نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ادامه_دارد (۷۰۲ تصویر)

#پارت_یازدهم👇 سوهو:« بگذریم ببین نمیدونم اعضا ما رو کامل میشناسی یا ن اما الان یکی از پسرا« سهون» گذاشته و رفته اون دقیقا لباسای شبیه تو پوشیده برای همین ما هم فکر کردیم که تو ...

#پارت_یازدهم👇 سوهو:« بگذریم ببین نمیدونم اعضا ما رو کامل میشناسی یا ن اما الان یکی از پسرا« سهون» گذاشته و رفته اون دقیقا لباسای شبیه تو پوشیده برای همین ما هم فکر کردیم که تو اونی » پسر:« اوووممم خو نمیدونم ....چی بگم.... چیزه خوب چرا رفته؟» چان:« مهم نیست ...

۹ ساعت پیش
2K
#پارت_نهم👇 کایو از اتاق بیرون اوردن سهون با دیدن کای و تمام زخما و بخیه های روی صورتش عصبی شد و اختیارشو از دست داد و سرش کوبید تو شیشه سرتاسری روبروش همینطور از سرش ...

#پارت_نهم👇 کایو از اتاق بیرون اوردن سهون با دیدن کای و تمام زخما و بخیه های روی صورتش عصبی شد و اختیارشو از دست داد و سرش کوبید تو شیشه سرتاسری روبروش همینطور از سرش خون میومد اما بی توجه دنبال تخت رفت و سر زخمیشو میکوبید رو تخت و ...

۲ روز پیش
3K
#پارت_چهار👇👇👇👇 ببخشید دیرشد وقت نداشتم بنویسم الانم مجبورم یه پارت کوتاه بنویسم و برم سهون کای رو روی زمین گذاشت اما تا پاهای کای به زمین رسید درد تمام وجودشو گرفت و پاهاش سست و ...

#پارت_چهار👇👇👇👇 ببخشید دیرشد وقت نداشتم بنویسم الانم مجبورم یه پارت کوتاه بنویسم و برم سهون کای رو روی زمین گذاشت اما تا پاهای کای به زمین رسید درد تمام وجودشو گرفت و پاهاش سست و داشت میوفتاد که سهون گرفتش سوهن:« خوبی؟؟؟!!چی شدی؟؟!!» کای:« ن خوبم فقط درد.......» که سهون ...

۱ هفته پیش
4K
#پارت_سه👇👇👇👇👇👇 ساعت۲ بود و سوهو هنوز نخوابیده بود که دستی روی شونش احساس کرد سوهو:« تو هنوز نخوابیدی ؟؟!». دی او :« نه اومدم ظرف غذای لوهانو بزارم تو اشپزخونه راستی لوهان چیزی بهم نگفت ...

#پارت_سه👇👇👇👇👇👇 ساعت۲ بود و سوهو هنوز نخوابیده بود که دستی روی شونش احساس کرد سوهو:« تو هنوز نخوابیدی ؟؟!». دی او :« نه اومدم ظرف غذای لوهانو بزارم تو اشپزخونه راستی لوهان چیزی بهم نگفت ولی به زور غذاشو خورد تو هم بیا بریم بالا بگیر بخواب کافیه دیگه انقد ...

۱ هفته پیش
2K
#پارت_دوم 👇👇👇👇 سوهو رفت و در رو باز کرد البته خیلی اروم برای همین بود ک اونا نفهمیدن و همینطور زیر پتو مشغول بازی با لبای هم و (گاییده شدن کای از طرف سهون )😏😏😹😹😸 ...

#پارت_دوم 👇👇👇👇 سوهو رفت و در رو باز کرد البته خیلی اروم برای همین بود ک اونا نفهمیدن و همینطور زیر پتو مشغول بازی با لبای هم و (گاییده شدن کای از طرف سهون )😏😏😹😹😸 سوهو :« یعنی چی برید پایین ععع راه افتادین دنبال من 😡😒😒 در رو میبنده ...

۱ هفته پیش
2K
#پارت_اول 👇👇👇👇 از اولین فیکم سکای vs هونهان امیدوارم خوشتون بیاد نظرتونو بگید بی زحمت ادامش بدم یا ن ؟؟؟!!! شب بود و همه منتظر بودن و نگران . ساعت از ۱۲ شب گذشته بود ...

