ویژه کنید
عکس و تصویر #دوقلوهای_شیطون #پارت21 چان کشیدمش تو بغلم محکم بغلم کرد آنیسا:سکته کردم دیونه نمیشد بهم بگی ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت21
چان
کشیدمش تو بغلم محکم بغلم کرد
آنیسا:سکته کردم دیونه نمیشد بهم بگی
من:اونوقت اینقدر خاص نبود بود؟
آنیسا:نه واقعا نبود آقایی خاص ما
من:اهم بلع دیگه پس چی فک کردی
خوب تموم شد بریم بنظرت
آنیسا:آره آره اه نه نمیتونم
من:چرا؟
آنیسا:بابا هنوز.کلی چیز میز دیگه مونده باید برم یه برنامه تلویزیونی بعدم بریم واسه مارک نایک تبلیغ کنیم هووو هزارتا کار دیگه حیف شد دفعه بعدی حتما جبران میکنم
من:حتی فکرشم نکن
دستشوگرفتم ازدرزدم بیرون زدزیر خنده
آنیسا:از پیش مدیر جیم نزده بودم که به لطفت انجام شدش
من:خواهش میکنم
آنیسا:وای چان دیشب آیسان گریش گرفته بود تنها میمونه
من:چرا از چیزی میترسه
آنیسا:نه بابا اون نترس ترینه دختری به شجاعی اون ندیدم
من:منم به خوش خنده ای تو ندیدم
آنیسا لبخندی زیبایی تحویلم داد خیلی دوسش داشتم هرچند این دوستی بع اجبار بود اما بهترین اجبار زندگیم بود
آنیسا:چان واستا یه لحظه
وایستادم رفت پایین روبه رویی گارد ریل ها وایستاد نفس عمیقی کشید کنارش وایستادم دستامو گرفت تویی دستش
آنیسا:چان خوشحالم که خواننده شدم خوشحالم که معلمم شدی و خوشحالم که اجبارم شدی
من:منم همینطور
سرشو گذاشت روشونم باهم نگاه کردیم به منظره شهر که با لامپا برق میزد
آنیسا:چان اگه یه روز بابام بیاد دنبالم از خوانندگی کناره گیری کنم تو بازم کنارم میمونی؟
من:دیونه شدی معلومه میمونم که
آنیسا:اگه بگه باید کناره گیری از خوانندگی چی اون موقع هم اینطوری؟
من:نمیدونم ولی به احتمال زیاد آره خودت چی؟
آنیسا:من از اولم راضی به خوانندگی نبودم که الآن وابستش بشم معلومه کناره میگیرم به خاطر رسیدن به تو حاضرم از رویام که اینه بگذرم چون تو رویا و واقعیت بزرگ منی
باورم نمیشد
آنیسا:اینارو خوب گوش کن چون کم پیش میاد بگم بهت فهمیدی خیلی دوست دارم خیلی
مونده بودم واقعا شوکه بودم گرفتمش توبغلم
من:آنیسا لطفا اینکارو نکن من طاقت ندارم ها طاقتم کمه
آنیسا:چیش بی جنبه راستی من گشنمه بریم ناهار بخوریم هوم؟
من:بزن بریم منم خیلی گشنمه
آنیسا:وای آیسان عاشق سوشی ماهی براش یکم بگیرم
من:ای به چشم
آنیسا:خیلی خوبی لعنتی
رفتیم رستوران مخصوص سوشی
من:راستی آنیسا کی فارسی رو یاد گرفتی؟
آنیسا:میدونی وقتی با آیسان چت میکردم نمیدونستم چرا ئ براچی اما ققط میخواستم با زبون خودش باهاش حرف بزنم اونم بهم خیلی کمک کرد میدونی زبون ایرانی جذاب بود شاعرایی که داشت فرهنگ هایی قدیمیشون برام جذاب بود
بالبخند به چهرش خیره بودم از کی این چهره برام اینقدر خاص و الهام بخش شد فک کنم از.همون روزی که لباسمو پاره کردش آره همون روز بود

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...