#پارت_۲۱۳ اونشب کار من شده بود فرار از دست ساتیار و حرص خوردن از دست بیتا که خودشو یا میچسبوند به دوست مهرداد یا سیاوش. اونشب بیتا اونقدر خودشو به سیاوش و باقی پسر ها ...

#پارت_۲۱۳ اونشب کار من شده بود فرار از دست ساتیار و حرص خوردن از دست بیتا که خودشو یا میچسبوند به دوست مهرداد یا سیاوش. اونشب بیتا اونقدر خودشو به سیاوش و باقی پسر ها چسبوند که سیاوش معذب شد و قبل از اینکه بازی را شروع کنیم خداحافظی کرد ...

۶ ساعت پیش
31K
#پارت_۲۱۲ غذا که آماده شد خوردیم و قرار شد کادو هامو باز کنم و بعدش بازی کنیم . کادو هامو یکی یکی باز کردم . دقیق یادم نیست که کی چی آورده بود اما کادوی ...

#پارت_۲۱۲ غذا که آماده شد خوردیم و قرار شد کادو هامو باز کنم و بعدش بازی کنیم . کادو هامو یکی یکی باز کردم . دقیق یادم نیست که کی چی آورده بود اما کادوی سیاوش یادمه . بهش که رسیدم یه جعبه کادوی زیبا بود . تمومش دادم . ...

۶ ساعت پیش
36K
#پارت_۲۱۱ به این تصورم لبخندی زدم و رفتم بالکن تا سیاوشمو ببینم . سیاوشی که عاشقش بودم . مشغول و سر گرم جوجه ها بود . آخ دلم براش رفت . باورم نمیشد داره جوجه ...

#پارت_۲۱۱ به این تصورم لبخندی زدم و رفتم بالکن تا سیاوشمو ببینم . سیاوشی که عاشقش بودم . مشغول و سر گرم جوجه ها بود . آخ دلم براش رفت . باورم نمیشد داره جوجه های تولد منو کباب می‌کنه . سرشو که بلند کرد نگاه خیرمو روی خودش دید ...

۶ ساعت پیش
32K
شـــات یادِتون نره 💜 این عکسو بزارین تو پیجاتـون و تگم کنیـد 🌌

شـــات یادِتون نره 💜 این عکسو بزارین تو پیجاتـون و تگم کنیـد 🌌

۱ روز پیش
4K
#پارت_۲۱۰ اما یه پسری که تا به حال ندیده بودمش درو برام باز کرد. وقتی اون پسر که بعداً فهمیدم اسمش ساتیاره از جلوی در کنار رفت ، همه شروع کردن به دست زدن و ...

#پارت_۲۱۰ اما یه پسری که تا به حال ندیده بودمش درو برام باز کرد. وقتی اون پسر که بعداً فهمیدم اسمش ساتیاره از جلوی در کنار رفت ، همه شروع کردن به دست زدن و جیغ و هورا و آهنگ تولدت مبارک پخش شد . سیمین چند روز جلوتر از ...

۱ روز پیش
64K
#پارت_۲۰۹ برای آرامش دل پر آشوبم پرسیدم : _کی هست؟ کی نیست؟ سیمین خندید و گفت : _منظورت از کی سیاوشه؟ خیالت راحت شازده هم هست . خندیدم و او گفت: _ نمی‌خوای بدونی دیگه ...

#پارت_۲۰۹ برای آرامش دل پر آشوبم پرسیدم : _کی هست؟ کی نیست؟ سیمین خندید و گفت : _منظورت از کی سیاوشه؟ خیالت راحت شازده هم هست . خندیدم و او گفت: _ نمی‌خوای بدونی دیگه کی هست؟ البته که نبایدم بدونی. استاده عشقت که هست ،دیگه کافیه . دونستن یا ...

۱ روز پیش
47K
#پارت_208 مثل دختر دبیرستانی ها عاشقی میکردم و ته کتابام اسمشو می‌نوشتم . اس اول اسمش شده بود برای من قشنگترین حرف الفبا . اگر اسمشو جایی می‌شنیدم یا تیتراژ سریالی میخوندم ، گل از ...

#پارت_208 مثل دختر دبیرستانی ها عاشقی میکردم و ته کتابام اسمشو می‌نوشتم . اس اول اسمش شده بود برای من قشنگترین حرف الفبا . اگر اسمشو جایی می‌شنیدم یا تیتراژ سریالی میخوندم ، گل از گلم می‌شکفت . همون‌طور که گفتم سیاوش خیلی حرکات و رفتارش شبیه احسان علیخانی بود ...

