ویژه کنید
عکس و تصویر 🖼 مـنـطـقـه بــدر #منطقه_بدر ناحیه‌ای سرسبز و برخودار از منابع آب در حوالی صد و ...


🖼 مـنـطـقـه بــدر


#منطقه_بدر ناحیه‌ای سرسبز و برخودار از منابع آب در حوالی صد و پنجاه کیلومتری جنوب مدینه است. بدر در محلّ پیوستن راه مدینه به راه کاروان‌رو مکّه به شام قرار داشته و به سبب وجود آب، استراحتگاه کاروان‌ها بوده است. پیش از اسلام، هر سال از اول تا هشتم ذیقعده، در آنجا بازاری بر پا می‌شده است.[۱]

بدر هم‌اکنون‌، شهری است کوچک که قبایلی از حجاز در آن اقامت دارند و جمعیت آن به بیش از ۱۵ هزار نفر می‌رسد. به دلیل ساخته‌شدن جاده‌های جدید و تغیییر مسیر مدینه به مکه، دیگر مسافران از این منطقه عبور نمی‌کنند. قبرستان شهدای بدر در این منطقه زیارتگاه مسلمانان است.[۲]



❇ ️ دلایـل شـکـل گـیـری جـنـگ بـدر


بنابر نقل مشهور، این رخداد مهم در صبح‌گاه جمعه، ۱۷ رمضان[۳] و بنا بر نقلی دوشنبه ۱۷ رمضان یا ۱۹ رمضان[۴] سال دوم هجری اتفاق افتاد.
مسلمانان تا پیش از هجرت به شکل‌های مختلف، مورد اذیت و آزار و شکنجه و تبعید کافران قرار گرفته و از خانه و کاشانه خود بیرون رانده[۵]و از مناسک حج بازداشته شدند[۶]؛
و دیگر اینکه اموال باقی مانده مسلمانان مهاجر، توسط مشرکان قریش مصادره گردید و تلاش مشرکان بر حصر اقتصادی مسلمانان بود[۷]
ولی با این وجوداز سوی خداوند اجازه رویارویی و جنگ با مشرکان قریش را نداشتند و تنها به صبر فرا خوانده می‌شدند.
با هجرت مسلمانان به مدینه، خداوند ضمن برشمردن ستم‌هایی که بر مسلمانان رفته بود به آنان اجازه مبارزه داد.[۸]


تا پیش از #جنگ_بدر، مسلمانان چند سریه و غزوه داشتند که هدف از آنها ضربه زدن به قریش و تصرف کاروان‌های تجاری آنان بود، هر چند که جز سریه نخله، هیچ‌یک نتیجه‌ای نداشت.
در این سریه که در ماه حرام و به فرماندهی عبدالله ‌بن جحش و حدود یک ماه و نیم پیش از غزوه بدر رخ داد، با کشته شدن یک تن از مشرکان (عمرو‌ بن حضرمی) و اسارت دو تن، کاروان تجاری به غنیمت گرفته شد.[۹]
قریش این شکست را مایه سرافکندگی خود در میان قبایل عرب می‌دانست و طالب خون‌بهای عمرو ‌بن حضرمی بود.
این موضوع نقش قابل توجهی در وقوع جنگ بدر داشت.
از جمله کاروان‌های تجاری که به دست مسلمانان نیفتاد کاروانی بود که به سرکردگی #ابوسفیان به مقصد غزه می‌رفت.[۱۰]
پیامبـر (ص) تا ذوالعُشَیره (در ۵ منزلی مدینه) پیش رفت؛ ولی بدان دست نیافت[۱۱]، پس پیامبـر به مدینه بازگشت.


