ویژه کنید
عکس و تصویر #دوقلوهای_شیطون #پارت20 آنیسا هوف خدایا چرا زمان دیر میگذره ایسو:وایییی آنیسا سرمون رفت خیرسرمون میخوایم ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت20
آنیسا
هوف خدایا چرا زمان دیر میگذره
ایسو:وایییی آنیسا سرمون رفت خیرسرمون میخوایم بخوابیم اه
من:ببخشید
مارنی:ببخشید بخوره تو اون کلت یکساعت دیگه پرواز میشینه بعدم میریم هتل نمیشه بخوابیم
من:اهه بگیرین بخوابین دیگه هیع ورور خف کنین
میا:عزیزم میدونم نگرانی چیزیش نمیشه بگیر بخواب
من:اما..
میا:دیگه ساکت شو بگیر بخواب شب خوش
خوابید منم بیخیال خیال بافی شدم سرمو تکیه دادم و خوابیدم با تکون هایی کسی از خواب بیدار شدم
من:اه چیشده رسیدیم
میرا:آره عزیزم بریم دیگه
من:میرا من ته نیستم هیع عزیزم عزیزم میبندی به ریشم
میرا:خیلی بدی اصلا لیاقت نداری بیا بریم پایین
چهرش گرفته بود حسابی بهش با شونم ضربه زدم
من:چیزی شده میرا؟ بین تووته چیزی شده
میرا:اوهوم هان نه باباچیزی نشده نه
من:خوب بگو چیشده میدونی که میتونی بهم بگی هوم؟
میرا:آنیسا نمیدونم چیکار کنم خیلی زود اعصبی میشه تایکی طرفدارایی پسرم باهام گرم میگیره زود از کوره در میره حتی باجین باورت میشه باجینم حرف میزنم میخندم میگه آره جین دوس داری یا اون طرفدارتو بااون دوتا قرار بزار چرا بامن قرار میزاری!
من:عزیزم ته یکم حساسه دوس داره فقط برایی اون بخندی میدونی که خودش حتی گفته کسی رو میخواد که فقط اونو دوس داشته باشه نگران نباش اگه زود اعصبی میشه یعنی اینکه دوس نداره کسی حتی یک صدم تورو ازش بگیره
میرا:ممنونم بابت حرفات و گوش دادنت خیلی بهتر شدم
من:خواهش ولی خودتم باهاش حرف بزن از طرف خودت مطمئن کنش
میرا:خوشحالم خوب امروز کنسرت بعدم مراسم امضا داریم آماده ای
من:آری امیدوارم خوب پیش بره
کنسرت تموم شدش موقع امضا که رسیذ هرچی طرفدار پسر بود به تور من میخورد لامصب منم همش اون لبخند خوشگلامو تحویلشون میدادم باهاشون حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد ااا چان که
من:بله جانم
چان:مگه صدبار نگفتم کیوت بازی درنیار جلویی اون همه چشم دریده گفتم یا نگفتم من رویی تو غیرت انداختم
از خنده قرمز شدم قش قش میخندیدم اخه این تیکه رو فارسی گفته بود
من:وای چان خیلی بانمک بودی چشم
چان:آفرین حالام مثل دختر خوب بشین و امضا اون سوشرت ابی روبده
من:از کحا میدونی کجایی
چان:زیر میز
پرده رویی میز زدم بالا
چان:من زیر میز جامیشم اما صدام اینطوری.میاد بنظرت؟
من:کجایی لعنتی هان بگو دیگه
چان:آخر سالن ببین
کلمو این مرغا به ته سالن بلند کردم
چان:خدایی نگاه میکنی
من:اذیت نکن کجایی!؟
چان:سمت میز میرا بیین
نگاه کردم ای خدا دارم خواب میبینم اونجا وایستاده بود داشت نگاهم می کرد میرا لبخندی زد کلاهشو برداشت همه دخترا جیغ میکشیدن اومد سمتم دیدم بقیشونم هستن قلبم گنجیاش این یکی رو نداشت اومد اونور میز و منو کشید تو بغلش

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...