ویژه کنید
عکس و تصویر پات صدو چهل نشستم و شروع کرد _خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم ...

پات صدو چهل
نشستم و شروع کرد
_خب ثمین می‌خوام جشن به اصطلاح نامزدی بگیرم و یه نفر رو واسطه کنم به آراد خبر بده ببینم چیکار می‌کنه!
_خب کِی؟
_وقت گل نِی پنجشنبه که میشه فردا
_باشه !
_جناب دیگه کاری با من نداری؟
_نه برو خداحافظ
_خفه نشی من الان تا زعفرانیه باید این همه راه رو برم
_خب برو کاری ندارم که
_اوووووففففففف شاهین! خداحافظ
رفتم مزون نشسته بودم خیلی خسته بودم یک ساعت دیگه هم باید برم پیش سحر داشتم قیمت لباسا رو بررسی میکردم
که گوشیم رفت رو ویبره
_هان شهلا؟
_خیلی اسکولی عشقم اول سلام بوزینه دوم چه مرگته
_داداش گوساله ات ساعت دو ظهر کشوندتم دربند
_خوش باحال تو کاش منم اومده بودم
_مرض کارتو بگو
_عشقم هفته دیگه عروسی شیداس بریم لباس ست بخریم که میشیم ساقدوش عروس
_میمون اگه ساقدوشیم که دوماد باید پول لباسمون و بده احمق
_اووووف باشه بابا حالا بهش میگم که یادم بیاره که یادش بیارم که یادم بیاره که یادش بیارم که یادم بیاره بهش بگم یه سام بگه لباسامون با اونه
_خیلی خری منگل خب مگه خودمون بی پولیم؟
_روانی من به کدوم ساز تو برقصم؟
_برو کار دارم خداحافظ
_خداحافظ
احمق دیونه منم خل کرده مث خود روانیش
ساعت دو شب خسته و کوفته برگشتم خونه فردا کار نداشتم یه نفس راحت کشیدم زنگیدم به شاهین که گفت همه کارا رو انجام داده و من اصلا نگران نباشم برای همین خوابیدم چون فردا صبح باید میرفتم آرایشگاه.
صبح زود با صدای زنگ موبایلم‌ بیدار شدم که شاهین بهم گفت آماده باشم چون میخواد بیاد دنبالم و ببرتم آرایشگاه سریع لباس پوشیدم و لباسمو برداشتم و منتظر شاهین شدم تو همین چند دقیقه که منتظر شاهین بودم صدای اس ام اس گوشیم بلند شد بازش کردم که دیدم آراد اس داده
_من تمام روز منتظر توهم ولی انتظار چه بیهوده است وقتی میدونم بر نمی‌گردی... از امروز میشی خانم یکی دیگه و منه عاشق باید با اشک شاهد عشقتون باشم.
بغض تو گلوم نشست و براش نوشنم
_نتونستی عشقتو بهم ثابت کنی آراد بهت گفته بودم بهم ثابت کن دوسم داری.
شاهین اومد دنبالم و با خنده منو برد آرایشگاه اگه یه درصد مثه داداشم نمیدیدمش باهاش ازدواج میکردم چون میدونستم خوشبختم می‌کنه از ماشین پیاده شدم و با شاهین خدافظی کردم و رفتم تو آرایشگاه و به آرایشگر گفتم ساده درستم کنه ولی آرایشگر محل نداد و افتاد رو صورتم اینقدر گشنه بودم ک زنگ زدم به شاهین
_جونم عروس خانم
_شاهین سلام خیلی گشنمه برام یه پیتزا میخری بیاری؟
_چشممممم عزیزم چیز دیگه ای نمیخوای؟
_نه فقط زود بیارش
_چشم خدافظ
_خدافظ
اومدم گوشی و قطع کنم که دوباره یه پیام از آراد اومد
_تو اگه عاشق بودی نمیزدی دلو بشکنی سر هر قصه ای بهونه بگیری و بری

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...