ابوسفیان با هشدارهایی که دریافت کرد، می‌دانست که در بازگشت، مسلمانان در کمین کاروان او خواهند نشست،
ازاین‌رو، از سرزمین تبوک، ضمضم‌ بن عمرو را برای جلب کمک قریش، به مکه اعزام کرد.[۱۲]
از سوی دیگر گزارشگران پیامبر (ص) و به روایتی، جبرئیل نیز خبر بازگشت کاروان را از غزه به سوی مکه به رسول خدا (ص)دادند.[۱۳]



❇ ️ اقـدامـات دو سـپـاه پـیـش از جـنـگ

🔴 خـروج مـسـلـمـانـان از مـدیـنـه


با بازگشت کاروان از غزه به سوی مکه خداوند پیامبرش را برای خروج از مدینه برای پیروزی بر کاروان یا سپاه مشرکان فرمان داد.[۱۴]
#رسول_خدا (ص) نیز با اعلام این مطلب از مدینه خارج شد.
#پیامبراکرم (ص) بنا بر قول مشهور، در ۱۲ یا ۱۳ رمضان با ۳۱۳ نفر[۱۵] از اصحاب خود از مدینه خارج شدند[۱۶] در نخستین منزل، از گروه سان دید و چند نفر را به دلیل کمی سنّ باز گرداند.



🔴 اقـدامـات ابـوسـفـیـان


از سوی دیگر، ابوسفیان که در شام گزارش‌هایی از تدارک مسلمانان به منظور مقابله با کاروان قریش به دست آورده بود، قاصدی روانه مکه کرد و از اهالی برای نجات دارایی‌شان کمک خواست.
مردم مکه که همه یا بیشترشان در کاروان سهم داشتند به محض شنیدن خبر، که به توصیه ابوسفیان به صورتی کاملاً تحریک‌آمیز ابلاغ شد، در سپاهی متشکل از ۹۵۰ تن از تمامی عشایر، به استثنای بنی عدی بن کعب و با حضور همه اشراف، جز ابولهب، که عاص بن هاشم را به جای خود فرستاد، به سرکردگی ابوجهل (عمروبن هشام) مَخزومی، راهی بدر شدند.



🔴 اسـتـقـرار مـسـلـمـیـن در بـدر


پیامبـر اکرم (ص) پس از پیمودن منازلی، در پانزدهم ماه رمضان به «روحا» رسید و کنار چاهِ آن نماز گزارد و بزرگان قریش از جمله ابوجهل و زمعة‌ بن اسود را نفرین کرد.[۱۷]

در نزدیکی بدر، جبرئیل خبر نزدیک شدن سپاه قریش را به رسول‌خدا (ص) داد. پیامبر(ص) اصحاب خود را به مشورت طلبید.
گویند: ابوبکر و عمر سخنانی گفتند؛ ولی از عدم نقل سخنانشان[۱۸] معلوم می‌شود که سخنانشان نیکو نبوده است.
واقدی تنها کسی است که سخنان عمر را نقل کرده که کاملا بر ترس و نومیدی از قدرت مسلمانان در برابر قریش دلالت دارد.

اما مقداد از مهاجران گفت:‌
ای رسول خدا؛ دستور خداوند را انجام بده و ما با تو خواهیم بود.
ما چون قوم یهود نیستیم که به موسی گفتند:
«تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشسته‌ایم»[۱۹]،
بلکه ما نیز به همراه شما می‌جنگیم.[۲۰]

سعد ‌بن معاذ رئیس اوس به نمایندگی از انصار، اطاعت انصار را از فرمان پیامبر (ص) اعلام کرد.
رسول خدا (ص) از سخنان مقداد و سعد بسیار خوشحال شد و فرمود:
خداوند به من وعده پیروزی بر یکی از دو گروه (تجاری یا سپاه اعزامی مکه) را داده است.[۲۱]

مسلمانان با سخنان پیامبر(ص)، پرچم‌های جنگ را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم ماه رمضان در بدر و به پیشنهاد حُباب بن منذر، کنار نزدیک‌ترین چاه به دشمن فرود آمدند.
آمدن باران در همان شب، سبب محکم شدن زمین شنزار زیر پای مسلمانان و باتلاقی شدن منطقه حرکت مکیان شد.[۲۲]



