نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بیانیه ی جدید چن در اپلیکشین lysn😭

بیانیه ی جدید چن در اپلیکشین lysn😭 "سلام.چن هستم. بعد از فکر کردن های متوالی به اینکه چطور قلبم رو بهتون نشون بدم تصمیم گرفتم این رو برای اکسوال ها بنویسم. من نگرانم که با کلمات ناقصم شما صدمه ببینید،اما میخوام معذرت بخوام اول از تمام کسانی که منتظر بودند ...

۱۱ ساعت پیش
27K
#پارت_86 . به شکل زیبایی ارایش شده بودن و روی میز کنار تختم گزاشت و اروم از اتاق خارج شد که ملکه از روی تخت بلند شد و در حالی که از اتاق خارج میشد ...

#پارت_86 . به شکل زیبایی ارایش شده بودن و روی میز کنار تختم گزاشت و اروم از اتاق خارج شد که ملکه از روی تخت بلند شد و در حالی که از اتاق خارج میشد گفت:من با پدرت حرف میزنم...میدونم امروز یه سخنرانی مهم داری...حرف میزنم و متقاعدش میکنم تا ...

۱۲ ساعت پیش
31K
سلامممم حتی تو اتوبوسم در حال تایپ کردن داستانامم (عکسی ک گذاشتم) یاسمین💜 دانشگاه ثبت نام کردم و سرم حسابی گرم بچه ها و درسم شده بود البته رضا هم خیلی کمکم میکرد همیشه با ...

سلامممم حتی تو اتوبوسم در حال تایپ کردن داستانامم (عکسی ک گذاشتم) یاسمین💜 دانشگاه ثبت نام کردم و سرم حسابی گرم بچه ها و درسم شده بود البته رضا هم خیلی کمکم میکرد همیشه با خودم فکر میکردم اگ من جای رضا بودم این وضع تحمل میکردم توی دانشگاه با ...

۱۵ ساعت پیش
28K
#fic , #im,sorry , #yoonmin #یونگی : بر عکس تصورم که فکر میکردم با دیدنم بعد پنج سال خوشحال میشه ... خوشحال که نشد هیچ ... یه پوزخند هم گوشه لبش جا گرفت ... جیمین ...

#fic , #im,sorry , #yoonmin #یونگی : بر عکس تصورم که فکر میکردم با دیدنم بعد پنج سال خوشحال میشه ... خوشحال که نشد هیچ ... یه پوزخند هم گوشه لبش جا گرفت ... جیمین : از ماشین پیاده شدم و رفتم توی ساختمون ... تو طول مسیر حس کردم ...

۱۶ ساعت پیش
31K
یاسمین💙 اخر هفته رسید رضا با دسته گل اومد خونمون من تو اتاقم بودم و حرفاشونو گوش میکردم _نه پسرم نیازی ب حرف زدن تو نیس من با یاسی صحبت کردم راضیه از خداشم باشه ...

یاسمین💙 اخر هفته رسید رضا با دسته گل اومد خونمون من تو اتاقم بودم و حرفاشونو گوش میکردم _نه پسرم نیازی ب حرف زدن تو نیس من با یاسی صحبت کردم راضیه از خداشم باشه ک بخاد مادر بچه های خواهرش و زن تو بشه _اخه دلم نمیخاد اجباری در ...

۲۰ ساعت پیش
29K
قسمت ۲ جالبه بدونید که آنفولانزا در هفته اول اپیدمی در کشور ۵۶ نفر فوتی داشته ولی کرونا ۲ نفر اونهم مشکوک به کرونا که تازه فرستادن آزمایش سری دوم چرا مردم از آنفولانزا اینقدر ...

قسمت ۲ جالبه بدونید که آنفولانزا در هفته اول اپیدمی در کشور ۵۶ نفر فوتی داشته ولی کرونا ۲ نفر اونهم مشکوک به کرونا که تازه فرستادن آزمایش سری دوم چرا مردم از آنفولانزا اینقدر نترسیدن؟ داستان کرونا یک موضوع انحرافی برای ایجاد ترس برای عدم شرکت در انتخاباته. مثلا ...

