ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_شصت_و_شش از روش بلند شدم و گفتم : ععععع. مامانی جونم . تو مگه نیم ...

#پارت_شصت_و_شش


از روش بلند شدم و گفتم : ععععع. مامانی جونم . تو مگه نیم ساعت دیگه نمیومدی ؟
لونا:



عرق روی پیشونیم و پاک کردم و پاک کردم و گفتم : خب استاد چطور بود ؟
از روی صندلیش بلند شد و گفت : باور کن اگه میخوای فیلم بازی کنی من خودم فیلم نامشو مینویسما .
خندیدم و گفتم : دیگه در اون حدم نیس .
دستشو روی شونم گذاشت و گفت : اره بالا تره .
رو به همه ادامه داد : خب بچه ها . برای امروز کافیه . خدافظ همگی .
به سرعت رو به یوجین گفتم : من برم دیگه خوب.؟
با چشای غمگین نگاهم کرد و گفت : باشه . حتما .
ایستادم و بهش خیره نگاه کردم و گفتم : ایششش.خوب بابا . با خودم میارمت .
لبخندی زد . نه از اون لبخندای گله گشاد همیشگی که دندوناش دیده میشد نه . لبخندش....لبخندش خیلی غمگین بود .
دستشو گرفتم . انگشتاشو لای انگشتام فرو برد و همراهم اومد .
امروز باید به رستوران میرفتم و کمی دیرم شده بود .
--
+آپریل ...دوتا آبجو ببر برای میزه 8.
باشه ای گفت و ازم دور شد . وقتی دیدم کسی نیست جز همونا تو معازه ،روی صندلی کنار یوجین نشستم و گفتم: خب..چیشده ؟
سرشو پایین انداخت .
+ععع..من دوس ندارم ناراحت باشی . بگو چیشده ؟
دستشو لای موهاش برد و با لپای قرمز شده گفت : اگه یکی بهت بگه دوست دارم چیکار میکنی ؟
با گیجی گفتم : منظورت چیه ؟
تند تند سرشو بالا اورد و گفت : همین که گفتم . تو فقط جواب منو بده .
به میز خیره شدم و گفتم : خب بسته به ادمش داره اما من خودم یکی و دوس دارم .
مبهوت بهم خیره شد . سرشو به قدر تند اورد بالا که صدای شکستن قلبنجاشو شنیدم . با لحن ارومی گفت : چی ؟
+من...من قبل از اینکه بیام امریکا ، یکی و دوس داشتم . کسی که باعث شد از پوسته ی سردم بیرون بیام . باعث شد گریه کنم و کمی هم ضایع شم .
اب دهنشو قورت داد و گفت : هنوزم دوسش اری ؟
سرمو تکون دادم و گفتم : اره . اره دوسش دارم .
یوجین : من میتونم جاشو بگیرم ؟
سریع . درست مثل افتادن یک قطره ی بارون روی زمین . اونقدر سریع این جمله رو گفت که من شک کردم و پرسیدم : چی ؟
شمرده تر ادامه داد : من میتونم جاشو بگیرم نه ؟

--
عینک دودیشو روی چشاش زد و چمدونشو برداشت ودنبال خودش کشید . پاورتشو به زن مقابلش داد . بعد از چند دقیقه منتظر وایستاد تا سوار هواپیما بشه . این فرودگاه باعث ازار و اذیتش میشد .
اما خب باید خودشو قوی نشون میداد . گوشیشو از توی جیبش برداشت و نوشت : من دارم میام . خودتو اماده کنی بهتره .
وقتی سوار هواپیما شد ...هدفونشو روی گوشش گذاشت و به بیرون خیره شد .
--

درست چهار ساعت بعد وقتی رسید اولین کاری که کرد رفت به هتل . پشت پنجره ایستاد و به منظره ی شب روبه روش زل زد . چقدر فرق داشت .
اره خب ..امریکا با کره خیلی فرق داشت . مخصوصا شباش .
به تک تک ادمایی که روی زمین راه میرفتن خیره شد و اروم زمزه کرد : یعنی الان ممکنه تو یکی از اینا باشی ؟
پوزخندی زد و به ماه خیره شد : من اومدم ...ماهِ من .

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...