اَمِرداد...

tsni

سـ✷ًًُّ͜͡ꦿᭃٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٖٖٖٖــٖٖٖٖٖٖ۪۪ٜؓؔ‍℘ـکوت

*گل یخ* *زمان حال* *محمد* نمی خواستم تو مراسم شرکت کنم زور بابا بود نشسته بودم رو مبل خونه ای که تا نیم ساعت پیش پر آدم بود حالا خلوت شده بود مامان بزرگ نشسته ...

*گل یخ* *زمان حال* *محمد* نمی خواستم تو مراسم شرکت کنم زور بابا بود نشسته بودم رو مبل خونه ای که تا نیم ساعت پیش پر آدم بود حالا خلوت شده بود مامان بزرگ نشسته بود بالای سالن لباسهاش مشکی بود سرم پایین بودعمه پروین وبابا نشسته بودن مامانم شوهر ...

۴ ساعت پیش
25K
*گل یخ* *فرشته* دکتر معاینه ام کرد بعدم آزمایش نوشت وگفت : باردار نیستی - نمی دونم . - نمی دونید؟! - خوب دو ماهی میشه پریود نشدم - مطمئنم باردارید متعجب گفتم : واقعا ...

*گل یخ* *فرشته* دکتر معاینه ام کرد بعدم آزمایش نوشت وگفت : باردار نیستی - نمی دونم . - نمی دونید؟! - خوب دو ماهی میشه پریود نشدم - مطمئنم باردارید متعجب گفتم : واقعا - بله حالا آزمایش بدین رفتم آزمایشگاه وتست دادم گفتن جواب زود آماده میشه تو ...

۴ ساعت پیش
27K
*گل یخ* *محمد* داشتم از باشگاه میومدم بیرون یهو شراره جلوم ظاهر شد بی توجه رفتم طرف ماشینم - وایسا .... - گمشو - دوست دارم ببینم از نظر تو فقط من هرزه ام - ...

*گل یخ* *محمد* داشتم از باشگاه میومدم بیرون یهو شراره جلوم ظاهر شد بی توجه رفتم طرف ماشینم - وایسا .... - گمشو - دوست دارم ببینم از نظر تو فقط من هرزه ام - گفتم گمشو - یه چیزی می خواستم نشونت بدم - گفتم گمشو پاکت طرفم گرفت ...

۵ ساعت پیش
26K
*گل یخ* *محمد* نگران حال فرشته بودم خیلی ساکت شده بود باید یه کاری می کردم حالش عوض بشه همینکه رفتم خونه یه راست رفتم طبقه ای بالا تو پذیرای نشسته بود وداشت سریال مورد ...

*گل یخ* *محمد* نگران حال فرشته بودم خیلی ساکت شده بود باید یه کاری می کردم حالش عوض بشه همینکه رفتم خونه یه راست رفتم طبقه ای بالا تو پذیرای نشسته بود وداشت سریال مورد علاقه اشو نگاه می کرد - سلام خانم کوچلو برگشت نگام کرد ولبخند کمرنگی زد ...

۲۰ ساعت پیش
28K
*گل یخ* *محمد* فرشته رو بیدار کردم رفت حمام ودوش گرفت واومد بیرون - لباس بیرون بپوش - جایی می ریم . - اره تو بپوش فقط رنگی نپوش متعجب نگام کرد ورفت اتاق پرو ...

*گل یخ* *محمد* فرشته رو بیدار کردم رفت حمام ودوش گرفت واومد بیرون - لباس بیرون بپوش - جایی می ریم . - اره تو بپوش فقط رنگی نپوش متعجب نگام کرد ورفت اتاق پرو چطوری بهش می گفتم - محمد ...محمد تو که باز داری سیگار می کشی - ...

۲۰ ساعت پیش
25K
*گل یخ* *محمد* چشام رو بسته بودم نمی خواستم چیزی بشنوم - اگه زودتر می گفتید این نمی شد - قرار نیست تو یک طرفه تصمیم بگیری - زندگی خودمه ... بلند شدم مامان جلوم ...

*گل یخ* *محمد* چشام رو بسته بودم نمی خواستم چیزی بشنوم - اگه زودتر می گفتید این نمی شد - قرار نیست تو یک طرفه تصمیم بگیری - زندگی خودمه ... بلند شدم مامان جلوم وایساد وگفت : محمد دیونه شدی میدونی این دختر امروز چقدر دل نگرانت بود - ...

