نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت (۹۴۰ تصویر)

#پارت ۳۳ #موهای-نارنجی-من نفسشوآه مانند داد بیرون وگفت ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ بافکراینکه هامان وازدست بدم گلوم سنگین شدبابغض گفتم ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺎﻓﺮ ...

#پارت ۳۳ #موهای-نارنجی-من نفسشوآه مانند داد بیرون وگفت ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ بافکراینکه هامان وازدست بدم گلوم سنگین شدبابغض گفتم ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺎﻓﺮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺸﻮﺩ ﯾﺎ ﮐﻪ ﮐﺎﻓﺮ ﺑﺸﻮﺩ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ باهم آروم ...

۱ روز پیش
294
#پارت 30 #موهای-نارنجی-من ازعمارت آقابزرگ اومدیم بیرون وبه سمت ماشینم رفتیم -هامان کامیلا چی میشه؟ +وای آران همه چیزدرست شد -چرامگه چی شد؟ +سوارشو بهت میگم وقتی همه چیزوبرای آران تعریف کردم جفت ابروهاش پریدبالا ...

#پارت 30 #موهای-نارنجی-من ازعمارت آقابزرگ اومدیم بیرون وبه سمت ماشینم رفتیم -هامان کامیلا چی میشه؟ +وای آران همه چیزدرست شد -چرامگه چی شد؟ +سوارشو بهت میگم وقتی همه چیزوبرای آران تعریف کردم جفت ابروهاش پریدبالا یه آهنگ شادگذاشت وقرمیداد وهی عشوه خرکی میومدومن ازخنده روده برشدم کمی آهنگ وکم کردوباتعجب ...

۴ روز پیش
2K
#شر و شیطون #پارت #29 استاد وسط حرفاش طاقت نیاورد و رو به من گفت:خانم سینایی حواست هست با خونسردی تو جام جابه جا شدمو دستمو گذاشتم زیره چونم و گفتم:البته استاد با حرص گفت:مشخص ...

#شر و شیطون #پارت #29 استاد وسط حرفاش طاقت نیاورد و رو به من گفت:خانم سینایی حواست هست با خونسردی تو جام جابه جا شدمو دستمو گذاشتم زیره چونم و گفتم:البته استاد با حرص گفت:مشخص میشه خانم و دوباره شروع کرد به توضیح وقتی حرفاش تموم شد رو کرد به ...

۱ هفته پیش
5K
#شر و شیطون #پارت #25 و رفتم سمته مژگانو یه دونه زدم به سرش و گفتم:به تخته ام که زدم استاد دیگه هیچ کس نتونست خودشو کنترل کنه و ترکــــــــــــیدن همه! استادم داشت میخندید استاد ...

#شر و شیطون #پارت #25 و رفتم سمته مژگانو یه دونه زدم به سرش و گفتم:به تخته ام که زدم استاد دیگه هیچ کس نتونست خودشو کنترل کنه و ترکــــــــــــیدن همه! استادم داشت میخندید استاد میونه خندش گفت:باشه خر شدم برو بشین دختر -خانم -چی؟ -میخواستید بگید دختر خانم که ...

۱ هفته پیش
2K
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت بیست و یکم شیومین: خمیازه کشیدم و چشمامو آروم باز کردم از دیشب تا حالا اصلا حرکت نکرده بودیم سرم و آوردم بالا و یخورده حرکت کردم تا صورت لوهانو ببینم چشماشو تا ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت بیست و یکم شیومین: خمیازه کشیدم و چشمامو آروم باز کردم از دیشب تا حالا اصلا حرکت نکرده بودیم سرم و آوردم بالا و یخورده حرکت کردم تا صورت لوهانو ببینم چشماشو تا جای ممکن چرخونده بود و با چشمای قرمز از گوشه ی چشمش به سختی بهم ...

۲ هفته پیش
4K
شر و شیطون #پارت #15 یه مین وایسا این الان چی گفت؟این عروسکمو زدهههههههههههه؟حقش بود اون فحشایی رو که شنیددددددد -به به چه شجاع!تازه با نیشه گشاد(اداشو دراوردم)میگی ایینتو ترکوندم؟؟؟؟؟ این قدر باحال اداشو در ...

شر و شیطون #پارت #15 یه مین وایسا این الان چی گفت؟این عروسکمو زدهههههههههههه؟حقش بود اون فحشایی رو که شنیددددددد -به به چه شجاع!تازه با نیشه گشاد(اداشو دراوردم)میگی ایینتو ترکوندم؟؟؟؟؟ این قدر باحال اداشو در اوردم که خودمم خندم گرفته بود و یه لبخند بی اراده زدم این پسره که ...