۲۲ ساعت پیش
20K
قسمت ا در مورد کرونا هم باز، بازی رسانه ای دشمن است نگران نباشید دو روز دیگه بعد از انتخابات کلا کرونا فراموش میشه برای انداختن ترس تو جون مردم همه کار می‌کنند یادتونه برای ...

قسمت ا در مورد کرونا هم باز، بازی رسانه ای دشمن است نگران نباشید دو روز دیگه بعد از انتخابات کلا کرونا فراموش میشه برای انداختن ترس تو جون مردم همه کار می‌کنند یادتونه برای ۲۲ بهمن چه زوری زدن که مردم رو بترسونند؟ الان هم دقیقا همونه سوال من ...

۲۲ ساعت پیش
27K
#پارت_۱۲۷ #آخرین_تکه_قلبم آهو: من چطور می تونم اسم همچین کسیو بزارم پدربزرگ؟ پوزخندی زدم: یهو یه چیز سنگین خورد تو سرم از شدت درد چشممو بستم و نشستم روی زمین _آی.. و تکیه دادم به ...

#پارت_۱۲۷ #آخرین_تکه_قلبم آهو: من چطور می تونم اسم همچین کسیو بزارم پدربزرگ؟ پوزخندی زدم: یهو یه چیز سنگین خورد تو سرم از شدت درد چشممو بستم و نشستم روی زمین _آی.. و تکیه دادم به دیوار پشت سرم. کم کم چشمام تار شد ** نیاز یه چیزی جو خونه رو ...

۱ روز پیش
57K
💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت147 نیلوفر: دلم نمی خواست از تخت دل بکنم ولی خیلی خوابمم میومد اون آرامشی که می خواستم الان همینجا بود ولی مال من نبود نمی دونم چرا گریه ام ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت147 نیلوفر: دلم نمی خواست از تخت دل بکنم ولی خیلی خوابمم میومد اون آرامشی که می خواستم الان همینجا بود ولی مال من نبود نمی دونم چرا گریه ام گرفت واشک از چشام سرازیر شد از همونجا رو تخت جای جای اتاقش رو نگاه ...

۱ روز پیش
30K
عشق عجیب و غریب پارت اول یه نا از خواب بلند شدم . دوش گرفتم .لباس فرم دبیرستان رو پوشیدم .مو هامو دم اسبی بستم .کوله مو برداشتم و به طرف اتاق نایون حرکت کردم ...

عشق عجیب و غریب پارت اول یه نا از خواب بلند شدم . دوش گرفتم .لباس فرم دبیرستان رو پوشیدم .مو هامو دم اسبی بستم .کوله مو برداشتم و به طرف اتاق نایون حرکت کردم ‌. در زدم .نایون نایون بیداری ؟ نایون : بیدارم بیا تو در و باز ...

۱ روز پیش
28K
رمان عشق من و تو پارت_۲۸ در باز شد و بوی گل رز و مریم با عطر خیلی اشنایی تو کل اتاق پیچید راشا:اجازه هست؟؟ و من ناباور سرم رو بلند کردم و بهش زل ...

رمان عشق من و تو پارت_۲۸ در باز شد و بوی گل رز و مریم با عطر خیلی اشنایی تو کل اتاق پیچید راشا:اجازه هست؟؟ و من ناباور سرم رو بلند کردم و بهش زل زدم که لبخندش یواش یواش جمع شد اخم کرد دست گل رو اروم کنارم رو ...

۱ روز پیش
59K
رمان عشق من و تو پارت_۲۷ تق تق قند رو کوبیدم به هم وااای از بچگی ارزوم بود قند رو سر عروس و داماد بسابم +دوشیزه خانم رها خجسته ایا به بنده وکالت میدهید شما ...

رمان عشق من و تو پارت_۲۷ تق تق قند رو کوبیدم به هم وااای از بچگی ارزوم بود قند رو سر عروس و داماد بسابم +دوشیزه خانم رها خجسته ایا به بنده وکالت میدهید شما را به عقد و نکاح جناب اقای رادوین رستاخیز با مهریه معلوم در بیاورم؟وکیلم مادرم ...

۱ روز پیش
63K
وقتی با جیمین قسمت آخر سریال مانکن رو میبینی زیاد خونه نمیموند که وقتی باشه که باهم سریال ببینیم همش کمپانی بود منم که اگه پامو از خونه میزاشتم بیرون فن ها حمله میکردن پس ...

