نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

آدمها بین ساعت یک ربع به هفت، هفت، و هفت و ده دقیقه فرقی قائل نیستند، وقتی با تأخیر سر قرار میرسند بجای عذرخواهی میگویند: اِ ؟ خیلی وقته اومدی ؟! بنابراین ارزش کسی که ...

آدمها بین ساعت یک ربع به هفت، هفت، و هفت و ده دقیقه فرقی قائل نیستند، وقتی با تأخیر سر قرار میرسند بجای عذرخواهی میگویند: اِ ؟ خیلی وقته اومدی ؟! بنابراین ارزش کسی که هر روز سر ساعت هفت در محل کار حاضر است الزاما حفظ نمیشود، بلکه کسی ...

۷ ساعت پیش
19K
رمان دخترای شیطون پارت_۸۶ بهنود:چرا خوشگلم فرداشب شب عروسیمونه نمیخوای شاد باشی من:منظورت روز مرگ منه اینم باید بهت بگم که به اراد محرم شدم عصبی منو انداخت رو زمین بلند شد موهامو کشید همونجور ...

رمان دخترای شیطون پارت_۸۶ بهنود:چرا خوشگلم فرداشب شب عروسیمونه نمیخوای شاد باشی من:منظورت روز مرگ منه اینم باید بهت بگم که به اراد محرم شدم عصبی منو انداخت رو زمین بلند شد موهامو کشید همونجور که موهامو میکشید منو از پله ها برد بالا دیدم داره میره سمت اتاق اراد ...

۱ روز پیش
28K
. به خدیج گفتم یکاری کن بریم رحمانو ببینیم.. گفت: گلاره تو که میدونی اقارحمان تنها زندگی میکنه،رفتنِ ما به اونجا اصلا درست نیست، بهترین کار اینه که با مادرامون بریم.. گفتم یعنی چی؟ گفت: ...

. به خدیج گفتم یکاری کن بریم رحمانو ببینیم.. گفت: گلاره تو که میدونی اقارحمان تنها زندگی میکنه،رفتنِ ما به اونجا اصلا درست نیست، بهترین کار اینه که با مادرامون بریم.. گفتم یعنی چی؟ گفت: یعنی من امروز به مادرم میگم: یکم اش درست کنه ببریم برای معلم، تو هم ...

۱ روز پیش
39K
عین بلبل زبون باز کردم و تند و پشت سر هم گفتم: یعنی چی این حرفا ؟..مگه من بادیگارد یا مشاور و دستیارشم؟..من فقط پرستارش بودم..همیشه کاراش و مخفیانه انجام می داد..بدون اینکه بهم بگه ...

عین بلبل زبون باز کردم و تند و پشت سر هم گفتم: یعنی چی این حرفا ؟..مگه من بادیگارد یا مشاور و دستیارشم؟..من فقط پرستارش بودم..همیشه کاراش و مخفیانه انجام می داد..بدون اینکه بهم بگه کجا میره چمدونش و می بست و تا 1 ماه هم پیداش نمی شد وقتی ...

۱ روز پیش
44K
https://agahi90.ir/adv-74574.aspx رپورتاژ آگهی ارزان و بک لینک شما (2020) هوالرزاق با سلام و عرض احترام برترین و با کیفیت ترین و ماندگارترین نوع تبلیغات و لینک سازی ثبت رپورتاژ آگهی است. شما زمانی که لینک ...

https://agahi90.ir/adv-7457... رپورتاژ آگهی ارزان و بک لینک شما (2020) هوالرزاق با سلام و عرض احترام برترین و با کیفیت ترین و ماندگارترین نوع تبلیغات و لینک سازی ثبت رپورتاژ آگهی است. شما زمانی که لینک های خود را در غالب یک متن خوب با یک یا چند تصویر حرفه ای ...

۱ روز پیش
47K
*جزئیات تازه از خروج هواپیمای کاسپین از باند فرودگاه ماهشهر* سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری: 🔹 هواپیمای بوئینگ MD شرکت هواپیمایی کاسپین از مبدا تهران در ساعت ۷:۵۰ صبح امروز پس از فرود در باند فرودگاه ...

*جزئیات تازه از خروج هواپیمای کاسپین از باند فرودگاه ماهشهر* سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری: 🔹 هواپیمای بوئینگ MD شرکت هواپیمایی کاسپین از مبدا تهران در ساعت ۷:۵۰ صبح امروز پس از فرود در باند فرودگاه ماهشهر از باند خارج شد که علت آن در دست بررسی است. 🔹 بلافاصله تیم ...

