نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

... بهانه کن تو عشق را بیا بخوان کنار من در این هوای بی‌کسی بیـا بمان نگار من غزل برای چشم توست به‌رنگ آبی دلت بیا بخوان به‌نام عشق بیا تو ای‌بهار من دلـم شکسته ...

... بهانه کن تو عشق را بیا بخوان کنار من در این هوای بی‌کسی بیـا بمان نگار من غزل برای چشم توست به‌رنگ آبی دلت بیا بخوان به‌نام عشق بیا تو ای‌بهار من دلـم شکسته در غـمت به دوری نگاه تو مـرا به تـب رها مکن بیـا بمـان کـنار من ...

۲ دقیقه پیش
296
کمی متفاوت باش سعی کن در زندگی دور خودت دایره ای بکشی، دایره ای به وسعتِ بیخیال بودن، دایره ای که قضاوتهای بی منطقِ دیگران را از افکارت‌ جدا و تفکیک‌کند. باور کن هیچ چیز ...

کمی متفاوت باش سعی کن در زندگی دور خودت دایره ای بکشی، دایره ای به وسعتِ بیخیال بودن، دایره ای که قضاوتهای بی منطقِ دیگران را از افکارت‌ جدا و تفکیک‌کند. باور کن هیچ چیز در این جهان ، برقرار و باقی و ماندگار نمی ماند.. .اتفاقات برای افتادنند زبان ...

۵ دقیقه پیش
628
هرگز مشو مغرور ای مهربان ای گل چون شادم زشادیت ای مهربان جانان انقدر نزن تنه بر عهد خود هستم ای مهربان ای گل ا گل را زپیش تو چون هیچ باشد ز پایت

هرگز مشو مغرور ای مهربان ای گل چون شادم زشادیت ای مهربان جانان انقدر نزن تنه بر عهد خود هستم ای مهربان ای گل ا گل را زپیش تو چون هیچ باشد ز پایت

۶ دقیقه پیش
320
دختری که چهره اش را به هم کوبیده و سادگی اش را پشت غلظت رژ قرمزش پنهان کرده است روزی پسری در گوشش زمزمه کرده بود که من دختر ساده ای چون تو دوست دارم ...

دختری که چهره اش را به هم کوبیده و سادگی اش را پشت غلظت رژ قرمزش پنهان کرده است روزی پسری در گوشش زمزمه کرده بود که من دختر ساده ای چون تو دوست دارم اما چمدانش را بست و رفت و آن دختر دیگر ساده نماند. #زهرا_ش✍

۶ دقیقه پیش
704
♡پارت نهم♡ یه زنه داشت رد میشد که گفتم: خانوم ؟ببخشیدخانوم نجاتی کدومه؟؟ با دستش خانومی رو که داشت با کامپیوتر کار میکردو نشون داد +خیلی ممنونم پیشش رفتمو گفتم: +سلام خانوم نجاتی؟؟ _بله دخترم ...

♡پارت نهم♡ یه زنه داشت رد میشد که گفتم: خانوم ؟ببخشیدخانوم نجاتی کدومه؟؟ با دستش خانومی رو که داشت با کامپیوتر کار میکردو نشون داد +خیلی ممنونم پیشش رفتمو گفتم: +سلام خانوم نجاتی؟؟ _بله دخترم بیا بشین کنارم لبخندی ب صمیمیتش زدمو گفتم +خیلی ممنونم من ایمانی هستم ولی شما ...

۱۲ دقیقه پیش
2K
دفترچه تلفن من پر از اسمهای جور واجوره! اما وقتی دنبال کسی می گردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم،میبینم که به صورت مفتضحانه ای هیچ کس رو ندارم و اون اعدادی که جلوی ...

دفترچه تلفن من پر از اسمهای جور واجوره! اما وقتی دنبال کسی می گردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم،میبینم که به صورت مفتضحانه ای هیچ کس رو ندارم و اون اعدادی که جلوی اسمها نوشته شده مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده،بی ارزش و ...

۱۸ دقیقه پیش
1K
عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود ...

عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود آسمان هم قد و قواره ی تنش شده بود… چشم ها و خنده های خیلی ...

۴۴ دقیقه پیش
9K
در خانه ها مان خلوت سجاده ای نیست... دور و بر ما زندگی ساده ای نیست...😓

در خانه ها مان خلوت سجاده ای نیست... دور و بر ما زندگی ساده ای نیست...😓

۵۵ دقیقه پیش
2K
بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا که برون شد دل سرمست من از دست اینجا چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان دلم آورد و به زنجیر فرو بست اینجا تا ...

بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا که برون شد دل سرمست من از دست اینجا چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان دلم آورد و به زنجیر فرو بست اینجا تا نگوئی که من اینجا ز چه مست افتادم هیچ هشیار نیامد که نشد مست اینجا ...

۵۶ دقیقه پیش
4K
شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟ تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟ شبیه یک پرنده، خیس از باران که می آیم؟ تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟ ...

