نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑧② گفتم:چرا ها چرا من این همه دختر رنگو وارنگ دیگ چرا من چون باهمه فرق داری اخلاقت رفتارت یه جور دیگس وقتی میدم با آرام حرف میزدی و تامنو میدید ساکت میشدید برام ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑧② گفتم:چرا ها چرا من این همه دختر رنگو وارنگ دیگ چرا من چون باهمه فرق داری اخلاقت رفتارت یه جور دیگس وقتی میدم با آرام حرف میزدی و تامنو میدید ساکت میشدید برام جالب بود فکر کردم شاید ..... نزاشتم ادامه بده گفتم:نه من دوست ندارم ولی به ...

۲ ساعت پیش
22K
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند اینجا گدا همیشه طلبکار می شود اینجا که آمدی کرمش فرق می کند شاعر شدم برای سرودن برایشان این ...

اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند اینجا گدا همیشه طلبکار می شود اینجا که آمدی کرمش فرق می کند شاعر شدم برای سرودن برایشان این خانواده، محتشمش فرق می کند “صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین” عیسای ...

۲ ساعت پیش
6K
#تلنگر_مهدوی_به_جز_قدرت_خدا_قدرت_دیگه‌ای_رو_سراغ_دارید سلام به همه محبان و مشتاقان ظهور یوسف فاطمه سلام الله ، روز جمعه تون بخیر ، طاعات و عباداتتون مقبول درگاه خدا فرا رسیدن اربعین اباعبدالله الحسین علیه سلام را تسلیت عرض میکنم ...

#تلنگر_مهدوی_به_جز_قدرت_خدا_قدرت_دیگه‌ای_رو_سراغ_دارید سلام به همه محبان و مشتاقان ظهور یوسف فاطمه سلام الله ، روز جمعه تون بخیر ، طاعات و عباداتتون مقبول درگاه خدا فرا رسیدن اربعین اباعبدالله الحسین علیه سلام را تسلیت عرض میکنم عزیزان ❗ ️باز هم در روز ادینه در خدمت شما هستم با یکی دیگر از ...

۳ ساعت پیش
22K
هفته تربیت بدنی ب خودم و همه دوستا ورزشکارم ک نه تنها برا سلامتی خودشون بلکه برا سلامتی بقیه تلاش میکنند تبریک میگم

هفته تربیت بدنی ب خودم و همه دوستا ورزشکارم ک نه تنها برا سلامتی خودشون بلکه برا سلامتی بقیه تلاش میکنند تبریک میگم

۴ ساعت پیش
2K
ادامه پست قبلی آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود؛ خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم. چیزهایی که الان ...

ادامه پست قبلی آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود؛ خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم. چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی ...

۵ ساعت پیش
53K
عاقا فکت داریم از جه‌مین^_____^ اعترافا خودم خیلیا شو نمیدونستم •رنگ مسواکش بنفشه:| •جم به جیسونگی یاد داده که چطور با ماشین لباس شویی کار کنه. اما جیس وقتی میخواست لباساشو با اون بشوره بعد ...

عاقا فکت داریم از جه‌مین^_____^ اعترافا خودم خیلیا شو نمیدونستم •رنگ مسواکش بنفشه:| •جم به جیسونگی یاد داده که چطور با ماشین لباس شویی کار کنه. اما جیس وقتی میخواست لباساشو با اون بشوره بعد از اینکه پودر رو توی جای مخصوصش ریخت درشو نبست و در واقع لباساشو با ...

۶ ساعت پیش
37K
پارت ۱۴ فیک عشق بی نهایت بعد از اون ناراحتی که پیش اومد برگشتن خونه . یه یه ساعتی میگذشت که رسیده بودن خونه . ساعت نزدیک ناهار بود و نیارا هنوز هیچی آماده نکرده ...

پارت ۱۴ فیک عشق بی نهایت بعد از اون ناراحتی که پیش اومد برگشتن خونه . یه یه ساعتی میگذشت که رسیده بودن خونه . ساعت نزدیک ناهار بود و نیارا هنوز هیچی آماده نکرده بود . سریع از پله ها بالا رفت و بدون اینکه در بزنه در اتاق ...

