره انشامو بخونم خوشحال میشدم. الانم وقتی نوشته هامو میخونین خوشحال میشم . مرسی از همتون🌹
بچه که بودم همیشه فکر میکردم با مردن من دنیا هم تموم میشه . نمیتونستم تصور کنم که من نباشم ولی زندگی ادامه داشته باشه اما حالا...
خیلی سخته اما واقعیته...
حالا اگه روزی نبودم و اگه...البته اگه خواستید از نوشته هام استفاده کنید...
تو دوست من...
لطفا ننویس " زنده یاد"محمد زرین کمر . این دقیقا یعنی اینکه محمد زنده نیست .
فقط بنویس " محمد زرین کمر " اینطوری همیشه جاری ام🌠
بچه که بودم از خداحافظی متنفر بودم .حالام که  بزرگ  شدم از خداحافظی متنفرم. باهام  خداحافظی نکن رفیق.هیچ وقت...

پی نوشت : من با چشمان عسلیم آسمان را مشکی میبینم...
و تو با چشمان مشکیت دنیا را عسلی...
همیشه تعادلی برقرار است رفیق✅ 👌

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...