🔴 اسـتـقـرار مـشـرکـیـن در بــدر


در طرف مقابل، ابوسفیان با احتیاط و هراس در نزدیکی بدر فرود آمد و پس از تجسّس دریافت که مسلمانان در حوالی بدر هستند.
از این‌رو بی‌درنگ راه کاروان را تغییر داد و از طرف ساحل رهسپار مکه شد.
آنگاه برای قریشیان که هنوز در جُحفه بودند پیام فرستاد و آنها را به بازگشت به مکه تشویق کرد.
در نتیجه، طالب‌ بن ابی طالب و همه افراد بنی زهره (و نیز بنی عدّی، بنابر نقلِ برخی منابع) از میانه راه بازگشتند. تعدادی از سپاه مکه، از جمله چند تن از بزرگان قریش، مانند عُتبه بن ربیعه، که در همین غزوه کشته شد، با این حرکت موافق نبودند.[۲۳]
اما در نهایت، به دلیل سرسختی ابوجهل، که تصمیم به قدرت‌نمایی در برابر مسلمانان و قبایل عرب داشت، ناگزیر به راه خود ادامه دادند.


لشکر قریش پس از ورود سپاه اسلام به بدر رسید و عُمَیربن وهْب جُمَحی و ابواُسامه جُشَمی به‌ نوبت مأمور بررسی موقعیت مسلمانان شدند.
هر دو گزارش دادند که افراد و امکانات جنگی آنان اندک است، اما یکپارچه آماده نبرد کردن و کشته شدن هستند.[۲۴]
واقدی روایت کرده است که
حضرت محمد مصطفی صلّی اللّه علیه وآله وسلّم بعداز فرود آمدن مکّیان، با ارسال پیامی، آنها را از دست زدن به جنگ تحذیر، و عدم تمایل خود را به جنگ با قریش اعلان کرده بود.[۲۵]



📖 تـعـبـیـر قـرآن دربـاره مـحـل اسـتـقـرار دو سـپاه


#قرآن موقعیت مسلمانان و مشرکان را در این جنگ چنین توصیف می‌کند:

آن‌گاه که شما در طرف نزدیک‌تر [ به مدینه و دره موضع گرفته] بودید و آنان در طرف دورتر [ از مدینه و میانه آنان تپه‌هایی از شن بود ] و کاروان [ تجاری قریش ] پایین‌تر از بدر و در کنار دریا] بود.
اگر با هم قرار می‌گذاشتید قطعاً در وعده‌گاه [خود] اختلاف می‌کردید؛
ولی خداوند امری (کشته شدن کافران) را که [در بدر] انجام شدنی بود انجام داد [و] تا کسی که [باید] هلاک شود، با دلیلی روشن هلاک گردد و کسی که [باید] زنده شود، با دلیلی واضح زنده بماند، و خداست که در حقیقت شنوای داناست».[۲۶]



🔴 اقـدامـات پـیـامـبـر در العـدوة الدنـیـا


به دستور پیامبر (ص) همه چاه‌ها را، جز چاهی که در اختیار سپاه اسلام بود، پر کردند[۲۷] و مأمورانی برای خبرگیری از جای‌گاه کاروان و لشکر قریش روانه شدند.[۲۸]

پیامبر (ص) چند نفر از جمله علی(ع)، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد.
آنان با ساقیان قریش برخورد و دو تن از آنان را اسیر کردند.
پس از بازجویی معلوم شد که سپاه قریش با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان قریش را همراه دارد، در پشت تپه‌های شنی منطقه اردو زده‌اند. پیامبر (ص) فرمود:
مکه جگرگوشه‌های خود را به سوی شما روانه کرده است.[۲۹]



❇ ️ وقـایـع غـزوه


#غزوه_بدر از غزوه‌های کوتاه به شمار می‌آید زیرا بیش از یک و نیم‌ روز طول نکشید .[۳۰]



🔴 صف‌آرایی دو سپاه


هنگام صبح پیامبر (ص) در حال آرایش سپاه بود که سپاه قریش روبروی آنان قرار گرفت.

