نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_هشت غیب شدنش را جویا شدم گفت نمی خواستم جایی که یه همسر شهید دلشکسته حضور داره، ما کنار هم باشیم! بین ماه های سال، اردیبهشت برایم دوست داشتنی ترین و متفاوت ترین ماهی ...

#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_هشت غیب شدنش را جویا شدم گفت نمی خواستم جایی که یه همسر شهید دلشکسته حضور داره، ما کنار هم باشیم! بین ماه های سال، اردیبهشت برایم دوست داشتنی ترین و متفاوت ترین ماهی که در چهارمین روزش حمید به دنیا آمده بود. جشن تولد مختصری گرفتیم. از صبح ...

۴ ثانیه پیش
4
#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_هفت سخت جراحت را تحمل کرده و بعد هم به شهادت رسیده بودند. روبروی محوطه اردوگاه یک تپه بلند دیده می شد که پرچم های سبز رنگ زیادی از آن بالا خودنمایی می کرد. ...

#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_هفت سخت جراحت را تحمل کرده و بعد هم به شهادت رسیده بودند. روبروی محوطه اردوگاه یک تپه بلند دیده می شد که پرچم های سبز رنگ زیادی از آن بالا خودنمایی می کرد. دلتنگی هایم موج چشم های حمید را کم داشت. دوست داشتم زودتر بیاید بنشیند و ...

۱ دقیقه پیش
134
دنیـا همه شعر است به چشمم، اما، شعری که تکان داد مرا، چشمِ تو بود #عاشقانه #عاشقانه_ای_به_وقت_دلتنگی

دنیـا همه شعر است به چشمم، اما، شعری که تکان داد مرا، چشمِ تو بود #عاشقانه #عاشقانه_ای_به_وقت_دلتنگی

۳ دقیقه پیش
262
#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_شش احوال پرسی ، برای اینکه بتواند راحت تر صحبت کند رفت داخل راهرو۔ صحبت هایش طول کشید. وقتی برگشت خوشحالی را میشد از چهره اش فهمید. از داخل آشپزخانه با سر پرسیدم جور ...

#رمان_یادت_باشد #پارت_صد_و_هفتاد_و_شش احوال پرسی ، برای اینکه بتواند راحت تر صحبت کند رفت داخل راهرو۔ صحبت هایش طول کشید. وقتی برگشت خوشحالی را میشد از چهره اش فهمید. از داخل آشپزخانه با سر پرسیدم جور شد؟ لبخندی زد و زیر لب گفت: الهی شکر از چند روز قبل دنبال این ...

۳ دقیقه پیش
247
✘یـه دُختَــــر باید شَبـــیهِ پَروانــــه باشــــه‌✌ ⇦دیدنش زیـــــبا ✘وَلـــے گرِفــــتَنِـــش سَخت 『بسلامتی هرچی دختر پاکه』 🤞

✘یـه دُختَــــر باید شَبـــیهِ پَروانــــه باشــــه‌✌ ⇦دیدنش زیـــــبا ✘وَلـــے گرِفــــتَنِـــش سَخت 『بسلامتی هرچی دختر پاکه』 🤞

۴ دقیقه پیش
389
دیشب بود حدود ساعت سه . خوابم میومد خسته بودم خوابیدم . یکی زنگ زد به گوشیم ورداشتم و جواب دادم با صدای لرزون نصف شب بود خیلی استرس گرفته بودم . یکی از دوستام ...

دیشب بود حدود ساعت سه . خوابم میومد خسته بودم خوابیدم . یکی زنگ زد به گوشیم ورداشتم و جواب دادم با صدای لرزون نصف شب بود خیلی استرس گرفته بودم . یکی از دوستام بود اسمش فاطمس گفت بیا بیمارستان که حالا آوا اصلا خوب نیست بیا تو لحظه ...

۱۰ دقیقه پیش
1K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۲ دقیقه پیش
1K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۲ دقیقه پیش
1K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۳ دقیقه پیش
1K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۳ دقیقه پیش
2K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۴ دقیقه پیش
2K
بگذار در آغوش تو آرام بگیرم دلچسب‌ترین شیوه جان باختن است این... #عاشقانه

بگذار در آغوش تو آرام بگیرم دلچسب‌ترین شیوه جان باختن است این... #عاشقانه

۱۴ دقیقه پیش
2K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۴ دقیقه پیش
2K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۵ دقیقه پیش
2K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۶ دقیقه پیش
2K
نمی گذرد دلم از تو... در عجبم! اینگونه که دوستت دارم... نه در آغوشم بوده ای نه تو را بوسیده ام... چه کرده ای که اینچنین دلم برای داشتنت ضعف می‌رود؟!! #باران_قیصری #عاشقانه

نمی گذرد دلم از تو... در عجبم! اینگونه که دوستت دارم... نه در آغوشم بوده ای نه تو را بوسیده ام... چه کرده ای که اینچنین دلم برای داشتنت ضعف می‌رود؟!! #باران_قیصری #عاشقانه

۱۶ دقیقه پیش
2K
امسال سالِ من است، نه برای آمدنت دعا میکنم نه دیگر چشم انتظارت هستم... برای خودم دعا میکنم، برای دلم، برای سادگی هایم... سین هفتم امسالِ من سکوت است..‌ چشم بسته ام بر هر چه ...

امسال سالِ من است، نه برای آمدنت دعا میکنم نه دیگر چشم انتظارت هستم... برای خودم دعا میکنم، برای دلم، برای سادگی هایم... سین هفتم امسالِ من سکوت است..‌ چشم بسته ام بر هر چه بود و گذشت...

۱۶ دقیقه پیش
2K
باز با ارتش زیبایی تو درگیرم خط چشمت خبر از خط مقدم دارد وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد...🙄

باز با ارتش زیبایی تو درگیرم خط چشمت خبر از خط مقدم دارد وعده های سر خرمن همه ارزانی شیخ با تو هر لحظه دلم میل جهنم دارد...🙄

۱۸ دقیقه پیش
2K
#عاشقانه

#عاشقانه

۱۹ دقیقه پیش
2K