ویژه کنید
عکس و تصویر بالاخرعھ یع سال شدفرشتــھ روزمینمـ😍 💍 💎 پرسیدَم بهِشت کجاست؟ مادر همینطور که غذا را ...

بالاخرعھ یع سال شدفرشتــھ روزمینمـ😍 💍 💎
پرسیدَم بهِشت کجاست؟
مادر همینطور که غذا را هَم میزد که تَه نگیرَد گفت " دخترم بهشت اونجاییِ که تمام اعضایِ خانوادت دورِ هم باشن، گل بگن و گل بشنون"
پدرم داشت روزنامه میخواند .. سرش را بالا آورد و گفت " بهشت اونجاییه که هیچ پدری قرض و بدهکاری نداشته باشه .. اونجا که هیچ پدری شرمنده‌یِ زن و بچش نباشه .."
برادرم تلویزیون تماشا میکرد .. رو به من کرد و گفت " اونجا که بدونِ هیچ نگرانی تا نصفه شب با رفیقات بری دور دور تو کوچه و خیابون .."
خواهرم آمد دمِ گوشم طوری که بقیه نفهمند گفت " بهشتِ من اونه .. " از خجالت لپ‌هایش گل انداخت ..!
رفتم سمتِ مادر بزرگ ..
گفتم مادر بزرگ به نظرِ شما بهشت کجاست ..!؟
دست از دوخت و دوز کشید .. کمی اَخم کرد و با صدایِ بلند گفت " چی میگی ننِه نمیشنوم صداتو .. "
صدایَم را کمی بالاتر بردم و حرفَم را تکرار کردم ..
باز هَم اخم کرد .." نمیشنوَم چی میگی ننه .. این گوشام دیگه ذِله کردن منو .."
گمانَم بهشتِ مادر بزرگ را هم فهمیده بودَم کجاست ..!
به سمتِ پنجره رفتم ..
به کوچه نگاه کردم
زیرِ تیرِ برق ایستاده بودی
نگاهت در بی تابی‌ِ دیدنم دو دو میزد ..
خندیدم .. "خندیدی" ..!
اشاره کردی هوا بارانیست .. زودتَر بیا‌ ..!
بهشت واقعا کجا بود؟
آنجایی که خانواده‌ام گفتند ..
یا
" آنجا میانِ کوچه ، زیرِ تیرِ برق؟ " 🙊 ♥ ️🎈 #ڪپی حرام است..💍

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...