نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مدت ها میگذره از اون وقتایی ک من تو ویسگون ی پیج پر از هیجانات زندگیم داشتم ی دختر بچه بودم گاهی شاد گاهی شر گاهی زبون دراز گاهی غمگین و.... برام خیلی مهم بود ...

مدت ها میگذره از اون وقتایی ک من تو ویسگون ی پیج پر از هیجانات زندگیم داشتم ی دختر بچه بودم گاهی شاد گاهی شر گاهی زبون دراز گاهی غمگین و.... برام خیلی مهم بود این پیج ب سختی نگهش داشتم اما دیگه رمق نوشتن نیست من نمیخاستم اینجوری بشه ...

۱ ساعت پیش
9K
#بخونید:) ترس از دست دادنت سایه انداخته بود روی کل زندگیم...همه جا و همه وقت،به این فکر میکردم که اگر بهتر از من پیدا کنی،اگر من دلتو بزنم،اگر خنده های یکی به گوش تو قشنگ ...

#بخونید:) ترس از دست دادنت سایه انداخته بود روی کل زندگیم...همه جا و همه وقت،به این فکر میکردم که اگر بهتر از من پیدا کنی،اگر من دلتو بزنم،اگر خنده های یکی به گوش تو قشنگ تر از من باشه ...اون وقت سهم من از دنیای بی تو چیه؟؟تصورشم برام غیر ...

۱ ساعت پیش
11K
دانلود رمان تقلب نویسنده: F_javid ژانر: طنز، عاشقانه مقدمه: دختری باهوش و سرزنده که ملقب به نانادی و تموم مقاطع تحصیلیش رو با تقلب های عجیب و غریب گذرونده و توی کار خودش استاده. نانادی ...

دانلود رمان تقلب نویسنده: F_javid ژانر: طنز، عاشقانه مقدمه: دختری باهوش و سرزنده که ملقب به نانادی و تموم مقاطع تحصیلیش رو با تقلب های عجیب و غریب گذرونده و توی کار خودش استاده. نانادی کنکورش رو هم با تقلب میده و با یه رتبه ی تک رقمی حقوق قبول ...

۲ ساعت پیش
25K
دانلود رمان در دستان سرنوشت نویسنده: helga1980 ژانر: عاشقانه بخشی از داستان: رویا من می خوام با آژانس برم. به جای رویا فرهاد جواب داد: – تشریف بیارین ما می رسونیمتون. و بعد با خنده ...

دانلود رمان در دستان سرنوشت نویسنده: helga1980 ژانر: عاشقانه بخشی از داستان: رویا من می خوام با آژانس برم. به جای رویا فرهاد جواب داد: – تشریف بیارین ما می رسونیمتون. و بعد با خنده گفت: – امیر می ترسه یه بلایی هم سر این بیچاره بیارین. آنا سرش را ...

۲ ساعت پیش
28K
#خان_زاده #پارت293 انگار از خود بی خود شده بود چون هر چی مشت به سینش می‌کوبیدم بی اثر بود. دکمه هاشو و تند باز کرد و در همون حین با ولع لب هامو می‌بوسید پیراهنش ...

#خان_زاده #پارت293 انگار از خود بی خود شده بود چون هر چی مشت به سینش می‌کوبیدم بی اثر بود. دکمه هاشو و تند باز کرد و در همون حین با ولع لب هامو می‌بوسید پیراهنش و از تنش در آورد. با تمام توان هلش دادم عقب.یه قدم عقب رفت و ...

۵ ساعت پیش
53K
#خان_زاده #پارت292 با اخم نگاهش و ازم گرفت. خواستم بلند بشم اما دلم نمیومد وقتی مونس انقدر قشنگ شیر می‌خورد ازش بگیرم.از طرفی با اینکه اهورا پشتش و بهم کرده بود اما خیلی معذب بودم. ...

#خان_زاده #پارت292 با اخم نگاهش و ازم گرفت. خواستم بلند بشم اما دلم نمیومد وقتی مونس انقدر قشنگ شیر می‌خورد ازش بگیرم.از طرفی با اینکه اهورا پشتش و بهم کرده بود اما خیلی معذب بودم. از اونجایی که کلبه هیچ اتاقی نداشت روی صندلی کنار شومینه در حالی که پشتش ...

۵ ساعت پیش
33K
گذشت و گذشت و گذشت پروردگارم، خالق زیباییها... عشق را با صدای نفس ناطقه در تمام سلول های بدنم دمید گویی بادکنکی پر از آب یکباره سمت چپ سینه ام باز شد مقابل منزلگاه نفسم ...

گذشت و گذشت و گذشت پروردگارم، خالق زیباییها... عشق را با صدای نفس ناطقه در تمام سلول های بدنم دمید گویی بادکنکی پر از آب یکباره سمت چپ سینه ام باز شد مقابل منزلگاه نفسم یه ترمز محکم زدم یه حس خاصی بود از اون روز به بعد شب ها ...

۱۴ ساعت پیش
57K
ای هی هی چقدر سنگت و به سینه زدم پُشتت هر چی که شد در اومدم همون سنگ و تو به سرم زدی از خجالت من در اومدی بیشتر از تنهایی از همدم نامردت بترس ...