۱ روز پیش
62K
#پارت_۲۰۸ اون روز تمام فکرم پیش محبوبم جا مونده بود. اینکه چرا برگشته؟ و برگشتش موقته یا نه؟ و اینکه امکان داره دوباره کلاس بر داره و بشه استاده ما؟ چقدر فک کردن به این ...

#پارت_۲۰۸ اون روز تمام فکرم پیش محبوبم جا مونده بود. اینکه چرا برگشته؟ و برگشتش موقته یا نه؟ و اینکه امکان داره دوباره کلاس بر داره و بشه استاده ما؟ چقدر فک کردن به این موضوع که قراره بشه استادمون ، برام شیرین و جذاب بود . این سوالات تو ...

۲ روز پیش
63K
#پارت_۲۰۷ با رسول یکم حرف زدم که از دور شخصیو دیدم که خیلی شبیه سیاوش بود . اول فک کردم اشتباه میکنم اما درست دیده بودم. خودش بود سیاوشه من . نگاهمو بهش دوختم و ...

#پارت_۲۰۷ با رسول یکم حرف زدم که از دور شخصیو دیدم که خیلی شبیه سیاوش بود . اول فک کردم اشتباه میکنم اما درست دیده بودم. خودش بود سیاوشه من . نگاهمو بهش دوختم و به قول نغمه داشتم قورتش میدادم. آخه دلم میخواست اندازه تمام این مدتی که نبود ...

۲ روز پیش
57K
#پارت_۲۰۶ . نگار بیشتر با زبونش دیگران و اذیت میکرد و نیش میزد . حتی مادر بزرگم رو ، مادره پدرم . بخاطر وسواسش مسخره میکرد . البته زیاد نمیدیدمشون ولی همون لحظات کم هم ...

#پارت_۲۰۶ . نگار بیشتر با زبونش دیگران و اذیت میکرد و نیش میزد . حتی مادر بزرگم رو ، مادره پدرم . بخاطر وسواسش مسخره میکرد . البته زیاد نمیدیدمشون ولی همون لحظات کم هم نگار نیششو میزد . یبار مادربزرگم زیر گوشم گفت: _ الان میفهمم مینا چه فرشته ...

۲ روز پیش
47K
#پارت_۲۰۵ همون موقع به صورت کنایه حرف میزد و می‌گفت: _تو زرنگ بودی با سن کمتر شوهر پیدا کردی. برای همین حدس میزنم دلیل لجاجتش با من این بود . و اینکه از خانواده فرشاد ...

#پارت_۲۰۵ همون موقع به صورت کنایه حرف میزد و می‌گفت: _تو زرنگ بودی با سن کمتر شوهر پیدا کردی. برای همین حدس میزنم دلیل لجاجتش با من این بود . و اینکه از خانواده فرشاد هم هیچ خبری ندارم . و نمیدونمم فرشته چی شد . . فرشاد هم هیچ ...

۲ روز پیش
52K
#پارت_۲۰۴ دو سالی هم اصرار کرد اما بازم با جواب قاطع امیر خان روبرو شد و چون ما هم از اون محل رفته بودیم مارا پیدا نکرد . بعد از دو سال ازدواج کرد .درسته ...

#پارت_۲۰۴ دو سالی هم اصرار کرد اما بازم با جواب قاطع امیر خان روبرو شد و چون ما هم از اون محل رفته بودیم مارا پیدا نکرد . بعد از دو سال ازدواج کرد .درسته فرشاد می‌گفت دوسم داره و به امیر خان هم کلی اصرار کرد تا برگرده اما ...

۳ روز پیش
44K
#پارت_۲۰۳ ایشونم گفتن _ پس بهتره این مسائلی را که مدت ها تو سینم نگه داشتم و صلاح دونستم برای بهبودی حال تو و حفظ زندگیت بهت نگم ، الان بازگو کنم و در اختیار ...

#پارت_۲۰۳ ایشونم گفتن _ پس بهتره این مسائلی را که مدت ها تو سینم نگه داشتم و صلاح دونستم برای بهبودی حال تو و حفظ زندگیت بهت نگم ، الان بازگو کنم و در اختیار کسانی که سوال دارن و کنجکاون بزاری . چون دیگه مطمئنیم راجع بهشون فکر و ...

۳ روز پیش
44K
#پارت_۲۰۲ امیر خان و دیدم و کل ماجرا را تعریف کردم . امیر خان کلی شرمنده بود و قول داد پیگیری کنه . اما به روح مادرم قسمش دادم که جوری حرف بزنه که بابک ...