رسول‌خدا (ص) چون آنان را دید فرمود:

خدایا! این قریش است که با غرور و تکبر به جنگ با تو و تکذیب رسولت آمده است.
خدایا! خواهان نصرتی هستم که به من وعده داده‌ای.
خدایا! بامدادان آنان را نابود کن.[۳۱]

سپاهیان پیامبر پشت به آفتاب و سپاه قریش رو به آفتاب قرار داشتند.[۳۲] لوای ریاست به نام عقاب[ ۳۳] که تنها در دست بزرگان و افراد خاص قرار می‌گرفت، در دست حضرت علـی (ع) بود.[ ۳۴]



🔴 نـقـشـه صـف آرایـی دو سـپـاه در غـزوه بــدر


ابتدا پیامبر (ص) طی پیامی، ضمن اعلام عدم تمایل به رویارویی با قریش، آنان را از جنگ برحذر داشت. برخی چون حکیم‌ بن حزام پیام را منصفانه دانسته، خواهان بازگشت شدند؛ اما جنگ‌طلبی و گردن‌فرازی ابوجهل مانع شد.[۳۵]

برای پیامبر (ص) سایه بانی (عریش)[۳۶] درست کردند و سعدبن مُعاذ به کمک چند تن از انصار محافظت از آن را عهده دار شد؛ اما بنابر روایتی که از حضرت علی (ع) در مُسند احمد بن حنبل[۳۷] و بیشتر منابع تاریخی[۳۸] نقل شده است،
رسول خدا (ص) در روز بدر نزدیکترین موضع را به دشمن داشته است و مسلمانان به هنگام شدت گرفتن درگیری به وی پناه می‌برده‌اند.
احتمال می‌رود که سایه بان به عنوان مقرّ فرماندهی برپا گردیده و پیامبر اکرم گاهی در آن مستقر می‌شده است.


⚔ نـبـرد تـن بـه تـن و آغـاز جـنـگ ⚔


پیش از شروع جنگ تن به تن، ابوجهل برای تحریک عواطف مردم، به عامر حضرمی فرمان داد تا سر خود را تراشیده، با ریختن خاک بر سر خود، خون برادرش را طلب کند. گویند: عامر نخستین کسی بود که به صفوف مسلمانان هجوم برد تا صفوف آنان درهم ریزد؛ ولی نیروهای پیامبر(ص) از خود ثبات قدم نشان دادند.
زخم زبان‌های تند و پیوسته ابوجهل و قریش به عتبه، او را واداشت تا در جنگی که خود برای خاموشی آن تلاش می‌کرد، نخستین کسی باشد که به همراه پسرش ولید و برادرش شیبه پا به میدان نهند و جنگ تن به تن را آغاز کنند.[۳۹]

در مقابل سه نفر از انصار به میدان آمدند و آماده پیکار شدند،
عتبه به آنها گفت:
شما که هستید؟
آنان نسب خویش را گفتند،
عتبه گفت: ما را کاری به جنگ با شما نیست، ما پسر عموهای خود (که از نسل قریش هستند) را به جنگ می‌طلبیم،
پس رسول خدا(ص) به آن سه تن انصاری فرمود:
«به جایگاه خود بازگردید».[۴۰]
سپس پیامبر(ص)،
حمزه، علـی (ع) و عبیدة‌ بن حارث را به میدان فرستاد.
حمزه، عتبه را کشت و علی(ع)، ولید را و عبیده با کمک حمزه و علی(ع)، شیبه را کشتند.
بر اساس روایتی از علـی (ع) آن حضرت در کشتن هر سه نفر شرکت داشته است.[۴۱]



⚔ سـرنـوشـت جـنـگ


پس از کشته شدن عتبه و شیبه و ولید، آتش جنگ شعله گرفت،
اما با امدادهای غیبی الهی [یادداشت ۱] و رشادتها و پایمردی مسلمانان، مشرکان خیلی زود مغلوب شدند.
بنا بر نقل تواریخ، درگیرودار جنگ، پیامبر (ص) مشتی ریگ از زمین برداشت، آنها را به سوی قریشیان افکند و بر آنان نفرین کرد.[۴۲]


