ویژه کنید
عکس و تصویر تا امید طلوعِ آفتابم هست ؛ مرا با تاریکی شب چه کار؟ . گاهی برای ...

تا امید طلوعِ آفتابم هست ؛ مرا با تاریکی شب چه کار؟
.
گاهی برای اوج گرفتن ، متعالی شدن ، شکوفا شدن و قد کشیدن؛
.
ناگزیری فصلی از وجودت را ، در پژمردگی خزانِ امیدها و عریانی بار زمستانِ تلاش هایت سر کنی.
.
سخت است تنگناهای زندگی، نفس گیر است ، جانت را به ستوه می آورد اما،
.
فولاد محکم شدن فقط از آهنی سخت طاقت ، پسِ حرارت های کوره مورد انتظار است.
.
اقتضای حکمت نیز چنین است هر سربلندی را سرازیری و هر طوفانی را رنگین کمانی زیبا در پی داشتن‌.
.
گاهی به شدت نیازمند اعتمادی عمیق به حکمت های خدا هستیم.
.
پروردگاری بخشاینده و مهربان که از آنچه می پنداریم به خودمان ، خواسته هایمان و مصلحت هایمان آگاه است.
.
همان بشارت دهنده به آسانی بعد از سختی.
《ان مع العسر یسرا 》
فقط کافی است باورش داشته باشیم.
.
.
پی نوشت:
《تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم》
آنچه در این روزها گذشت غم بود و درد.
اما رهاوردی داشت به نام غربال ، سیاه را از سفید و ناخالصی را از خلوص جدا کرد.
آنچه پیش روی این غربال عظیم است اعتلای نام عظیم ایران است بر قله جهان.
《اندکی صبر ، سحر نزدیک است》

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...