۱ روز پیش
8K
پارت دوم ۱۴:۱۲ امروز،قراره بعد از ۱ هفته برگردیم تهران شیراز خیلی خوب بود امیدوارم زودتر برگردیم ۲:۵۰ میدونم الان خیلی دیره ولی یک خبر مهم براتون دارم ما قراره به کانادا مهاجرت کنیم چون ...

پارت دوم ۱۴:۱۲ امروز،قراره بعد از ۱ هفته برگردیم تهران شیراز خیلی خوب بود امیدوارم زودتر برگردیم ۲:۵۰ میدونم الان خیلی دیره ولی یک خبر مهم براتون دارم ما قراره به کانادا مهاجرت کنیم چون اینجا دیگه امن نیست قراره ناتالی و مامان ساعت ۶ صبح میرسن تهران تا با ...

۲ روز پیش
15K
پارت 54 من : اما ما واسه پیدا کردن گردنبند من برگشتیم همونجا و تو هم که عجله ما رو برای رفتن دیدی بیشتر شک کردی و کلا با روشات گیرمون انداختی . سرش رو ...

پارت 54 من : اما ما واسه پیدا کردن گردنبند من برگشتیم همونجا و تو هم که عجله ما رو برای رفتن دیدی بیشتر شک کردی و کلا با روشات گیرمون انداختی . سرش رو تکون داد و گفت : همش همین بود . من : این ماموریت چیه ؟ ...

۲ روز پیش
41K
خوشحال شدم هرچند که احتمالشو میدادم که با انتقالیم موافقت بشه همیشه انتقال نیروی کار از تهران به شهرستان ها خیلی راحت انجام میشه و این فرآیند اگه برعکس شه امکان انجام شدنش خیلی پایینه ...

خوشحال شدم هرچند که احتمالشو میدادم که با انتقالیم موافقت بشه همیشه انتقال نیروی کار از تهران به شهرستان ها خیلی راحت انجام میشه و این فرآیند اگه برعکس شه امکان انجام شدنش خیلی پایینه حواسمو دوباره گرم نگاه نه چندان کنجکاو مدیر دبیرستان کردم +اممم...والا پدر بیمار هستن دکترشون ...

۲ روز پیش
61K
#پارت۱۲۹ گلبهار: من که تو همین یکیش موندم...کی بزرگ بشه! خندیدم و گفتم: ـ تا دلتم بخواد...پسر به این خوبی، امیدوارم خدا به منم یه پسر بده مثل یوسف، شیرین و بانمک! گلبهار: ایشالله. یک ...

#پارت۱۲۹ گلبهار: من که تو همین یکیش موندم...کی بزرگ بشه! خندیدم و گفتم: ـ تا دلتم بخواد...پسر به این خوبی، امیدوارم خدا به منم یه پسر بده مثل یوسف، شیرین و بانمک! گلبهار: ایشالله. یک ساعتی با شوخی و حرف گذشت. *** بالاخره انقلاب شد، همه از رفتن شاه خوشحال ...

۲ روز پیش
62K
هیچکس بهم اجازه دادگاه رفتن نداد، اما منم اجازه اومدن کیان رو ندادم ! بازم شده بودم همون ارغوان آینه ی دق... صحنه‌های اون فیلم جلوی چشمم بود! عشوه های سونیا وقتی که پا گذاشت ...

هیچکس بهم اجازه دادگاه رفتن نداد، اما منم اجازه اومدن کیان رو ندادم ! بازم شده بودم همون ارغوان آینه ی دق... صحنه‌های اون فیلم جلوی چشمم بود! عشوه های سونیا وقتی که پا گذاشت به خونم !! خدا میدونه اونجا چه خبر بوده!!! از اینکه بعد از اون اجازه ...

۳ روز پیش
51K
صدام در نمیومد که حرف بزنم ، گلوم خشک شده بود! توی سرم حرف های کیان این طرف و اون طرف می‌رفت! ولی امکان نداره!!! کیان منو خیلی دوست داره!! خودش گفت همه بد اخلاقیامو ...

صدام در نمیومد که حرف بزنم ، گلوم خشک شده بود! توی سرم حرف های کیان این طرف و اون طرف می‌رفت! ولی امکان نداره!!! کیان منو خیلی دوست داره!! خودش گفت همه بد اخلاقیامو تحمل کرده که من عاشقش بشم!!!! الان چرا باید بهم خیانت کنه؟ اونم با سونیا ...

۳ روز پیش
79K
دلم یکم آروم گرفت . بلند شدم دوش گرفتم و رفتم باشگاه، یه کم خرید کردم و برگشتم خونه! ناهار خوردم و داشتم فیلم میدیدم که گوشیم زنگ خورد. اول فکر کردم کیانه ، ولی ...