#پارت_اول 👇👇👇👇 از اولین فیکم سکای vs هونهان امیدوارم خوشتون بیاد نظرتونو بگید بی زحمت ادامش بدم یا ن ؟؟؟!!! شب بود و همه منتظر بودن و نگران . ساعت از ۱۲ شب گذشته بود و سهون هنوز خونه نبود . همون لحظه در باز شد و سهون با حال ...

۱ هفته پیش
2K
#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_سوم یکی از آن دو متدین و باتربیت بود امّا از مال دنیا چندان بهره ای نداشت و در مقابل پسر عموی دوم از ثروت دنیا بهره مند بود ولی از دین و تقوا ...

#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_سوم یکی از آن دو متدین و باتربیت بود امّا از مال دنیا چندان بهره ای نداشت و در مقابل پسر عموی دوم از ثروت دنیا بهره مند بود ولی از دین و تقوا و معنویت هیچ بهره ای نداشت فقط در ظاهر و با زبان به حضرت موسی ...

۲۹ دی 1398
33K
#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_دوم مشتری گفت :من آن جنس را مقداری هم گرانتر می خرم معطل نشو و پدر را از خواب بیدار کن جنس را تحویل من بده جوان گفت : من هرگز او را از ...

#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_دوم مشتری گفت :من آن جنس را مقداری هم گرانتر می خرم معطل نشو و پدر را از خواب بیدار کن جنس را تحویل من بده جوان گفت : من هرگز او را از خواب بیدار نخواهم کرد و استراحت پدر در نزد من بیشتر ارزش دارد تا سود ...

۲۹ دی 1398
66K
#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_اول خداوند متعال در قرآن شریف به داستانی اشاره می فرماید که از جهاتی قابل دقت و تاءمّل است. با توجّه به اهمیّت آن در قرآن که نام بزرگترین سوره از این قصه گرفته ...

#قصه_ازدواجی_پرماجرا #قسمت_اول خداوند متعال در قرآن شریف به داستانی اشاره می فرماید که از جهاتی قابل دقت و تاءمّل است. با توجّه به اهمیّت آن در قرآن که نام بزرگترین سوره از این قصه گرفته شده و همچنین به علت نتایج ثمربخش آن ما مشروح آن را در اینجا نقل ...

۲۸ دی 1398
33K
#بخش3 #داستان_شب25 هنگام خداحافظی ، مرجان بسته یی کادو پیچی شده جلویم گرفت و گفت: این آخرین هدیه یی است که محسن قبل از مجروحیتش برایت تهیه کرده بود . دقیقا نمیدونم توش چیه اما ...

#بخش3 #داستان_شب25 هنگام خداحافظی ، مرجان بسته یی کادو پیچی شده جلویم گرفت و گفت: این آخرین هدیه یی است که محسن قبل از مجروحیتش برایت تهیه کرده بود . دقیقا نمیدونم توش چیه اما هر چی هست ، محسن برای تهیه ی اون ، به منطقه ی مین گذاری ...

۹ دی 1398
63K
#ادامه_دارد

#ادامه_دارد

۷ دی 1398
6K
#دین_واندیشه8 ┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #بخش_اول #راه های استجابت دعا دعا کردن یکی از آن اعمالیست که ائمه(ع) مردم را به آن سفارش کرده اند. این که دعا استجاب شود یا خیر دست خداست ...

#دین_واندیشه8 ┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #بخش_اول #راه های استجابت دعا دعا کردن یکی از آن اعمالیست که ائمه(ع) مردم را به آن سفارش کرده اند. این که دعا استجاب شود یا خیر دست خداست و تقدیری که او برای انسان ها در نظر گرفته است. با بهترین راه های ...

۹ آذر 1398
12K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #التماس_تفکر #تلنگر من یک پسرم... وارد پیامرسان میشم فقط به شوق اینکه برم توی گروه تا ببینم بحث امروزشون چیه🤔 خب بسم الله .... بحث امروزشون راجع به اینه که چی ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #التماس_تفکر #تلنگر من یک پسرم... وارد پیامرسان میشم فقط به شوق اینکه برم توی گروه تا ببینم بحث امروزشون چیه🤔 خب بسم الله .... بحث امروزشون راجع به اینه که چی کار کنیم مولا ازمون راضی باشن ... خب اینو ولش 😬 ببینم چند نفر اومدن ...