پیامبر(ص) با شنیدن خبر کشته شدن #ابوجهل (که او را رأس پیشوایان کـفـر و فـرعـون امـت نامیده بود،[۴۳])
گفت: «خدایا! وعده خود را محقق ساختی پس نعمتت را بر من تمام گردان.»[۴۴]
ابوجهل به دست دو جوان کم سال یعنی معاذ ‌بن عمرو و معاذ‌ بن عفراء کشته شد و هنوز رمقی در بدن داشت که عبدالله بن مسعود، سر او را از تن جدا کرد.[۴۵]

از دیگر افرادی که پیامبر ‌(ص) وی را نفرین کرد و خواهان کشته شدن او بود نوفل ‌بن خویلد بود که به دست علـی ‌(ع) کشته شد.
با مرگ او پیامبر‌ (ص) تکبیر گفت و فرمود: خدا را سپاس که دعایم را به اجابت رساند.[۴۶]

در نهایت، سپاه قریش شکست خورد؛ دارایی‌های خود را رها کرده و از صحنه نبرد گریخت. [۴۷]



📜 تابلوی اسامی شهیدان بدر که در مکان دفن آنان در سرزمین بدر نصب شده است.

جنگ بدر با شهادت ۱۴ تن از مسلمانان (۶ تن از مهاجران و ۸ تن از انصار) و با کشته شدن ۷۰ نفر و اسیر شدن همین تعداد از مشرکان به پایان رسید.[۴۸]
ابن قتیبه، شمار کشتگان قریش را ۵۰ و اسیران را ۴۴ نفر گفته است[۴۹] که ۲۱ تن از آنان تنها به دست علی(ع) به هلاکت رسیدند.[۵۰]
این در حالی بود که بسیاری از مشرکان در بیابان‌های اطراف پراکنده شده، برای فرا رسیدن شب و رهایی از دست مسلمانان لحظه شماری می‌کردند.[۵۱]

#جنگ_بدر که بیش از نصف روز طول نکشید،[۵۲] یکی از مهم‌ترین رخدادهای صدر اسلام به شمار می‌آید، چنان که
پیامبر ‌(ص) درباره آن فرمود:
هیچ‌گاه شیطان کوچک‌تر و در مانده‌تر از روز عـرفـه نبوده، مگر در روز بـدر .[۵۳]



❇ ️ وقـایـع پـس از جـنـگ

🔴 گـفـتـگـوی پـیـامـبـر بـا کـشـتـگـان مـشـرکـان


اموال برجای مانده به دستور پیامبر (ص) یکجا گردآوری شد. پس از دفن کردن پیکرهای شهدا، اجساد مشرکان به درون چاه انداخته شد و پیامبر خطاب به آنان گفت:

آیا آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود، حقیقت یافتید ؟
همانا من آنچه را پروردگارم به من وعده داده بود، حقیقت یافتم .[۵۴]

برای اثبات ارتباط مردگان با زندگان، سماع موتی و حیات برزخی به این جریان استناد شده است.



🔴 تـقـسـیـم غـنـائـم و سـرنـوشـت اسـیـران


مسلمانان همراه با اسیران و غنایمی که در طی راه میان همه شرکت کنندگان تقسیم شد، به مدینه بازگشتند.

دو اسیر که از عوامل اصلی شکنجه مسلمانان در مکه بودند، در طی همان راه محکوم به قتل شدند و حضرت علـی (ع) حکم را اجرا کرد.