۲۰ ساعت پیش
57K
*گل یخ* *محمد* خوابالود در رو باز کردم مامان با ترس گفت : چرا درو باز نمی کنی مردم از ترس - مگه چی شده ؟! - می دونی ساعت چنده - چنده - تو ...

*گل یخ* *محمد* خوابالود در رو باز کردم مامان با ترس گفت : چرا درو باز نمی کنی مردم از ترس - مگه چی شده ؟! - می دونی ساعت چنده - چنده - تو چرا اینجوری فرشته کجاست - تو اتاق - اونم خوابه - آره - محمد ...مستی ...

۱ روز پیش
49K
*گل یخ* *فرشته* با گریه محمد کنار زدم عصبی شد وگفت : بسه دیگه - ولم کن بهش چنگ زدم صورتم آتیش گرفت - قصد آزار منو داری ... گریه می کردم دستمو گذاشتم رو ...

*گل یخ* *فرشته* با گریه محمد کنار زدم عصبی شد وگفت : بسه دیگه - ولم کن بهش چنگ زدم صورتم آتیش گرفت - قصد آزار منو داری ... گریه می کردم دستمو گذاشتم رو صورتم لبه ای تخت نشسته بود وسیگار می کشید جرات نمی کردم حرف بزنم آروم ...

۱ روز پیش
49K
*گل یخ* *فرشته* همراه زن عمو رفتیم صرافی می خواست طلاهاش عوض کنه عمو یه سرویس اورد وبه من دادپر نگین قرمز ازش تشکر کردم خیلی قشنگ بود بعدم رفتیم خیابون زن عمو می خواست ...

*گل یخ* *فرشته* همراه زن عمو رفتیم صرافی می خواست طلاهاش عوض کنه عمو یه سرویس اورد وبه من دادپر نگین قرمز ازش تشکر کردم خیلی قشنگ بود بعدم رفتیم خیابون زن عمو می خواست برای من خرید کنه انصافا خیلی هم خوش سلیقه بود می دونست محمد رنگ قرمز ...

۱ روز پیش
59K
*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - ...

*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - تو چطوری محمد نگران شدیم - خوبم گل رووگرفتم طرفش با لبخند گرفت - خوشگله ...

۱ روز پیش
66K
*گل یخ* *فرشته* ببخشید خانم برگشتم نگاش کردم یه پسره بودقیافش برام آشنا بود سوالی نگاش کردم گفتم : با منی ؟ - بله - بفرمایید شما محمد رو می شناسید - محمد ؟! - ...

*گل یخ* *فرشته* ببخشید خانم برگشتم نگاش کردم یه پسره بودقیافش برام آشنا بود سوالی نگاش کردم گفتم : با منی ؟ - بله - بفرمایید شما محمد رو می شناسید - محمد ؟! - بله محمد موسوی - اره شوهرمه لبخند زد وگفت : یه لحظه بعد برگشت وگفت ...

۲ روز پیش
36K
*گل یخ* *محمد* یکم دستام لرزید ولی دکتر اشاره می کرد ادامه بدم - درد داری محمد - نه خسته شدم - کافیه می تونی بلند شی نشستم شیشه آب رو داد دستم - از ...

*گل یخ* *محمد* یکم دستام لرزید ولی دکتر اشاره می کرد ادامه بدم - درد داری محمد - نه خسته شدم - کافیه می تونی بلند شی نشستم شیشه آب رو داد دستم - از روز اولم قوی تر شدی ماشالله پسر بلند شدم رفتیم طرف استخر - آقای محتشم ...

۲ روز پیش
53K
*گل یخ* *فرشته* وقتی برگشتم خونه محمد تو حال نشسته بود رو کاناپه متعجب گفتم :کی آوردت اینجا - حسین اومدن ورفتن - آها - کجا بودی انقدر دیر کردی نمیگی نگران میشم - ببخشید ...

*گل یخ* *فرشته* وقتی برگشتم خونه محمد تو حال نشسته بود رو کاناپه متعجب گفتم :کی آوردت اینجا - حسین اومدن ورفتن - آها - کجا بودی انقدر دیر کردی نمیگی نگران میشم - ببخشید رفتم بالا لباس هام عوض کردم واومدم پایین کسی نبود متعجب گفتم : کسی نیست ...

۲ روز پیش
40K
*گل یخ* *محمد* به سختی پاموصاف کردم دکتر لبخند زد وگفت : حالا این میله هارو بگیر وسعی کن خودت راه بری من حواسم هست فرشته با لبخند نگام می کرد محسنم بود ولی خودم ...

