نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

داستان_کوتاه (۱۴۴ تصویر)

#داستان_کوتاه خب من تو داستان قبلی گفتم به نظر چی بگم ولی کسی جواب نداد خودم به یک نتیجه رسیدم پسر:جواب منو بده(با داد ) فرشته:.. پسر:چیه چرا ساکت شدی؟ فرشته:ببخشید پسر :چیه پشیمونی ؟؟ ...

#داستان_کوتاه خب من تو داستان قبلی گفتم به نظر چی بگم ولی کسی جواب نداد خودم به یک نتیجه رسیدم پسر:جواب منو بده(با داد ) فرشته:.. پسر:چیه چرا ساکت شدی؟ فرشته:ببخشید پسر :چیه پشیمونی ؟؟ پسر:اره خیلی بده _خیلی بده مجبور باشی خانواده تو از بالا ببینی که از نبودت ...

۲ روز پیش
2K
#داستان_کوتاه خوشتون نمیاد بگین (اون بالا از زبون فرشته) خب اینجا هیچ چیز رو به راه نبودو من تازه فهمیدم یک فرشته دیگه که بیشتر شبیه شیطون بود کاری میکنه که همه افسرده شن اخه ...

#داستان_کوتاه خوشتون نمیاد بگین (اون بالا از زبون فرشته) خب اینجا هیچ چیز رو به راه نبودو من تازه فهمیدم یک فرشته دیگه که بیشتر شبیه شیطون بود کاری میکنه که همه افسرده شن اخه چرا؟؟؟ چون این آرزوی خیلیاشونه خیلیا ارزو مرگ میکنن این آقا هم کمکشون میکنه من ...

۶ روز پیش
5K
#داستان_کوتاه خب دیگه بریم سر یک داستان دیگه از ماجرا های این فرشته این داستان داستان یک دختره ولی این دختر یک دختر متفاوته این دختر مادر نداره و پدرم نداره این دختر کاملا یتیمه ...

#داستان_کوتاه خب دیگه بریم سر یک داستان دیگه از ماجرا های این فرشته این داستان داستان یک دختره ولی این دختر یک دختر متفاوته این دختر مادر نداره و پدرم نداره این دختر کاملا یتیمه اون با پدر بزرگ مادربزرگش زندگی میکنه این دختر کاملا از زندگی ناامید بوده میخواست ...

۱ هفته پیش
2K
#داستان_کوتاه خب قرار بود درمورد مهره های زندگی حرف بزنیم آم.... بزارید اینجوری بگم مهره های زندگی برای مردم به دنیا میان و برای مردم از دنیا میرن الان با خودتون میگید یعنی چی؟ یعنی ...

#داستان_کوتاه خب قرار بود درمورد مهره های زندگی حرف بزنیم آم.... بزارید اینجوری بگم مهره های زندگی برای مردم به دنیا میان و برای مردم از دنیا میرن الان با خودتون میگید یعنی چی؟ یعنی من به دنیا میام تا تورو سالم نگه دارم یعنی زندگی من مال خودم نیست ...

۱ هفته پیش
2K
#داستان_کوتاه خب میخوام داستان خواهر اون پسر و بگم اون یکی از بهترین خواهرایی بود که یک انسان میتونه داشته باشه 😢 اون دوست من (مرگ سیاه) اون دوست من بود البته تاحدی میشه گفت ...

#داستان_کوتاه خب میخوام داستان خواهر اون پسر و بگم اون یکی از بهترین خواهرایی بود که یک انسان میتونه داشته باشه 😢 اون دوست من (مرگ سیاه) اون دوست من بود البته تاحدی میشه گفت چون دوست بودن از بچگی این دختر به حرف فرشته گوش میداد ولی مهربونیایی میکرد ...

۱ هفته پیش
2K
#داستان_کوتاه خب بزارین یک داستان دیگه بگم خب این یکی دیگه از ماموریت های فرشته کوچولوی ما بود ♥ داستان یک پسر البته دختر ها نگین چون پسره نمیخونم بخونید جالبه خب اینم یک زندگی ...

#داستان_کوتاه خب بزارین یک داستان دیگه بگم خب این یکی دیگه از ماموریت های فرشته کوچولوی ما بود ♥ داستان یک پسر البته دختر ها نگین چون پسره نمیخونم بخونید جالبه خب اینم یک زندگی عادی نداشته داستان این پسر متفاوته پس بخون این پسر در یک خانواده ۳ نفره ...

۱ هفته پیش
1K
#داستان_کوتاه خب داستان اون فرشته سلام این داستان منه خب اسم منو نمیتونید بدونید پس بزارید بگم منو اون بالا مرگ سیاه صدا میزنند من بخاطر خود کشی که در ۱۴ سالگی ۲۶ سال پیش ...

#داستان_کوتاه خب داستان اون فرشته سلام این داستان منه خب اسم منو نمیتونید بدونید پس بزارید بگم منو اون بالا مرگ سیاه صدا میزنند من بخاطر خود کشی که در ۱۴ سالگی ۲۶ سال پیش بود اون دختر اولین انسانی بود که نجات دادم بزارین براتون داستان خودمو بگم فلش ...

