ویژه کنید
عکس و تصویر #خاطرات_تنهایی #پارت_۲۵ #گلنار داشتم غذا درست میکردم که مارتین از پشت بغلم کرد مارتین:خانومی من ...

#خاطرات_تنهایی #پارت_۲۵ #گلنار
داشتم غذا درست میکردم که مارتین از پشت بغلم کرد
مارتین:خانومی من چی درست میکنه
من:غذا واسه آقاش
مارتین سرشو برد تو گلوم و بوسه های ریز میزد
من:آقاش قربونش
در قابلمه رو بستم برگشتم و فرو رفتم بغلش
مارتین:گلنارم
من:جانم
مارتین:من بچه میخام
من:مارتین هنوز ۵ ماهه ازدواج کردیم ها
مارتین:باشه خب ولی من امشب بچه می‌کارم تو شکمت
چپ چپ نگاش کردم
من:بی ادب
غذا حاضر شد روی میز چیدم و با مارتین نشستیم شام خوردیم
بعد شام یکم حرف زدیم و فیلم دیدیم آخر شب رفتم اتاق و روی صندلی کنسول نشستم موهای بلند و حناییمو شونه کردم مارتین اومد داخل اتاق دستاشو ضرب دری گذاشت پایین تیشرتش و با یه حرکت تیشرت رو در آورد
بازو ها و شکمش همه عضله ای بود
اومد سمتم شونه رو از دستم گرفت و گذاشت رو کنسول
بند لباسمو پایین داد سرشونه لختمو بوسید لباسو کامل در آورد بلندم کرد برد رو تخت خیمه زد روم
لباشو گذاشت رو لبام و ...(خلوت زن و شوهری دخالت نکنیم..زشته..عیبه 😄 )
با نفس نفس ازم جدا شد
من:آخ
ترسیده پرسید:درد داری؟ توجه نکردم اه
من:نه خوبم
بغلم کرد و پتو کشید رومون خسته بودیم جفتمون بغلش های رفتم #آرشین
با نن جون نشستیم تو باغ و لواشک درست میکردیم البته من می‌خوردم 😅
نن جون:آرشین همه رو که خوردی
خودمو مظلوم کردم:خب خوشمزس
نن جون:خبه حالا مظلوم نکن خودتو که اصلا بهت نمیاد
صدای خنده اومد برگشتم متین و آرش بودن
متین:آفرین ننه گلاب اصلا بهش نمیاد مظلومیت
من:آرش می‌دونه چقدر مظلوم و معصومم
آرش:خیلی خیلی
همه خندیدیم
متین:من اصلا از لواشک خوشم نمیاد چجوری میخوری تو ملچ مولوچم می‌کنی
آرش اومد کنارم و یکی برداشت خورد
آرش:اومممم عالیه
متین آب دهنمو قورت داد
متین:دل میسوزونین نامردا
آرش یکی برداشت و داخل دهن متین گذاشت
متین خورد و گفت:نظرم عوض شد
با یه پرش اومد و همه لواشکارو انداخت دهنش
متین:عاشق لواشک و ترشکم
جیغ زدم:بیشوررر خوردی همه رو که
نن جون می‌خندید بهمون
نن جون:درست میکنم برات حرص نخور
متین ملچ و مولوچ میکرد بهش چشم غره رفتم
من:آرش کی گفت این پسره بی ریخت رو بیاری
متین:اولندش بی ریخت تویی که هنوز شوهر نرفتی موندی رو دست آرش دومندش دوست داشتم بیام ننه گفت بیا دلمون برات تنگ شده مگه نه ننه گلاب؟
نن جون:نه والا کی گفتم
با آرش زدیم زیر خنده
متین که ضایع شده بود گفت:دستت طلا ننه خوب جلو این عفریته ها منو سنگ رو یه یخ کردی
نن جون هم خندید متین هم آخرش خندش گرفت
نن جون لواشک و ترشک هارو درست کرد منو آرش و متین همه رو خوردیم
😆 😆

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...