zeinab

zigol2019

پدرم گاه صدا می زندم شعر سپید

بس که آشور و رنجور بهم ریخته ام...



دختری از کوچه پاییز...هفدمین درخت...به نام مهر

هفدهمین سیب را که بیابی صدایم کن

جوابت می دهم بی شک...



می نویسم از درد هایم..از نبودنت..از بودن و نصف و نیمه بودنت

از ای کاش هایم...از اشک هایم...از آن چشمانی که...

نگویم برایت از چشمانم...انتظار را چشیده اند...

رسم عاشقی گله نیست نازنینم...فقط همین را بدان که:

شعر هایم در نبودت پیر شدند...



عضو سایت های:شاعران پارسی زبان،شعر نو،شعر پاک،شعر ایران،شعر ناب

یکی از شاعران کتاب:دلواژه های چکاوک,سپیدمان۱,سپیدمان۲

پ.ن:تمام مطالب و سروده ها اثر بنده ست و کپی با درج نام نویسنده مانعی ندارد...

ادرس وب در بلاگفا:
http://zeinab2019.blogfa.com/