#پارت_۲۰۲ امیر خان و دیدم و کل ماجرا را تعریف کردم . امیر خان کلی شرمنده بود و قول داد پیگیری کنه . اما به روح مادرم قسمش دادم که جوری حرف بزنه که بابک فکر نکنه به برگشتش امید دارم . خواستم به بابک بفهمونه که همه چیز برای ...

۳ روز پیش
44K
#پارت_۲۰۱ نمیتونم هر لحظه نگران این باشم که اگر زنم بیرون از خونه باشه الان ممکنه رو صورتش اسید بپاشند یا بازم با چاقو تهدید بشه . اونوقت دیگه کار از کار میگذره و حتی ...

#پارت_۲۰۱ نمیتونم هر لحظه نگران این باشم که اگر زنم بیرون از خونه باشه الان ممکنه رو صورتش اسید بپاشند یا بازم با چاقو تهدید بشه . اونوقت دیگه کار از کار میگذره و حتی با شکایت و زندان انداختن هم چیزی درست نمیشه . نمیتونم هر لحظه تو کوچه ...

۳ روز پیش
35K
#پارت_۲۰۰ و اصرار داشت ببینتم و راجع بهت با من حرف بزنه... اولش قبول نمی‌کردم اما بعدش از سر کنجکاوی قبول کردم. چون احساس میکردم این شخص همون کسیه که قبلاً هم پیام داده بود ...

#پارت_۲۰۰ و اصرار داشت ببینتم و راجع بهت با من حرف بزنه... اولش قبول نمی‌کردم اما بعدش از سر کنجکاوی قبول کردم. چون احساس میکردم این شخص همون کسیه که قبلاً هم پیام داده بود . چون میخواستم بدونم قضیه چیه و شک به جونم افتاده بود . برای همین ...

۴ روز پیش
38K
#پارت_۱۹۹ با خودم فکر میکردم اگر واقعا کیف کسیو زده باشه احتمالا صاحب کیف اونجاست و ممکنه مشکلی براش پیش اومده باشه یا به کمک احتیاج داشته باشه . که اومدم و سر کوچه تورا ...

#پارت_۱۹۹ با خودم فکر میکردم اگر واقعا کیف کسیو زده باشه احتمالا صاحب کیف اونجاست و ممکنه مشکلی براش پیش اومده باشه یا به کمک احتیاج داشته باشه . که اومدم و سر کوچه تورا دیدم . بلندت کردم و اوردمت بیمارستان. بقیه ماجرا را که خودت میدونی . اما ...

۴ روز پیش
49K
#پارت_۱۹۸ نمی‌دونم چرا این سوالات را میپرسید . حدسم به این رفت که نکنه فرشاد و دیده و اون الکی پشتم یه چیزایی گفته اما آخه ممکن نیست . فرشاد ایران نیست .(البته من اینجا ...

#پارت_۱۹۸ نمی‌دونم چرا این سوالات را میپرسید . حدسم به این رفت که نکنه فرشاد و دیده و اون الکی پشتم یه چیزایی گفته اما آخه ممکن نیست . فرشاد ایران نیست .(البته من اینجا فک میکردم که فرشاد ایران نیست . اینو داشته باشید تا ادامه متوجه منظورم میشید). ...

۴ روز پیش
48K
#پارت_۱۹۷ قبل از خواندن لایک یادتون نره. ممنونم .سعی کردم قوی باشم . سعی کردم نشکنم و با غروری توی صدام گفتم:_من هیچ چیز مبهمی توی زندگیم ندارم . شما هم سعی نکنید برای تبرعه ...

#پارت_۱۹۷ قبل از خواندن لایک یادتون نره. ممنونم .سعی کردم قوی باشم . سعی کردم نشکنم و با غروری توی صدام گفتم:_من هیچ چیز مبهمی توی زندگیم ندارم . شما هم سعی نکنید برای تبرعه ی خودتون منو زیر سوال ببرید . راستش اونقدر عصبی و ناراحت بودم که زبونم ...

۴ روز پیش
33K
بخونیــد * عکسآی پارت ها با نوشتِه باشه یا بدونِ نوشته ؟ اخه تو کامِنت بعضیا دربارَش حرف زده بودن نظراتتونـو حتما بدین 💜

بخونیــد * عکسآی پارت ها با نوشتِه باشه یا بدونِ نوشته ؟ اخه تو کامِنت بعضیا دربارَش حرف زده بودن نظراتتونـو حتما بدین 💜

۴ روز پیش
7K