من سیبزمینی هستم  #پارت_سیزدهمهر چیزی میشد پیدا کرد . از چسب...

من سیبزمینی هستم #پارت_سیزدهم

هر چیزی میشد پیدا کرد . از چسب نواری بگیر تا فشفشه. و پول سکه ای و ادامس!!:neutral_face: همین جوری که داشتم تمیز کاری میکردم با خودم اهنگم میخوندم: سیا نرمه نرمه سیا توبه توبه سیا نرمه نرمه سیا توبه توبه ... سیا خیلی جونه سیا مهربونه هییییییییع!!! واااای این اینجا بود!؟ روژ لب مورد علاقم :smiling_face_with_heart-shaped_eyes: . پنج ماه پیش گمش کردما! وااای. ارغوان قربونت بشه.:kissing_face_with_smiling_eyes: :smiling_face_with_heart-shaped_eyes: با ذوق رفتم جلو اینه. از این. مدل مدادی ها بود. با اونا بهتر میتونستم فرم لبامو در بیارم. بعد اینکه رژ زدم تو اینه به خودم نگاه کردم. ژوووون :face_with_tears_of_joy: خیلی خوش رنگ بود. یه جورایی رنگ. لب بود، اممم..رنگ لب پر رنگ و مایل به جیگری.... :white_smiling_face: خدایا واسه همه اسوپرایزات مرسی :crying_face: :grinning_face_with_smiling_eyes: .به ادامه تمیز کاریم پرداختم. . کلی چیز میز دیگه پیدا کردم. مثلا جاکلیدی که شکل گیتار بودو من بازم گمش کرده بودم.:smiling_face_with_open_mouth_and_cold_sweat: :smiling_face_with_open_mouth_and_cold_sweat: ولی تخب من فکر میکردم موجتبی سر به نیستش کرده چون اون میدوست خیلی دوستش دارم.:neutral_face: خلاصه که اتاق مثل دسته گل شده بود :ok_hand_sign: ولی خب من تبدیل شده بودم به یه موجود بو کندو و شلخته واس همین خودمو پرتیدم تو حموم تا از شر این چرک و ویروس ها خلاص بشم. بعد حموم که امدم بیرون لباسامو پوشیدم و حوله کوچولومو دور موهام بستم تا خشک بشن. پریدم رو تخت و مشغول بتزی با گوشی شدم... به موجتبی پیام دادم : فردا ساعت چند میای دنبالم؟ جواب داد: خودم یه ربع قبلش به تو زنگ میزنم... نوشتم : نه اخه یه ربع دیر میشه قبل رفتن باید خودمو بدوشم مجتبی سین کرد ،یه دوثانیه چیزی نگفت و بعدش با چند تا استیکر تعجب نوشت: یعنی به این حجم از شیر دهی رسیدی که هر روز. باید مقداریشو خالی کنی!!!!؟؟؟؟:astonished_face: :astonished_face: ای خااااک بر سر اسکلش کنن. حالا میخاد زنم بگیره :unamused_face: :expressionless_face: اینجاست که شاعر میفرماید : چرا عاقل کند کاری که باز اید به کنعان غم مخور؟ جواب دادم: نهههه احمق :unamused_face: بابا میگم باید برم دوش بگیرن قبلش . حموم کنم. فهمیدی؟ نوشت : اهاااا... نوشتم: زهر ماااار... پیام داد: خب عین ادم حرف بزن بفهمم چی میگی خب :neutral_face: : تو خنگی من چیکار کنم ؟ موجتبی : حالا میگم ارغوان فردا ابرومو نبری پیش سحراااا:unamused_face: :unamused_face: : ایییش خوذت مایه خجالتی :unamused_face: :expressionless_face: #faniya #sibzamini

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

Loading...