*گل یخ* *محمد* به سختی پاموصاف کردم دکتر لبخند زد وگفت : حالا این میله هارو بگیر وسعی کن خودت راه بری من حواسم هست فرشته با لبخند نگام می کرد محسنم بود ولی خودم باید با کمک دو میله ای که دوطرفم بود راه می رفتم برام سخت بود ...

۲ روز پیش
72K
*گل یخ* *فرشته* دکتر با احتیاط تخت بالا آورد وگفت : درد نداری - نه - فعلا اینجوری خوبه کم کم تخت رو بیارین بالا اگه دیدی آمادگی اینو داری بگو سر خود این کارو ...

*گل یخ* *فرشته* دکتر با احتیاط تخت بالا آورد وگفت : درد نداری - نه - فعلا اینجوری خوبه کم کم تخت رو بیارین بالا اگه دیدی آمادگی اینو داری بگو سر خود این کارو نکنید اونوقت درمانت طول می کشه پسر خوب - دیگه داره یک سال میشه دکتر ...

۲ روز پیش
55K
*گل یخ* *فرشته* محمد خسته بود وحسابی حوصله اش سر رفته بود ناراحتیش عذابم می داد دکتر میومد ومعاینه اش می کرد گاهی هم با هزار زحمت می بردنش بیمارستان تا وضعیتشو چک کنن منم ...

*گل یخ* *فرشته* محمد خسته بود وحسابی حوصله اش سر رفته بود ناراحتیش عذابم می داد دکتر میومد ومعاینه اش می کرد گاهی هم با هزار زحمت می بردنش بیمارستان تا وضعیتشو چک کنن منم امروز همراهش رفته بودم دکتر با دقت کارشو انجام می داد بعدم جوابو نگاهی انداخت ...

۲ روز پیش
34K
اروم رفتم داخل محسن نشسته بود تو پذیرای محسن از فامیلامون بود ولی تصور من از فامیل فقط عمه بود وعمو که باهاشون رفت آمد داشتیم رفتم طرف در اتاق محمد زن عمو کنارش بود ...

اروم رفتم داخل محسن نشسته بود تو پذیرای محسن از فامیلامون بود ولی تصور من از فامیل فقط عمه بود وعمو که باهاشون رفت آمد داشتیم رفتم طرف در اتاق محمد زن عمو کنارش بود داشتن حرف می زدن - من تصمیمو گرفتم ...زندگی خودمه اینو به بابا هم بگید ...

۳ روز پیش
73K
*گل یخ* *فرشته* نمی دونستم باید چیکار کنم باعث این حال محمد من بودم همینکه نگامم نمی کرد بیشتر شکنجه ام می دادنمی تونستم دست رو دست بزارم وببینم که اون حالش بده واز من ...

*گل یخ* *فرشته* نمی دونستم باید چیکار کنم باعث این حال محمد من بودم همینکه نگامم نمی کرد بیشتر شکنجه ام می دادنمی تونستم دست رو دست بزارم وببینم که اون حالش بده واز من دور باید چیکار می کردم ؟! نمی شد که همه ای کارهاش رو پرستارش انجام ...

۳ روز پیش
77K
*گل یخ* *فرشته* گیج بودم ودور ورمو نگاه می کردم سرم بد جور درد می کرد صدا ها رو نمی شنیدم می دونستم مکانی که هستم بیمارستانه محمد کجا بود صداش می کردم ولی صدای ...

*گل یخ* *فرشته* گیج بودم ودور ورمو نگاه می کردم سرم بد جور درد می کرد صدا ها رو نمی شنیدم می دونستم مکانی که هستم بیمارستانه محمد کجا بود صداش می کردم ولی صدای خودمو نمی شنیدم گریه می کردم چی شده بود چند روز بیمارستان بودم وخبری از ...

۴ روز پیش
57K
*گل یخ* *فرشته* احساس می کنم محمد احساسی به من نداره ولی چندباری که بهم نزدیک شده بود متفاوت بودولی حالا نمی دونم چرا هر بار بهش نزدیک می شدم پسم می زد چشام داشت ...

*گل یخ* *فرشته* احساس می کنم محمد احساسی به من نداره ولی چندباری که بهم نزدیک شده بود متفاوت بودولی حالا نمی دونم چرا هر بار بهش نزدیک می شدم پسم می زد چشام داشت گرم می شد یهو دیدم محمد نفس نفس می زنه معلوم بود باز خواب می ...

۴ روز پیش
67K