۱ هفته پیش
933
#داستان_کوتاه خب میخواین خریان اون دختر که تو مطب بود رو هم براتون بگم؟

#داستان_کوتاه خب میخواین خریان اون دختر که تو مطب بود رو هم براتون بگم؟

۱ هفته پیش
746
#داستان_کوتاه خب ادامه روزها می گذشت و دختر بزرگ میشد و به تنهایی عادت میکرد به اینکه با ادمایی که وجود ندارند حرف بزنه ولی مادرش چی اون واقعا دختر خودش را دوس داشت دختر ...

#داستان_کوتاه خب ادامه روزها می گذشت و دختر بزرگ میشد و به تنهایی عادت میکرد به اینکه با ادمایی که وجود ندارند حرف بزنه ولی مادرش چی اون واقعا دختر خودش را دوس داشت دختر همیشه از اینکه مادرش همانند مادر های دیگه نمیتوانست با او باشد وقتی میدید که ...

۱ هفته پیش
851
#داستان_کوتاه این داستان کاملا واقعی هستش پس باور کنین روزی روزگاری دختری بود که دیگر امیدی به زندگی نداشت نه اشتباه نکنید اون هم مادر داشت هم پدر اون برادرم داشت و همشون هم خون ...

#داستان_کوتاه این داستان کاملا واقعی هستش پس باور کنین روزی روزگاری دختری بود که دیگر امیدی به زندگی نداشت نه اشتباه نکنید اون هم مادر داشت هم پدر اون برادرم داشت و همشون هم خون خودش بودن اون افسردگی بدی گرفته بود از مادرش فاصله گرفته بود از پدرش فاصله ...

۱ هفته پیش
861
#داستان_کوتاه 😊💔 مَردِیَ نَزِد طَبِیبَ رَفِتِ و ⃟🚸› اَزِ غَم بِزرَگِی کِهَ دَرِ دِلَ دِاَشَتِ گَفِتَ؟ ⃟🚭› طبَیبِ گَفِتَ: ⃟🌵› بَه مِیداَنِ شَهرِ بَرو ⃟🌻› آنَجِا دَلِقکَیِ هَسِت ⃟👽› آنَ قَدرِ مَی‌ِخَندِانَدِت⃟ 🌙› تَاِ غَمِتَ ...

#داستان_کوتاه 😊💔 مَردِیَ نَزِد طَبِیبَ رَفِتِ و ⃟🚸› اَزِ غَم بِزرَگِی کِهَ دَرِ دِلَ دِاَشَتِ گَفِتَ؟ ⃟🚭› طبَیبِ گَفِتَ: ⃟🌵› بَه مِیداَنِ شَهرِ بَرو ⃟🌻› آنَجِا دَلِقکَیِ هَسِت ⃟👽› آنَ قَدرِ مَی‌ِخَندِانَدِت⃟ 🌙› تَاِ غَمِتَ ازَ یِاَدَ بِرَوِد⃟🌾› مَردِ لبَخِندَیِ زَد وَ گِفَتَ:✨⃟🌔› مَنِ‌هَماِنَ دَلقَکَمِ :)⃟🥀› #savi 😻💜🌈👽

۲ هفته پیش
8K
#داستان_کوتاه 💠ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﻢ ، ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ . ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ...

#داستان_کوتاه 💠ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﻢ ، ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ . ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : "ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ" ...

۲ هفته پیش
2K
#داستان_کوتاه 💔 تو15سالگی بم گفتی دوست دارم... تو15سالگی برای اولین بار گفتم عاشقتم تو هم گفتی منم... تو16سالگی بغلم کردی و گفتی دوسم داری... تو17سالگی گوشه پارک دسمو محکم فشاردادی و بوسم کردی... تو18سالگی خیلی ...

#داستان_کوتاه 💔 تو15سالگی بم گفتی دوست دارم... تو15سالگی برای اولین بار گفتم عاشقتم تو هم گفتی منم... تو16سالگی بغلم کردی و گفتی دوسم داری... تو17سالگی گوشه پارک دسمو محکم فشاردادی و بوسم کردی... تو18سالگی خیلی خوشحال بودیم چون میتونسیم باهم ازدواج کنیم... تو19سالگی یکم سرد شدی باهام وهرشب بیداری موندم... ...

۲ هفته پیش
9K
📚 #داستان_کوتاه ‌ روزی حکیمی به شاگردانش گفت: «فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوستشان ندارید و از آنان بدتان می‌آید پیاز قرار دهید.» روز بعد همه همین ...

📚 #داستان_کوتاه ‌ روزی حکیمی به شاگردانش گفت: «فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوستشان ندارید و از آنان بدتان می‌آید پیاز قرار دهید.» روز بعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت: «هر جا که می‌روید این کیسه را با ...

۲ هفته پیش
2K
#داستان_کوتاه 🌍⚡ - یع دخترع بود کِع {👧🏼🍭} - یع روز دآشت توۍ پآرکـ {🎠🍃} - بآزۍ میکرد {🏓👻} - یع عکس تو بوتع هآ دید {🖼🌸} - عکسُ پیشع خودش قآیم کرد {📦🔮} - ...

