نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_دهم (۸ تصویر)

رمان تاوان دروغ #پارت_دهم زنگ در رو زدم و سرمو انداختم پایین به کفشام خیره شدم.صدایی از ایفون گفت : شما؟ میدونستم مریم جون مامانه بهدخته . گفتم : ببخشید بهدخت خونه هست ؟ مریم ...

رمان تاوان دروغ #پارت_دهم زنگ در رو زدم و سرمو انداختم پایین به کفشام خیره شدم.صدایی از ایفون گفت : شما؟ میدونستم مریم جون مامانه بهدخته . گفتم : ببخشید بهدخت خونه هست ؟ مریم جون شناختم گفت : اع نازنین جان شمایی عزیزم ؟ بله بله هست . در ...

۲۹ آذر 1398
44K
من سیبزمینی هستم #پارت_دهم مامان که امد تو چشمش به مجتبی افتاد، با دوق رفت نزدیکش و گفت : خدایا...ببین کی اینجاس ؟ مجتبی رو بغل کردو گفت : عزیر مامان چقدر دلم برات تنگ ...

من سیبزمینی هستم #پارت_دهم مامان که امد تو چشمش به مجتبی افتاد، با دوق رفت نزدیکش و گفت : خدایا...ببین کی اینجاس ؟ مجتبی رو بغل کردو گفت : عزیر مامان چقدر دلم برات تنگ شده بود. مجتبی هم بغلش کرد... (الان اگه من بودم پرتم میکرد اونور و میگفت ...

۲۱ آذر 1398
12K
#دلبر #پارت_دهم میلی به غذا نداشتم . رفتم پایین که یه چیزی درست کنم پری غر نزنه! همینکه رفتم پایین پری گفت _بیا عزیزم غذا از بیرون گرفتم الاناس بابات هم بیاد. باتعجب نگاهش کردم ...

#دلبر #پارت_دهم میلی به غذا نداشتم . رفتم پایین که یه چیزی درست کنم پری غر نزنه! همینکه رفتم پایین پری گفت _بیا عزیزم غذا از بیرون گرفتم الاناس بابات هم بیاد. باتعجب نگاهش کردم پری_چیشده؟ دلبر؟ آهااای +هان بله پری_چت شد یهو؟ +چیزی نیس رفته بودم تویه فکر پری_اها...خب ...

۲۱ آذر 1398
2K
رمان روی دیگر زندگی #پارت_دهم نور آفتاب مستقیم تو چشمم بود...چشمامو خاروندمو سرمو بردم زیر پتو....آخه کدوم آدم بیکاری صبح کله سحر پرده اتاقمو کشیده کنار....یکم دیگه چشمام گرم شده بود که یهو مامانم با ...

رمان روی دیگر زندگی #پارت_دهم نور آفتاب مستقیم تو چشمم بود...چشمامو خاروندمو سرمو بردم زیر پتو....آخه کدوم آدم بیکاری صبح کله سحر پرده اتاقمو کشیده کنار....یکم دیگه چشمام گرم شده بود که یهو مامانم با عصبانیت داد زد: _پاشو دیگهههه لنگه ظهره کی میخوایی بلند شی پسسسس همینطور که سرم ...

۱۱ آذر 1398
296
#پارت_دهم #لونا #بک_کیونگ یک هفته بعد برگه رو از دست بک کیونگ گرفتم و شروع کردم به خوندنش. شاید بدرد خورد : از سرو صدا بدش میاد و از جاهای شلوغ متنفره . وقتی داره ...

#پارت_دهم #لونا #بک_کیونگ یک هفته بعد برگه رو از دست بک کیونگ گرفتم و شروع کردم به خوندنش. شاید بدرد خورد : از سرو صدا بدش میاد و از جاهای شلوغ متنفره . وقتی داره استراحت میکنه گاهی مشروب میخوره . رک هست . گاهی زیاد فوحش میده . از ...

۲۳ آبان 1398
403
#پارت_دهم با ترس سرمو تکون دادم که فکمو ول کرد و با عصبانیت از اتاق رفت بیرون ********* اخ اخ ننه کاشکی منو نمی زاییدی کمرم خورد شد خاتون_ عه ایناز چیکار میکنی الان مهمونا ...

#پارت_دهم با ترس سرمو تکون دادم که فکمو ول کرد و با عصبانیت از اتاق رفت بیرون ********* اخ اخ ننه کاشکی منو نمی زاییدی کمرم خورد شد خاتون_ عه ایناز چیکار میکنی الان مهمونا میرسن با حالت زاری نگاش کردم که اخم کمرنگی کرد ولی با دیدن حالتم اخمش ...

۲۹ شهریور 1398
16
#رمان_گرداب #پارت_دهم #نویسنده_خاموش دم دم ظهر با خستگی بیدار شدم . هنوز اون سه تا جنازه خواب بودن، رفتم دستو رومو شستم دیدم ساعت یازده. در اتاق خالمو باز کردم دیدم هنوز خوابه. رفتم تو ...

#رمان_گرداب #پارت_دهم #نویسنده_خاموش دم دم ظهر با خستگی بیدار شدم . هنوز اون سه تا جنازه خواب بودن، رفتم دستو رومو شستم دیدم ساعت یازده. در اتاق خالمو باز کردم دیدم هنوز خوابه. رفتم تو آشپز خونه که دیدم صدای پا میاد. -ظهر بخیر هانا خانوم. -سلام خاله! بیدارت کردم؟ ...

۱۳ مرداد 1398
335
وقتی میگن....#پارت_دهم

وقتی میگن....#پارت_دهم

۲۰ آبان 1397
21