نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت اول😘 هینامی گفت یه دختری نجاتم داد من اونو نمی شناختم کو جوش آورده بود کویاگا اومد توی سالن و با قیافه ناراحت گفت دو روز دیگه ازدواج میکنیم اشکهاش سرازیر ...

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت اول😘 هینامی گفت یه دختری نجاتم داد من اونو نمی شناختم کو جوش آورده بود کویاگا اومد توی سالن و با قیافه ناراحت گفت دو روز دیگه ازدواج میکنیم اشکهاش سرازیر شدن روز عروسی کویاگا و ویاتو رسید کویاگا از ویاتو قول گرفت که هرگز تحت ...

۶ دی 1398
68K
#رمان_همیشه قسمت بیست و پنجم😘 بعد از اینکه کو ماجرا رو تعریف کرد ناتالی و نیکو راه میفتن که با کو برن دنبال هینامی بگردن یراسا رفت توی اتاق خودش و درم قفل کرد تا ...

#رمان_همیشه قسمت بیست و پنجم😘 بعد از اینکه کو ماجرا رو تعریف کرد ناتالی و نیکو راه میفتن که با کو برن دنبال هینامی بگردن یراسا رفت توی اتاق خودش و درم قفل کرد تا کتاب بخونه چون نمی تونست کمک کنه به نظر خودش به هیچ درد نمی خوره ...

۲۹ آذر 1398
26K
#رمان_همیشه قسمت بیست و سوم😘 ناتالی و نیکو بد جوری از خواب پریدن کو تنش لرزید ویاتو با وحشت بلند شد و به سمت اتاق یراسا رفت کویاگا بلند بلند میگفت فرار کن اگه بگیرتت ...

#رمان_همیشه قسمت بیست و سوم😘 ناتالی و نیکو بد جوری از خواب پریدن کو تنش لرزید ویاتو با وحشت بلند شد و به سمت اتاق یراسا رفت کویاگا بلند بلند میگفت فرار کن اگه بگیرتت میکشتت کویاگا یادش رفته بود یراسا نمیتونه راه بره تا به خودش اومد ویاتو رو ...

۲۹ آذر 1398
20K
#رمان_همیشه قسمت بیست و دوم😘 کویاگا نمیدونست چی کار کنه پس صبر کرد و صبر کردم صبرکرد گریش رو پشت خندش پنهان کرد نیم ساعت گذشت ولی ویاتو نیومد کویاگا اومد پایین با دیدن کو ...

#رمان_همیشه قسمت بیست و دوم😘 کویاگا نمیدونست چی کار کنه پس صبر کرد و صبر کردم صبرکرد گریش رو پشت خندش پنهان کرد نیم ساعت گذشت ولی ویاتو نیومد کویاگا اومد پایین با دیدن کو تعجب کرد هنوز هم همگی خواب بودن ویاتو سر کویاگا داد کشید و گفت میخوای ...

۲۸ آذر 1398
14K
#رمان_همیشه قسمت بیست و یکم😘 شام که تموم شد ویاتو کویاگا رو صدا زد کویاگا با ترس و لرز کنار ویاتو ایستاد نگاهش میکرد ویاتو کویاگا رو محکم کشید جوری که نزدیک بود کویاگا روی ...

#رمان_همیشه قسمت بیست و یکم😘 شام که تموم شد ویاتو کویاگا رو صدا زد کویاگا با ترس و لرز کنار ویاتو ایستاد نگاهش میکرد ویاتو کویاگا رو محکم کشید جوری که نزدیک بود کویاگا روی زمین بیفته کشون کشون بردش طبقه بالا کویاگا میدونست یه خبراییه پس منتظر شد ببینه ...

۲۸ آذر 1398
19K
#رمان_همیشه قسمت بیستم😘 ناتالی داشت غذا درست میکرد کویاگا از اتاق بیرون آمد رفت داخل حیاط روی صندلی نشست درحالی که به ماه که میدرخشید نگاه میکرد به یراسا و رفتار ویاتو فکر میکرد پنج ...