امیة بن خلف نیز در نخستین لحظات اسارت، با بلال بن رِباح، که او را در مکه به شیوه‌های وحشیانه شکنجه می‌داد، روبه رو گشت و در نهایت، مسلمانان به تحریک بلال، امیه را کشتند.[۵۵]

اسرا در مدینه بین مسلمانان پراکنده شدند و رسول خدا(ص) به نیک رفتاری با آنها سفارش کرد.
بیشتر آنها، از جمله عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر با پرداخت فدیه، آزاد شدند، و چندتن از آنان، از طریق آموختن سواد به زید بن ثابت و دیگر فرزندان انصار از اسارت رهایی یافتند و چند نفر دیگر بدون پرداخت فدیه آزاد شدند.[۵۶]



🔴 بازتاب جنگ در مدینه


رسول خدا ‌(ص) سه روز در بدر ماند و سپس زید ‌بن حارثه و عبدالله ‌بن رواحه را به مدینه فرستاد تا خبر پیروزی مسلمانان را برسانند.[۵۷]

این پیروزی بسیار مهم بود و در میان مسلمانان، یهودیان و حتی منافقان[۵۸] بازتاب گسترده‌ای داشت.
مردم از جمله بزرگان خزرج با شنیدن این خبر به روحا آمدند و پیروزی بدر را به پیامبر ‌(ص) شادباش گفتند و کسانی که در این غزوه حاضر نشده بودند از رسول خدا‌ (ص) عذرخواهی کردند.[۵۹]

روزی (قبل از حرمت شرب خمر) مسلمانانی مانند عمر بن خطاب در خانه ابوطلحه انصاری جمع شده به نوشیدن شراب پرداختند.
عمر در این جمع در سوگ کشته‌شدگان مشرک قریش شعری خواند.
رسول خدا ‌(ص) هنگامی که از این شعر باخبر شد، با چهره‌ای برافروخته نزد ایشان آمد.
عمر با دیدن چهره غضبناک پیامبر‌ (ص) از خشم ایشان به خدا پناه برد.[۶۰] برخی دیگر تصریح به حضور ابوبکر بن ابوقحافه نیز در چنین مجلسی کرده‌اند.[۶۱]


🔴 بـازتـاب جـنـگ در مـکـه


بازتاب جنگ بدر در مکه بسیار گسترده‌تر از مدینه بود. اهالی مکه نیز در ابتدا همانند مردم‌ مدینه، نتیجه جنگ بدر را انکار کردند.[۶۲]

ابوسفیان برای برافروخته نگه‌داشتن خشم مشرکان نسبت به مسلمانان آنان را از هر گونه گریستن و نوحه و مرثیه‌سرایی بر کشتگان و از هر گونه خوشی و لذت‌جویی برحذر داشت.[۶۳]
اما مکه یک ماه در غم و اندوه فرو رفته بود و هیچ خانه‌ای نبود مگر اینکه بر کشتگان خود مرثیه می‌خواند. زن‌ها نیز موهای خود را پریشان کردند. قریش بر کشتگان خود اشعار غم‌انگیز فراوانی سراییده که در کتاب‌های تاریخی و ادبی آمده است.[۶۴]

مصیبت سنگین بدر بر مکیان نه تنها در سال بعد جنگ احد را در پی داشت، بلکه کینه‌ای در دل بزرگان قریش به خصوص امویان نهاده بود که حتی پس از مسلمان شدن هرگاه فرصتی دست می‌داد کینه خود را به گونه‌های مختلف آشکار می‌کردند.
در این میان اهل‌بیت پیامبر و انصار بیشتر آماج این کینه‌ها بودند،
چنان که عثمان بن عفان (که از امویان است) آشکارا بر نفرت قریش از امیرمؤمنان (ع) به جهت غزوه بدر تأکید می‌کند.[۶۵]
اوج این دشمنی در واقعه کـربـلا نسبت به اهل بـیت (ع) ظاهر شد، چنان که یزید در اشعار خود صریحاً به انتقام‌جویی از کشته‌های بـدر اعتراف کرد.