ای هی هی چقدر سنگت و به سینه زدم پُشتت هر چی که شد در اومدم همون سنگ و تو به سرم زدی از خجالت من در اومدی بیشتر از تنهایی از همدم نامردت بترس دلیل خنده و گریت یکیه مسخره است اصلاً میگذرم و میزنم زیر همه چی به ...

۱۶ ساعت پیش
41K
دلم گرفته!اینقدر که شاید تصورشم نتونی بکنی... اینقدر که نمیتونم خودمو نگه دارم... همش زار میزنم و گریه میکنم...نه واسه تو،نه واسه کِسه دیگه،واسه تنهایی هام دلم گرفته... واسه اینکه یه نفرم یه که و ...

دلم گرفته!اینقدر که شاید تصورشم نتونی بکنی... اینقدر که نمیتونم خودمو نگه دارم... همش زار میزنم و گریه میکنم...نه واسه تو،نه واسه کِسه دیگه،واسه تنهایی هام دلم گرفته... واسه اینکه یه نفرم یه که و تنها... واسه اینکه خودمم... واسه اینکه درد دلمو فقط به خودم میگم و دلم...واسه اینکه ...

۱۶ ساعت پیش
54K
Ꮖ ᏞᎾᏚᎢ ᏔᎻᎬᎡᎬ Ꮖ ᎢᎻᎾᏌᏩᎻᎢ ᎷY ᎠᎡᎬᎪᎷᏚ ᏟᎾᎷᎬ ᎢᎡᏌᎬ . من جایی باختم که فکر کردم دارم به آرزو هام میرسم! TEXT.BRZ🌻 🍃 https://chat.whatsapp.com/JSCqToO6QSQ5Brbzcledgf

Ꮖ ᏞᎾᏚᎢ ᏔᎻᎬᎡᎬ Ꮖ ᎢᎻᎾᏌᏩᎻᎢ ᎷY ᎠᎡᎬᎪᎷᏚ ᏟᎾᎷᎬ ᎢᎡᏌᎬ . من جایی باختم که فکر کردم دارم به آرزو هام میرسم! TEXT.BRZ🌻 🍃 https://chat.whatsapp.com/J...

۱۸ ساعت پیش
5K
خانوما ❇ ️اگر کاری برای #همسرتون و ابراز عشقتون انجام میدید سعی کنید زبونی هم #بگید 👈 مثلا بگید به خاطر شوهر گلم که از سرکار اومده و برای رفاه حال منو بچه هام کار ...

خانوما ❇ ️اگر کاری برای #همسرتون و ابراز عشقتون انجام میدید سعی کنید زبونی هم #بگید 👈 مثلا بگید به خاطر شوهر گلم که از سرکار اومده و برای رفاه حال منو بچه هام کار کرده یه چایی میارم که بدونه چقدر کارش برام ارزش داره

۱۸ ساعت پیش
10K
رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین ...

رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین زبونی لیدی!'' اون لحظه میخواستم گردنشو بشکونم؛ولی داشتم از خجالت آب میشدم و به ریکشن ...

۱ روز پیش
54K
رمان لطفابخند،پارت شانزدهم: وقتی فهمیدم که اونم چیزایی میدونست،خوشحال شدم.حداقل اینجوری دیگه از باهم بودنمون نمیترسم.ولی یه مدتیه که دلم شور میزنه.میترسم یه اتفاقی بیوفته که از هم جدا بشیم.دستای گرمشو توی دستای سردم گره ...

رمان لطفابخند،پارت شانزدهم: وقتی فهمیدم که اونم چیزایی میدونست،خوشحال شدم.حداقل اینجوری دیگه از باهم بودنمون نمیترسم.ولی یه مدتیه که دلم شور میزنه.میترسم یه اتفاقی بیوفته که از هم جدا بشیم.دستای گرمشو توی دستای سردم گره دادم. +هوسوک...من میترسم از هم جدا شیم.دلم خیلی شور میزنه! تاخواستم بازم حرف بزنم انگشت ...

۱ روز پیش
41K
رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این هفته برای رزا یه جشن میگیرن که دوستای خانوادگی دعوتن با رزا به خونه برگشتم ...

۱ روز پیش
62K
#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد ...

#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد از خروج از اشپزخونه ...دوباره صدای بشغاب و داد و بیداد های سر اشپز ها ...

۱ روز پیش
80K
https://agahi90.ir | #تبلیغات #آگهی #فروشگاه #خرید کافیه سایت #گوگل رو باز کنید و فارسی بنوسید آگهی90 بعد هر چقدر آگهی رایگان میخواهید درج کنید و با کلی عکس و یک ویدیو

https://agahi90.ir | #تبلیغات #آگهی #فروشگاه #خرید کافیه سایت #گوگل رو باز کنید و فارسی بنوسید آگهی90 بعد هر چقدر آگهی رایگان میخواهید درج کنید و با کلی عکس و یک ویدیو " A g a h i 9 0 . i R " متن خوب + تصویر حرفه ای + ...

۱ روز پیش
28K