۷ ساعت پیش
34K
اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌

اون‌ضندگیع‌ی‌دختر‌تخصع... اون‌دنیامہ... ضربان‌قݪبمہ... همه‌ڪسمہ... اون‌ڪسیہ‌که‌وقتی‌نیس‌بازم‌فکرش‌هس‌که‌عآرومم‌ڪنہ... اون‌ڪسیہ‌که‌تو‌"جهنم"‌واسم‌یه‌مهمونی‌بهشتی‌برپا‌کرده... اون‌ڪسیہ‌که‌با‌اومدنش‌به‌زندگیم‌هیجان‌داده... اون‌ڪسیہ‌که‌کسی‌که‌به‌یه‌جسدکه‌هشت‌سال‌نفس‌میکشیدزندگی‌کردنو‌یادداد... اون‌بهم‌فهموند‌زندگی‌هنوزم‌ارزش‌زندگی‌کردن‌داره... اون‌ڪسیہ‌که‌تاریخ‌تولدش‌با‌رفیق‌فابم‌یکیه... اون‌ڪسیہ‌که‌اگه‌همه‌دنیا‌بگن‌نه‌بازم‌میخامش... اون‌ڪسیہ‌که‌یادم‌آورد‌هنوز‌میشه‌زندگی‌کرد... اون‌ڪسیہ‌که‌کمکم‌کرد‌برگردم... اون‌ڪسیہ‌‌که‌بهم‌یادداد‌آدما‌میتونن‌متفادت‌باشن... اون‌بهم‌یادداد‌‌اگه‌اسم‌عشق‌خراب‌شده‌اشکالی‌نداره‌‌هنوزم‌کسایی‌هستن‌که‌‌میتونن‌عاشق‌همدیگه‌باشن... اون‌ڪسیہ‌که‌عاشقانه‌دوسش‌دارم...:) امروز،روز‌آنچنان‌خاصی‌نیس:) وݪے‌هر‌روزۍ‌کنآرٺ‌میٺونہ‌ۍ‌روز‌خآص‌باشع^۰^ ضندگیمی‌مهنیای‌من:))) @mahniaghadimi پره غم😔 پره داستان بد

۸ ساعت پیش
10K
نظرتون؟ با کسی رابطه احساسی برقرار کن که نَ تنها افتخار میکنه تو رو داره ، بلکه حاضره هر ریسکی رو بکنه که فقط کنار تو باشه! 🌹

نظرتون؟ با کسی رابطه احساسی برقرار کن که نَ تنها افتخار میکنه تو رو داره ، بلکه حاضره هر ریسکی رو بکنه که فقط کنار تو باشه! 🌹

۸ ساعت پیش
4K
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ...

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس، ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ...

۹ ساعت پیش
6K
parte23^~^ راستی اطلاع بدم من این پارت رو نصفه میزارم!آخه این پارت آخرین پارت بی روح هست که میخوام امروز بزارم و دلم نمیاد همش رو بزارم😸 یه یک ساعت دیگه بقیه رو میزارم😃 . ...

parte23^~^ راستی اطلاع بدم من این پارت رو نصفه میزارم!آخه این پارت آخرین پارت بی روح هست که میخوام امروز بزارم و دلم نمیاد همش رو بزارم😸 یه یک ساعت دیگه بقیه رو میزارم😃 . -مارلی: یونجون بهم پیام داد«من تا ۵ دقیقه دیگه بهت وقت میدم که بیای خونم!». ...

۹ ساعت پیش
37K
آرمی بودن نه تنها باعث خوشحالیه بلکه یک افتخاره . #BTS . #V . #kimtaehyung

آرمی بودن نه تنها باعث خوشحالیه بلکه یک افتخاره . #BTS . #V . #kimtaehyung

۹ ساعت پیش
2K
آیا دوست داری دعایت قبول شود؟ به الله گمان نیک ببر در دعایت تردید مکن در اجابتش تردید مکن در دعایت بدعت گذاری مکن و کفر نگو و ناسپاسی نکن شش مورد را برایت میگویم ...

آیا دوست داری دعایت قبول شود؟ به الله گمان نیک ببر در دعایت تردید مکن در اجابتش تردید مکن در دعایت بدعت گذاری مکن و کفر نگو و ناسپاسی نکن شش مورد را برایت میگویم که دعا در آن رد نمیشود. 1_دعای بعد از نماز 2_دعای یک سوم آخر شب ...

۹ ساعت پیش
54K
چهل روز گذشت، اربعین در راه است! . اربعین می ‏شکفد و نام زینب (س) گل می ‏کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم ‏زده هراس داشتند هم بالاتر بود. . زینب علیهاالسلام ، با ...

چهل روز گذشت، اربعین در راه است! . اربعین می ‏شکفد و نام زینب (س) گل می ‏کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم ‏زده هراس داشتند هم بالاتر بود. . زینب علیهاالسلام ، با خطبه ‏ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت وبا پیام رسانی ...

۱۰ ساعت پیش
18K
< ترجمه ی فارسی ریمیکس آهنگ Make It Right 🌸 > _ من گم شده بودم و داشتم سعی میکردم جواب رو پیدا کنم تو دنیای اطرافم داشتم دیوونه میشدم هر روز، هر شب تو ...