❇ ️ جـنـگ بـدر در قـرآن


در قرآن در سوره‌های آل عـمـران: ۱۲ـ۱۳، ۱۲۳ـ۱۲۷؛
نـسـاء: ۷۷ـ ۷۸؛
انـفـال : ۱ـ۱۹، ۳۶ـ۵۱، ۶۷ـ۷۱
به داستان بدر اشاره و از آن به عنوان یوم الفرقان یاد شده است.[۶۶]
در این آیات، تلاش نافرجام مشرکان به کارهای اقوام گذشته، خصوصاً آل فرعون، تشبیه شده و شرکت ایشان در این غزوه معلول فریب شیطان خوانده شده است.

📖
به گفته قرآن، برخی از مسلمانان از رفتن به جهاد سرباز می‌زده‌اند، در حالی که خدا پشتیبان مؤمنان بوده و با لرزاندن دل کفّار و کم نشان دادن شمار آنان در دیده مسلمانان و فرو فرستادن باران واقدامات دیگر، پیروزی را نصیب ایشان کرده است.
از همه مهمتر و صریحتر آنکه در روز بدر، فرشتگان به یاری مسلمانان آمدند[۶۷] و سبب قوّت قلب آنان شدند.

نزول فرشتگان را امام عـلی (ع) و مسلمانانی مانند ابوبکر و مشرکانی مثل ابوسفیان بن حارث نیز گزارش کرده‌اند.[۶۸]


