نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پروانه_الف (۳۳ تصویر)

نمایش خنده بر لبانم روی صحنه ی زندگی از درون میخورَدَم دیدنت آغوشت بوسیدنت و حتی بوییدنت آرزوی کالی ست که رسیدن را بی مزه کرده! شبانه هایم حسرتی ست قدر اقیانوس که ناشیانه از ...

نمایش خنده بر لبانم روی صحنه ی زندگی از درون میخورَدَم دیدنت آغوشت بوسیدنت و حتی بوییدنت آرزوی کالی ست که رسیدن را بی مزه کرده! شبانه هایم حسرتی ست قدر اقیانوس که ناشیانه از گوشه ی چشمانم به ناکجآباد سرازیرند و ارابه ی باد چنان دستانت را محکم می ...

۲۷ بهمن 1398
21K
نمایش خنده بر لبانم روی صحنه ی زندگی از درون میخورَدَم دیدنت آغوشت بوسیدنت و حتی بوییدنت آرزوی کالی ست که رسیدن را بی مزه کرده! شبانه هایم حسرتی ست قدر اقیانوس که ناشیانه از ...

نمایش خنده بر لبانم روی صحنه ی زندگی از درون میخورَدَم دیدنت آغوشت بوسیدنت و حتی بوییدنت آرزوی کالی ست که رسیدن را بی مزه کرده! شبانه هایم حسرتی ست قدر اقیانوس که ناشیانه از گوشه ی چشمانم به ناکجآباد سرازیرند و ارابه ی باد چنان دستانت را محکم می ...

۲۷ بهمن 1398
21K
من برای یه لحظه که میخواستم کنار تو زندگی کنم هزار بار مُردم #پروانه #پروانه_الف #دستنوشته

من برای یه لحظه که میخواستم کنار تو زندگی کنم هزار بار مُردم #پروانه #پروانه_الف #دستنوشته

۲۷ بهمن 1398
6K
کاش میشد از اینجایی که هستم دلم را از پیش تویی که نیستی بردارم #پروانه #پروانه_الف #دستنوشته #نویسنده #عکس #art #artistsoninstagram #artist #artwork #lovequotes #loveyou

کاش میشد از اینجایی که هستم دلم را از پیش تویی که نیستی بردارم #پروانه #پروانه_الف #دستنوشته #نویسنده #عکس #art #artistsoninstagram #artist #artwork #lovequotes #loveyou

۲۷ بهمن 1398
7K
ما خیلی نقطه ی مشترکی با هم نداشتیم بیشتر تفاوت بود تا تفاهم! ولی یه چیزی رو هر دومون خیلی خوب میدونستیم اینکه همدیگه رو دوست داشتیم #پروانه_الف #پری #دستنوشته #پروانه

ما خیلی نقطه ی مشترکی با هم نداشتیم بیشتر تفاوت بود تا تفاهم! ولی یه چیزی رو هر دومون خیلی خوب میدونستیم اینکه همدیگه رو دوست داشتیم #پروانه_الف #پری #دستنوشته #پروانه

۲۷ بهمن 1398
7K
دلتنگیِ من از جنس قدم زدنای تو بارون شما یا قهوه خوردنای تو کافه وُ کوه رفتن یا زل زدنِ به دریا نیس من دلتنگ شم آهنگ گوش نمیدم گریه نمیکنم چیزی رو نمیشکنم پاره ...

دلتنگیِ من از جنس قدم زدنای تو بارون شما یا قهوه خوردنای تو کافه وُ کوه رفتن یا زل زدنِ به دریا نیس من دلتنگ شم آهنگ گوش نمیدم گریه نمیکنم چیزی رو نمیشکنم پاره نمیکنم دلتنگیِ من یه جور فرو ریختن از درونه یهو خالی میشم و پر میشم ...

۲۷ بهمن 1398
19K
در رویاهایم با تو زندگی مشترک دارم در خیال پردازی هایم که انقدر سرد نیستی! انقدر اخمو! و تا این حد خسیس نیست نگاهت! هرگز چاشنی لبخند از لبهایت نمی افتد و دست باغبانت پیچکها ...

در رویاهایم با تو زندگی مشترک دارم در خیال پردازی هایم که انقدر سرد نیستی! انقدر اخمو! و تا این حد خسیس نیست نگاهت! هرگز چاشنی لبخند از لبهایت نمی افتد و دست باغبانت پیچکها میکارد لای موهایم چهار چوب آغوشت فقط از آنِ من است و شانه هایت را ...