< ترجمه ی فارسی ریمیکس آهنگ Make It Right 🌸 > _ من گم شده بودم و داشتم سعی میکردم جواب رو پیدا کنم تو دنیای اطرافم داشتم دیوونه میشدم هر روز، هر شب تو تنها کسی بودی که من و تمام چیزایی که داشتم باهاشون دست وپنجه نرم میکردم ...

۱۱ ساعت پیش
43K
#رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیست‌ویکم #فیک‌اکسویی‌ #فیک‌های‌اکسو #فیک‌های‌اکسوالی #فیک‌_ومپایراندسیلور‌پارت‌بیست‌ویکم £×¤ وانیا: _زود باشید بیاید من:الان راه میوفتیم و قط شد پوف کشیدم و رو به رزا کردم من:رز زود باش اما ده شو بریم رزا:باشه اما مواظب باش کسی ...

#رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیست‌ویکم #فیک‌اکسویی‌ #فیک‌های‌اکسو #فیک‌های‌اکسوالی #فیک‌_ومپایراندسیلور‌پارت‌بیست‌ویکم £×¤ وانیا: _زود باشید بیاید من:الان راه میوفتیم و قط شد پوف کشیدم و رو به رزا کردم من:رز زود باش اما ده شو بریم رزا:باشه اما مواظب باش کسی نفهمه پوزخند زدم و گفتم من:مگه تا الان کسی فهمیدش؟ رزا ساکت موند و رفت ...

۱۱ ساعت پیش
45K
#خواننده_شیطون #پارت41 «نامجون» یعنی چی خیلی دیر کرده من:ایسو لطفا قبل از رفتن دوباره شمارشو بگیر ایسو:نامجون این هفتمین باره میگی زنگ بزن بابا جواب نمیده!من میرم خداحافظ میرا:منم میرم دیگه خداحافظ دخترا همه رفتن ...

#خواننده_شیطون #پارت41 «نامجون» یعنی چی خیلی دیر کرده من:ایسو لطفا قبل از رفتن دوباره شمارشو بگیر ایسو:نامجون این هفتمین باره میگی زنگ بزن بابا جواب نمیده!من میرم خداحافظ میرا:منم میرم دیگه خداحافظ دخترا همه رفتن ومنو بچه ها منتظر آنیسا بودیم که بیاد باهم بریم جین:دیگه دارم نگرانش میشم شوگا:نکنه ...

۱۳ ساعت پیش
42K
parte:22^~^ -سوبین: با یونجون رفتیم دنبال مارلی.تو راه به نائون و زینب رسیدیم..... بومگیو-زی زی؟مارلی رو ندیدی؟ زینب-چرا، دیدمش.داشت میرفت سمت پشت بوم! . . -یونجون: یهو به سرم زد که نقشه پسرا رو عملی ...

parte:22^~^ -سوبین: با یونجون رفتیم دنبال مارلی.تو راه به نائون و زینب رسیدیم..... بومگیو-زی زی؟مارلی رو ندیدی؟ زینب-چرا، دیدمش.داشت میرفت سمت پشت بوم! . . -یونجون: یهو به سرم زد که نقشه پسرا رو عملی کنم!بهشون گفتم دنبالم نیان و منم رفتم روی پشت بوم.وقتی مارلی منو دید خیلی جا ...

۱۳ ساعت پیش
21K
#پارت۳۹ #رمان_شیطان_زاده #بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر عاشق این مانتو بودم که هرگز هرجایی آن را نمی‌پوشیدم. ولی امشب می‌خواستم بپوشم تا مازیار بیشتر با ثروت پدرم پز دهد! مانتو را ...

#پارت۳۹ #رمان_شیطان_زاده #بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر عاشق این مانتو بودم که هرگز هرجایی آن را نمی‌پوشیدم. ولی امشب می‌خواستم بپوشم تا مازیار بیشتر با ثروت پدرم پز دهد! مانتو را همراه ساپورت مشکی و شال مشکی گوشه‌ای گذاشتم و به دنبال کیف و کفش صورتی ...

۱۴ ساعت پیش
71K
#پارت۳۸ #رمان_شیطان_زاده به دلیل جملات باز کلامی مناسب بالای 🔞 حیاط بزرگ را سپری کردم و وارد خانه شدم. هیچ کس خانه نبود؛ آنام مدرسه بود و بابا هم سرکار. آراز هم یک هفته‌ای می‌شد ...

#پارت۳۸ #رمان_شیطان_زاده به دلیل جملات باز کلامی مناسب بالای 🔞 حیاط بزرگ را سپری کردم و وارد خانه شدم. هیچ کس خانه نبود؛ آنام مدرسه بود و بابا هم سرکار. آراز هم یک هفته‌ای می‌شد که با دوستانش به آنکارا رفته بود و قرار بود امشب بیاید. یک راست از ...

۱۴ ساعت پیش
56K