۲ هفته پیش
1K
شر و شیطون #پارت #14 خانم فحشاتون تموم شد بنده کارمو بگم اگرم تموم نشده ادامه بدید سریع چادرمو جلوشو با دست گرفتم که معلوم نشه پلیسم نمیدونم چرا دلم نمیخواست بدونه صورته پسره رو ...

شر و شیطون #پارت #14 خانم فحشاتون تموم شد بنده کارمو بگم اگرم تموم نشده ادامه بدید سریع چادرمو جلوشو با دست گرفتم که معلوم نشه پلیسم نمیدونم چرا دلم نمیخواست بدونه صورته پسره رو نمیتونستم درست ببینم چون تو تاریکی بود ولی برقه چشماش که با شیطنت بهم زل ...

۲ هفته پیش
1K
شر و شیطون #پارت #13 هر دو چشمی گفتیمو به طرفه اتاقه صدف حرکت کردیم وارد اتاق که شدیم خودمو انداختم رو تخت و گفتم -چه ملوسه اتاقت -مثله صاحبش -عزیزم اینجا دستشویی نیستاااا سریع ...

شر و شیطون #پارت #13 هر دو چشمی گفتیمو به طرفه اتاقه صدف حرکت کردیم وارد اتاق که شدیم خودمو انداختم رو تخت و گفتم -چه ملوسه اتاقت -مثله صاحبش -عزیزم اینجا دستشویی نیستاااا سریع یه بالشت برداشتو خواست پرتاب کنه سمتم که سریع گفتم:تو رو خدا بعد غذا گشنمه ...

۲ هفته پیش
1K
شر و شیطون #پارت #12 به اینجا که رسید وارد کوچه ی صدف اینا شدیم -همین کوچس دیگه؟ -اره عزیزم همون خونه در مشکیس -اوکی جلوی در نگه داشتمو گفتم :خوب دیگه شرت کم -منظورت ...

شر و شیطون #پارت #12 به اینجا که رسید وارد کوچه ی صدف اینا شدیم -همین کوچس دیگه؟ -اره عزیزم همون خونه در مشکیس -اوکی جلوی در نگه داشتمو گفتم :خوب دیگه شرت کم -منظورت همون خیر بود میدونم هانی!بیا بالا باو فکر کردی میذارم همین جوری بری؟؟؟؟؟ -نه منظورم ...

۲ هفته پیش
7K
شر و شیطون #پارت #11 دستمو گذاشتم رو دستشو گفتم منم تازه پیدات کردم و مطمئن باش به این اسونیا تنهات نمیذارم و ولت نمیکنم صدف لبخندی زد و دستمو فشرد واقعا از پیدا کردنش ...

شر و شیطون #پارت #11 دستمو گذاشتم رو دستشو گفتم منم تازه پیدات کردم و مطمئن باش به این اسونیا تنهات نمیذارم و ولت نمیکنم صدف لبخندی زد و دستمو فشرد واقعا از پیدا کردنش خوشحال بودم بعد از خوردنه قهومون عزمه رفتن کردیم -صدف پاشو بریم دیگه دیر شد ...

۲ هفته پیش
6K
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت نوزدهم شیومین: رفتم پایین و در حالی که همچنان خمیازه می کشیدم خیلی سریع یه چیزی خوردم بعد هم یه بسته شیر و یکم شکلات برداشتم که ببرم بالا بکهیون یهو پرید جلوم: ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت نوزدهم شیومین: رفتم پایین و در حالی که همچنان خمیازه می کشیدم خیلی سریع یه چیزی خوردم بعد هم یه بسته شیر و یکم شکلات برداشتم که ببرم بالا بکهیون یهو پرید جلوم: هیووونگ نوتلا های منو کجا می بری؟ >_< + نوتلا نیست که/: ÷ بالاخره که ...

۲ هفته پیش
4K
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هجدهم #بخش_دوم شیومین: + (با داد) لوهااااااان = ها؟ چیه؟ چی شده؟....بذار بخوابم.... 😪 + پاشو ببینم😡 در اتاقمو بستم + پاشو آقای سرد بی احساس😡 = اون که کریس بود😓 + ما ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هجدهم #بخش_دوم شیومین: + (با داد) لوهااااااان = ها؟ چیه؟ چی شده؟....بذار بخوابم.... 😪 + پاشو ببینم😡 در اتاقمو بستم + پاشو آقای سرد بی احساس😡 = اون که کریس بود😓 + ما به هر کسی که وقتی بعد شیش سال میره پیش بهترین دوستش ولی به جای ...