۲۷ بهمن 1398
48K
مرا فراموش کن مثل من که تو را مگذار یادت بیاید با هم بودن هایمان را خاطراتمان را هم در بقچه ای بپیچ و به صندوق خانه ی سردابه ای متروک تبعید کن دور از ...

مرا فراموش کن مثل من که تو را مگذار یادت بیاید با هم بودن هایمان را خاطراتمان را هم در بقچه ای بپیچ و به صندوق خانه ی سردابه ای متروک تبعید کن دور از هیاهوی تمدنها آنقدر فریاد بزن تا پوست طبل خنده هایمان کنده شود و اما چشمانت ...

۲۷ بهمن 1398
25K
به رفتنتم عادت میکنم مث کیوی خوردنای با پوست مث لبخندای خشکِ زورکی مث دیراومدنای شبونه مث خوابیدن تا کله ی ظهر مث اصلاح نکردنای با تیغ مث سیگار کشیدنای زیاد مث سکوت کردنای تکراری ...

به رفتنتم عادت میکنم مث کیوی خوردنای با پوست مث لبخندای خشکِ زورکی مث دیراومدنای شبونه مث خوابیدن تا کله ی ظهر مث اصلاح نکردنای با تیغ مث سیگار کشیدنای زیاد مث سکوت کردنای تکراری مث خیره شدنای عمیق مث کفر در آوردنای مامان مث کفتر بازیای پشت بوم مث ...

۲۷ بهمن 1398
13K
بیش از این نمیتوانم حریف این دل شوم «تو چرا باز نگشتی دیگر؟!» دست روی کدام ایرادم گذاشتی که قبلا نبود؟! من همانم که از اول بودم تو چرا همانی که اول بودی نیستی؟! برای ...

بیش از این نمیتوانم حریف این دل شوم «تو چرا باز نگشتی دیگر؟!» دست روی کدام ایرادم گذاشتی که قبلا نبود؟! من همانم که از اول بودم تو چرا همانی که اول بودی نیستی؟! برای من هیچ کس شبیه تو نبود و تو حتی شبیه خودت هم دیگر نیستی! زلزله ...

۱۵ بهمن 1398
19K
برایم حرف بزن حرفهای تو خوب است حرفهای تو تسلی بخش سر درد های مزمن دلتنگی ست حرفهای تو گنجینه ی اشعار عاشقانه ای ست که با روح آدم بازی میکند حرفهای تو قدرتمندترین نیروی ...

برایم حرف بزن حرفهای تو خوب است حرفهای تو تسلی بخش سر درد های مزمن دلتنگی ست حرفهای تو گنجینه ی اشعار عاشقانه ای ست که با روح آدم بازی میکند حرفهای تو قدرتمندترین نیروی واحدی ست که جهان آدمی را تحت سلطه میگیرد حرفهای تو منقلب کننده ی احساسات ...

۱۶ دی 1398
10K
موسس مکتب عشق؛ مدرس احساس؛ مروج شاعرانه های عاشقانه؛ گم در حوا و هواییم بگو در طریق عاشقی به چه مسلکی میرود گرفتار؟ گویند عشق ، جنون است؟! زین روست که گاه محتاجیم و گاه ...

موسس مکتب عشق؛ مدرس احساس؛ مروج شاعرانه های عاشقانه؛ گم در حوا و هواییم بگو در طریق عاشقی به چه مسلکی میرود گرفتار؟ گویند عشق ، جنون است؟! زین روست که گاه محتاجیم و گاه بی نیاز؟!! گاه مشتاقیم و گاه بیزار؟! گفته اند عشق،دلتنگیش درد دارد ما از این ...

۱۶ دی 1398
14K
من شاعر نیستم و مشعر شعری نخواهم بود من در احساس پر لطافت ترانه ای قدم نخواهم گذاشت ولی تو ای سراینده ی معشوقه های بی سر پناه برایم بنویس از امید بگو‌ روز بدون ...

من شاعر نیستم و مشعر شعری نخواهم بود من در احساس پر لطافت ترانه ای قدم نخواهم گذاشت ولی تو ای سراینده ی معشوقه های بی سر پناه برایم بنویس از امید بگو‌ روز بدون خورشید چه معنا دارد؟ و در توان کیست یقه ی زندگی را گرفتن و چپاندن ...

۷ دی 1398
16K
با من سخن بگو بگو تا صدایت را از لابلای واژه هایی که به کار میبری بشنوم بگو تا خستگی از تن زندگی در بیاید برایم بگو از چگونه زیستن در هوایی خفقان آور و ...