دلم یکم آروم گرفت . بلند شدم دوش گرفتم و رفتم باشگاه، یه کم خرید کردم و برگشتم خونه! ناهار خوردم و داشتم فیلم میدیدم که گوشیم زنگ خورد. اول فکر کردم کیانه ، ولی یه شماره خارج از ایران بود و البته ناشناس.... جواب دادم: بله؟ یه صدایی که ...

۳ روز پیش
46K
چند دقیقه بعد خودش گفت : ارغوان من دوست ندارم تو کار بکنی ، برای اوقات بیکاریت برو باشگاه! برو کلاس ! حالا هر چی که دوست داری؛ برو یه زبان دیگه یاد بگیر ؛ ...

چند دقیقه بعد خودش گفت : ارغوان من دوست ندارم تو کار بکنی ، برای اوقات بیکاریت برو باشگاه! برو کلاس ! حالا هر چی که دوست داری؛ برو یه زبان دیگه یاد بگیر ؛ اما اجازه کار کردن بهت نمیدم !! لطفاً دیگه نگو. ناراحت شدم، یکم هم لبام ...

۳ روز پیش
64K
یه شب که با کیان جلوی تلویزیون نشسته بودیم و کیان، مثل فیلم ندیده ها، با دهن باز ، داشت فیلم بُکُش بُکُشی تماشا می کرد ! و من مسئول میوه گذاشتن توی دهنش بودم، ...

یه شب که با کیان جلوی تلویزیون نشسته بودیم و کیان، مثل فیلم ندیده ها، با دهن باز ، داشت فیلم بُکُش بُکُشی تماشا می کرد ! و من مسئول میوه گذاشتن توی دهنش بودم، و اصلا هم به تلویزیون نگاه نمی کردم ؛ تلفن زنگ خورد!!! هر دو با ...

۳ روز پیش
41K
🔴 آن روز دیر نخواهد بود! 🔹 موج #وطن‌فروشی ادامه دارد و همچنان طبق دستورالعمل بعنوان مکمل تحریم‌ها در حال اجراست! روزی را تاریخ خواهید دید که ایران عزیز ما از این مشکلات و سختی‌ها ...

🔴 آن روز دیر نخواهد بود! 🔹 موج #وطن‌فروشی ادامه دارد و همچنان طبق دستورالعمل بعنوان مکمل تحریم‌ها در حال اجراست! روزی را تاریخ خواهید دید که ایران عزیز ما از این مشکلات و سختی‌ها عبور کرده و به بالاترین قله پیشرفت خواهد رسید. 🔸 شبیه ایرانیانی به آمریکا نامه ...

۳ روز پیش
13K
رفتم تو تا مامان رو صدا بزنم..بابام تو اتاق نبود..مامان به پشت خوابیده بود و صورتش مهتابی تر از همیشه بود.. با لبخند نشستم کنارش و دستشو گرفتم تا صداش کنم که از سردی دستش ...

رفتم تو تا مامان رو صدا بزنم..بابام تو اتاق نبود..مامان به پشت خوابیده بود و صورتش مهتابی تر از همیشه بود.. با لبخند نشستم کنارش و دستشو گرفتم تا صداش کنم که از سردی دستش تنم لرزید..تو دلم خالی شد و شروع کردم به تکون دادنش..صدام می لرزید و با ...

۳ روز پیش
38K
سرمو تکون دادم و قاشقی که داشت باهاش سیب زمینیا رو سرخ می کرد و از دستش گرفتم.. مامان رفت بیرون و صداشون رو می شنیدم که داشتن سلام علیک می کردن..ولی کم کم صداشون ...

سرمو تکون دادم و قاشقی که داشت باهاش سیب زمینیا رو سرخ می کرد و از دستش گرفتم.. مامان رفت بیرون و صداشون رو می شنیدم که داشتن سلام علیک می کردن..ولی کم کم صداشون تو صدای جلز و ولز کردن سیب زمینی ها که داشتن تو روغن ِ داغ ...

۳ روز پیش
43K
خانه را عوض کرده بودیم و از محله ی قدیمی رفته بودیم به اجبار مدرسه ام را هم عوض کردم یک هفته ای از شروع کلاس ها گذشته بود که به مدرسه ی جدید رفتم ...

خانه را عوض کرده بودیم و از محله ی قدیمی رفته بودیم به اجبار مدرسه ام را هم عوض کردم یک هفته ای از شروع کلاس ها گذشته بود که به مدرسه ی جدید رفتم آن روز ها سوم راهنمایی بودم جو عجیبی داشت آن مدرسه انگار که تمام دانش ...

۴ روز پیش
79K