۲ هفته پیش
743
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هجدهم شیومین: چند لحظه بعد صدای بسته شدن و قفل شدن در اتاقم اومد _ این چی بود؟ جلوی لبخند زدن خودمو گرفتم و خودمو وحشت زده نشون دادم سریع دویدم بالا و ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هجدهم شیومین: چند لحظه بعد صدای بسته شدن و قفل شدن در اتاقم اومد _ این چی بود؟ جلوی لبخند زدن خودمو گرفتم و خودمو وحشت زده نشون دادم سریع دویدم بالا و جوری که انگار نمی دونم چه اتفاقی افتاده سعی کردم در اتاقمو باز کنم + ...

۲ هفته پیش
6K
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هفدهم #بخش_دوم سوهو: یه لحظه یه چیز روشنی رو دیدم که با سرعت رفت سمت پله ها _ مینسوک.... تو هم اونو دیدی؟ + چیو؟ _ اونجا.... اه، بیخیال حتما اشتباه دیدم.... و ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هفدهم #بخش_دوم سوهو: یه لحظه یه چیز روشنی رو دیدم که با سرعت رفت سمت پله ها _ مینسوک.... تو هم اونو دیدی؟ + چیو؟ _ اونجا.... اه، بیخیال حتما اشتباه دیدم.... و سرمو انداختم پایین و دوباره رفتم تو گوشیم نمی دونم اصلا چرا اومده بودیم پایین ...

۲ هفته پیش
698
#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هفدهم شیومین: جونمیون رو به بهونه ی گرسنه بودن آوردم پایین و یه جوری سرگرمش کردم... یه ربع پایین نگهش داشته بودم ولی هنوز یه ربع تا یک مونده بود.... خودم هم بد ...

#قلب_از_تو_دهن_درآورده #پارت هفدهم شیومین: جونمیون رو به بهونه ی گرسنه بودن آوردم پایین و یه جوری سرگرمش کردم... یه ربع پایین نگهش داشته بودم ولی هنوز یه ربع تا یک مونده بود.... خودم هم بد جوری خوابم میومد نشستم پشت میز و سرم رو گذاشتم روی دستام.... *** _ مینسوک.... ...

۲ هفته پیش
3K
#شر و شیطون #پارت #10 مریییییی نریا همین جا بمون من خیلی تنهام تازه پیدات کردم ... بعدش یه قطره اشک از چشمش چکید... بمیرم واسش که این قدر درد کشیدس دستمو گذاشتم رو دستشو ...

#شر و شیطون #پارت #10 مریییییی نریا همین جا بمون من خیلی تنهام تازه پیدات کردم ... بعدش یه قطره اشک از چشمش چکید... بمیرم واسش که این قدر درد کشیدس دستمو گذاشتم رو دستشو گفتم منم تازه پیدات کردم و مطمئن باش به این اسونیا تنهات نمیذارم و ولت ...

۳ هفته پیش
6K
#شر و شیطون #پارت #9 # صدف پقی زد زیره خنده و شد همون صدفه شوخه تو مدرسه ها -بریم نفله با خنده از ماشین پیلده شدیم و وارد کافی شاپ شدیم و دنج ترین ...

#شر و شیطون #پارت #9 # صدف پقی زد زیره خنده و شد همون صدفه شوخه تو مدرسه ها -بریم نفله با خنده از ماشین پیلده شدیم و وارد کافی شاپ شدیم و دنج ترین جای ممکنو انتخاب کردیم و نشستیم و بعد از دادنه سفارش قهوه و کیک میخواستم ...

۳ هفته پیش
1K
#شر و شیطون #پارت #8 لبخندی زدم و گفتم اشکال نداره باو بعد از اظهار دلتنگی و ماچ و بوسه و ابیاری شدنم توسط صدف سریع گفتم صدف بیا بریم یه کافی شاپی چیزی ابرومون ...

#شر و شیطون #پارت #8 لبخندی زدم و گفتم اشکال نداره باو بعد از اظهار دلتنگی و ماچ و بوسه و ابیاری شدنم توسط صدف سریع گفتم صدف بیا بریم یه کافی شاپی چیزی ابرومون رفت! صدف هینی گفت و سریع گفت اصلا حواسم نبود حالا شانس اوردیم کسی اون ...

۳ هفته پیش
4K
#شر و شیطون #پارت #7 تک خنده ای کرد و گفت به ادامه درس میرسیم.تا اخره کلاس داشت مثله بز کوهی درس میداد!خاک تو سرم که خل شدم رفت!اخه مگه بزه کوهیم درس میده؟مری جون ...

#شر و شیطون #پارت #7 تک خنده ای کرد و گفت به ادامه درس میرسیم.تا اخره کلاس داشت مثله بز کوهی درس میداد!خاک تو سرم که خل شدم رفت!اخه مگه بزه کوهیم درس میده؟مری جون خوب میشی عزیزم زیاد به خودت فشار نیار! -استاد ترو خدا لاقل این 5مینه اخرو ...

۳ هفته پیش
5K