۱ هفته پیش
3K
۱ هفته پیش
5K
با چشای اشکیت تایپ نکردی خوبم بفهمی درد یعنی چی میگن چرا تو خودتی اخه عزیز من کسی که تو دل کسی جا نداشته باشه میرع تو خودش

با چشای اشکیت تایپ نکردی خوبم بفهمی درد یعنی چی میگن چرا تو خودتی اخه عزیز من کسی که تو دل کسی جا نداشته باشه میرع تو خودش

۱ هفته پیش
5K
۱ هفته پیش
4K
۱ هفته پیش
4K
۱ هفته پیش
3K
و اینگونه گذشت

و اینگونه گذشت

۱ هفته پیش
3K
۱ هفته پیش
3K
عصبی رفتم میون حرفش و گفتم : -شما می تونستین حضورتون رو اعلام کنین .در ضمن برای حل مشکل عدم اعتماد به نفستون می تونین به... یه مشاور... حرف تو دهنم ماسید .تازه متوجه منظورش ...

عصبی رفتم میون حرفش و گفتم : -شما می تونستین حضورتون رو اعلام کنین .در ضمن برای حل مشکل عدم اعتماد به نفستون می تونین به... یه مشاور... حرف تو دهنم ماسید .تازه متوجه منظورش شدم اما با این حال به خودم تلقین می کردم اون چیزی که من حدس ...

۱ هفته پیش
32K
براش بخونم . چون قفسه ی پرونده ها پشتم بود از جام بلند شدم و مشغول گشتن شدم. بعد از چک کردن اطلاعات قبل از اینکه قطع کنم پری گفت : -راستی دکتر مهرزاد اومده ...

براش بخونم . چون قفسه ی پرونده ها پشتم بود از جام بلند شدم و مشغول گشتن شدم. بعد از چک کردن اطلاعات قبل از اینکه قطع کنم پری گفت : -راستی دکتر مهرزاد اومده ها... -میدونم ، خودم دیدمش. -وا...مطمئنی؟ -آره...اونطور که طناز دوره اش کرده بود شک ندارم ...

۱ هفته پیش
34K
با صدای مامان رفتیم بیرون تا شام بخوریم . بابا هم اومده بود . در کل شب خوبی بود و خوش گذشت اما من نگران فک پری هم بودم که هنوز سالمه یا نه چون ...

با صدای مامان رفتیم بیرون تا شام بخوریم . بابا هم اومده بود . در کل شب خوبی بود و خوش گذشت اما من نگران فک پری هم بودم که هنوز سالمه یا نه چون تا تونست پشت سر همه حرف زد . شب پری اینا خونمون موندن تا فردا ...

۱ هفته پیش
81K
پس چی؟ دلم میخواد خفشون کنم. -تا این حد؟ -این تازه حد خوبشه. -خب خدارو شکر. حالا چرا اینقدر با بچه ها بَدن؟ -آخه دختر خوشگل تر هست که دل دکتر رو ببرن. -کدوم دکتر؟ ...

پس چی؟ دلم میخواد خفشون کنم. -تا این حد؟ -این تازه حد خوبشه. -خب خدارو شکر. حالا چرا اینقدر با بچه ها بَدن؟ -آخه دختر خوشگل تر هست که دل دکتر رو ببرن. -کدوم دکتر؟ -ندیدیش؟ -کی رو؟ -حقم داری نبینی . من چقدر خنگم . رفتن سمینار . -یعنی ...

۱ هفته پیش
60K
۱ هفته پیش
3K
۱ هفته پیش
5K
۱ هفته پیش
3K
خندیدم ، نمیخواستم متوجه بغضم بشه . جوابی نداشتم بدم. فقط گفتم: -همینطوری. -همینطوری پا روی علاقه ات گذاشتی؟ بازم جوابی نداشتم. دیگه نمیخندیدم . متوجه تغییر حالتم شد . با همه ی این شرایط ...

خندیدم ، نمیخواستم متوجه بغضم بشه . جوابی نداشتم بدم. فقط گفتم: -همینطوری. -همینطوری پا روی علاقه ات گذاشتی؟ بازم جوابی نداشتم. دیگه نمیخندیدم . متوجه تغییر حالتم شد . با همه ی این شرایط بازم دلم نمیخواست بفهمه . لبخند تصنعی زدم و گفتم: -همچین زیادم به وکالت علاقه ...

۱ هفته پیش
108K
لبخند زدم و گفتم: -سلام...خیلی خوش اومدین، بفرمایین داخل. با پروانه خانم رو بوسی کردم . خیلی شکسته شده بود . خوب یادمه که چقدرآقای سرمدی رو دوست داشت . اومدم با پری روبوسی کنم ...

لبخند زدم و گفتم: -سلام...خیلی خوش اومدین، بفرمایین داخل. با پروانه خانم رو بوسی کردم . خیلی شکسته شده بود . خوب یادمه که چقدرآقای سرمدی رو دوست داشت . اومدم با پری روبوسی کنم که زیر گوشم گفت: - باورم نمیشه. از اون موقع تا الان تو شـُکم. با ...

۱ هفته پیش
45K
روی دیوار . یه ذره نگاهشون کرد و با اشاره به یکی از عکسا پرسید : - سلام وروجک ، چی شده که امروز من و مادرت رو قابل دونستی تا دو کلمه باهامون حرف ...

روی دیوار . یه ذره نگاهشون کرد و با اشاره به یکی از عکسا پرسید : - سلام وروجک ، چی شده که امروز من و مادرت رو قابل دونستی تا دو کلمه باهامون حرف بزنی؟ با این حرفش دلم گرفت ولی حق رو بهشون می دادم . تو این ...

۱ هفته پیش
82K
میگفت رفتن توی همون محل خونه گرفتن. مامان گفت: -میبینی کیومرث دنیا چقدر کوچیکه؟باورم نمی شه بعد از ده سال باز پیداشون کردیم . خدا آقای سرمدی رو بیامرزه مرد نازنینی بود. تا موقعی که ...

میگفت رفتن توی همون محل خونه گرفتن. مامان گفت: -میبینی کیومرث دنیا چقدر کوچیکه؟باورم نمی شه بعد از ده سال باز پیداشون کردیم . خدا آقای سرمدی رو بیامرزه مرد نازنینی بود. تا موقعی که برم بخوابم مامانم هی ازم در مورد پری سوال میپرسید . آخر گفتم: -مامان می ...

۱ هفته پیش
50K
۱ هفته پیش
3K