#رمان_همیشه قسمت بیستم😘 ناتالی داشت غذا درست میکرد کویاگا از اتاق بیرون آمد رفت داخل حیاط روی صندلی نشست درحالی که به ماه که میدرخشید نگاه میکرد به یراسا و رفتار ویاتو فکر میکرد پنج دقیقه ای گذشت ناگهان کویاگا محکم از روی صندلی بلند شد ماجرا رو فهمیده بود ...

۲۴ آذر 1398
25K
#رمان_همیشه قسمت نوزدهم😘 کویاگا به هوش اومد که ناگهان صدای در اومد ناتالی و نیکو همینجور که غش کرده بودن از خنده اومدن تو ناتالی به ویاتو سلام کرد اما ویاتو چیزی نگفت ناتالی با ...

#رمان_همیشه قسمت نوزدهم😘 کویاگا به هوش اومد که ناگهان صدای در اومد ناتالی و نیکو همینجور که غش کرده بودن از خنده اومدن تو ناتالی به ویاتو سلام کرد اما ویاتو چیزی نگفت ناتالی با نیشخند گفت چیه میخوای یادت بدم سلام کنی نی نی جونی ویاتو با عصبانیت گفت ...

۲۳ آذر 1398
20K
#رمان_همیشه قسمت هفدهم😘 دوباره دعوای کویاگا و ویاتو شروع شد اینبار ویاتو دعوا رو شروع کرد اینبار اونقدر خشن رفتار کرد که کویاگا مات و مبهوت نگاه میکرد بلند بلند فریاد می کشید دوباره سر ...

#رمان_همیشه قسمت هفدهم😘 دوباره دعوای کویاگا و ویاتو شروع شد اینبار ویاتو دعوا رو شروع کرد اینبار اونقدر خشن رفتار کرد که کویاگا مات و مبهوت نگاه میکرد بلند بلند فریاد می کشید دوباره سر همون بهث همیشگی ویاتو گفت از جلوی چشمام گمشو دوباره برو دنبال بقیه نه منم ...

۲۲ آذر 1398
5K
#رمان_همیشه قسمت پانزدهم😘 نیکو ناتالی برای انتخاب لباس عروسی بیرون رفتن ویاتو هم برای اجاره تالار رفته بود کویاگا ویلچر یراسا رو تا توی حیاط برد یراسا گفت خودتم بیا بیا پایین کویاگا داخل حیاط ...

#رمان_همیشه قسمت پانزدهم😘 نیکو ناتالی برای انتخاب لباس عروسی بیرون رفتن ویاتو هم برای اجاره تالار رفته بود کویاگا ویلچر یراسا رو تا توی حیاط برد یراسا گفت خودتم بیا بیا پایین کویاگا داخل حیاط شد برای اولین بار بود که می خواست به کسی اعتراف بکنه بهش گفت من ...

۲۱ آذر 1398
4K
#رمان_همیشه قسمت سیزدهم😘 ناتالی رفته بود بیرون یه گشتی بزنه هینامی و کو تا اون نیومده خونه رو تمیز میکردن از لای وسایلهای ناتالی عکس نیکو افتاد بیرون که زیرش نوشته شده بود ازت متنفرم ...

#رمان_همیشه قسمت سیزدهم😘 ناتالی رفته بود بیرون یه گشتی بزنه هینامی و کو تا اون نیومده خونه رو تمیز میکردن از لای وسایلهای ناتالی عکس نیکو افتاد بیرون که زیرش نوشته شده بود ازت متنفرم اونم خوشخت و با رنگ قرمز هینامی متوجه نشد یهو کو در اتاق رو باز ...

۲۱ آذر 1398
3K
#رمان_همیشه قسمت دوازدهم😘 ناتالی دیگه گریه نمی کرد اخه مگه با وجود هینامی چان گریه معنایی داره؟؟ کویاگا دراز کشون رو تخت افتاده بود ویاتو اروم در گوشش گفت حالت خوبه قرصاتو خوردی؟؟ کویاگا گفت ...

