نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

✨ 🌼 ✨ #ݓݕریڪ_غدیڔ ✨ 🌼 ✨ 💚 💚 💚 💚 💚 💚 💐 نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد ✨ 💐 ناشر حکم ولایت به ولی می نازد ✨ 💐 گر بنازد ...

✨ 🌼 ✨ #ݓݕریڪ_غدیڔ ✨ 🌼 ✨ 💚 💚 💚 💚 💚 💚 💐 نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد ✨ 💐 ناشر حکم ولایت به ولی می نازد ✨ 💐 گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی ✨ 💐 عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد... ...

۱ ساعت پیش
918
عجب منظره ای😍 دشت بابونه در شهرستان نمین اردبیل #اینجا_ایران_است 😍 🇮 🇷 😍

عجب منظره ای😍 دشت بابونه در شهرستان نمین اردبیل #اینجا_ایران_است 😍 🇮 🇷 😍

۳ ساعت پیش
388
#پارت16: بعد از رسیدن به خونه سریع از ماشین پریدم و به داخل خونه رفتم خواستم از پله ها بالا برم که متوجه ارمیا شدم رو مبل لم داده بود با تعجب گفتم: - تو ...

#پارت16: بعد از رسیدن به خونه سریع از ماشین پریدم و به داخل خونه رفتم خواستم از پله ها بالا برم که متوجه ارمیا شدم رو مبل لم داده بود با تعجب گفتم: - تو کِی اومدی؟ همین تازه تو جشن پیشمون بودی! ارمیا ارنجشو روی صورتش گذاشت و گفت: ...

۱۰ ساعت پیش
13K
#محسن دوستا خیلی جاتون خالی بود کلی رقصیدم بجاتون کلی جیغ و دست همخونی کردم به یادتون موزیک جدیدشو نخوند آمادگی نداشت ، گفت اونایی که خوشتون نیومده کم کم علاقه مند میشن . تو ...

#محسن دوستا خیلی جاتون خالی بود کلی رقصیدم بجاتون کلی جیغ و دست همخونی کردم به یادتون موزیک جدیدشو نخوند آمادگی نداشت ، گفت اونایی که خوشتون نیومده کم کم علاقه مند میشن . تو لحظه های عاشقونشون گوش بدن 😊 آقا محسن دیر اومدن و زود رفتن😣 کلی حرفای ...

۱۸ ساعت پیش
11K
عجب صبری خدا دارد که پرده برنمیدارد😥 بسههههههههه دیگه ، ما چرا بی اهمیتیم !!! چراااااا بخدا که خدا میبینه . انشاا... که خداا همین الان اونی که اینا رو با اون سرنگ وحشتناک کشته ...

عجب صبری خدا دارد که پرده برنمیدارد😥 بسههههههههه دیگه ، ما چرا بی اهمیتیم !!! چراااااا بخدا که خدا میبینه . انشاا... که خداا همین الان اونی که اینا رو با اون سرنگ وحشتناک کشته ، به طرز وحشتناکییی بکشه از ته دل براش آرزوی مرگ دارم. سنگ دل چجور ...

۱۹ ساعت پیش
12K
عجب آب و هوایی

عجب آب و هوایی

۲۱ ساعت پیش
2K
پارت ۹۷ ☆ با صدای دست و آفرین برگشتم که یه پسر قد بلند و خوش هیکل با موهای مشکی دیدم پسره :آفرین عجب مهارتی داری !اگه اشتباه نکنم شما بیتا خانم دوست پرهام هستین ...

پارت ۹۷ ☆ با صدای دست و آفرین برگشتم که یه پسر قد بلند و خوش هیکل با موهای مشکی دیدم پسره :آفرین عجب مهارتی داری !اگه اشتباه نکنم شما بیتا خانم دوست پرهام هستین -بله درست گفتین پسره :منم شاهینم شاهین سهیلی -از آشناییتون خوشبختم شاهین :منم همینطور پرهام ...

۲۳ ساعت پیش
45K
عجب لواشکی شد. به به...

عجب لواشکی شد. به به...

۱ روز پیش
3K
پارت پنجاه و ششم دمان دیدن دوباره ی تو با این حرکت اشکان من و شروین از خندع روده بر شدیم ....... واییی خـــدااا.... چقدر قیافش باهال بود.... یه چند دقیقه تی میخندیدیم تا بالاخره ...

پارت پنجاه و ششم دمان دیدن دوباره ی تو با این حرکت اشکان من و شروین از خندع روده بر شدیم ....... واییی خـــدااا.... چقدر قیافش باهال بود.... یه چند دقیقه تی میخندیدیم تا بالاخره خندمون تموم شد.... شروین در حالی که داشت ... شقیقه هاش رو ماساژ میداد رو ...

۱ روز پیش
45K
عجب شاگرد خنگی😉 😉 😉

عجب شاگرد خنگی😉 😉 😉

۱ روز پیش
1K
مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند ، بچه ها شیطنت و سر و صدا می کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود. مردم با هم پچ پچ می کردند و می ...

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند ، بچه ها شیطنت و سر و صدا می کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود. مردم با هم پچ پچ می کردند و می گفتند عجب پدر بی ملاحظه ایست و بچه هایش را آرام نمی کند! بالاخره یک ...