#داستان_کوتاه 🌍⚡ - یع دخترع بود کِع {👧🏼🍭} - یع روز دآشت توۍ پآرکـ {🎠🍃} - بآزۍ میکرد {🏓👻} - یع عکس تو بوتع هآ دید {🖼🌸} - عکسُ پیشع خودش قآیم کرد {📦🔮} - تا وقتۍ کع عِزدواج کرد {👰🏼🍫} - اون عکسع رو فرآموش کرد {🌚✨} - شوهرش ...

۲ هفته پیش
9K
#داستان_کوتاه 💍💐 دخـــترہ شـــب عـــروســیش بـــود❗️ از اول جـــشن پســـرہ ازدورنــــگـاھـش مـــیڪرد ◐◑ و تــــاآخــــرمراسم ➫ تـماشــاڪـــرد وآخـــرشـب شـــد ●○● بـہ دخـــترزنـگ زدگـــفـت : آخـــرین ھدیه ات 🎁 رو مـــاشـین عـــروس گـــذاشـتـم بیـــا بــــردار بــہــت ...

#داستان_کوتاه 💍💐 دخـــترہ شـــب عـــروســیش بـــود❗️ از اول جـــشن پســـرہ ازدورنــــگـاھـش مـــیڪرد ◐◑ و تــــاآخــــرمراسم ➫ تـماشــاڪـــرد وآخـــرشـب شـــد ●○● بـہ دخـــترزنـگ زدگـــفـت : آخـــرین ھدیه ات 🎁 رو مـــاشـین عـــروس گـــذاشـتـم بیـــا بــــردار بــہــت تـــبریـڪ مـــیـگم❗️ دخـــترہ رفــــت ھدیه رو بـــرداشــت و بــــازڪرد دیــــــد ◐◑ یــہ قــــرآن ڪوچیک ڪہ ...

۲ هفته پیش
8K
#داستان_کوتاه ☔💧 -چرا‌یجوری‌شدیح...!؟❰🖇❱ +چجوریح..!؟❰🔖❱ -خندحات‌زود‌از‌بین‌میرح..!❰⚖❱ -اصن‌خندح‌عات‌الکیح...!❰🎢❱ -همش‌توخدتیح...!❰🥢❱ -تیپت‌مشکیح..!❰🌙❱ -یهو‌میری‌تو‌فکر...!❰🌿❱ -یهو‌باصدای‌بلند‌مخندیح..!❰🕊❱ -یهو‌وصط‌خندت‌گریح‌میکنی..!❰🔭❱ -یهو‌زل‌میزنی‌بح‌یجا..!❰🧘🏿‍♀❱ +عاخح‌یحو رف..=))❰💔> #savi 😻💜🌈👽

#داستان_کوتاه ☔💧 -چرا‌یجوری‌شدیح...!؟❰🖇❱ +چجوریح..!؟❰🔖❱ -خندحات‌زود‌از‌بین‌میرح..!❰⚖❱ -اصن‌خندح‌عات‌الکیح...!❰🎢❱ -همش‌توخدتیح...!❰🥢❱ -تیپت‌مشکیح..!❰🌙❱ -یهو‌میری‌تو‌فکر...!❰🌿❱ -یهو‌باصدای‌بلند‌مخندیح..!❰🕊❱ -یهو‌وصط‌خندت‌گریح‌میکنی..!❰🔭❱ -یهو‌زل‌میزنی‌بح‌یجا..!❰🧘🏿‍♀❱ +عاخح‌یحو رف..=))❰💔> #savi 😻💜🌈👽

۲ هفته پیش
7K
#داستان_کوتاه 🌚🌹 توی فیلم : 💿 پسره سادیسم خالخالی داشت ¡! 🚿 هر خالخالی میدید... 👀 باید آدم میکشت تا آروم شه... ¡! 🔫 عاشق یه دختره میشه ، 💏 باهم کلی وقت میگذرونن. 👫 ...

#داستان_کوتاه 🌚🌹 توی فیلم : 💿 پسره سادیسم خالخالی داشت ¡! 🚿 هر خالخالی میدید... 👀 باید آدم میکشت تا آروم شه... ¡! 🔫 عاشق یه دختره میشه ، 💏 باهم کلی وقت میگذرونن. 👫 به هم وابسته میشن. 🍻 عاشق تر میشن... 💕 دختره پسره رو دعوت میکنه خونش ...

۲ هفته پیش
8K
#داستان_کوتاه دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند. ولی بیمار دیگر مجبور بود ...

#داستان_کوتاه دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند. ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آن ها ساعت ...

۳ هفته پیش
5K
✨ ﷽✨ لطفا به ترتیب و تا انتها کامل بخوانید: حافظ شیرازی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را 🌼 🌼 🌼 🌼 🌼 صائب ...

✨ ﷽✨ لطفا به ترتیب و تا انتها کامل بخوانید: حافظ شیرازی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را 🌼 🌼 🌼 🌼 🌼 صائب تبریزی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر ...

۲۸ بهمن 1398
34K