‏سرشار از بوی تن‌ش بودم، طعم دهن و جای دست‌هاش در وجودم مثل ...

‏سرشار از بوی تن‌ش بودم، طعم دهن و جای دست‌هاش در وجودم مثل نبض میزد،می‌کوبید، چیزی جادویی، آن جادوی ابدی که تمام زشتی‌ها، بدی‌ها و کژی‌های دنیا را از یادم می‌برد، خالص میشدم، شیشه میشدم و تن خود را در تن او میدیدم و او را از خودم عبور میدادم.

به کسی پناه برده بودم که دنیا را بر دوش داشت... #عباس_معروفی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...