samin29

کاری به کارِ آدم هایی که ...
میانِ کوهی از ...
درد و ناخوشی دارند می خندند ،
نداشته باشید ...
آن هایی که ...
هیچ چیز بر وفقِ مرادشان نیست ...
اما هنوز هم خنده بر لب دارند ...
به خدا این مدل بی خیال بودن.... هنر می خواهد ... !
باور کنید ...
تظاهر به بی خیالی ...
از خلافِ رود شنا کردن هم سخت تر است ...
هیچ کس نمی داند ...
در دلِ این جور آدم ها چه می گذرد ...
هیچ کس نمی داند ...
شب هایشان با چه زجری صبح می شود..
شاید دارند میانِ خنده هایشان ...
تمام سعی شان را می کنند ...
که فراموش کنند ...
این ها خیلی خسته اند ،،،
خیلی ...
بی انصافی ست که... از فرصتِ لبخندهایِ مصنوعی هم ...
محرومشان کنیم ...
جانِ عزیزتان...
قضاوت نکنید !
سرزنش نکنید !
برچسب نزنید !




در وجودم ڪسی هست...
به وسعت "تـــو"
ڪه هر شب به تنهایی ام سر میزند...
و هر شب یاد آخرین نگاه "تو"
آوار میشود بر تنهایی ام...
بر بی ڪسی این اتاقم...
و من با خودم فڪر میڪنم...
حریم ڪدامین خیال را شڪسته ام...
ڪه اینگونه حقیقت میشوی در باورم...
باور ڪنی یا نه...
فرقی نمیڪند خیال باشی...
رویا باشی...
یا عڪسی در قاب قلبم
فرقی نمیڪندڪه لبخندت سهم من باشد یا نباشد...
همین را میدانم ڪه "دوستتدارم





آهـــــاے دُنــــــــیا ....
بہ انــــــدآزه ے خوشیـــــهآیَـت نآخوشـــــــم ، خیالَـــــــت رآحــــــت ....




به درخت نگاه کن
قبل از اینکه شاخه هایش نور را لمس کنند
، ریشه هایش تاریکی را لمس کرده اند
گاه برای رسیدن به نور باید از تاریکی گذر کرد....





تو که همه‌ی عالم دل است
برای نشستنت؛
بگو ...
تکلیف عاشقی که
جز "تو" کسی به چشمش نمی‌آید
چیست..؟

این حساب کاربری خصوصی میباشد