ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ...

ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘن ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ عجله ...

۲ روز پیش
3K
اگر موفق شدید کسی را فریب دهید او را احمق تصور نکنید بدانید که او بیش از آن چه لایق آن بوده اید به شما اعتماد کرده است

اگر موفق شدید کسی را فریب دهید او را احمق تصور نکنید بدانید که او بیش از آن چه لایق آن بوده اید به شما اعتماد کرده است

۳ روز پیش
3K
ﻫﻤﯿــﺸﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﻣﺎ ﻣﻴﻨﺎﻟﻴﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ! ﺩﺭﺟﻤﻊ،ﺍﺯ ﺷﻠﻮﻏﻲ ﻛﻼﻓﻪ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ،ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﻐﺾ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ! ﺗﻤﺎﻡ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﺍﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢ ﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻏﺮﻭﺏ ﺟﻤﻌﻪ ...

ﻫﻤﯿــﺸﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﻣﺎ ﻣﻴﻨﺎﻟﻴﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ! ﺩﺭﺟﻤﻊ،ﺍﺯ ﺷﻠﻮﻏﻲ ﻛﻼﻓﻪ ﻣﻴﺸﻮﻳﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ،ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﻐﺾ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ! ﺗﻤﺎﻡ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﺍﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢ ﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻏﺮﻭﺏ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ! ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﺎﻥ ...

۱ هفته پیش
4K
یکی از مریدان عارف بزرگی در بستر مرگ استاد از او پرسید مولای من استاد شما که بود؟ عارف: صد ها استاد داشته ام مرید:کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟ عارف اندیشید وگفت ...

یکی از مریدان عارف بزرگی در بستر مرگ استاد از او پرسید مولای من استاد شما که بود؟ عارف: صد ها استاد داشته ام مرید:کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟ عارف اندیشید وگفت در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند اولین استادم یک دزد بود ...

۱ هفته پیش
45K
مارتین لوتر کینگ، مبارز بزرگ آمریکایی درکتاب خاطراتش می نویسد روزی در بدترین حالت روحی بودم فشارها و سختی ها، جانم را به تنگ آورده بود سر در گم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، ...

مارتین لوتر کینگ، مبارز بزرگ آمریکایی درکتاب خاطراتش می نویسد روزی در بدترین حالت روحی بودم فشارها و سختی ها، جانم را به تنگ آورده بود سر در گم و درمانده بودم. مستأصل و نگران، باحالتی غریب و روحی بی جان و بی توان به زندگی خود ادامه می دادم ...

۲ هفته پیش
50K
گاهی وقتا مواظب همدیگه نیستیم مداومت حضورمون کنار همدیگه ما رو بیخیال هم میکنه برا هم عادی میشیم بعد چند روز یا چند ماه و یا چندسال متوجه میشیم ای دادِ بیداد یکی از ماها ...

گاهی وقتا مواظب همدیگه نیستیم مداومت حضورمون کنار همدیگه ما رو بیخیال هم میکنه برا هم عادی میشیم بعد چند روز یا چند ماه و یا چندسال متوجه میشیم ای دادِ بیداد یکی از ماها نیست کم شده گم شده رفته و ما اینقدر بخودمون مشغول بودیم که نفهمیدیم یه ...

۲ هفته پیش
13K
یادت هست…؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها خواستیم بسازیم ...

یادت هست…؟ چند ماه پیش را می‌گویم انتظار پاییز را می‌کشیدیم برایش ذوق داشتیم اکنون پاییز نفس های آخرش را می‌کشد به همین زودی تمام شد خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟ خیلی خاطره‌ها خواستیم بسازیم که نشد خب تمام عمر همین است فصل های مختلف زندگی می‌گذرد تمام می‌شود در ...

۲۹ آذر 1398
9K
وقتی از خودم انتقاد میکنم وقتش نیس ک بارم کنی آنشرلی

وقتی از خودم انتقاد میکنم وقتش نیس ک بارم کنی آنشرلی

۲۶ آذر 1398
3K
یاﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ …؟؟؟ ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ ﻗﻄﺎﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻛﺸﺘﻰ . ﺗﺎ ﻳﻚ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﺷﺪﻯ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﻣﻠﻮﺍﻥ ﻟﻮﻛﻮﻣﻮﺗﻴﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻔﺘﻰ : ﻋﺰﻳﺰﻡ، ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺯﻭﺩ ﺑﺰﺭﮔﺸﻰ ﺁﻗﺎ ﺷﻴﺮﻩ ﺷﻰ ...

یاﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ …؟؟؟ ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ ﻗﻄﺎﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻛﺸﺘﻰ . ﺗﺎ ﻳﻚ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﺷﺪﻯ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﻣﻠﻮﺍﻥ ﻟﻮﻛﻮﻣﻮﺗﻴﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻔﺘﻰ : ﻋﺰﻳﺰﻡ، ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺯﻭﺩ ﺑﺰﺭﮔﺸﻰ ﺁﻗﺎ ﺷﻴﺮﻩ ﺷﻰ . ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ، ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﻗﻮﻯ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ...

۲۰ آذر 1398
4K
آنچه نصیب است، نه کم میدهند گر نستانی،به ستم،میدهند زنی به نزد داوود پیامبر آمد و از خداوند شکایت کرد که :این چه خداییست که مرا اینچنین رنج می دهد ؟ پرسیدند چه شده ؟ ...

آنچه نصیب است، نه کم میدهند گر نستانی،به ستم،میدهند زنی به نزد داوود پیامبر آمد و از خداوند شکایت کرد که :این چه خداییست که مرا اینچنین رنج می دهد ؟ پرسیدند چه شده ؟ گفت مرا فرزندان یتیمی است که چند روز است بی غذا مانده اند چند روز ...

۲۰ آذر 1398
5K
تنهایی خیابانیست در من که هر شب به انتظار عبور تو بی‌ عبور می‌ ماند!

تنهایی خیابانیست در من که هر شب به انتظار عبور تو بی‌ عبور می‌ ماند!

۹ آذر 1398
190
دیگر به هیچکس نمی توان اعتماد کرد چون خودمان بی اعتمادی را رواج داده ایم و این بی اعتمادی را تا مرزی نا مشخص ادامه دادیم یک زمانی مردها، تکیه گاهی بودند برای اعتماد غیرتشان ...

دیگر به هیچکس نمی توان اعتماد کرد چون خودمان بی اعتمادی را رواج داده ایم و این بی اعتمادی را تا مرزی نا مشخص ادامه دادیم یک زمانی مردها، تکیه گاهی بودند برای اعتماد غیرتشان سر زبان ها بود اما کنون دیگر به هر مردی نمی توان اعتماد کرد به ...

۹ آذر 1398
212
تنها که باشی مهم نیست پرندگان چه آوازی می خوانند مهم نیست چقدر پول داشته باشی مهم نیست باد چگونه هو هو می کند و درخت را چگونه نوازش می کند تنها که باشی هر ...

تنها که باشی مهم نیست پرندگان چه آوازی می خوانند مهم نیست چقدر پول داشته باشی مهم نیست باد چگونه هو هو می کند و درخت را چگونه نوازش می کند تنها که باشی هر وقت و هر جا و هر روز تنهایی مهمان توست انگار نه انگار که خدایی ...

۹ آذر 1398
263