۲۴ شهریور 1398
538
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #التماس_تفکر #تلنگر من یک پسرم... وارد پیامرسان میشم فقط به شوق اینکه برم توی گروه تا ببینم بحث امروزشون چیه🤔 خب بسم الله .... بحث امروزشون راجع به اینه که چی ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #التماس_تفکر #تلنگر من یک پسرم... وارد پیامرسان میشم فقط به شوق اینکه برم توی گروه تا ببینم بحث امروزشون چیه🤔 خب بسم الله .... بحث امروزشون راجع به اینه که چی کار کنیم مولا ازمون راضی باشن ... خب اینو ولش 😬 ببینم چند نفر اومدن ...

۲۴ شهریور 1398
575
🌸 🍃 🌸 🍃 #داستان_پندآموز #حاملگی_مرموز_مریم ! همراهان گرامی این مورد ممکن است در زندگی همه اتفاق بیفتد تقاضا دارم حتما مطالعه کنید و نشر دهید نیما که از خانواده ای ثروتمند بود با مریم ...

🌸 🍃 🌸 🍃 #داستان_پندآموز #حاملگی_مرموز_مریم ! همراهان گرامی این مورد ممکن است در زندگی همه اتفاق بیفتد تقاضا دارم حتما مطالعه کنید و نشر دهید نیما که از خانواده ای ثروتمند بود با مریم دختری متدین و محجبه ازدواج میکند.بعد از مدتی این دو متوجه میشوند که بچه دار ...

۱۵ شهریور 1398
2K
#نرگس #قسمت_اول ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻼﻧﺘﺮﯼِ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺩﺭﺑﻨﺪ، ﭘﺎﺭﮎ ﮐﺮﺩﻡ. ﮔﻔﺘﻢ : ‏« ﺑﺎﻻ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ. ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﯿﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥِ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﯾﺎ ﺟﻠﻮﯼ ﺟﯿﮕﺮﮐﯽِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ، ﻗﺪﻡ ...

#نرگس #قسمت_اول ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﮐﻼﻧﺘﺮﯼِ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺩﺭﺑﻨﺪ، ﭘﺎﺭﮎ ﮐﺮﺩﻡ. ﮔﻔﺘﻢ : ‏« ﺑﺎﻻ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﯾﻢ ﺑﺮﯾﻢ. ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﯿﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥِ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﯾﺎ ﺟﻠﻮﯼ ﺟﯿﮕﺮﮐﯽِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ، ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ. ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﯿﻦ ﺧﺮﺱ ﺷﺪﻡ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ. ‏» ﺑﺎ ﺁﻥ ﭼﺸﻢﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﺶ ﻟﺒﺨﻨﺪ ...

۱۷ مرداد 1398
15K
#خوراکیها_در_قرآن [بخش دوم] {نخل}: 1⃣-در قرآن مجید کلمه {نخل} و جمع آن نخیل و واژه نخلة در بیست آیه از شانزده سوره آمده است که در یازده مورد به صورت مفرد و هفت مورد هم ...

#خوراکیها_در_قرآن [بخش دوم] {نخل}: 1⃣-در قرآن مجید کلمه {نخل} و جمع آن نخیل و واژه نخلة در بیست آیه از شانزده سوره آمده است که در یازده مورد به صورت مفرد و هفت مورد هم به صورت نخلة وارد شده است: بقره/6⃣6⃣2⃣،انعام/1⃣4⃣1⃣و9⃣9⃣،رعد/4⃣،نحل/1⃣1⃣و7⃣6⃣،اسراء/1⃣9⃣،کهف/2⃣3⃣،مریم/3⃣2⃣و5⃣2⃣،طه/1⃣7⃣،مؤمنون/9⃣1⃣،شعراء8⃣4⃣1⃣،یس/4⃣3⃣،ق/0⃣1⃣،قمر/0⃣2⃣،رحمن/1⃣1⃣و8⃣6⃣،حاقه/7⃣،عبس/9⃣2⃣ 2⃣-در زبان عربی به آن نخل و به ...

۱۶ مرداد 1398
271