پانویس
پرش به بالا ↑ العلی، صالح احمد، دولت رسول خدا، ص۲۱۲.جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۳۹۳.
پرش به بالا ↑ العلی، صالح احمد، دولت رسول خدا، ص۲۱۲.جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۳۹۳.
پرش به بالا ↑ ابن سعد،الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۴ - ۱۵؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۴۵.
پرش به بالا ↑ ابن سعد، الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۴ـ‌۱۵.
پرش به بالا ↑ بقره، آیه ۲۱۷.
پرش به بالا ↑ انفال‌، آیه ۳۴.
پرش به بالا ↑ سیدعلی میرشریفی،پیام آور رحمت،ص۸۰
پرش به بالا ↑ حجّ‌، آیات ۳۹ـ۴۰.
پرش به بالا ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۲۵۲ـ‌۲۵۴.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر،المغازی، ج‌۱، ص‌۲۸.
پرش به بالا ↑ ابن هشام،السیرة‌النبویه، ج‌۲، ص‌۲۴۸ـ‌۲۴۹.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۲۸.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۱۳۱.
پرش به بالا ↑ سوره انفال،آیات ۶ ـ ۷.
پرش به بالا ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۶۳-۳۶۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۹-۲۰.
پرش به بالا ↑ بهرامیان، علی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، ص۵۲۷.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر،المغازی، ج‌۱، ص‌۴۶.
پرش به بالا ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۲۶۶.
پرش به بالا ↑ سوره مائده، ۲۴.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۴۸.
پرش به بالا ↑ انفال، آیه۷.
پرش به بالا ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰.
پرش به بالا ↑ تاریخ طبری، ج۲، ص۴۴۳-۴۴۴
پرش به بالا ↑ واقدی، المغازی، ج۱، ص۶۲
پرش به بالا ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۶۱.
پرش به بالا ↑ «إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَیٰ وَالرَّ‌کْبُ أَسْفَلَ مِنکُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعَادِ ۙ وَلَـٰکِن لِّیَقْضِیَ اللَّـهُ أَمْرً‌ا کَانَ مَفْعُولًا لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیَیٰ مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّـهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ» (سوره انفال، آیه ۴۲).
پرش به بالا ↑ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۲، ص۵۴
پرش به بالا ↑ طارمی، حسن، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۴۸۱.
پرش به بالا ↑ ابن هشام، السیرة‌النبویه، ج‌۲، ص‌۲۶۹.
پرش به بالا ↑ واقدی، المغازی، ج۱، ص۷۵.
پرش به بالا ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص‌۲۷۳.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۵۶‌.
پرش به بالا ↑ ابن‌ابی شیبه،المصنف، ج‌۷، ص‌۷۲۱.
پرش به بالا ↑ ابن هشام،السیرةالنبویه، ج‌۲، ص‌۲۶۴
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۶۱‌.
پرش به بالا ↑ اکنون در مکان آن سایبان، مسجدی به نام مسجد العریش بنا شده است.[۱]
پرش به بالا ↑ احمد بن حنبل، مسند، ج ۱، ص۱۲۶.
پرش به بالا ↑ از جمله: ابن سعد،الطبقات الکبری، ج ۲، ص۲۳.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۶۶-۶۷‌.
پرش به بالا ↑ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج ۱، ص ۷۳.
پرش به بالا ↑ رازی، ابوالفتوح، روض الجنان، ج‌۵‌، ص‌۴۸.
پرش به بالا ↑ مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۱۰۸.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۹۵.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۹۱.
پرش به بالا ↑ صحیح البخاری، ج‌۲، ص‌۶۸ـ‌۶۹.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۹۱.
پرش به بالا ↑ طارمی، حسن، دانشنامه جهان اسلام، ج۲، ص۴۸۰.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر،المغازی، ج‌۱، ص‌۱۴۵ـ‌۱۵۲.
پرش به بالا ↑ ابن قتیبه، المعارف، ص‌۱۵۵.
پرش به بالا ↑ جعفر مرتضی العاملی، الصحیح من السیرة النبی الأعظم‏، ج۵، ص۶۰.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر،المغازی، ج‌۱، ص‌۹۵.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۷۵.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص۷۷-۷۸.
پرش به بالا ↑ واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱۲.
پرش به بالا ↑ بیهقی، دلاپل النبوه، ۱۴۰۵، ج ۳، ص ۹۲.
پرش به بالا ↑ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۲، ص۱۱۹-۱۲۰.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۵.
پرش به بالا ↑ ابن هشام،السیرة النبویه، ج۲، ص‌۳۰۰-۳۰۲.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۱۱۶-۱۱۷.
پرش به بالا ↑ زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار، ج‌۴، ص‌۵۱-۵۳‌.
پرش به بالا ↑ تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۸۰.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۱۲۰.
پرش به بالا ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۱، ص‌۱۲۱.
پرش به بالا ↑ اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ج‌۱، ص‌۲۳-۲۴.
پرش به بالا ↑ مفید، الجمل، ص۱۸۶.
پرش به بالا ↑ انفال، آیه ۴۱.
پرش به بالا ↑ آل عمران، آیه ۱۲۳.
پرش به بالا ↑ صالحی شامی، سبل الهدی، ۱۹۹۳م، ج۴، ص ۳۶ - ۴۰.
یادداشت‌ها
پرش به بالا ↑ خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت) در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. (آل عمران، آیه ۱۲۳)
منابع
ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ۱۹۶۸.
ابن هشام،السیرةالنبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌تا.
أبو بکر بن أبی شیبة، المصنف فی الأحادیث والآثار، المحقق: کمال یوسف الحوت، الریاض، مکتبة الرشد، الطبعةالأولی، ق.۱۴۰۹.
ابوالفرج اصفعانی، الاغانی، بیروت، دارالاحیاء لتراث العربی.
ابوالفتوح رازی، حسین بن علی،روض الجنان، مصحح:یاحقی، محمدجعفر، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
بخاری، صحیح البخاری، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۱۴ق.
بهرامیان، علی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائره المعارف اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج ۱۱، ذیل عنوان «بدر» [۲]
جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، نشر مشعر - تهران، چاپ: هشتم، ۱۳۸۶ش.
ذهبی، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام‏، دوم، بیروت، دار الکتاب العربی‏، ۱۴۰۹ق.
زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الأبرار و نصوص الأخبار، محقق:مهنا، عبد الامیر، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات.
شیخ مفید، الجمل، تحقیق: علی میرشریفی، قم، کنگره شیخ مفید.۱۴۲۳ ق.
طارمی، حسن، دانشنامه جهان اسلامی، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش، ج۲،

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...