#رمان_همیشه قسمت دوازدهم😘 ناتالی دیگه گریه نمی کرد اخه مگه با وجود هینامی چان گریه معنایی داره؟؟ کویاگا دراز کشون رو تخت افتاده بود ویاتو اروم در گوشش گفت حالت خوبه قرصاتو خوردی؟؟ کویاگا گفت آره خوبم قرصامم خوردم یراسا کجاس ؟؟ویاتو حرصش گرفت سعی کرد اروم باشه دندان هایش ...

۲۱ آذر 1398
3K
#رمان_همیشه قسمت هفتم😘 یراسا اروم اروم پشت ویاتو و نیکو حرکت میکرد و ناتالی کویاگا رو گرفته بود که نیفته توی راه ناتالی همش از کویاگا می پرسید که چته اما کویاگا جوابشو نمیداد زمانی ...

#رمان_همیشه قسمت هفتم😘 یراسا اروم اروم پشت ویاتو و نیکو حرکت میکرد و ناتالی کویاگا رو گرفته بود که نیفته توی راه ناتالی همش از کویاگا می پرسید که چته اما کویاگا جوابشو نمیداد زمانی که به خونه رسیدن کویاگا دراز کشید کف اتاق و یک ساعت تموم خوابید یراسا ...

۲۰ آذر 1398
2K
در دام نگاه خود گرفتارم کرد صیاد دلم نبود و آزارم کرد رویای قشنگ هر شبم بود ولی از خواب و شب و ستاره بیزارم کرد #زهرا_جهانخواهی_باران

در دام نگاه خود گرفتارم کرد صیاد دلم نبود و آزارم کرد رویای قشنگ هر شبم بود ولی از خواب و شب و ستاره بیزارم کرد #زهرا_جهانخواهی_باران

۳ آذر 1398
24
وقتی نایل ۱۴سالش بود خواب دید تمام غذا های دنیا از بین رفتن و وقتی که بیدار شد گریه کرد

وقتی نایل ۱۴سالش بود خواب دید تمام غذا های دنیا از بین رفتن و وقتی که بیدار شد گریه کرد

۲ مهر 1397
7
غذاهایی که قبل از خواب هرگز نباید بخورید 🍣 مرغ 🍣 شکلات تلخ 🍣 فست فود 🍣 غذاهای تند

غذاهایی که قبل از خواب هرگز نباید بخورید 🍣 مرغ 🍣 شکلات تلخ 🍣 فست فود 🍣 غذاهای تند

۱۵ خرداد 1396
9
سوگند کمیاب ناب ناب __________________________________________ چن روز پیشا ی خواب بد دیدم : دیدم همه عکسایی ک داشتم لو رفته بود بعد همه هم از اینست گرام ویس میذاشتن تو پیجاشون از خواب بیدار شدم ...

سوگند کمیاب ناب ناب __________________________________________ چن روز پیشا ی خواب بد دیدم : دیدم همه عکسایی ک داشتم لو رفته بود بعد همه هم از اینست گرام ویس میذاشتن تو پیجاشون از خواب بیدار شدم قبلم داشت تند تند میزد #ZIRZAMIN #SOGAND

۱۳ خرداد 1394
16
هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیر باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ار تند ترین آهو ...

هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیر باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ار تند ترین آهو باید تند تر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مرد فرقی ندارد آهو باشی یا ...

۲۱ اسفند 1393
6
هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیرباید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شدهر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ار تند ترین آهوباید تند تر ...

هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیرباید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شدهر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ار تند ترین آهوباید تند تر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مردفرقی ندارد آهو باشی یا شیر ، آفتاب که ...

۲۹ بهمن 1392
6
آخرین باری که قلبت تند زد... صدات لرزید و کف دستت عرق کرد کی بود!؟وچرا؟! جوااااااااب لطفا

آخرین باری که قلبت تند زد... صدات لرزید و کف دستت عرق کرد کی بود!؟وچرا؟! جوااااااااب لطفا

۱۵ آبان 1392
3