ویژه کنید
عکس و تصویر طناز : راستی سحر یه گند دیگ هم زدی ! سحر: یا خدا !! دیگ ...

طناز : راستی سحر یه گند دیگ هم زدی !
سحر: یا خدا !! دیگ چی؟؟؟
طناز: میکروفون تهیونگ رو از دستش گرفتی و انداختی شکست.
سحر: ینی تو میگی من تا یه متری تهیونگ رفتم؟؟؟
حدیث: بدبخت شدی!!
نازی:اومدیم خونه ، سحر دستاش یخ زده بود ، تا رسیدیم حدیث زد شبکه ی خبر و دیدیم تمام سایتا پر شده از بی احترامی بد به وی عضو بی تی اس !
حدیث:دوروزی از ماجرا گذشته بود ، صبح پاشدیم تا صبحونه بخوریم ک سحر اعلام کرد میخواد بره کمپانی و اعلام کنه ک کار اون بوده ؛
طناز:رفتیم کمپانی و سحر به مدیرگف ک همه چی تقصیر اون بوده ، مدیر عاملم گف ک سحر باید شخصا بره و از تهیونگ عذر خواهی کنه ...
سحر:با هر سختی بود رفتمو حرفمو بهش زدم و از عذاب وجدان راحت شدم ، فک میکردم داد و بیداد کنه اما خیلی ریلکس گف اشکال نداره اما باید برام یه میکروفون مثه قبلی بگیری و منم قبول کردم !
فردا...
نازی : امروز قرار بود جواب تست گریممون بیاد ، حدیث با ذوق تو سایت دنبال جواب تستمون بود، یه دفعه یه صدای جیغ و داد و هوار شنیدیم ؛
همه دویدیم سمت حدیث و پرسیدم چی شده؟؟؟
گف ک قبول شدیم !هوراااااااا!
بعد از ظهر رفتیم خرید برا وسایل تا فردا اماده باشیم برای اولین روز کاری ؛
فردا....
حدیث: امروز قرار بود بریم کمپانی ، خیلی ذوق داشتیم ؛ مدیر عامل مارو به اتاق گریم برد و مارو با بچه های گریم اشنا کرد ،
همینطور گرم صحبت بودیم ک یهو اعضای بی تی اس وارد شدن ؛
طناز:به سحر نگا کردم دیدم سرش پایینه و خجالت میکشه ، مدیر عامل مارو معرفی کرد . ک یهو
تهیونگ گف: عه تویی! پس اسمت سحره ، اینجا چیکار میکنی؟؟
سحر ک اصلا روی حرف زدنو نداش همینجوری سرس پایین بود و رنگ عوض میکرد برا همین من جواباشو دادم !
مدیر گف ک وقتشه کارتونو شروع کنین اما قبلش بگم ک
جین ، گریمور تو طنازه ، جانگ کوک گریمور تو نازیه،جیمین گریمور تو حدیثه و در اخر تهیونگ گریمور تو هم سحره !
سحر: حین گریم کردن وی کلی استرس داشتم و دائم سرمو مینداختم پایین و کلیم خجالت میکشیدم اما بقیه خیلی راحت کارشونو انجام میدادن ، امروز جشنواره بود و ماهم رو صندلیا نشسته بودیم و اجرارو تماشا می کردیم ...
طناز:موقع اجرا متوجه شدم سحر خیلی دمغه ، پرسیدم چیه اما گف ک حصوله نداره و میره خونه ، وسط اجرا سحر رف ، خیلی نگرانش شدم چون وقتی توی خودشه و حصوله نداره بیشتر از حد کافی مست میکنه ؛ برا همین رفتم خونه پیش سحر ، وقتی رسیدم دیدم سحر بازم کلی مشروب خورده و خوابه !
وی:پس چرا نیستش؟؟؟چرا نمیبینمش؟؟؟اصلا حواسم به اجرام نبود و به زور اجرارو تموم کردم ، ما برنده شدیم و وقت پاک کردن گریم هامون بود اما ن گریمور من بود و ن گریمور جین !
پایان پارت سوم خلاصه^^ دوستان بیشتر از این نمیشه نوشت دیگ وگرنه همینجا تموم بود:)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...