سلام بر ابراهیم هادی

salambarEbrahimhadi


شهید ابراهیم هادی میگفت:
مشکل این است که ما برای رضای همه کارمیکنیم جز رضای خدا...

شــب بود کــه با ابراهیم و ســه نفراز رفقا رفتیم مســجد لــر...
۳

شــب بود کــه با ابراهیم و ســه نفراز رفقا رفتیم مســجد لــر...

دو تا چهار راه جلوتر یکدفعه متوجه شــدم جلوی ماشــینها را می...

دو تا چهار راه جلوتر یکدفعه متوجه شــدم جلوی ماشــینها را می...

ابراهیم از دوران کودکی عشق و ارادت خاصی به امام خمینی)ره( دا...

ابراهیم از دوران کودکی عشق و ارادت خاصی به امام خمینی)ره( دا...

جوان که ســرش را پائین انداخته بود خیلی خجالــت زده گفت: باب...

جوان که ســرش را پائین انداخته بود خیلی خجالــت زده گفت: باب...

عصر یکی از روزها بود. ابراهیم از سر کار به خانه میآمد. وقتی ...
۳

عصر یکی از روزها بود. ابراهیم از سر کار به خانه میآمد. وقتی ...

فهمیدم دروس حوزوی میخوانه، از مسجد آمدم بیرون. از پیرمردی که...

فهمیدم دروس حوزوی میخوانه، از مسجد آمدم بیرون. از پیرمردی که...

سالهای آخر، قبل از انقالب بود. ابراهیم به جز رفتن به بازار م...

سالهای آخر، قبل از انقالب بود. ابراهیم به جز رفتن به بازار م...

با تعجب گفتم: خب بله، چطور مگه؟!
گفت: من قب ًال تو بازار سلط...
۱

با تعجب گفتم: خب بله، چطور مگه؟! گفت: من قب ًال تو بازار سلط...

ابراهیم در یکی از مغازههای بازار مشــغول کار بود. یک روز ابر...

ابراهیم در یکی از مغازههای بازار مشــغول کار بود. یک روز ابر...

توی زمین چمن بودم. مشــغول فوتبال. یکدفعه دیدم ابراهیم در کن...

توی زمین چمن بودم. مشــغول فوتبال. یکدفعه دیدم ابراهیم در کن...

در باشگاه کشتی بودیم. آماده میشدیم برای تمرین. ابراهیم هم وا...

در باشگاه کشتی بودیم. آماده میشدیم برای تمرین. ابراهیم هم وا...

باران شــدیدی در تهران باریده بود. خیابان 17 شــهریور را آب ...

باران شــدیدی در تهران باریده بود. خیابان 17 شــهریور را آب ...

بعد سریع رفت تو رختکن، لباسهایش را پوشید. سرش را پائین انداخ...

بعد سریع رفت تو رختکن، لباسهایش را پوشید. سرش را پائین انداخ...

من ســریع رفتم و بین تماشاگرها نشستم. ابراهیم روی تشک رفت. ح...

من ســریع رفتم و بین تماشاگرها نشستم. ابراهیم روی تشک رفت. ح...

مسابقات قهرمانی باشگاهها در سال 1355 بود. مقام اول مسابقات، ...

مسابقات قهرمانی باشگاهها در سال 1355 بود. مقام اول مسابقات، ...

به ابراهیم که تا آن موقع نمیشــناختمش گفتم: رفیق، این پای من...

به ابراهیم که تا آن موقع نمیشــناختمش گفتم: رفیق، این پای من...

مسابقات قهرمانی74 کیلو باشگاهها بود. ابراهیم همه حریفان را ی...

مسابقات قهرمانی74 کیلو باشگاهها بود. ابراهیم همه حریفان را ی...