نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

صادق_هدایت (۳۰۲ تصویر)

#بخونیم اگر تنازع بقا راست است , انسان تنازع فنا می نماید ! او می کُشد ، برای خوردن می کُشد ، برای شفا دادن می کُشد ، برای آمرزیدن می کُشد ، برای پوشش ...

#بخونیم اگر تنازع بقا راست است , انسان تنازع فنا می نماید ! او می کُشد ، برای خوردن می کُشد ، برای شفا دادن می کُشد ، برای آمرزیدن می کُشد ، برای پوشش ، برای زیور ، برای پول ، برای جنگ کردن ، برای علم ، برای ...

۲ روز پیش
4K
میان خاک سرد نمناک خوابیده... کفن به تنش چسبیده! دیگر نه اول بهار را می‌بیند و نه آخر پائیز را و نه روزهای خفهٔ غمگین مانند امروز را... آیا روشنائی چشم او و آهنگ صدایش ...

میان خاک سرد نمناک خوابیده... کفن به تنش چسبیده! دیگر نه اول بهار را می‌بیند و نه آخر پائیز را و نه روزهای خفهٔ غمگین مانند امروز را... آیا روشنائی چشم او و آهنگ صدایش به کلی خاموش شد! #روزنگار ، ۱۹ فروردین، درگذشت #صادق_هدایت #بخون

۲ روز پیش
3K
فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله نگذشته است اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند ! 😏 #صادق_هدایت #wallpaper

فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله نگذشته است اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند ! 😏 #صادق_هدایت #wallpaper

۳ روز پیش
3K
ﻣﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺁﻳﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ولو ﺩﻭ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺻﺎﻑ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﻛﻨﺪﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍﺑﻪﻫﻢ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺻﻮﺭﺗﮏ ﺑﻬﺘﺮ ...

ﻣﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺁﻳﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ولو ﺩﻭ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺻﺎﻑ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﻛﻨﺪﻩ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍﺑﻪﻫﻢ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺻﻮﺭﺗﮏ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺸﻮﺩ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺖ... #صادق_هدایت #زین_پس_سکوت

۵ روز پیش
8K
خسته شدم ، خوب بود میتوانستم کاسه ی سرخود را باز کنم و همه ی توده های نرم خاکستری پیچ پیچ کله خودم را درآورده بیندازم دور،بیندازم جلوی سگ #سگ #خسته #کاسه #کله #صادق_هدایت #صادق ...

خسته شدم ، خوب بود میتوانستم کاسه ی سرخود را باز کنم و همه ی توده های نرم خاکستری پیچ پیچ کله خودم را درآورده بیندازم دور،بیندازم جلوی سگ #سگ #خسته #کاسه #کله #صادق_هدایت #صادق #هدایت #زنده #گور #خاکستری #بوف_کور #کور

۱ هفته پیش
3K
عمه بلقیس نباشیم ‌ عمه بلقیس به همه چیز کار داشت... به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی میکرد بعد از ...

عمه بلقیس نباشیم ‌ عمه بلقیس به همه چیز کار داشت... به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی میکرد بعد از نیمه شب برگشته ، به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده... عمه بلقیس زن ...

۲ هفته پیش
3K
از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام، می خواهم خودم را بهتر بشناسم... :} #صادق_هدایت

از زمانی که همه روابط خودم را با دیگران بریده ام، می خواهم خودم را بهتر بشناسم... :} #صادق_هدایت

۳ هفته پیش
4K
#عشق_چیست؟ برای همهٔ رجاله ها یک هرزگی ، یک ولنگاری موقتی است. . #بوف_کور #صادق_هدایت

#عشق_چیست؟ برای همهٔ رجاله ها یک هرزگی ، یک ولنگاری موقتی است. . #بوف_کور #صادق_هدایت

۴ هفته پیش
4K
میخواهم بلند بشوم و پنجره را باز بکنم ولی یک تنبلی سرشاری مرا روی تخت میخکوب کرده، میخواهم سیگار بکشم میل ندارم. #صادق_هدایت

میخواهم بلند بشوم و پنجره را باز بکنم ولی یک تنبلی سرشاری مرا روی تخت میخکوب کرده، میخواهم سیگار بکشم میل ندارم. #صادق_هدایت

۵ اسفند 1398
7K
اندوه که از حد بگذرد، جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن آن‌چه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به ...

اندوه که از حد بگذرد، جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن آن‌چه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمی‌کشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی... #صادق_هدایت

۳ اسفند 1398
9K
برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم پاشو ببین چه برفی اومده! برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش، برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش، برف هجده سالگی را ...

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم پاشو ببین چه برفی اومده! برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش، برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش، برف هجده سالگی را درست یادم نیست درمیان افکار یخ زده بودم، برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه ...

۲۵ بهمن 1398
7K
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس می‌کردم، تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و ...

از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس می‌کردم، تنها چیزی که از من دلجویی می‌کرد امید نیستی پس از مرگ بود. فکر زندگی دوباره مرا می‌ترسانید و خسته می‌کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم، انس نگرفته بودم، ...

۱۴ بهمن 1398
12K
نه تنها او را میخواستم، بلکه تمام ذرات تنم ذرات تن او را لازم داشت ، فریاد میکشید که لازم دارد و آرزوی شدیدی میکردم که با او در یک جزیره گمشده ای باشم که ...

نه تنها او را میخواستم، بلکه تمام ذرات تنم ذرات تن او را لازم داشت ، فریاد میکشید که لازم دارد و آرزوی شدیدی میکردم که با او در یک جزیره گمشده ای باشم که آدمیزاد در آنجا وجود نداشته باشد، آرزو میکردم که یک زمین لرزه یا طوفان و ...

۷ بهمن 1398
18K
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس می کردم. بوف کور | #صادق_هدایت

از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس می کردم. بوف کور | #صادق_هدایت

۶ بهمن 1398
9K
‏برف ده سالگی بخاطر ادم برفی هایش، برف چهارده سالگی بخاطر اخبار و تعطیلی هایش، برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بودم! برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه ...

‏برف ده سالگی بخاطر ادم برفی هایش، برف چهارده سالگی بخاطر اخبار و تعطیلی هایش، برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بودم! برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد ...

۲ بهمن 1398
11K
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم ...! #صادق_هدایت

از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم ...! #صادق_هدایت

۲۸ دی 1398
5K
‌‌ گویا من طرز حرف زدن با آدمهای دنیا، با آدمهای زنده را فراموش کرده بودم. #صادق_هدایت #بوف_کور

‌‌ گویا من طرز حرف زدن با آدمهای دنیا، با آدمهای زنده را فراموش کرده بودم. #صادق_هدایت #بوف_کور

۲۷ دی 1398
3K
❤ 🍃 او را نه تنها !!! دوست داشتم بلکه، همه ذراتِ تنم او را میخواست... #صادق_هدایت

❤ 🍃 او را نه تنها !!! دوست داشتم بلکه، همه ذراتِ تنم او را میخواست... #صادق_هدایت

۲۳ دی 1398
4K