نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

قسمت_سی_و_چهار (۱ تصویر)

#جسدهای_بیحصار_اندیشه #قسمت_سی_و_چهار شاید بهترین راه این بود که به سهیل زنگ بزنه؛ تلفن تو دستش لرزید..بند دلش پاره شد... ‏نمی تونست شماره رو بخونه... همه ی وجودش دلشوره امیر رو گرفته بود...‏ ‏-

#جسدهای_بیحصار_اندیشه #قسمت_سی_و_چهار شاید بهترین راه این بود که به سهیل زنگ بزنه؛ تلفن تو دستش لرزید..بند دلش پاره شد... ‏نمی تونست شماره رو بخونه... همه ی وجودش دلشوره امیر رو گرفته بود...‏ ‏- " بله؟!.."‏ ‏" سلام... خوبی بانو؟! "‏ ‏- "شما؟!!"‏ ‏" پارسال دوست...امسال آشنا!!! ... یعنی چی شما؟؟؟ ...

۱ فروردین 1395
99