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟ تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟ شبیه یک پرنده، خیس از باران که می آیم؟ تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟ پس از طی کردن فرسنگها راهی که می دانی کنار خستگیها، تکیه گاهم می شوی ...

۵۶ دقیقه پیش
7K
. #داستان های شاهنامه #سیاوش شاه همه را متفرق کرد و به سیاوش گفت : ماجرا را بازگو.سیاوش هرچه گذشته بود بازگفت اما سودابه میمی گفت : او به من نظر بد داشته و لباسم ...

. #داستان های شاهنامه #سیاوش شاه همه را متفرق کرد و به سیاوش گفت : ماجرا را بازگو.سیاوش هرچه گذشته بود بازگفت اما سودابه میمی گفت : او به من نظر بد داشته و لباسم را درید . پس بر و بالای سیاوش را بویید اما بوی مشکی که از ...

۱ ساعت پیش
11K
🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 #خان_زاده #پارت187 به سمت پنجره رفت و کلید و از پنجره پرت کرد پایین. دیگه رسما نفسم قطع شد. خواست به سمتم بیاد که عقب عقب رفتم و گفتم _اگه ...

🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 #خان_زاده #پارت187 به سمت پنجره رفت و کلید و از پنجره پرت کرد پایین. دیگه رسما نفسم قطع شد. خواست به سمتم بیاد که عقب عقب رفتم و گفتم _اگه کاری بکنی قسم می‌خورم خودم و می‌کشم روبه روم ایستاد و گفت _من باید خیلی ...

۱ ساعت پیش
7K
بگوئید ای رفیقان ساربان را که امشب باز دارد کاروان را چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل زغلغل بلبل فریاد خوان را اگر زین پیش جان میپروریدم کنون بدرود خواهم کرد جان را ...

بگوئید ای رفیقان ساربان را که امشب باز دارد کاروان را چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل زغلغل بلبل فریاد خوان را اگر زین پیش جان میپروریدم کنون بدرود خواهم کرد جان را بدار ای ساربان محمل که از دور ببینم آن مه نامهربان را دمی بر چشمهٔ ...

۱ ساعت پیش
2K
پارت دهم_ #پیانوی_سبز جیمین:وارد سالنی که قرار بود کنسرتم توش برگذار بشه شدم...خیلی خوب بود از رییس نا که پرسیده بودم گفته بود که تمام بلیط هارو فروختن..... رئیس نا:ببین که اینجاس..نابقه پیانو پارک جیمین ...

پارت دهم_ #پیانوی_سبز جیمین:وارد سالنی که قرار بود کنسرتم توش برگذار بشه شدم...خیلی خوب بود از رییس نا که پرسیده بودم گفته بود که تمام بلیط هارو فروختن..... رئیس نا:ببین که اینجاس..نابقه پیانو پارک جیمین جیمین:رئیس نا دست بردار من چیم نابقه است؟ رئیس نا:یکم برو بگرد ببین پشت سرت ...

۱ ساعت پیش
4K
ای منیم ایستملی نازلی نگاریم نجه سن؟ گوزومون نوری اورگ صبروقراریم نجه سن؟ دیزیمین طاقتی سنسن،باشوامن دولانیم! یاداسال سنده منی شأن وقاریم نجه سن؟

ای منیم ایستملی نازلی نگاریم نجه سن؟ گوزومون نوری اورگ صبروقراریم نجه سن؟ دیزیمین طاقتی سنسن،باشوامن دولانیم! یاداسال سنده منی شأن وقاریم نجه سن؟

۱ ساعت پیش
861
part5 #cruel_love تیلور♥ ️: یه دفه به خودم میام.یه مشت میزنم به سینش و میزنمش کنار.از کلاس میرم بیرون و تو حیاط به امید اینکه بتونم سلنارو پیدا کنم دارم دور خودم میچرخم.الان ذوق مرگم ...

part5 #cruel_love تیلور♥ ️: یه دفه به خودم میام.یه مشت میزنم به سینش و میزنمش کنار.از کلاس میرم بیرون و تو حیاط به امید اینکه بتونم سلنارو پیدا کنم دارم دور خودم میچرخم.الان ذوق مرگم ولی در واقع از دستش کفریم.احساس میکنم اون دوسم نداره یعنی در واقع الکی منو ...

۱ ساعت پیش
15K
ای دل ای دل ای دل❤ 😝

ای دل ای دل ای دل❤ 😝

۱ ساعت پیش
2K
یاشار و عسل با نگرانی ازم میپرسیدن که چرا گریه میکنم از یاشار خواستم راه بیوفته و توی راه براشون هر چی شنیده بودم گفتم یهو یاشار وایستاد و دستشو محکم زد روی فرمون و ...

یاشار و عسل با نگرانی ازم میپرسیدن که چرا گریه میکنم از یاشار خواستم راه بیوفته و توی راه براشون هر چی شنیده بودم گفتم یهو یاشار وایستاد و دستشو محکم زد روی فرمون و عسل سعی میکرد آرومش کنه که یاشار گفت_کاش میشد صداشو ضبط میکردی._من از پشت در ...

۱ ساعت پیش
20K