با من سخن بگو بگو تا صدایت را از لابلای واژه هایی که به کار میبری بشنوم بگو تا خستگی از تن زندگی در بیاید برایم بگو از چگونه زیستن در هوایی خفقان آور و علت دلتنگی را برایم شرح ده بگو با تاول سینه ای که سوخته چه باید ...

۲۷ آذر 1398
16K
من اصلا #پاییز رو دوست ندارم پاییز مث یه جادوگره که چون زیادی قشنگه کسی زشتیاشو نمیبینه پاییز با جادوی رنگا برگا رو که هیچ رنگ آدما رو هم عوض میکنه! خداروشکر دیگه آخراشه پاییزی ...

من اصلا #پاییز رو دوست ندارم پاییز مث یه جادوگره که چون زیادی قشنگه کسی زشتیاشو نمیبینه پاییز با جادوی رنگا برگا رو که هیچ رنگ آدما رو هم عوض میکنه! خداروشکر دیگه آخراشه پاییزی پر از آشوب شکستن رفتن نیومدن جدایی دلتنگی پاییزی پر از حرفای تلنبار شده پر ...

۲۷ آذر 1398
10K
کاش خاطره موندگار نبود کاش مث درسهای شب امتحان بال در می آوردند از ذهنمون می پریدند کاش حافظه ی بلند مدت نداشتیم هرکاری میکردیم هر چی میگفتیم فقط چند ثانیه یادمون میموند ولی نمیدونم ...

کاش خاطره موندگار نبود کاش مث درسهای شب امتحان بال در می آوردند از ذهنمون می پریدند کاش حافظه ی بلند مدت نداشتیم هرکاری میکردیم هر چی میگفتیم فقط چند ثانیه یادمون میموند ولی نمیدونم این لعنتیِ سمج چی داره که مث آدامس چسبیده گوشه ی ذهنمون و کنده نمیشه ...

۲۷ آذر 1398
6K
کاش یه نفر رو داشتیم که همش بغل نمیخواست بوس نمیخواست یه کم فقط یه کم ما رو میفهمید،همین #پروانه_اکبری #پروانه_الف #پروفایل #دختر #متن_خاص #عشق Love #

کاش یه نفر رو داشتیم که همش بغل نمیخواست بوس نمیخواست یه کم فقط یه کم ما رو میفهمید،همین #پروانه_اکبری #پروانه_الف #پروفایل #دختر #متن_خاص #عشق Love #

۲۷ آذر 1398
8K
#خیالخانه از خیال خانه ام برو... اینجا رنگ غم گرفته کهنه دیوارش و موزاییک ، موزاییک آن بوی مرگ میدهد دختری در گذشته ی این خانه رگ احساسش را زده است . . . هوای ...

#خیالخانه از خیال خانه ام برو... اینجا رنگ غم گرفته کهنه دیوارش و موزاییک ، موزاییک آن بوی مرگ میدهد دختری در گذشته ی این خانه رگ احساسش را زده است . . . هوای اینجا دو نفره نیست و هیچ روزنی به بیرون ندارد آجرهای پشت پنجره را ببین! ...

۱۷ آذر 1398
583
از خیال خانه ام برو... اینجا رنگ غم گرفته کهنه دیوارش و موزاییک ، موزاییک آن بوی مرگ میدهد دختری در گذشته ی این خانه رگ احساسش را زده است . . . هوای اینجا ...

از خیال خانه ام برو... اینجا رنگ غم گرفته کهنه دیوارش و موزاییک ، موزاییک آن بوی مرگ میدهد دختری در گذشته ی این خانه رگ احساسش را زده است . . . هوای اینجا دو نفره نیست و هیچ روزنی به بیرون ندارد آجرهای پشت پنجره را ببین! اینجا ...

۱۷ آذر 1398
1K
برای اویی مینویسم که کار و زندگیش را ول کرده و چسبیده به یک مشت خاطره ی غبارآلود که عشق را به طور مسلم اسباب شکنجه ی گاه و بیگاهش ساخته آسفبار است... قلبی که ...

برای اویی مینویسم که کار و زندگیش را ول کرده و چسبیده به یک مشت خاطره ی غبارآلود که عشق را به طور مسلم اسباب شکنجه ی گاه و بیگاهش ساخته آسفبار است... قلبی که آنقدرها قوی نباشد تا بحرانها را پشت سر بگذارد چگونه میتواند ادامه ی حیات را ...

۱۷ شهریور 1398
1K