وقتی با جیمین قسمت آخر سریال مانکن رو میبینی زیاد خونه نمیموند که وقتی باشه که باهم سریال ببینیم همش کمپانی بود منم که اگه پامو از خونه میزاشتم بیرون فن ها حمله میکردن پس باید خودم سر خودمو گرم میکردم چند وقت پیش ها یکی از دوستام که تازه ...

۱ روز پیش
46K
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی...وقتی می مانی و تحمل می کنی از خودت یک احمق می سازی...! . از آنجاییکه

گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی...وقتی می مانی و تحمل می کنی از خودت یک احمق می سازی...! . از آنجاییکه "ترک شدن" معمولا این تفکر را به همراه دارد که من " دوست داشتنی" نیستم و از آنجاییکه افراد تاب و تحمل روبرو شدن با این تفکر ...

۲ روز پیش
32K
درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم ...

درسته... بعضی آهنگا کار ماشین زمان رو انجام میدن و تورو میبرن به زمان و مکانی که فراموشش کرده بودی. اون موقع که این آهنگ اومد دبیرستانی بودم. یه دوست کله شق و بامزه داشتم که پایِ همه جور دیوونگی بود. کله شق و پرحرف و شیطون بود تا روزی ...

۲ روز پیش
72K
لطفا متنو بخونین و ایراداشو بگین میخام برا جایی بفرستمش: اواخر تابستان چندتا از پسربچه های همسایه مان سه توله سگ به کوچه آوردند .گفتیم هرچه زودتر توله هارا برگردانید گوش ندادند. کنار خانه ما ...

لطفا متنو بخونین و ایراداشو بگین میخام برا جایی بفرستمش: اواخر تابستان چندتا از پسربچه های همسایه مان سه توله سگ به کوچه آوردند .گفتیم هرچه زودتر توله هارا برگردانید گوش ندادند. کنار خانه ما برایشان سرپناهی ساختند. اوایل غذایشان میدادند یکی دو هفته بعد دیگر کسی نیامد. ما که ...

۲ روز پیش
78K
لطفا یا کتاب نخون یا اگه خوندی زیاد بخون و همیشه بخون. اگر نگم مهم‌ترین موضوع، یکی از موضوعات مهم در کتاب خوندن اینه که همیشه کتاب بخونی و به دنبال این باشی که کتاب‌های ...

لطفا یا کتاب نخون یا اگه خوندی زیاد بخون و همیشه بخون. اگر نگم مهم‌ترین موضوع، یکی از موضوعات مهم در کتاب خوندن اینه که همیشه کتاب بخونی و به دنبال این باشی که کتاب‌های بهتر و خوبی مطالعه کنی، حالا با هر تعریفی که از کتاب خوب داری. باور ...

۲ روز پیش
63K
#پارت_76 . با جدیت داشتم بازی میکردم و حواسم بود بقیه تغلب نکنن که یهو صدای اریک از داخل گوشی خاله بلند شد که انگار داشت با مجری برنامه ای حرف میزد و میگفت:خیلی خوشحالم ...

#پارت_76 . با جدیت داشتم بازی میکردم و حواسم بود بقیه تغلب نکنن که یهو صدای اریک از داخل گوشی خاله بلند شد که انگار داشت با مجری برنامه ای حرف میزد و میگفت:خیلی خوشحالم که بالاخره جنگ بین ایران و انگلیس به حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده و ...

۳ روز پیش
144K
خیابونو با چشمام چک کردم سعی کردم از حفظ و بدون نگاه کردن چهار رقم اخر شمارشو وارد کنم تا اندروید باقی زحمتشو بکشه مدت زیادی پشت خط نموندم با لهجه مادریم باهاش صحبت کردم ...

خیابونو با چشمام چک کردم سعی کردم از حفظ و بدون نگاه کردن چهار رقم اخر شمارشو وارد کنم تا اندروید باقی زحمتشو بکشه مدت زیادی پشت خط نموندم با لهجه مادریم باهاش صحبت کردم +سِلا مَلِکُــــم ، خوب هَسدِن،خوشِن،سِلامَدِن؟ با این ابزار من فقط صداشو میشنیدم ولی پرتره لبخند ...

۳ روز پیش
81K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۳ روز پیش
93K