۱ روز پیش
17K
عجب عجیبیم.... .....

عجب عجیبیم.... .....

۱ روز پیش
4K
بیگناه پای دار رفت نمیدونست بالای دار هم میره! چاقو دسته‌ی خودشو برید و محبت هیچ خاری رو گل نکرد همونطور که دوری دوستی نیاورد درو تخته هم^اصلا^باهم جور نبودن به دعای گربه سیاهم عجب ...

بیگناه پای دار رفت نمیدونست بالای دار هم میره! چاقو دسته‌ی خودشو برید و محبت هیچ خاری رو گل نکرد همونطور که دوری دوستی نیاورد درو تخته هم^اصلا^باهم جور نبودن به دعای گربه سیاهم عجب بارونی اومد تازه:کار از محکم کاری هم عیب کرد ماه هم خیلی خوب پشت ابر ...

۱ روز پیش
10K
پارت ۹۴ ☆ با نگاهم دنبال رها میگشتم که پیداش کردم دوییدم سمتش و محکم بغلش کردم ......... رها:آخ آروم تر اشتباه داری میکنی من پرهام نیستم اینقدر محکم بغلم میکنی !!!!!!! اخم کردم و ...

پارت ۹۴ ☆ با نگاهم دنبال رها میگشتم که پیداش کردم دوییدم سمتش و محکم بغلش کردم ......... رها:آخ آروم تر اشتباه داری میکنی من پرهام نیستم اینقدر محکم بغلم میکنی !!!!!!! اخم کردم و از بغلم بیرون کردم و گفتم :بیشعور من فقط تورو اینقدر محکم بغل میکنم رها ...

۱ روز پیش
43K
عجب حسی از دور نگاه کردن تو باور کن تو در من هستی و تو را دوست دارم ا ای گل وعطرت را از من دریغ نکن ا که در تنهایم به بوی تو عادت ...

عجب حسی از دور نگاه کردن تو باور کن تو در من هستی و تو را دوست دارم ا ای گل وعطرت را از من دریغ نکن ا که در تنهایم به بوی تو عادت کرده ام ا

۲ روز پیش
6K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 104* صدای آهنگ رو شنیدم ،همون آهنگ مورد علاقه ام بود که با روژان میرقصیدیم ، یه چشمک به کلاری ،یه چشک هم به هانا زدم و دوتا چرخ ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت 104* صدای آهنگ رو شنیدم ،همون آهنگ مورد علاقه ام بود که با روژان میرقصیدیم ، یه چشمک به کلاری ،یه چشک هم به هانا زدم و دوتا چرخ گردون زدم و رفتم وسط ، شروع کردم رقصیدن اولش ریتمش آروم بود با ناز ...

۲ روز پیش
59K
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند؟ گفته بودم مردم اینجا بدند... ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری باوفایی را بخور دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست؟ آن عزیزت عهد و پیمانت شکست... ...

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند؟ گفته بودم مردم اینجا بدند... ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری باوفایی را بخور دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست؟ آن عزیزت عهد و پیمانت شکست... دیدی ای دل درجهان یک یار نیست؛ هیچ کس در زندگی غم خوار نیست! دیدی ...

۲ روز پیش
9K
گفته بود اولینَ‌ش

گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم! باورش کردم افتخار هم میکردم اولینِ کسی بودن، آخ که عجب لذتی دارد! آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد... کافه میرفتیم، بغض میکرد... قدم میزدیم، بغض میکرد... حتی لحظه ای هم که بوسیدمش، بغض کرد... یک جای کار میلنگید! "من شبیهِ اولین ها نبودم..."

۲ روز پیش
6K
#هویت_مخفی_عشق #پارت۹۳ رفت سمت مهنا و صورت زیباشو با دستش آورد بالا و گفت:آماده باش که زن من بشی خانوم وکیل بعد این حرف شروع کرد به قهقهه زدن اومد سمت من و منو به ...

#هویت_مخفی_عشق #پارت۹۳ رفت سمت مهنا و صورت زیباشو با دستش آورد بالا و گفت:آماده باش که زن من بشی خانوم وکیل بعد این حرف شروع کرد به قهقهه زدن اومد سمت من و منو به زور برد و نشوند رو صندلی دیگه جون نداشتم بلند شم از جام اردشیر دستشو ...

۲ روز پیش
51K
پارت ۸۷ ☆ درست دوساعت داشتن بازی میکردن که نفهمیدم چی شد کم کم خوابم برد چشامو بستم .... یهو حس کردم تو هوا معلقم!!!!!!! چشامو باز کردم دیدم تو بغل پرهامم😳 -چیکار میکنی !!!!!! ...

پارت ۸۷ ☆ درست دوساعت داشتن بازی میکردن که نفهمیدم چی شد کم کم خوابم برد چشامو بستم .... یهو حس کردم تو هوا معلقم!!!!!!! چشامو باز کردم دیدم تو بغل پرهامم😳 -چیکار میکنی !!!!!! پرهام :خوابت برده بود دارم میبرم بزارم رو تخت راحت بخوابی -خودم میتونم برم پرهام ...

۳ روز پیش
44K