ویژه کنید
عکس و تصویر دنبال خودم میگشتم در هرچیزی آرامش را جستجو میکردم؛ حال آنکه فراموش کرده باشم من ...

دنبال خودم میگشتم در هرچیزی آرامش را جستجو میکردم؛
حال آنکه فراموش کرده باشم من خالق آرامش خویشتنم نه خریدارش،
راه به جایی نمی‌برم چون چشمانم را به یافتن راه به انتظارگذاشته ام نه ساختنش!
انزجاری درونی، رخنه ای از درد که برخود روا داشته بودم؛
چیزی در من خالی بود، نبود، یا شاید سرجای خودش نبود! نمی‌دانم
زمان گذشت
من بزرگتر شدم، شاید،
شاید اندکی عاقلتر نمی‌دانم!
اما مطمئنا آموختم؛
دانستم هرگریه کردنی ارمغان روزی سخت نیست که بهترین و با طراوت ترین روزها از پس گریستن ابرها از راه می رسند
دانستم جهان این سراسر سِرِ بی مهر چنان گذراست که اگر دمی خودرا گم کنم دیگر هرگز از محاصره تشویش هایش رهایی نخواهم یافت،
دانستم زمان این مزدور عجول چنان در شتاب است که لحظه ای برای دَر کردن خستگی هایم درنگ نمی‌کند!
دانستم از پس تاریکی ها روشنی خواهد رسید اگر در امید روشنایی برای وصال آنچه انتظارش را میکشم تلاش کنم....!

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...